شمارهٔ ۹۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت شخصی خاص اشاره میکند که سایهاش بر دیگران تأثیر عمیق میگذارد. او با استفاده از استعاره، نشان میدهد که این زیبایی میتواند حتی از نور آسمانی نیز تاثیرگذارتر باشد. هر کسی که به این شخص نزدیک شود، سرانجام دلش را از دست میدهد و به نوعی تسلیم زیبایی او میشود. همچنین، شاعر آرزو دارد که هر روز چهره این معشوق بر او بیافتد و شور و شوقش را برانگیزد. در نهایت، او با تشبیه احساسات و گریهاش به خاشاکی که به دریا افتاده، نشان میدهد که احساساتش چقدر ناتوان و آسیبپذیر هستند.
سایه ای کز قد و بالای تو بر ما افتدبه ز نوریست که از عالم بالا افتد
هوش مصنوعی: سایهای که از قد و قامت تو بر ما میافتد، از نوری که از آسمان میتابد، بهتر است.
هر کجا دیده بر آن قامت رعنا افتدرود از دست دل زار و همه جا افتد
هوش مصنوعی: هر جایی که چشمانم به آن اندام زیبا بیفتد، دلِ ناتوانم از دست میرود و در همه جا این احساس را تجربه میکنم.
هر که در کوی تو روزی بهوس پای نهادعاقبت هم بسر کوی تو از پا افتد
هوش مصنوعی: هر کسی که یک بار در مسیر تو قدم بگذارد، در نهایت ناچار خواهد شد که دوباره به همان جا برگردد.
آنکه افتد سر ما در گذر او همه روزکاش! روی گذر او بسر ما افتد
هوش مصنوعی: کسی که همواره در خاطر ماست، ای کاش هر روز به یادش باشیم! کاش نگاهش بر سر ما بیفتد.
افتد از گریه تن زار هلالی هر سوهمچو خاشاک ضعیفی که بدریا افتد
هوش مصنوعی: از شدت گریه، حالتی زار و نزار پیدا کردهام، به گونهای که مثل خاشاک ضعیفی که به دریا میافتد، در هر جهتی پراکنده میشوم.