بخش ۴۶ - پرسش های دیگر از برهمن
هوش مصنوعی: این متن به گفتگوی بین یک پرسشکننده و اندیشمندی پرداخته که در آن به بررسی مفهوم زندگی و مرگ و نسبت آنها در دنیای مادی و معنوی پرداخته میشود. پرسشکننده درباره شهری کنار دریا و دشت میپرسد و تفاسیلی از زندگی کشاورزان و تهدیدات جانوری مثل شیر را بیان میکند. در ادامه، درباره آفرینش انسان و ارتباط او با درخت و طبیعت صحبت میشود و به اهمیت دانش و حکمت در زندگی اشاره میگردد.
اندیشمند میگوید که دنیای مادی، همچون یک دشت، و دنیای معنوی مانند یک شهر است. او به نقش مرگ، کشتی و توشه - که نماد آگاهی و عمل درست است - در زندگی انسان تأکید میکند. در نهایت، اهمیت دانش به عنوان گنجی ارزشمند مطرح میشود که هرکس در جستجوی آن است و تأکید بر این است که درک و آگاهی از دانش به انسان امکان میدهد تا حقیقت زندگی و معنا را بشناسد.
بپرسید باز از بر کوهسارکدامست شهری به دریا کنار
هوش مصنوعی: از کسی دوباره پرسیدند که در کنار دریا کدام شهری قرار دارد؟
بدین روی دریا و زآنروی کوهبه دشت آمده برزگر یک گروه
هوش مصنوعی: به همین دلیل، دریا و کوه با هم ترکیب شدهاند و در دشت، کشاورزی چند نفر جمع شدهاند.
سرانجام از آن دشت شیری نهانبرد یک یکی را همی ناگهان
هوش مصنوعی: آخرالزمان در آن دشت، شیر نهانی یکی یکی را ناگهان برداشت.
کِرا کشتی و توشه شد ساختهشود شاد زی شهر پرداخته
هوش مصنوعی: کی را کشتی و توشه آماده کردهاند، تا با شادی به شهرهای ساخته شده بروند؟
همان کش نه کشتی نه توشه نه سازشود غرق و ماند ز همراه باز
هوش مصنوعی: هر کس که نه ابزار و وسایلی برای سفر دارد و نه همراهی، در مسیر زندگی غرق خواهد شد و از کمک دیگران بیبهره میماند.
برین دشت از آن پس کِرا بود کِشتبدان شهر یابد برش خوب و زشت
هوش مصنوعی: در این دشت، پس از این، چه کسی میتواند کشت کند؟ در این شهر، خوب و بد پیدا خواهد شد.
چنین گفت دانای روشن روانکه شهر آن جهانست و دشت این جهان
هوش مصنوعی: دانای آگاه و خردمند بیان میکند که آن دنیا به مانند یک شهر است و این دنیا همانند یک دشت میباشد.
دمان شیر مرگست و ما ورزکارهمان چرخ و دریا و در کشت کار
هوش مصنوعی: زمانی که شیر درندهای در حال شکار است، لحظهای جانسوز و خطرناک را تجربه میکنیم. ما هم باید سختکوش و در تلاش برای کار و زندگی باشیم، مانند چرخش یک چرخ یا جریان دریا که بیوقفه ادامه دارد.
ره نیک و بد کشتن تخم ماستخرد کشتی و توشه مان راه راست
هوش مصنوعی: راه خوب و بد نتیجهی رفتار و تصمیمات ماست؛ پس باید با عقل و آگاهی عمل کنیم و برای سفر زندگیمان توشهی لازم را تهیه کنیم.
هر آن کشت کاینجای کردیم سازبَرِ او بدان سر بیابیم باز
هوش مصنوعی: هر چیزی که در اینجا کاشتهایم، به زودی از برکت آن میتوانیم ثمرهاش را حاصل کنیم.
بپرسید کز کار آدم سخنچه دانی که گویند گِل بد زبن
هوش مصنوعی: از کسی پرسیدند که دربارهی رفتار آدمها چه میدانی، او پاسخ داد که میگویند انسانها از ناپاکیها و زشتیها سخن میگویند.
دگر گفت کایزدش چون آفریدورا از درختی پدید آورید
هوش مصنوعی: دیگر گفت: خداوند چگونه او را خلق کرد و از درختی به وجود آورد.
بفرمود پس تا درخت از درون بکافند و زو آدم آمد برون
هوش مصنوعی: پس دستور دادند که درخت را از درون بکنند و از آن آدم بیرون بیاید.
نشاید که زاید به مردم درختتو بگشای اگر دانی این بند سخت
هوش مصنوعی: درخت تو نباید به مردم زحمت بدهد و اگر میدانی که این موضوع چقدر دشوار است، باید آن را در نظر بگیری.
