قصیدۀ شمارهٔ ۲
هوش مصنوعی: این متن شعری است که بر اهمیت گریز از دنیای مادی و مجاز تأکید میکند و بر لزوم توجه به دنیای باقی و بقا تأکید دارد. شاعر به این نکته اشاره میکند که زندگی در دنیای مادی با زحمت و خطرات بسیاری همراه است و افراد باید از آن دوری کنند. او به چالشها و رنجهایی که انسانها با آن دست و پنجه نرم میکنند، اشاره کرده و بر این باور است که حقیقیترین سعادت در خلوتی از دنیا و توجه به خداوند و حقایق معنوی نهفته است. همچنین بر لزوم فرار از هوای نفس و توجه به عقل و خرد تأکید میکند. شاعر در نهایت ضمن بیان شکرگذاری از خدا، از او کمک و راهنمایی میخواهد تا از تکدر و مشکلات زندگی رهایی یابد و به آرامش و نور حقیقت دست یابد.
گشوده گردد بر تو در حقیقت بازکناره گیر به یکبار از این جهان مجاز
هوش مصنوعی: به واقعیتها دست یاب و برای یک بار از دنیا و ظواهر آن فاصله بگیر.
که در جهان مجاز آن کسی بود پر سودکه بی زیان به سرانجام خود رسد ز آغاز
هوش مصنوعی: در این دنیا، کسی موفقتر است که بتواند بدون آسیب دیدن و به راحتی از ابتدا تا انتهای مسیرش پیش برود.
چو کار آن سریات خود نکو طرازیدهستتو این سری به تمنای خویشتن مطراز
هوش مصنوعی: وقتی کار آن سر تو به زیبایی انجام شده، تو نیز به دنبال خواستههای خود مشغول هستی.
که این، جهان فنای است و آن، جهان بقافنا بد است و بقا نیک، پس به نیکی یاز
هوش مصنوعی: این جهان گذرا و فناپذیر است، اما دنیای دیگر جاویدان و باقی میماند. فنا و زوال بد هستند و بقا و ماندگاری خوب است، پس به کارهای نیک روی بیاور.
ز مال و جاه، فراغت سعادتی است بزرگبه زر و زور شده غره، محنتی است دراز
هوش مصنوعی: آسودگی از ثروت و مقام، یک نعمت بزرگ است. اما کسی که به دلیل پول و قدرت خود مغرور میشود، دچار مشکلات طولانی میگردد.
عجب تر آنکه چرا از سعادت است گریزبه محنت از چه بود خلق را همشه نیاز
هوش مصنوعی: عجب اینجاست که چرا مردم از خوشبختی فرار میکنند و به درد و رنج رو میآورند، این نیاز به چه دلیل در وجود آنهاست؟
چو کوشش تو به رنجی است برده، بیش مکوشچو نازش تو به عمری است رفته، بیش مناز
هوش مصنوعی: اگر تلاشت به سختی و زحمت میانجامد، بیشتر تلاش نکن؛ و اگر ناز و محبت تو در طول زندگی به ثمر نرسیده، بیشتر جدل نکن.
عروس عقل شود در حجاب جاویدانچو گشت همت پستِ نیاز و بستهٔ آز
هوش مصنوعی: زمانی که همت و اراده انسان به پایینترین سطح خود رسیده و گرفتار نیازها و خواستههای محدود شده است، عقل مانند عروسی در پشت پردهای ابدی قرار میگیرد.
سپاس و منتِ جاوید حق تعالی راکه داد جان مرا سوی راه خویش جواز
هوش مصنوعی: سپاسگزارم از خداوند متعال که روح من را به سوی راه خود راهنمایی کرد و اجازه داد در این مسیر پیش بروم.
ز خشم و آز مرا داد امان به صد اکرامز حرص و کینه به خود خوانَدَم به صد اعزاز
هوش مصنوعی: از خشم و حسادت، مرا به لطف و احترام نگاه داشتند و به خاطر حرص و دشمنی، خودم را با عزت و احترام دعوا میکنم.
ضمیر پاک مرا در ره یقین و خردهزار مشعلهدار است در نشیب و فراز
هوش مصنوعی: فکر و ضمیر پاک من در مسیر حقیقت و عقل پر از نور و آگاهی است و همیشه در اوج و فرود زندگی روشنایی میبخشد.
به رنگ و تُنبُل و جادو چه حاجتم، چو نهادخدای عز وجل در یقین من اعجاز
هوش مصنوعی: نیازی به زیباییهای ظاهری و جادوگری ندارم، چون خداوند در یقین من شگفتیهایی را قرار داده است.
کجا به سحر و فسون همتم فرود آیدکجا بود که شکار ملخ کند شهباز
هوش مصنوعی: آیا ممکن است تلاش و کوششم در سحر و جادو کم شود؟ آیا زمانی هست که عقاب به شکار ملخ بپردازد؟
هر آن کسی که مرا کرد نسبتی به دروغگذشتم از وی ار مفسد است اگر غماز
هوش مصنوعی: هر کس که درباره من به دروغ سخن بگوید یا نسبتی به من بدهد، من از او عبور میکنم، حتی اگر او به نوعی فاسد باشد و غیبت کند.
