بخش ۹ - صفت سنمار و ساختن قصر خَوَرْنَق
هوش مصنوعی: منذر به همراه پدرش به جستجوی جایی امن و وسیع رفتند، جایی که از خطرات در امان باشد. در این میان، اطلاع یافتند که یک سازنده مشهور از روم به نام سمنار وجود دارد که میتواند کارهای بزرگ و زیبایی انجام دهد. سمنار ماهر و زیرک بود و تواناییهایش در ساخت بناهای بزرگ مورد تحسین قرار گرفته بود. نعمان به سمنار دعوت کرد تا به کمک او برای ساخت یک کاخ بینظیر بیاید.
سمنار با سرعت و هنرمندی، سازهای زیبا از گل و سنگ ساخت که به قدرت عظیمش گواهی میداد. کاخ به اندازهای زیبا و شگفتانگیز بود که به آن لقب «بهشت» داده شد و در آن رنگها و جلوههای زیبایی به کار رفته بود. نعمان از کار سمنار شگفتزده شد و پاداشهای فراوانی به او وعده داد.
اما سمنار با خود میاندیشید که اگر امکانات و زمان بیشتری داشت، میتوانست کارهایی بهتر و بزرگتر از این بسازد. در نهایت، سمنار به مهارتهای خود ادامه داد و هرچه توانست در این پروژه به کار گرفت، اما بر اثر اقدامات نادرستی، результaatstنها به یک ساختمان بلند منجر شد. پایانکار سمنار با نجوای ناراحتی و یأس همراه شد، چرا که شباهت نام او با عظمت کاخ و شخصیتش را خدشهدار کرد.
رفت منذر به اتفاق پدربر چنین جستجوی بست کمر
هوش مصنوعی: منذر به همراه پدرش عزم کرده بودند که به جستجوی چیزی بروند و برای این کار خود را آماده کرده بودند.
جست جایی فراخ و ساز بلندایمن از گرمی و گداز و گزند
هوش مصنوعی: جای وسیع و سقفی بلند پیدا کن که از گرما و سردی و آسیبها در امان باشد.
کآن چنان دز در آن دیار نبودوآن چه بد جز همان به کار نبود
هوش مصنوعی: در آن سرزمین، دزدی وجود ندارد و هر چیزی که بد باشد، تنها در همان جا به کار میآید.
اوستادان کار میجستندجای آن کارگاه میشستند
هوش مصنوعی: استادان به دنبال پیدا کردن کار بودند و در مکان کارگاه مشغول به شستشو و نظافت آن میشدند.
هر که بر شغل آن غرض برخاستآن نمودار ازو نیامد راست
هوش مصنوعی: هر کسی که برای هدف خاصی شروع به کار کند، نمیتواند به نتیجهی دلخواه خود به راحتی دست یابد.
تا به نُعمان خبر رسید درستکآن چنان پیشهور که در خور توست
هوش مصنوعی: خبر به نعمان رسید که آن شخصی که شایسته و مناسب توست، در حال کار و فعالیت است.
هست نامآوری ز کشور رومزیرکی کاو ز سنگ سازد موم
هوش مصنوعی: در سرزمین روم فردی معروف وجود دارد که بسیار باهوش است و میتواند از سنگ، موم بسازد.
چابکی چربدست و شیرینکارسامدستی و نام او «سنمار»
هوش مصنوعی: سام، فردی چابک و ماهر است که در کارهای خود مهارت بسیاری دارد و نام او به شیرینی در دلها نشسته است.
دستبردش همه جهان دیدهبه همه دیدهای پسندیده
هوش مصنوعی: تمامی نیکوئیها و زیباییهای عالم، در نظر همه، مورد توجه و پسند قرار گرفته است.
کرده چندین بنا به مصر و به شامهر یکی در نهاد خویش تمام
هوش مصنوعی: در مصر و شام، افراد زیادی بناهایی ساختهاند و هر کدام از آنها دارای ویژگیهای خاص خود هستند.
رومیان، هندوان پیشهٔ اوچینیان، ریزهچین ِتیشهٔ او
هوش مصنوعی: رومیها، هندیها و چینیها همه در کار خود مهارت دارند و تحت تأثیر دستاوردهای او هستند.
گر چه بناست وین سخن فاش استاوستادِ هزار نقاش است
هوش مصنوعی: با وجود اینکه این موضوع آشکار و معروف است، استاد هزار هنرمند است.
هست بیرون ازین به رای و قیاسرصدانگیز و ارتفاعشناس
هوش مصنوعی: چیزهایی وجود دارند که فراتر از قضاوتها و اندازهگیریهای ما هستند و قابل دیدن و درک کردن نیستند.
