بخش ۳۷ - رفتن گرشاسب به زمین سرندیب
هوش مصنوعی: مهراج در روزی دیگر کشتیهای زیادی به سوی ایرانیان آورد و به آنها کشتیها را داد. سپس خود به کشتی نشست و آب عمیق را به حرکت درآورد. این آب به قدری ژرف بود که به دشتی در میان کوهها میمانست. در این هنگام، یک فیل بزرگ به میدان آمد و با سرعت در حال راه رفتن بود، به طوری که در هر قدمش آب از دو سمت به جلو میریخت.
فیل دارای خرطوم بلند و دندانهایش تیز بود و از پشتش بر ماهیها حمله میکرد. او به سرعت در دشت میدوید و گاهی به بیماریهایی میمانست که درون شکم خود میچرخید. دشت مورد نظر مانند سیماب و از دور به درخشش پولاد میمانست. در این بیابان هیچ سنگ و خاکی وجود نداشت و گاهی به صورت کوه و گاهی به صورت دره نمایان میشد.
این دشت، گاهی آرام و گاهی پر از آتش و نعره بود. دیدن این صحنه، شوری برمیانگیخت و حاکی از حرکات شدید و پرشتاب فیل در دشت و راههای طولانی بود. گاهی این دشت مانند یک خانه در اعماق غار و گاهی چون دژی برفراز کوه نمایان میشد.
دگر روز مهراج گردنفرازبسی کشتی آورد هر سو فراز
هوش مصنوعی: روز دیگری، مهراج با گردنی افراشته و فخرآمیز، کشتیهای بسیاری را از هر سو به نمایش آورد.
به ایرانیان داد کشتی چو شستدگر کشتی او با سپه بر نشست
هوش مصنوعی: ایرانیان کشتی را به دست گرفتند و وقتی که یکبار دیگر کشتی او را در اختیار گرفتند، با نیرو و قدرت تمام به سوی او آمدند.
ز کشتی شد آن آب ژرف از نهادچو دشتی در آن کوه تازان ز باد
هوش مصنوعی: آب عمیق دریا از دل کشتی جدا شد، مانند دشت وسیعی که در بالای کوهها تحت وزش باد قرار گرفته است.
تو گفتی که کیمخت هامون چو نیلبه حمله بدرّد همی زنده پیل
هوش مصنوعی: تو گفتی که مانند نیل در هنگام طوفان، دلیریام همچون فیل زنده و آماده نبرد خواهد بود.
چو پیلی به میدان تک زودیابورا پیلبان با دو میدانش آب
هوش مصنوعی: در میدان، همچون فیل زود و با سرعت حرکت کن و آن را همانند پیلبان با دو میدان آب که در دست دارد، هدایت کن.
تکش تیز و رفتنش بی دست و پاینه خوردنش کام و نه خفتنش رای
هوش مصنوعی: چرخش تند و سریع او، بیهیچ مانعی انجام میشود. نه به خاطر لذتبردن از خوردن اوست و نه به خاطر خوابش، بلکه به دلیل ویژگیهایی که دارد.
فزون خم خرطومش از سی کمندز دندانش بر پشت ماهی گزند
هوش مصنوعی: خرطوم او بلندتر از سی کمند است و دندانهایش به ماهی آسیب میزند.
به رفتن برآورده پر مرغ وارهمی ره به سینه خزیده چو مار
هوش مصنوعی: به سمت رفتن برمیخیزد، همچون پرندهای که در آسمان پرواز میکند. اما در دل خود همانند ماری پنهان شده است و بیصدا درون سینهاش میخزد.
گهی حلقه خرطومش اندر شکمگهی بسته با گاو و ماهی به هم
هوش مصنوعی: گاه خرطوم او در شکم چرخش میکند و گاه با گاو و ماهی در ارتباط است.
یکی دشتش از پیش سیماب رنگسراسر چو پولاد بزدوده زنگ
هوش مصنوعی: دشت او به رنگ سیماب درخشیده و به تمام معنا مثل پولاد صاف و بدون زنگار است.
زمینی بمانند گردان سپهردرو چون در آیینه دیدار چهر
هوش مصنوعی: زمین مانند آسمان در حال چرخش است و هنگامی که به آن نگریسته میشود، چهرهها در آینه نمایان میشوند.
بیابانی آشفته بی سنگ و خاکمغاکش گهی کوه و گه کُه مغاک
هوش مصنوعی: دیاری بینظم و بیمرز که گاهی کوههایی در آن دیده میشود و گاهی جاهایی عمیق و پر از خطر، به شکلی که نه سنگی در آن موجود است و نه خاکی.
یکی دشت سیمین بی آتش به جوشگه آسوده از نعره گه با خروش
هوش مصنوعی: در یک دشت زیبا و نقرهای، گاهی آرام و بی صداست و گاهی با سر و صدای زیاد فعال و پرجنب و جوش میشود.
بدیدن چنان کابگینه درنگز شورش چو کوبند بر سنگ سنگ
هوش مصنوعی: دیدن آن کابینه باعث میشود که از هیجان مانند ضربهای که به سنگ زده میشود، درنگ کنم.
دوان او در آن دشت و راه درازگهی شیب تازنده گاهی فراز
هوش مصنوعی: او در آن دشت وسیع به سرعت میدود و در مسیر طولانی گاه به سمت پایین و گاه به سمت بالا حرکت میکند.
گهی چون یکی خانه در ژرف غارگهی چون دژی از بر کوهسار
هوش مصنوعی: گاه انسان در عمق یک غار منزوی میشود و گاه به عنوان دژی مستحکم بر فراز کوه قرار میگیرد.