بخش ۲۳ - عتاب کردن مجنون با نوفل
هوش مصنوعی: مجنون هنگامی که بوی آزرم را شنید، به شدت عصبانی شد و با نوفل، که میخواست به جنگ بیاید، برخورد کرد. او از ناتوانی نوفل در مقابله با دشمنانش انتقاد کرده و به نقاط ضعف او اشاره میکند. مجنون در این شعر به احساساتی چون یأس و ناامیدی از دوستیش با نوفل و خیانت او اشاره میکند، و همچنین ابراز میدارد که دیگر به او اعتماد ندارد. او تصمیم میگیرد که به جای صلح، جنگ را آغاز کند و از قبایل مختلف لشکر جمعآوری کند تا انتقام خود را بگیرد. مجنون عزم خود را جزم کرده تا برای کینخواهی آماده جنگ شود.
مجنون چو شنید بوی آزرمکرد از سر کین کمیت را گرم
هوش مصنوعی: مجنون وقتی بوی شرم را استشمام کرد، به خاطر کینهاش، به خوبی و شدت با کمیت برخورد کرد.
با نوفل تیغزن برآشفتکای از تو رسیده جفت با جفت!
هوش مصنوعی: با نوفل، که شمشیرش را بهدست گرفته، برآشفت و گفت: ای کسی که جفتت به تو رسیده!
احسنت زهی امیدواریبه زین نبود تمام کاری
هوش مصنوعی: به خوبی و با استعداد عمل کردی، ای امید! بدون وجود زین، هیچ کار بزرگ و مهمی انجام نمیشود.
این بود بلندی کلاهت؟شمشیر کشیدن سپاهت؟
هوش مصنوعی: آیا این بود نهایت بزرگی و عظمت تو؟ آیا به این سادگی میتوانی در برابر سپاه دشمن ایستادگی کنی؟
این بود حساب زورمندیت؟وین بود فسون دیو بندیت؟
هوش مصنوعی: آیا این بود قدرت تو؟ آیا این تنها جادوی تو بود؟
جولان زدن سمندت این بود؟انداختن کمندت این بود؟
هوش مصنوعی: آیا اینجا بود که بخواهی با اسبت جولان بدی؟ آیا اینجا بود که دام خود را بیندازی؟
رایت که خلاف رای من کردنیکو هنری به جای من کرد
هوش مصنوعی: وقتی کسی برخلاف نظر من عمل کرد، با یک هنر زیبا جانشین من شد.
آن دوست که بُد سلام دشمنکردیش کنون تمام دشمن
هوش مصنوعی: دوستی که زمانی برایت احترامی قائل بود و سلام میکرد، اکنون به دشمنی تمامعیار تبدیل شده است.
وان در که بد از وفا پرستیبر من به هزار قفل بستی
هوش مصنوعی: تو با عهد و وفا، در قلب من را به هزار قفل بستهای.
از یاری تو بریدم ای یاربردی زه کار من زهی کار
هوش مصنوعی: من از کمک و یاری تو دست کشیدم، ای دوست، زیرا تو مرا از کار و تلاش خود دور کردی و به این کار دچار شدم.
بس رشته که بگسلد ز یاریبس قایم کافتد از سواری
هوش مصنوعی: بسیاری از پیوندها و ارتباطات ممکن است به دلایل مختلفی دچار اختلال شوند، همانطور که بسیارند مواردی که تعادل و ثبات خود را از دست میدهند.
بس تیر شبان که در تگ افتادبر گرگ فکند و بر سگ افتاد
هوش مصنوعی: بسیاری از تیرها که به سوی گرگ پرتاب شد، در واقع به سمت سگها برخورد کردند.
گرچه کرمت بلند نام استدر عهدهٔ عهد ناتمام است
هوش مصنوعی: هرچند که کرامت تو بسیار مشهور و بزرگ است، اما مسئولیت های ناتمام و عهده داری های زیادی بر دوش تو است.
نوفل سپر افکنان ز حربشبنواخت به رفقهای چربش
هوش مصنوعی: نوفل با نرمی و مهربانی از خصومت خود دست برداشت و با دوستانه رفتار کرد.
کز بیمددی و بیسپاهیکردم به فریب صلح خواهی
هوش مصنوعی: به دلیل نداشتن یاری و پشتیبانی، به ناچار به فریب و آرامش روی آوردم.
اکنون که به جای خود رسیدمنز تیغ برنده خو بریدم
هوش مصنوعی: حالا که به موقع خود رسیدم، دیگر از چالشهای سخت و خطرناک عبور کردهام.
لشگر ز قبیلهها بخوانمپولاد به سنگ درنشانم
هوش مصنوعی: من با کمک نیروی قبیلهها، قدرت و توانایی خود را نشان میدهم و همچون پولاد در برابر سنگ ایستادگی میکنم.
ننشینم تا به زخم شمشیراین یاوه ز بام ناورم زیر
هوش مصنوعی: من نمیتوانم آرام بنشینم تا اینکه زخم شمشیر مرا از بام پایین بیاورد.
وآنگه ز مدینه تا به بغداددر جمع سپاه کس فرستاد
هوش مصنوعی: سپس از مدینه تا بغداد، افرادی را در جمع سپاه فرستاد.
در جستن کین ز هر دیاریلشگر طلبید روزگاری
هوش مصنوعی: مدتهاست که برای انتقام از هر جا سپاهی را گرد آوردهام.
آورد به هم سپاهی انبوهپس پره کشید کوه تا کوه
هوش مصنوعی: گروه بزرگی از سربازان را جمع کرد و به همین خاطر کوهها را از هم فاصله داد.