نظرش بر فلک تنیده لعاباز دم عنکبوت اصطرلاب
لعاب بر فلک تنیدن از نظر : بالکنایه نظر را به همه پیچ و خم های فلک گردانیدن و نقطه به نقطه ی افلاک را با عنکبوت اسطرلاب گشتن و شناختن.
چون بلیناس روم صاحبرایهم رصدبند و هم طلسمگشای
هوش مصنوعی: عشق و عقل، هر دو مانند بلیناس روم، که به درستی میاندیشد و درک عمیقی از مسائل دارد، میتوانند هم به رصد و بررسی اوضاع بپردازند و هم به حل معماها و مشکلات زندگی کمک کنند.
آگه از رویبستگانِ سپهراز شبیخون ماه و کینهٔ مهر
هوش مصنوعی: اگر از سرنوشت و تغییرات آسمان آگاه باشی، از حمله ناگهانی ماه و دشمنی خورشید نیز باخبری.
ساز این شغل ازو توانی یافتکاین چنین کسوت، او تواند بافت
هوش مصنوعی: این حرفه تنها از کسی برمیآید که توانایی داشته باشد و این چنین لباس خاص را بتواند تهیه کند.
طاقی از گِل چنان برآرایدکز ستاره چراغ برُباید
هوش مصنوعی: یک سازهای از گل چنان ساخته میشود که روشناییاش از ستاره بیشتر میشود.
چون که نعمان بدین طلبکاریگرمدل شد ز نارِ سمناری
هوش مصنوعی: چون نعمان به خواستهاش رسید، دلش از خوشحالی پر شد و مانند شمع سوزان شد.
کس فرستاد و خواند زآن بومشهم به رومی فریفت از رومش
هوش مصنوعی: کسی را فرستاده و این را خوانده است که اهل آن کشور را با رومی بودنش فریب داده است.
چون که سمنار سوی نعمان رفترغبت کار شد یکی در هفت
هوش مصنوعی: وقتی سمنار به سوی نعمان رفت، کارها به خوبی پیش رفت و همه چیز رونق گرفت.
آن چه مقصود بود از او درخواستوانگهی کرد کار او را راست
هوش مصنوعی: آنچه که از او خواسته شده بود، به خوبی انجام شد و کارش به درستی پیش رفت.
آلتی کآن رواق را شایستساختند آن چنان که میبایست
هوش مصنوعی: ابزار لازم برای ایجاد یک طراحی زیبا و مناسب به درستی فراهم شده است، به گونهای که انتظار میرفت.
پنجه کارگر شد آهنسنجبر بنا کرد کار سالی پنج
هوش مصنوعی: پنجههای کارگر به مانند آهنسنجی است که بنا را با دقت و مهارت در کار ساخت و ساز هدایت میکند و او سالی پنج پروژه را به اتمام میرساند.
تا هم آخر به دست زرینچنگکرد سیمینرواقی از گِل و سنگ
هوش مصنوعی: او در نهایت به چیزی ارزشمند و زیبا دست مییابد که از ترکیب گل و سنگ ساخته شده است.
کوشکی برج برکشیده به ماهقبلهگاه، همه سپید و سیاه
هوش مصنوعی: یک کاخ بلند و زیبا به شکل بارگاهی روشن، که روی آن رنگهای سفید و سیاه با هم ترکیب شدهاند و به عنوان نقطهای مقدس برای همه شناخته میشود.
کارگاهی به زیب و زرکاریرنگناری و نقش سمناری
هوش مصنوعی: کارگاهی است که با زیبایی و هنر زیبا و رنگ قرمز و نقوش بهاری تزئین شده است.
فلکی پای گِرد کرده به نازنُه فلک را به گرد او پرواز
هوش مصنوعی: آسمان به زیبایی و نرمی به دور او میچرخد و نه گرداب آسمانی را به اطراف او به پرواز درآورده است.
قطبی از پیکر جنوب و شمالتَنگلوشای صدهزار خیال
تنگلوشا نام کتابی است از روم و رومی شبیه به ارژنگ مانی
مانده را دیدنش مقابل خوابتشنه را نقش او برابر آب
مانده در اینجا یعنی خسته و درمانده
آفتاب ار بر او فکندی نوردیده را در عصابه بستی حور
هوش مصنوعی: اگر آفتاب بر او نور بیفکند، چشمهایت را از زیبایی او به پردهای محجوب خواهی کرد.
چون بهشتش درون، پر آسایشچون سپهرش برون، پر آرایش
هوش مصنوعی: بهشت او در درونش سرشار از آرامش است و بیرونش هم پر از زیبایی و جلوهها میباشد.
صقلش از مالش سریشُم و شیرگشته آیینهوار عکسپذیر
سریشم یعنی چسب که در قدیم انواع مختلف داشته است.
