بخش ۱۴۰ - سپری شدن روزگار گرشاسب
هوش مصنوعی: این بخش از شاهنامه به دوران پایانی زندگی جهانپهلوان رستم اشاره دارد. او که زنی از دیار و قهرمانیهایش زنده و شاداب به زندگی ادامه میدهد، متوجه میشود که عمرش به پایان نزدیک شده است. رستم، در حالی که به بیماری دچار شده، به ستارهشماری میپردازد و از پیامدهای زندگیاش باخبر میشود.
او دوستان و نزدیکانش را جمع میکند و اندرزهایی درباره زندگی و مرگ به آنها میدهد. رستم میگوید که مرگ نباید خوار باشد و به درمعرض خطرات زندگی از قبیل دیو و اژدها اشاره میکند. او نکاتی از قبیل نیکدوستی، دوری از بدیها، و حفظ پیوندهای خانوادگی و دوستی را به عزیزانش یادآوری میکند. در پایان، او از خدای بزرگ درخواست میکند و به یاد فرزندانش میافزاید که نریمان، پسرش، جایگزین او خواهد بود و پیروانش باید به او وفادار بمانند. این سخنان در دلی غمگین و اشکبار برای حاضران بیان میشود.
از آن پس جهان پهلوان گاه چندهمی زیست خرم دل و بی گزند
هوش مصنوعی: پس از آن، قهرمان جهان مدتی را با دل شاد و بدون هیچ آسیبی زندگی کرد.
چو بر هفتصدش شد سی و سه سالز تن مرغ عمرش بیفکند بال
هوش مصنوعی: زمانی که او به سی و سه سالگی رسید، بال و پر زندگیاش را به گونهای رها کرد و از جسم خود جدا شد.
جهان کند بیخ درنگش ز جایسر زندگانیش را زد به پای
هوش مصنوعی: جهان به سرعت در حال تغییر است و به ناگاه زندگی انسانها تحت تاثیر قرار میگیرد.
به نخچیر بد روزی آمد ز دشتهم از پی بیفتاد و بیمار گشت
هوش مصنوعی: روزی بد به شکار رفتم و از دشت به دنبال شکار افتادم و بیمار شدم.
بدانست کش بست بند سپهرجهان خواهد از جانش بگسست مهر
هوش مصنوعی: بدان که وقتی کیهان به پایان برسد، عشق و وابستگی او از جانش جدا خواهد شد.
بفرمود تا بیند اختر شمارکه بهره چه ماندستش از روزگار
هوش مصنوعی: فرمان داد تا ستارهشناس را بیاورند تا ببیند که چه تکهای از زندگی و آینده برای او باقی مانده است.
ستاره شمر دید و آن گه به دردچنین گفت گریان و رخساره زرد
هوش مصنوعی: ستارهای را مشاهده کرد و به خاطر درد و رنجی که داشت، با چهرهای غمگین و رنگ پریده به گریه افتاد.
که ده روز اگر بگذرد بی زیانزید شاد با کام دل سالیان
هوش مصنوعی: اگر ده روز بیدغدغه و بدون ضرر بگذرد، فردی شاد و خوشحال خواهد بود و از زندگیاش لذت خواهد برد.
سپهبد بدانست راز سپهرکه از وی جهان پاک ببرید مهر
هوش مصنوعی: فرمانده فهمید که آسمان چه رازی دارد، چرا که او با درک این راز، جهان را از عشق و محبت تهی کرد.
هر آنکس که بودش ز پیوند و خویشهمه خواند و بنشاند بر گرد خویش
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر روابط خانوادگی و دوستی، دوستانش را دور خودش جمع کند و از آنها پذیرایی کند.
چنین گفت کای نامداران منهمه نیکدل غمگساران من
هوش مصنوعی: او گفت: ای بزرگواران و نیکدلانی که همیشه نگران و دلسوز من هستید.
مرا زایزد آمد به رفتن پیامبر اسپ شدن کردم اکنون لگام
هوش مصنوعی: به من فرزند داده شده است، و اکنون به این نتیجه رسیدهام که باید به حرکت درآیم و به سمت جدیدی بروم. حالا آمادهام تا کنترل اوضاع را به دست بگیرم.
چه بر اژدها و چه بر دیو و شیربه مردی بدم گاه پیکار چیر
هوش مصنوعی: شجاعت و قدرت من فقط به موجودات خطرناک و وحشتناک محدود نمیشود، بلکه در هر مبارزهای با جدیت و مهارت ظاهر میشوم.
کنون با کسی خواستم کارزارکه پیشش نتابد چو من صدهزار
هوش مصنوعی: اکنون با کسی به مقابله میخواهم بروم که مثل من در برابرش وجود ندارد و به اندازهی صدهزار نفر قدرت ندارد.
