بخش ۱۳ - دیدن بهرام صورت هفت پیکر را در خَوَرْنَق
هوش مصنوعی: شاه روزی در دشت خورنق به یک حجره بسته برخورد کرد. از خازن پرسید که چرا در این خانه قفل است و کلید کجاست. خازن کلید را آورد و شاه با باز کردن در، خانهای پر از جواهرات و نقوش زیبا را دید. در این خانه هفت پیکر زیبا از دختران کشورهای مختلف نقش شده بود. هر یک از این دختران زیبایی خاصی داشتند و نامهای معروفی نیز داشتند.
شاه به یاد پیکر دختران و زیباییهایشان دلش پر از مهر شد. او به فکر زناشویی با این دختران افتاد و با توجه به خوشگذرانیهای این زندگی، احساس شادابی و امیدواری در دلش شکل گرفت. در پایان، شاه به خازن گفت که اگر کسی قفل این در را باز کند، او را مجازات میکند. او با دلمشغولی و علاقه به این دختران، از آنجا بیرون رفت.
شاه روزی رسیده بود ز دشتدر خَوَرنَق به خرمی میگشت
هوش مصنوعی: شاه روزی از دشت به شهری به نام خورنق رسید و مشغول خوشگذرانی و لذت بردن بود.
حجرهای خاص دید در بستهخازن از جستجوی آن رسته
هوش مصنوعی: یک اتاق مخصوصی را دید که در آن بسته شده بود و از جستجوی آن خارج شده بود.
شه در آن حجره نانهاده قدمخاصگان و خزینهداران هم
هوش مصنوعی: در آن اتاق، پادشاه از حضور خواص و مسئولان خزانهداری آگاه است و قدم گذاشته است.
گفت این خانه قفل بسته چراست؟خازن خانه کو؟ کلید کجاست؟
هوش مصنوعی: چرا این خانه قفل شده است؟ صاحب خانه کجاست و کلید آن کجا قرار دارد؟
خازن آمد به شه سپرد کلیدشاه چون قفل برگشاد چه دید!
هوش مصنوعی: خازن به شاه رسید و کلید را به او سپرد. وقتی قفل را باز کرد، چه چیزی دید؟
خانهای دید چون خزانه گنجچشم بیننده زو جواهرسنج
هوش مصنوعی: خانهای را مشاهده کردم که مانند گنجینهای از جواهرات بود و چشم بیننده در آن به جستجوی زیباییها و ارزشها بود.
خوشتر از صد نگارخانهٔ چیننقش آن کارگاه دستگزین
هوش مصنوعی: کارگاه زیبایی که با دقت و انتخاب ساخته شده است، از صد نگارخانهٔ چین هم دلپذیرتر است.
هرچه در طرز خردهکاری بودنقش دیوار آن عماری بود
هوش مصنوعی: هر چیزی که در جزئیات و جزئیات کارها وجود داشت، نقش دیوار آن ساختمان را ایفا میکرد.
هفت پیکر در او نگاشته خوبهر یکی زآن به کشوری منسوب
هوش مصنوعی: هفت پیکر در او به زیبایی نوشته شده و هر یک از آنها به سرزمینی منسوب است.
دختر رای هند فورَک نامپیکری خوبتر ز ماه تمام
رای: نامی که بدان حکمرانان نواحی هند را بازخوانند.
دخت خاقان بهنام یغما نازفتنهٔ لعبتان چین و طراز
هوش مصنوعی: دختر خاقان با نام یغما، زیبایی و فریبندگیاش همچون سرگرمی و آراستگیهای چین است.
دخت خوارزمشاه نازپریکش خرامی بهسان کبک دری
هوش مصنوعی: دختر خوارزمشاه با ناز و دلربایی مانند کبک دری به آرامی و زیبایی حرکت میکند.
دخت سقلابشاه نسریننوشترک چینی طراز رومی پوش
هوش مصنوعی: دختر شاه سقلاب که نامش نسرین است، زیبایی مانند ترکها و لباسی به شکلی رومی بر تن دارد.
دختر شاه مغرب آزریونآفتابی چو ماه روزافزون
هوش مصنوعی: دختر شاه مغرب مانند ماهی درخشان و زیبایی است که هر روز به درخشندگیاش افزوده میشود.
دختر قیصر ِ همایونرایهم همایون و هم بهنام همای
هوش مصنوعی: دختر قیصر با شکوه و عظمت و همچنین با نامی فرخنده و بزرگ است.
دخت کسری ز نسل کیکاووسدرستی نام و خوب چون طاووس
هوش مصنوعی: دختر کسری از نسل کیکاووس است که نام و زیباییاش مانند طاووس است.
در یکی حلقه حمایل بستکرده این هفت پیکر از یک دست
هوش مصنوعی: در یک حلقه، هفت پیکر به یکدیگر پیوستهاند و همه به یک دست وابستهاند.
هر یکی با هزار زیباییگوهرافروز نور بینایی
هوش مصنوعی: هر شخصی دارای زیباییهای فراوانی است که همچون جواهرات، نور و درخشانی خاصی را به وجود میآورد و موجب روشنایی دیدگاهها و احساسات میشود.
در میان پیکری نگاشته نغزکان همه پوست بود وین همه مغز
هوش مصنوعی: در میان یک جسم زیبا، حقایق مهمی نهفته است که فقط به ظاهر آن نباید توجه کرد، بلکه باید به عمق و محتوای واقعی آن نیز نگریست.