در شبانروزی از شتاب و درنگچون عروسان برآمدی به سه رنگ
هوش مصنوعی: در یک روز و شب با سرعت و آرامش، مانند عروسان که با زیبایی و رنگهای مختلف برمیخیزند، تو نیز با سه رنگ مختلف ظاهر شدی.
یافتی از سه رنگ ناوردیازرقی و سپیدی و زردی
هوش مصنوعی: از سه رنگ مختلف چیزی نیافتی، جز آبی، سفید و زرد.
صبحدم ز آسمان ازرق پوشچون هوا بستی ازرقی بر دوش
هوش مصنوعی: صبح زود که آسمان رنگ آبی دارد، مانند پرندهای آبیپوش در حال پرواز است.
کآفتاب آمدی برون ز نوَردچهره چون آفتاب کردی زرد
زمانیکه آفتاب از نورد و لاپیچ بیرون میآمد
چون زدی ابر، کُله بر خورشیداز لطافت شدی چو ابر سفید
هوش مصنوعی: وقتی ابر بر روی خورشید میافتد، از لطافت و زیباییاش به مانند ابر سفید روشن میشود.
با هوا در نقاب یک رنگیگاه رومی نمود و گه زنگی
هوش مصنوعی: گاه در چهرهاش حالتی شاداب و رومی میبینیم و گاه به رنگی تیره و زنگزده درمیآید.
چون که سمنار از آن عمل پرداختخوبتر زآن که خواستند بساخت
هوش مصنوعی: چون سمنار به خاطر عمل خوبی که انجام داد، بهتر از آن چیزی شد که دیگران آرزو داشتند بسازند.
زآسمان برگذشت رونق اوخور به رونق شد از خَوَرْنَق او
هوش مصنوعی: خورشید از آسمان عبور کرد و به خاطر درخشش و زیباییاش، رونق و زندگی را در جایجای زمین به وجود آورد.
داد نعمان به نعمتیش نویدکه به یک نیمه زآن نداشت امید
هوش مصنوعی: نعمان به نعمتش بشارت داد که به نصف آن هم امیدی نداشت.
از شتر، بارهای پر زر خشکوز گرانمایههای گوهر و مشک
هوش مصنوعی: از شتر بارهای سنگین و با ارزش پر از طلا و جواهرات و مشک را حمل میکند.
بیشتر زآن که در شمار آیدتا دگر وقتها به کار آید
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که بهتر است چیزی که مهم است و بیشتر از حد لازم به شمار میآید، در زمانی مناسب و به شکل بهینه مورد استفاده قرار گیرد. در واقع، اهمیت آن بیشتر از آن چیزی است که در ابتدا به نظر میرسد و میتواند در آینده به کار بیاید.
چوب اگر بازداری از آتشخام مانَد کباب سختیکَش
هوش مصنوعی: اگر چوب را از آتش دور کنی، به حالت خام خود باقی میماند و نمیسوزد، اما از طرفی نیز نمیتواند کباب شود و سختی آن را تحمل کند.
دستِ بخشنده کآفتِ درم استحاجبالباب درگهِ کرم است
هوش مصنوعی: دست سخاوتمند، که باری از افلاس و تنگدستی را کم میکند، مانند دربان درگاه فیض و بخشش است.
مرد بنّا که آن نوازش دیدوعدههای امیدوار شنید
هوش مصنوعی: مرد بنا وقتی آن محبت را تجربه کرد و وعدههای امیدوارکننده را شنید، تغییراتی در او به وجود آمد.
گفت: اگر زآن چه وعده دادم شاهپیش از این شغل بودمی آگاه
وعده دادم یعنی به من وعده داد
نقش این کارگاهِ چینیکاربهترک بستمی در این پرگار
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هنرمند چینیکار با مهارت و دقت خود، نقشی زیبا و دلنشین خلق کرده است که شایستهی توجه و ستایش است. در واقع، هنر او به قدری عالی است که میتوان آن را به عنوان نمونهای از دقت و زیبایی در نظر گرفت.
بیشتر بردمی در این جا رنجتا به من شاه بیش دادی گنج
هوش مصنوعی: من در اینجا بیشتر از رنج و سختی بردم تا اینکه تو، ای شاه، برای من ثروت و گنجی عطا کردی.
کردمی کوشکی که تا بودیروزش از روز رونق افزودی
هوش مصنوعی: من قصر و کاخی ساختم که تا زمانی که روزها ادامه دارند، بر رونق و زیباییاش بیفزایم.