چرا خوار شد مرگ و ما چون چرابه جان خوردنش نیست چون و چرا
هوش مصنوعی: مرگ چرا بیارزش شد؟ زیرا ما در برابر آن هیچ سوال و تردیدی نداریم؛ همانطور که به جان خوری آن نمیپردازیم.
دمان اژدهاییست ریزنده خونسر و دست سیصد هزارش فزون
هوش مصنوعی: زمانی که اژدهایی خشمگین برمیخیزد، خونش به شدت جاری میشود و در این بین، ویژگیهای قدرتمند و بیشماری از آن مشخص میشود.
به هر سرش بر صد دهانست پیشبه هر دست بر چنگ سیصد چو بیش
هوش مصنوعی: این عبارت بیان میکند که هر فردی که دارای مقام یا نفوذ است، باید با انتقادات و نظرات متعدد و گاه متضاد دیگری روبرو شود. همچنین نشان میدهد که زمانی که قدرت یا مسئولیتی بیشتر میشود، چالشها و درگیریها نیز به همان نسبت افزایش مییابد. به عبارت دیگر، هر چه شخص تاثیرگذارتر باشد، دامنه نظرات و واکنشها به او نیز وسیعتر خواهد بود.
به هر جانور چنگ تیزش درازبه هر سرش چون دیده بان دیده باز
هوش مصنوعی: هر حیوانی که تیزی و قدرتی دارد، مانند نگهبانی است که به طور مداوم مراقب اطرافش است.
نتابد ز پیل و نترسد ز شیرنه از کین شود مانده نز خورد سیر
هوش مصنوعی: کسی که از قدرت و زور نمیترسد و از کینه و دشمنی آسیب نمیبیند، هیچ چیز او را متوقف نمیکند و هرگز سیر نمیشود.
نه بر شاه و بر بنده آرایششنه بر خوب و بیچاره بخشایشش
هوش مصنوعی: نه بر مقام و موقعیت افراد، و نه بر زیبایی و مظلومیتشان تأثیر میگذارد.
ز هر دوده کانگیخت او دود زوددگر ناید از کاخ آن دوده دود
هوش مصنوعی: از هر دودی که برمیخیزد، دود دیگری به زودی از کاخ آن دود نخواهد آمد.
یکی تند تیر افکنست از کمانکه تیرش نیفتد خطا بی گمان
هوش مصنوعی: کسی وجود دارد که تیرش را با دقت بسیار میزند و هیچگاه اشتباه نمیکند.
چو در باختر راند تیر از کمینزند بر نشانه به خاور زمین
هوش مصنوعی: وقتی که تیر از دام در باختر پرتاب میشود، بر هدفی در سمت شرق زمین فرود میآید.
کنون چون نهادم سوی راه گوشکه و مه نیوشید پندم به هوش
هوش مصنوعی: اکنون که تصمیم گرفتهام به راهی بروم و به خوبی گوش بسپارم، دانستهام که ماه و مه به من نصیحت میکنند که با هوش و دقت به آن توجه کنم.
پس از من همه راه داد آوریدبه نیکیم گه گاه یاد آورید
هوش مصنوعی: پس از من، همه شما به نیکی رفتار کنید و گاهی به یاد من بیفتید.
ز دل جز به یزدان منازید کسهمه نیک و بد زو شناسید و بس
هوش مصنوعی: با کسی جز خداوند دشواری نکنید، زیرا همه خوبیها و بدیها از او شناخته میشوند.
ز یزدان و فرمان شاه و خردمگردید کز بن نه اندر خورد
هوش مصنوعی: از خدا و فرمان شاه و خرد خود دور نشوید؛ زیرا که از ریشه و اساس چیزی به دست نخواهید آورد.
مجویید همسایگی با بدانمدارید افسوس بر بخردان
هوش مصنوعی: با افراد بد معاشرت نکنید و از آنها دوری گزینید، افسوس بر کسانی که عقل و فهم دارند و به این نکته توجه نمیکنند.
به درد کسان دل مدارید شادکه گردون همیشه نگردد به داد
هوش مصنوعی: به کسانی که در درد و رنج هستند دل نسپارید، زیرا روزگار همیشه به نفع ما نخواهد بود و ممکن است به سختیهای ما ادامه دهد.
بسازید با خوی هرکس به مهرز نیکان به تندی متابید چهر
هوش مصنوعی: با محبت و مهربانی با هر کسی رفتار کنید، و همچنان که از نیکان یاد میگیرید، از بدیها و تندخوییها دوری کنید.