به پرسنده گفت آن که چرخ و زمینهمو کرد ازو کی شگفت آید این
هوش مصنوعی: به سوال کننده گفت که کسی که این دنیا و گردونه را به وجود آورده، چه چیزی میتواند برای او شگفتانگیز باشد؟
ز چیزی شگفت ار بمانی به جایشگفت از تو باشد چنان نز خدای
هوش مصنوعی: اگر از چیزی شگفتزده نشوی، در واقع شگفتی به تو نسبت داده میشود، همانطور که از خدا شگفتیها انتظار میرود.
همان کز نچیز آفریدست چیزز چیز ار کند چیز نشگفت نیز
هوش مصنوعی: خداوندی که از هیچ، موجودات را خلق کرده، اگر از موجودات هم چیزی بیافریند، جای شگفتی نیست.
چو بنیاد ما از گِل آمد درستچنین دان که گِل بود آدم نخست
هوش مصنوعی: چون بنیاد و اصل ما از خاک ساخته شده است، پس بدان که انسان اولیه نیز از خاک آفریده شده است.
درختی شناس این جهان فراخسپهرش چو بیخ آخشیجانش شاخ
هوش مصنوعی: درختی که در این دنیای بزرگ وجود دارد، ریشهاش همان شاخ و برگش را نگه میدارد.
ستاره چو گل های بسیار اویهمه رستنی برگ و ما بار اوی
هوش مصنوعی: ستاره مانند گلهای فراوانی است که در طبیعت وجود دارند، همه آنها درخت و برگ دارند و ما نیز میتوانیم از ثمر آنها بهرهمند شویم.
همی هر زمان نو برآرد بریچو این شد کهن بر دمد دیگری
هوش مصنوعی: هر لحظه چیزی جدید و تازه به وجود میآید، چون وقتی یک چیز کهنه میشود، چیز دیگری جایگزین آن میشود.
بدینگونه تا بیخ و بارش به جایبماند نه پوسد نه افتد ز پای
هوش مصنوعی: به این صورت که ریشه و پایهاش باقی بماند، نه پوسیده شود و نه از زمین بیفتد.
درخت آن که زو آدم آمد برونبدان کاین بود کت بگفتم که چون
هوش مصنوعی: درختی که آدم از آن خارج شد، بدان معنی است که من قبل از این به شما گفتم که این موضوع چگونه است.
به تخم درخت ار فتی در گماننگه کن برش تخم باشد همان
هوش مصنوعی: اگر به درخت نگاه کنی و ببینی میوهاش بهتر از چیزی است که انتظار داشتی، باید بدانی که ممکن است این میوه همان تخم باشد که در ابتدا به آن فکر کردهای.
بَرِ این جهان مردم آمد درستچنان دان که تخمش همین بُد نخست
هوش مصنوعی: در این دنیا، انسانها به دنیا آمدهاند و باید بدانیم که خودشان سرچشمه وجودشان هستند.
چنان چون درخت آمد از بهر بارجهان از پی مردم آید به کار
هوش مصنوعی: به مانند درختی که به خاطر میوهاش علیه باران و باد مقاوم است، انسان نیز باید برای خدمت به دیگران و انجام کارهایشان تلاش کند.
درختی کزو نیز نایدت برجز از بهر کندن نشاید دگر
هوش مصنوعی: درختی که از آن هیچ میوهای به تو نمیرسد، جز برای قطع کردن و کندن، فایدهای دیگر ندارد.
جهان نیز کز مردم و کشت و رُستتهی شد شود نیست چون بد نخست
هوش مصنوعی: اگر جهان از انسانها و کشاورزی و رشد و باروری خالی شود، مانند این است که وجودی ندارد، چون همه چیز از ابتدا به وجود آدمی وابسته بوده است.
هم از چند چیزش بپرسید بازچنین گفت کای مرد فرهنگ ساز
هوش مصنوعی: او در پاسخ به پرسشهای مختلف آنگونه گفت: ای مردی که به فرهنگ و دانش اهمیت میدهی.
همه گفتهایت به جای خودستبه عالم مباد آن که نابخردست
هوش مصنوعی: تمام سخنان تو در جای خود اهمیت دارد، اما نباید فراموش کرد که زندگی در عالم به گونهای است که نادانی و بیخردی جایی ندارد.
کدامست گفت این دو اسپ نوندهمه ساله تازان سیاه و سمند
هوش مصنوعی: کدام یک از این دو اسب، که هر ساله در حال دویدن هستند، سیاه و سمند نام دارد؟
سواران هر دو به ره تیز پایهم اندر تک و هم بمانده به جای
هوش مصنوعی: سواران هر دو با سرعت زیاد در مسیر حرکت میکنند، در حالیکه هم در حرکت هستند و هم در جاهای خود باقی ماندهاند.
بدو گفت روز و شب اند این دو راستسوارانش ماییم و ره عمر ماست
هوش مصنوعی: او به او گفت که روز و شب دو سوار هستند و ما سواران آنها هستیم و مسیر زندگی ما به این دو بستگی دارد.
از ایشان ره ما به منزل فرازیکی راست کوتاه و یکیّ دراز
هوش مصنوعی: از بین آنها، یکی از راهها به مقصد نزدیکتر و کوتاهتر است و دیگری بلندتر و دورتر.
