تناجی
هلالی جغتایی

شمارهٔ ۳۰۸

از فراق آن پری هر دم فزون شد درد منساخت ظاهر درد دل را اشک و رنگ زرد من
تا بکی از عشق او جور و جفا خواهم کشید؟ای رفیقان، سوخت دیگر جان غم پرورد من
گرچه دور از آستان دوست گشتم خاک راهکاش! روزی باد در کویش رساند گرد من
آتش عشق تو در جان من شیدا فتادشد مدد با آتش عشق تو آه سرد من
چون هلالی در غم عشق بتان سنگدلمحنت و اندوه خوبان برد خواب و خورد من