بخش ۵۰ - آمدن گرشاسب به جزیره هرنج
هوش مصنوعی: در جزیرهای پر از درختان و بیشهها، شاهی با شکوه و اقتدار زندگی میکرد. زمانی که او از ورود مهمانانی خبر دار شد، بسیار شاد گشت و برای استقبال از آنها تدابیر لازم را اندیشید. مهمانها به مدت یک هفته مهمان شاه بودند و در این مدت او به آنها هدایای بسیار فراوانی از جمله دُر و گهر، طلا و یاقوت تقدیم کرد، تا جایی که این هدایای بینظیر برای همیشه در یاد مردم باقی ماند. در نهایت، مهمانها به سوی جزیرهای شاد و خوشحال به سفر ادامه دادند.
جزیری پر از بیشها بود و غیش به بالا و پهنا دو صد میل بیش
هوش مصنوعی: در جایی وسیع و سرسبز، جزیرهای بود که درختان و علفهای بلند زیادی در آن روییده بود و وسعت آن به دو صد میل میرسید.
فروان درو شهر و بی مر سپاهیکی شاه با فرّ و با دستگاه
هوش مصنوعی: در این متن اشاره شده است که در سرزمین مشهور و پرجمعیت، تنها یک پادشاه با شکوه و با تجهیزات و ابزار لازم وجود دارد.
چو آن شه ز مهراج وز پهلوانخبر یافت شد شاد و روشن روان
هوش مصنوعی: وقتی آن پادشاه از حضور مهراج و پهلوان باخبر شد، بسیار خوشحال و شاداب شد.
ز نزل و علف هر چه بایست سازبفرمود و شد با سپه پیشباز
هوش مصنوعی: فرمان داد که همه چیزهایی را که لازم است آماده کنند و سپس با لشکر به استقبال رفت.
یکی هفته شان داشت مهمان خویش کمر بسته روز وشب استاده پیش
هوش مصنوعی: در طول یک هفته، شخصی مهمان خود را پذیرایی میکند و برای این کار از صبح تا شب تلاش میکند و آماده است.
به هر بزم چندان گهر برفرشاندکه مهراج و گرشاسب خیره بماند
هوش مصنوعی: در هر مهمانی به قدری جواهر و ارزشهای گرانبها منتشر میکند که حتی بزرگترین پادشاهان و قهرمانان نیز در حیرت میمانند.
ببخشیدشان هدیه چندان ز گنجکز آن ماند دریا وکشتی به رنج
هوش مصنوعی: ببخشید آنها را؛ زیرا هدیهای که به آنها دادهام، از گنجینهای است که مانند دریا وسیع و بیپایان است و کشتی در میان آن با زحمت به حرکت درمیآید.
ز کافور وز عنبر وعود ترز دینار و یاقوت و دُرّ و گهر
هوش مصنوعی: عطر کافور و عطر عنبر و چوب خوشبو با ثروت و جواهرات ارزشمند قابل مقایسه نیستند.
ز بیجاده تاج و ز پیروزه تختز زربفت فرش و ز مرجان درخت
هوش مصنوعی: از بیراههای که تاجهای زیبا و تختهای با ارزش قرار دارند، از فرشهای ساخته شده از زربفت و درختان مرجانی صحبت میشود.
ز ترگ و ز شمشیر وز درع نیزهمیدون طرایف ز هر گونه چیز
هوش مصنوعی: از تیر و شمشیر و زره هم، شگفتیها و زیباییها از هر نوع موجود است.
دگر داد چندان به ایرانیانکه گفتن به صد سال نتوانی آن
هوش مصنوعی: این مصراع به این معناست که اوضاع و شرایط به قدری سخت و دشوار برای ایرانیان شده است که حتی به زبان آوردن آن وضعیت نیز به مدت صد سال ممکن نخواهد بود.
وز آنجای خرّم دل و راهجویبه سوی جزیری نهادند روی
هوش مصنوعی: از آنجا که دل شاد و خوشحال است، به سمت جزیرهای حرکت کردند.