ممانید بر کهتران کار خوارنکوهیدگان را مگیرید یار
هوش مصنوعی: به کسانی که کوچکتر از خودتان هستند، ظلم نکنید و به خاطر اعمال زشت و ناپسند دیگران، آنها را سرزنش نکنید.
به مست و به دیوانه مدهید پندمخندید بر پیر و بر دردمند
هوش مصنوعی: به افراد مست و دیوانه نصیحت نکنید و به آنها نخندید، بر پیران و کسانی که در درد و رنج هستند، هم خنده نکنید.
مبرید پیوند خویشان ز بنمگویید درویش را بد سخن
هوش مصنوعی: پیوندهای خانوادگی را خراب نکنید و با ناهنجاری صحبت نکنید؛ چون درویش (فقرای) که در موقعیت دشواری قرار دارند، تحمل بدگویی را ندارند.
همه دوستان را به مهر اندرونگه خشم و سختی کنید آزمون
هوش مصنوعی: در زمانهای دشوار و زمانی که حالت خشم و سختی دارید، دوستان واقعی خود را با محبت و مهربانی آزمایش کنید.
سزاوار درخور گزینید جفتبه چیز کسان کش مباشید و زفت
هوش مصنوعی: مناسب است که همسر و شریک زندگی را با دقت و شایستگی انتخاب کنید، زیرا نباید به خاطر چیزهای بیارزش و ناپسند با دیگران قاطی شوید و از آنها تقلید کنید.
کس از گنده پیران و بیگانه نیزممانید در خانه و دزد چیز
هوش مصنوعی: هیچکس را از پیران بزرگ و بیگانگان در خانه نرانید و اجازه ندهید که دزدی در آنجا باشد.
به نرمی چو کاری توان برد پیشدرشتی مجویید از اندازه بیش
هوش مصنوعی: با ملایمت و نرمی میتوان به هدف رسید، به جای اینکه به خشونت و درشتی روی بیاورید. از حد تعادل و اندازه خارج نشوید.
مبندید دل در سرای سپنجکش انجام مرگست و آغاز رنج
هوش مصنوعی: دل خود را در دنیا پیوند نزنید، زیرا پایان آن مرگ است و شروع رنج و درد.
دو روی و فریبنده و زشت خوستبه کردار دشمن به دیدار دوست
هوش مصنوعی: تو دو رو و فریبندهای و اخلاق زشتی داری؛ مانند دشمنی که به دیدار دوست میآید.
یکی شادی آن گه رساند به مردکه پیش آورد ده غم و رنج و درد
هوش مصنوعی: شخصی تنها زمانی میتواند شادی را به دیگران هدیه دهد که قبل از آن، به مشکلات و دردها و رنجهای زیادی مواجه شده باشد.
چنان کز نیاکان مرا هست یادشما را ز من یکسر این پند باد
هوش مصنوعی: من از نیاکانم یادگاری دارم، و به طور کامل از شما این نصیحت را دارم که از من فراموش نکنید.
شدم من به اندرز من بگرویدز من پاک بدرود و خشنو بوید
هوش مصنوعی: من به نصیحت خودم دقت کردم و از خودم جدا شدم، به طوری که از خوبیها و خوشبوها جدا شدم.
چو روز پدر یکسر آید به سربه جایش نشاید کسی جز پسر
هوش مصنوعی: وقتی روز پدر فرا میرسد، به جز پسر، هیچکس دیگری شایسته نیست که به جای او باشد.
نریمان مرا از پسر برترستچو من رفتم او مر شمارا سرست
هوش مصنوعی: نریمان از پسر برتر است و وقتی من رفتم، او شما را رهبری میکند.
شمارید پیمانش پیمان منکه فرمان او هست فرمان من
هوش مصنوعی: شما وعدههای او را به حساب وعدههای من بیاورید، زیرا دستور او برای من نیز دستور است.
بخواهید چیزی که دارید رایاز آن پیش کم رفتن آید ز جای
هوش مصنوعی: اگر چیزی را که دارید طلب کنید، ممکن است از حالت کمبود خارج شوید و برکت بیشتری به دست آورید.
شد آن انجمن زار و گریان برویبرآمد غریویدن های و هوی
هوش مصنوعی: در آن جمع، همه با ناراحتی و گریه بودند و صدای زاری و ناله بلند شده بود.
همه زار گفتند هرگز مبادکه ما بی تو باشیم یک روز شاد
هوش مصنوعی: همه با هم گفتند هرگز نباید یک روز بدون تو شاد باشیم.
چو ما خشندیم از تو فرزانه رایتو جاوید خشنود باش از خدای
هوش مصنوعی: وقتی ما از تو خشمگین هستیم، ای فرزانه، پس بهتر است که همیشه از خداوند راضی و خشنود باشی.