بپرسید آن سبز ایوان به پایکدامست تازان و فرشش به جای
هوش مصنوعی: درختان سبز و زیبا در ایوان پرسیدند که کدامین موجود در حال دویدن است و فرشش بر زمین است.
چهار اژدها بر هم آویختهاز آن سبز ایوان درآویخته
هوش مصنوعی: چهار اژدها که به طور پیچیدهای به هم تنیده شدهاند، در آن ایوان سبز قرار دارند.
به جان و به تن زان چهار اژدهابه گیتی نیابد کسی زو رها
هوش مصنوعی: به جان و بدن، آن چهار اژدها (مشکلات یا موانع) به هیچ کس در دنیا اجازه نمیدهد که از آنها رها شود.
همان فرش خوانیست آراسته خورنده برو بیکران خاسته
هوش مصنوعی: این جمله به ما میگوید که هرچه را که با دقت و زیبایی فراهم کردهایم، باید با دقت و لذت مصرف کنیم، زیرا آنچه که فراهم آوردهایم، به ما احساس خوشبختی و سیراب شدن میبخشد.
به پاسخ چنین گفت دانش گزین که ایوان سپهرست و فرش این زمین
هوش مصنوعی: دانشآموخته در پاسخ به او گفت: اینجا همانند ایوان آسمان است و این زمین، فرشی زیر پای ما.
همان فرش خوانیست کز گونه گونخورش دارد از صد هزاران فزون
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که این فرش، بسیار زیبا و متنوع است و تعداد رنگها و طرحهای آن از هزاران بیشتر است.
خورنده به گرد جهان هرچه هستندارند جز گرد این خوان نشست
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جهان وجود دارد، خورندگان آن فقط در کنار این سفره نشستهاند و چیز دیگری ندارند.
چهار اژدها آن که کردی تو یادهمین آتش و خاک و آبست و باد
هوش مصنوعی: چهار عنصر اصلی که در آن به یاد آنها هستی، شامل آتش، خاک، آب و باد هستند.
به دین هر چهارست گیتی به بندوزیشان به جان نیست کس بی گزند
هوش مصنوعی: در این جهان، بر اساس چهار دین مختلف مردم در بند و زنجیر هستند و هیچکس نمیتواند بدون دردسر و آسیب از آنها فرار کند.
چه دانی یکی گنج آکنده است که دارد بسی گوهر اندر نهفت
هوش مصنوعی: چه میدانی، درون یکی گنجینه سرشار از جواهرات پنهان است که در خود بسیار از گوهرها را نهفته دارد.
نه پُری گرد هیچ از انباشتننه کمی پذیرد ز برداشتن
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که چیزی که در دل آدمی به خوبی و کامل وجود دارد، نه تنها هیچ چیز اضافی از آن نمیشود، بلکه همچنین وقتی چیزی از آن کم شود، آسیب نخواهد دید. به عبارت دیگر، در درون انسان، زاد و رشدی است که به خاطر برداشت یا کاستی از ارزشهای او، تحت تأثیر قرار نمیگیرد.
همان گنج هست آینه بی گمان توان اندرو دید هر دو جهان
هوش مصنوعی: آینهای که در دست داری، همان گنجی است که بدون شک در آن میتوانی هر دو جهانی که در آن زندگی میکنی را ببینی.
چنین گفت کای در هنر برده رنجگهر دانش و مرد داناست گنج
هوش مصنوعی: او میگوید که کسی که در هنر زحمت میکشد، همانند یک جواهر با ارزش است و دانش و آگاهی را باید مانند یک گنج بزرگ دانست.
سخن های دانا که نیکو بودبرد هر کسی باز با او بود
هوش مصنوعی: سخنان روشنفکران و فرهیختگان برای هر کسی مفید و ارزشمند است، به شرطی که با درک و بصیرت آنها را بشنود و در کنارشان باشد.
نه سیر آید از گنج دانش کسینه کم گردد ار زو ببخشد بسی
هوش مصنوعی: هیچ کس از خزانهٔ دانش به اندازهٔ کافی سیر نمیشود و اگر هم کسی بخواهید بخشی از آن را ببخشد، از ارزش آن کاسته نخواهد شد.
همان آینه مرد دانا شناسکه دارد به دانش ز یزدان سپاس
هوش مصنوعی: افراد با دانش و خرد، مانند آینهای هستند که میتوانند اندیشههای بهرمندانه و عمیق را نشان دهند. همچنین، آنها به خاطر آگاهی و دانشی که دارند، شکرگزار خداوند هستند.
روان تنش زاندرون و برونببیند بداند دو گیتی که چون
هوش مصنوعی: روح انسان از درون و بیرون دنیای خود را مشاهده میکند و میداند که این دو جهان چگونهاند.
به از گنج دانش به گیتی کجاستکرا گنج دانش بود پادشاست
هوش مصنوعی: بهتر از هر ثروتی در دنیا، دانش و علم است. زیرا کسی که دارای دانش باشد، مانند یک پادشاه است.