نوخطی در نشانده در کمرشغالیه خط کشیده بر قمرش
نوخطی دُر نشانده در کمرش: یعنی جوانی که تازه ریش در آورده و در کمربندش لعل و دُر نشانده شده.
چون سهیسروِ برفراخته سرزده در سیم، تاج تا به کمر
هوش مصنوعی: سرو بلند و خوشفرم مانند تاجی زیبا، که از نقره ساخته شده و تا کمر جلوه میکند.
آن بتان دیده برنهاده بدوهر یکی دل به مهر داده بدو
هوش مصنوعی: آن معشوقهها چشمان خود را به او دوختهاند و هر کدام قلب خود را با عشق به او سپردهاند.
او در آن لعبتان شکر خندهوآنهمه پیش او پرستنده
هوش مصنوعی: او در آن بازیهای شیرین و خندهآور است و همه به او ارادت میورزند.
بر نوشته دبیر پیکر اونام بهرام گور بر سر او
هوش مصنوعی: بر روی نوشتهای که دبیر درست کرده، نام بهرام گور بر روی سر او قرار دارد.
کان چنانست حکم هفت اخترکاین جهان جوی چون برآرد سر
هوش مصنوعی: حکم و تاثیر هفت سیاره به گونهای است که وقتی این جهان به اوج یا سرنوشت خود میرسد، نتایج آن مشخص میشود.
هفت شهزاده را ز هفت اقلیمدر کنار آورَد چو در یتیم
هوش مصنوعی: هفت پسر بزرگ را از هفت سرزمین جمع میکند، مانند آنکه در کنار یتیم باشد.
ما نه این دانه را به خود کشتیمآنچه اختر نمود بنوشتیم
هوش مصنوعی: ما این دانه را به خودمان نکاشتیم، بلکه آنچه که سرنوشت برای ما رقم زده، همان را پذیرفتهایم.
گفت تا باشد از نمونش رایگفتن از ما و ساختن ز خدای
هوش مصنوعی: گفت اگر ما الگوی خوبی باشیم، میتوانیم دربارهی او صحبت کنیم و از خلقت خدا بگوییم.
شاه بهرام کاین فسانه بخوانددر فسون فلک شگفت بماند
هوش مصنوعی: شاه بهرام این داستان را با صدای بلند میخواند و آسمان از این قصه شگفتزده میماند.
مهر آن دختران زیبارویدر دلش جای کرده موی به موی
هوش مصنوعی: محبت آن دختران زیبایی در دل او جا دارد، به گونهای که انگار در هر رشته از موی او قرار گرفته است.
مادیانانْ گُشن و فحلْ شموسشیرمردی جوان و هفت عروس
هوش مصنوعی: اسبهای نر قوی و چابک، جوانی شجاع و نیرومند مانند خورشید و هفت همسر زیبا در کنار او.
رغبت کام چون فزون فکنددل تقاضای کام چون نکند؟
هوش مصنوعی: وقتی که تمایل به لذت و خواستهها زیاد باشد، دل چرا نباید درخواست و خواستهای داشته باشد؟
گرچه آن کارنامه راه زدششادمانی شد از یکی به صدش
هوش مصنوعی: هرچند این کارنامه آن را به چالش کشید، اما شادی او از یک به صد افزایش یافت.
زانکه بر عمرش استواری دادبر مرادش امیدواری داد
هوش مصنوعی: چون بر عمر او ثبات و پایداری بخشید، بر آرزوهایش امیدواری عطا کرد.
در مدارای مرد کار کندهرچه او را امیدوار کند
هوش مصنوعی: در سازگاری و نرمخویی مرد، هر چیزی که او را به آینده امیدوار کند، اثرگذار خواهد بود.
شه چو زان خانه رخت بیرون بردقفل بر زد، به خازنش بسپرد
هوش مصنوعی: هنگامی که شاه از آن مکان خارج شد، در را قفل کرد و کلید را به حافظ آن مکان سپرد.
گفت اگر بشنوم که هیچکسیقفل ازین در جدا کند نفسی
هوش مصنوعی: او گفت اگر بشنوم که هیچ کس در این در را باز کند، حتی یک نفس هم نمیکشم.
هم در این خانه خون او ریزمسرش از گردنش درآویزم
هوش مصنوعی: من در این خانه خون او را میریزم و سرش را از بدنش جدا میکنم.
در همه خیلخانه از زن و مردسوی آن خانه کس نگاه نکرد
هوش مصنوعی: هیچکس به آن خانه توجهی نکرد، حتی در میان جمعیت زن و مرد.
وقت وقتی که شاه گشتی مستسوی آن در شدی کلید به دست
هوش مصنوعی: زمانی که به مقام و سلطنت رسیدی و intoxicated از شادی، به سوی آن در رفتی با کلید در دست.
در گشادی و در شدی به بهشتدیدی آن نقشهای خوبسرشت
هوش مصنوعی: در زمان آرامش و آزادی، زیباییهای بهشت را دیدی که با نیکی و صفا خلق شدهاند.
مانده چون تشنهای برابر آببه تمنای آن شدی در خواب
هوش مصنوعی: ماننده به کسی هستی که در انتظار آب مانند تشنهای است که حتی در خواب به فکر آن است.
تا برون شد سرِ شکارش بودکهآمد آن خانه غمگسارش بود
هوش مصنوعی: زمانی که شکار بیرون رفت، آن خانهای که به خاطرش غمگین بود، به آنجا آمد.