بخش ۶۸ - شگفتی جزیرۀ رونده
هوش مصنوعی: در این متن، گفتگویی میان گرشاسب و ملاح دانشمند صورت میگیرد. ملاح از کوهی در دریا میگوید که در آن جزیرهای پر از میوه و نعمت وجود دارد. گرشاسب اطلاعاتی دربارهٔ آن جزیره و شرایط زندگی در آنجا میپرسد. ملاح توضیح میدهد که آن جزیره با رسیدن بهار و تغییر موجها، به شکلی سرزنده و پرثمر خود را نشان میدهد. مردمان به جزیره میروند و از ثمرات آن بهرهمند میشوند. در واقع بیانگر این است که در روز، منابع غذایی فراوانی در جزیره وجود دارد و در شب، مردم سیر و خوشحال به خانههایشان بازمیگردند. گرشاسب نیز متوجه میشود که در این بخش، نعمتهای زیادی وجود دارد و هیچ کس دغدغهای جز تأمین خوراک ندارد.
کُهی بُد همان جا به دریا کنارگرفته ز دریا کنارش سنار
هوش مصنوعی: در جایی نزدیک دریا، کوهی وجود دارد که در کنار آن سناری قرار گرفته است.
پر انبوه بیشه یکی کوه پیشنبد نیم فرسنگ پهناش بیش
هوش مصنوعی: در میان جنگلهای انبوه، کوهی وجود ندارد که نیم فرسنگ عرضش باشد.
چو موج فراوان فراز آمدیشدی آن کُه از جای و باز آمدی
هوش مصنوعی: زمانی که امواج فراوان بالا میآیند، تو نیز مانند کوهی به احساس حرکت و تغییر میرسی و سپس به حالتی جدید بازمیگردی.
گهی راست بودی دوان پیلوارگهی چون به ناورد گردان سوار
هوش مصنوعی: گاهی مانند تند و تیز میدوی و گاهی مانند سوارانی که در گردش هستند، آهسته حرکت میکنی.
گمان برد هر کس که بُد سنگ پشتبرو رسته از بیشه خار درشت
هوش مصنوعی: هر کسی که فکر میکند از درد و رنج خود رهایی یافته و به آرامش دست یافته است، در واقع به اندازهای از مشکلات و چالشها فاصله نگرفته که احساس کند بهکلی از آنها جدا شده است.
سپهبد ز ملاح پرسش گرفتکزین کوه تازان چه دانی شگفت
هوش مصنوعی: سپهبد از ملاح (کسی که دریا را میشناسد) پرسید که از این کوهستان عجیب چه میدانی.
چنین گفت ملاح دانش پژوهکزین سون دریا دگر هست کوه
هوش مصنوعی: ملوان دانشمند گفت که از این طرف دریا که ما هستیم، در طرف دیگر آن کوه وجود دارد.
جزیریست بر دامن زنگبارپر انبوه شهری بدو استوار
هوش مصنوعی: جزیرهای در دامن زنگبار وجود دارد که شهری پرجمعیت و با استحکام در آن قرار دارد.
همه سنگ و خارست آن بوم و مرزتهی یکسر از میوه و کشت ورز
هوش مصنوعی: آن سرزمین و مرز، پر از سنگ و خار است و کاملاً از محصولات زراعی و میوه خالی است.
به یک روزه راهش جزیریست نیزپر از میوه و کشت و هر گونه چیز
هوش مصنوعی: در یک روز راه، جزیرهای وجود دارد که سرشار از میوهها، محصولات زراعی و انواع مختلف چیزهاست.
چو آید بهار خوش و دلگشایبجنبد به موج آن جزیره ز جای
هوش مصنوعی: زمانی که بهار زیبا و دلپذیر فرا میرسد، جزیره به شوق و شادی از جا میجوشد و جنب و جوش میکند.
به کردار کشتی ز راه درازبیاید بر شهر آن گه فراز
هوش مصنوعی: مثل کشتی که بعد از طی مسیر طولانی به شهر میرسد و از آن بالاتر میآید.
همه شهر بیرون پذیره شوندبه شادی سوی آن جزیره شوند
هوش مصنوعی: تمام مردم شهر به شوق و شادی به سوی آن جزیره حرکت میکنند.
ز نخچیر وز هیزم و خوردنیبرند آنچه شان باید از بردنی
هوش مصنوعی: از شکار و چوب و غذا آنچه لازم است را برمیدارند.
چو سازند یکساله را کار پیشجزیره شود باز زی جای خویش
هوش مصنوعی: وقتی که یک ساله را به کار میگیرند، جزیرهای به سراغش میآید که او را به مکان خود برمیگرداند.
نه رنج و نه پیشه نشسته بجایهمه هر چه باید دهدشان خدای
هوش مصنوعی: نه درد و سختی و نه کار و حرفهای وجود دارد که جای همه چیز را بگیرد؛ هر چه نیاز دارند، خداوند به آنها میدهد.
چنین گفت گرشاسب با رهنمونکه روزی نبشته نگردد فزون
هوش مصنوعی: گرشاسب به راهنمای خود گفت که روزهایی که نوشته شدهاند، هرگز زیاد نمیشوند.
از آن بخش کایزد بکردست پیشنه کم گردد از رنج روزی نه بیش
هوش مصنوعی: به آن بخش که خداوند در پیشآورده است، نه از مشقت روزی کاسته میشود و نه بر آن افزوده میگردد.
دد و مرغ و نخچیر چندین هزارنگه کن که چون روز گشت آشکار
هوش مصنوعی: به جانوران وحشی، پرندگان و شکارچیها چندین هزار نگاه کن، زیرا وقتی که روز شود، همه چیز آشکار خواهد شد.
شوند از برون گرسنه با نیازچو شب شد همه سیر گردند باز
هوش مصنوعی: وقتی شب فرامیرسد، کسانی که از بیرون با گرسنگی و نیاز به خانه آمدهاند، دوباره سیر و شکمپر میشوند.
نه مر طمع را هستشان پیشه اینه دارند جز خوردن اندیشه ای
هوش مصنوعی: آنها نه به دنبال طمع هستند و نه در فکر چیز دیگری جز خوردن و تأمین نیازهای اولیه خود.
بگشتند دریا همه سر به سربدیدند چندان شگفتی دگر
هوش مصنوعی: دریا به حالت همهجانبهای برگشته و همه چیز را مشاهده کردند و از دیدن این همه شگفتی شگفتزده شدند.