که قول و فعل چنین خلق، من هزاران باراگر چه دیدم و بینم کنم فرامش باز
هوش مصنوعی: هرچند که بارها گفتهها و رفتارهای این مردم را دیدهام و همچنان میبینم، اما باز هم آنها را فراموش میکنم.
تو ای ستودهٔ ایام، پشت ملت و دینجمال دولت و دین، مفخر زمانه، ایاز
هوش مصنوعی: تو ای کسی که در زمانت مورد ستایش هستی، حامی ملت و دین، مظهر زیبایی و موفقیت، و افتخار دوران، ایاز.
ز روی معدلت و راستی و لطف و کرمخلاص بنده بجوی و به کار وی پرداز
هوش مصنوعی: از زیبایی میزان انصاف و دوستی و بخشش تو، برای نجات بندهات تلاش کن و به امور او رسیدگی نما.
که نیست بنده سزای موکل و زنجیرمباد کز چو تویی ماند او به گرم و گداز
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که کسی که سزاوار عذاب و زنجیر نیست، نباید در چنین وضعیتی بماند، چرا که از وجود کسی مثل تو در عذاب و سختی نمیتواند دوام آورد و به زودی از بین میرود.
نه بنده هست سزاوار این گزند و بلانه این غریب که با من در این غم است انباز
هوش مصنوعی: نه من شایسته این آسیب و بدبختی هستم و نه این غریبی که در این غم با من همراه است.
ندارم از تو من این غم، نعم که هست مراتوقع از کرمت صد هزار نعمت و ناز
هوش مصنوعی: من از تو غمی ندارم، زیرا از بخششهایت انتظار دارم که صدها نعمت و لطف به من عطا کنی.
گمان مبر که همه خواهش از پی خویش استکه بنده نیست به آسیب در، چنین بدساز
هوش مصنوعی: فکر نکن که همه خواستهها از روی خودخواهی و منافع شخصی است. چرا که انسان در این دنیا به آسیب دیگران، احوال بدی دارد.
ولی ز اندُه یک خانه طفل، کز غمشانبه گوش جان من آید ز ناله شان آواز
هوش مصنوعی: ولی از اندوه یک کودک که در خانهاش به خاطر غم و ناراحتیهایشان، نالههایشان به گوش جان من میرسد، بسیار متاثر میشوم.
چو مرغ خسته، دل همگنان، ز محنت منبه سینه در، ز تپیدن همی کند پرواز
هوش مصنوعی: مانند پرندهای خسته، دل دوستانم از درد و رنج من، در سینه به تپش افتاده و در حال پرواز است.
مباد که افکند اندوه سوز و نالهاشانجهان مملکت آرمیده در تک و تاز
هوش مصنوعی: مباد که غم و نالهی آنها باعث افسردگی و ناامیدی در جهان شود و کشور در حال آرامش و ثبات را دچار اضطراب و آشفتگی کند.
ز توست نام تو بر نامهٔ کرم عنوانز توست عدل تو بر جامهٔ زمانه طراز
هوش مصنوعی: نام تو در کتاب کرم و بخشش، عنوان برجستهای دارد و عدالت تو، مانند زینتی بر لباس زمانه، جلوهگری میکند.
کمند توست به روز مصاف پنجهٔ شیرسنان توست به هنگام حمله یشگ گراز
هوش مصنوعی: دست کمند تو به هنگام نبرد مانند پنجههای شیر، و سنجاق تو در زمان حمله مانند دندانهای گراز است.
تو ای گزیده نژاد از سپهر حادثه زایتو ای ربوده گهر در جهان شعبده باز
هوش مصنوعی: ای تو که از میان حوادث زمان برگزیدهای و ای کسی که در این جهان مانند شعبدهباز، هر لحظه گوهر ارزشمندی را از خود ارائه میدهی.
اگر چه کار من و کار مدح توست درازچو از شنیده نشاید مجاز هم ایجاز
هوش مصنوعی: اگرچه کار من برای مدح تو طولانی و دشوار است، اما زمانی که چیزی را که شنیدهام نمیتوانم به درستی بیان کنم، مختصر و خلاصه میگویم.
بزی تو صافی و خالص ز هر بدی چون زرفتاده دشمن جاهت همیشه در دم گاز
هوش مصنوعی: تو مثل زر خالص و ناب هستی که از هر ناپاکی و بدی دوری. دشمنان همیشه در کمین هستند و ممکن است به تو آسیب برسانند.
سر حسود تو بی مغز، خشک چون گشنیزتن عدوت به صد پرده در نهان چو پیاز
هوش مصنوعی: حسادت تو سبب شده که فکر و عقل تو به بیحالی بیفتد، مانند گشنیز که خشک شده است. دشمنی تو به گونهای پنهان و لایهلایه مانند پیاز است که در عمقش، پیچیدگی و لایههای متفاوتی دارد.
رفیع جاه تو را جن و انس کرده سجودبلند قدر تو را ماه و مهر برده نماز
هوش مصنوعی: مقام و منزلت تو چنان بالا است که هم انسانها و هم جنها در برابر تو به احترام سجده میکنند، و خورشید و ماه نیز به عظمت تو پرستش میکنند.