شمارهٔ ۲۴۸
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و ارادت شاعر به معشوق است. شاعر در آن به تواضع خود اشاره میکند و میگوید که حتی نمیتواند خود را همسطح معشوق قرار دهد. او از دور نگاهی به او دارد و در عین حال به delicacy و نازکی معشوق نیز احترام میگذارد. شاعر به بیان محبت و عشق خود میپردازد و آرزو دارد که در نهایت با آرامش و دل آرام و در کنار معشوق قرار گیرد. در نهایت، شاعر خود را پرستندهی معشوق میداند و همواره دلش به سوی اوست، هر کجا که برود.
مرا چه زهره که گویم: غلام روی تو باشم؟سگ غلام غلام سگان کوی تو باشم
هوش مصنوعی: من چقدر جرات داشته باشم بگویم که بنده زیبایی تو باشم؟ حتی سگِ بندهی بندههای تو هم مایلم باشم.
اگر به سوی تو گاهی کنم ز دور نگاهیهنوز بر حذر از نازکی خوی تو باشم
هوش مصنوعی: اگر گاهی از دور به تو نگاه کنم، هنوز هم از نازکخویی و ظرافت تو احتیاط میکنم.
چو سر عشق تو گفتن میان خلق نشایدبه گوشهای بنشینم، به گفتگوی تو باشم
هوش مصنوعی: وقتی سخن از عشق تو به میان میآید، نمیتوانم در جمع دیگران صحبت کنم؛ بهتر است در گوشهای بنشینم و تنها با تو گفتگو کنم.
زهی خجسته زمانی! که بعد مرگ رقیباننشسته، با دل آسوده، روبروی تو باشم
هوش مصنوعی: چه خوش وقتیای! زمانی که بعد از مرگ رقیبان، با خیالی راحت و دل آرام، در مقابل تو باشم.
تو آن بتی، که من بتپرست همچو هلالیبه هر کجا که روم، روی دل به سوی تو باشم
هوش مصنوعی: شما همچون مجسمهای زیبا هستید که من به شما عشق میورزم و مانند هلال ماه که هر جا میرود، به سمت شما مینگرد و دلم همیشه به سوی شماست.