گفت نعمان: چو بیش یابی چیزبه از این ساختن توانی نیز؟
هوش مصنوعی: نعمان گفت: اگر چیزی بهتر از این پیدا کنی، میتوانی آن را بسازی؟
گفت: اگر بایدت به وقت بسیچآن کنم کاین بَرَش نباشد هیچ
هوش مصنوعی: اگر نیاز داری که در زمان ضرورت کار خاصی انجام دهم، این را انجام میدهم که این کار بیفایده نباشد.
این سه رنگ است، آن بود صد رنگآن ز یاقوت باشد این از سنگ
هوش مصنوعی: این سه رنگ وجود دارد، اما صد رنگ دیگری نیز وجود دارد که از یاقوت است و این رنگ از سنگ تشکیل شده است.
این به یک گنبدی نماید چهرآن بود هفت گنبدی چو سپهر
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که یک گنبدی مانند چهرهای زیبا به نظر میرسد و در مجموع هفت گنبد که شبیه به آسمان هستند، جلوهگری میکنند.
روی نعمان ازین سخن بفْروختخرمن مهر و مردمی را سوخت
هوش مصنوعی: نعمان به خاطر این حرف، عشق و محبت را به کلی از دست داد و انسانیتش را هم نابود کرد.
پادشاه آتشیست کز نورشایمن آن شد که دید از دورش
هوش مصنوعی: پادشاه مانند آتشی است که نورش باعث امنیت و آرامش کسانی میشود که از دور آن را میبینند.
وآتش او گلی است گوهرباردر برابر گل است و در بر خار
هوش مصنوعی: آتش او مانند گلی با ارزش و گرانبهاست، که در مقایسه با گل واقعی قرار دارد و در کنار آن، خارهایی هم وجود دارد.
پادشه همچو تاک انگورستدر نپیچد در آن کز او دورست
هوش مصنوعی: سلطانی مانند تاک انگور است که در هیچیک از شاخههای بیثمر و دور از خود نمیپیچد.
وآن که پیچد در او به صد یاریبیخ و بارش کند به صد خواری
هوش مصنوعی: کسی که در او پیچیده میشود، با کمکهای فراوان ریشه و اساسش را به سختی نابود میکند.
گفت: اگر مانمش به زور و به زربه ازینی کند به جای دگر
هوش مصنوعی: اگر با زور و پول نتوانی مرا نگه داری، بهتر است که به جای دیگری بروی.
نام و صیت مرا تباه کندنامهٔ خویش را سیاه کند
هوش مصنوعی: اسم و شهرت مرا خراب میکند و نوشتهاش را بدنام میسازد.
کارداران خویش را فرمودتا برند از دز افکنندش زود
هوش مصنوعی: فرمان داد تا شمشیرزنانش به سرعت به دزدی حمله کنند و او را از آنجا دور کنند.
کارگر بین که خاک خونخوارشچون فکند از نشانهٔ کارش؟
هوش مصنوعی: کارگر را ببین که چگونه خاکی که با خون آغشته شده، رها کرده و نشانهای از تلاشش باقی مانده است؟
کرد قصری به چند سال بلندبه زمانیش ازو زمانه فکند
به زمانی یعنی در یک لحظه
آتش انگیخت خود به دود افتاددیر بر بام رفت و زود افتاد
هوش مصنوعی: آتش که خود را برپا کرد، به سرعت دود شد و در حالی که بر بام نشسته بود، زود به زمین افتاد.
بیخبر بود از اوفتادنِ خویشکآن بنا برکشید صد گز بیش
هوش مصنوعی: او از افتادن خود بیخبر بود، در حالی که به خاطر قدرت و عظمتش، از ارتفاعی بسیار بالا به زمین میافتاد.
گر ز گور خودش خبر بودییک بَدَست، از سه گز نیفزودی
اگر از گوری که برای خود میکند خبر داشت آنرا حتی یک وجب بلندتر از سهگز نمیساخت. (کاخ خورنق که از روی آن به پایین پرت شد به گور تشبیه شده است. بَدَست یا بِدست یعنی وجب)
تخت پایه چنان توان بر بردکه چو افتی ازو نگردی خرد
هوش مصنوعی: تختی که بر روی آن نشستهای، به قدری قوی است که اگر از آن بیفتی، لطمهای به تو نمیزند.
نام نعمان بدان بنای بلنداز بلندی، به مه رساند کمند
هوش مصنوعی: نام نعمان به قدری بلند و مشهور است که از بلندی خود به آسمانها و ماه میرسد و مانند تلهای، دیگران را به خود جلب میکند.
خاک جادوی مطلقش میخواندخلق ربالخَوَرْنَقش میخواند
هوش مصنوعی: خاک جادوئی او مردم را به سوی خود میکشاند و به یاد معشوقش آنها را فرامیخواند.