بخش ۱۹ - آیینه ساختن اسکندر
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از ساقی میخواهد تا مشروب خوشرنگی (لعل پالوده) بیاورد تا غم و اندوه را بشوید. او میگوید که در روزهای خوش، همه چیز به یاد نیکی میآید و حتی در سختیها نیز نباید ناامید شد، چون بعد از باران سیاه، آب سپید میبارد. شاعر بر این نکته تاکید دارد که در چارهجویی نباید به خود سخت گرفت، چرا که تلخیها گاهی به سود میانجامند. او به قدرت امید اشاره میکند و روشنگریای که آینه به وجود میآورد را بیان میکند. همچنین با ذکر اسکندر و قدرت و تدبیر او، از اهمیت تفکر و مشاهدهی واقعیت به زیباترین شکل ممکن صحبت میکند. در نهایت، قائل به این است که با نگریستن به آینه، میتوان به روشنی و زیبایی واقعی خود دست یافت.
بیا ساقی آن لعل پالوده رابیاور بشوی این غم آلوده را
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، که شراب خوش رنگ را بیاوری و این غم و اندوه را پاک کنی.
فروزنده لعلی که ریحان باغز قندیل او برفروزد چراغ
هوش مصنوعی: نور بخش لعل زیبایی که درختان ریحان باغ را مانند چراغی روشن میکند.
چو فرخ بود روزی از بامدادهمه مرد را نیکی آید به یاد
هوش مصنوعی: وقتی که روز خوشی از صبح شروع میشود، همه مردان یاد نیکی و کارهای خوب میافتند.
به خوبی نهد رسم بنیادهاز دولت به نیکی کند یادها
هوش مصنوعی: به طور خوب و مناسب، پایهها را بنا مینهد و از خوشبختی، یادهای نیک ایجاد میکند.
سر از کوی نیک اختری برزندبه نیک اختری فال اختر زند
هوش مصنوعی: در کوی کسی که به خوبی مشهور است، سر میزنند و به او رجوع میکنند تا نشانههای خوب و مثبت را به دست آورند.
به هنگام سختی مشو ناامیدکز ابر سیه بارد آب سپید
هوش مصنوعی: در زمانهای دشوار ناامید نشو، چون پس از باران تیره، آب پاک و روشن به زمین میرسد.
در چارهسازی به خود در مبندکه بسیار تلخی بود سودمند
هوش مصنوعی: به خودت وابسته نشو که در حل مشکلات ممکن است به تلخیها برسی و این تلخیها میتواند در نهایت به نفع تو تمام شود.
نفس به کز امید یاری دهدکه ایزد خود امیدواری دهد
هوش مصنوعی: اگر نفس انسان از امید یاری بگیرد، خداوند هم به او امیدی خواهد بخشید.
گره در میاور بر ابروی خویشدر آیینه فتح بین روی خویش
هوش مصنوعی: به ابروی خود در آینه نگاه نکن و خود را در موقعیتی که به آن دست یافتهای، ببین.
گزارنده نقش دیبای رومکند نقش دیباچه را مشک بوم
هوش مصنوعی: کسی که نقشی زیبا از پارچهی رومی میسازد، میتواند طرحی خوشبو و لطیف بر بوم بزند.
که چون شد سکندر جهان را کلیدز شمشیرش آیینه آمد پدید
هوش مصنوعی: زمانی که سکندر با شمشیرش بر دنیا تسلط یافت، مانند اینکه آینهای نمایان شد.
عروس جهان را که شد جلوهسازبدان روشن آیینه آمد نیاز
هوش مصنوعی: عروس دنیا که زیباییهایش را به نمایش میگذارد، به این نورانیترین آینه نیازمند است.
نبود آینه پیش از او ساختهبه تدبیر او گشت پرداخته
هوش مصنوعی: قبل از حضور او، هیچ آینهای وجود نداشت، اما به خاطر اندیشه و تدبیر او، آینه ساخته و تکمیل شد.
نخستین عمل کهآینه ساختندزر و نقره در قالب انداختند
هوش مصنوعی: در ابتدا، وقتی که آیینه را ساختند، آن را از طلا و نقره درست کردند و در قالبی قرار دادند.
چو افروختندش غرض برنخاستدر او پیکر خود ندیدند راست
غرض برنخاست: مقصود حاصل نشد، نتیجه مطلوب بهدست نیامد.
رسید آزمایش به هر گوهرینمودند هر یک دگر پیکری
هوش مصنوعی: هر سنگ قیمتی وقتی مورد آزمایش قرار میگیرد، خاصیت و ویژگی منحصر به فرد خود را نشان میدهد و هر کدام از آنها در این آزمایش دارای شکلی متفاوت از دیگری هستند.
سرانجام کهآهن درآمد به کارپذیرنده شد گوهرش را نگار
هوش مصنوعی: در نهایت، وقتی آهن به کار گرفته شد، زیور گرانبهایش به دست کسی رسید.
چو پرداخت رسام آهنگرشبه صیقل فروزنده شد پیکرش
هوش مصنوعی: وقتی که آهنگر کارش را به خوبی انجام میدهد و آن را صیقل میزند، نتیجه کارش شکل و نمایی درخشان و زیبا به خود میگیرد.
همه پیکری را بدان سان که هستدرو دید رسام گوهر پرست
هوش مصنوعی: هر کسی را به همان گونهای که هست ببین و در او زیباییها را شناسایی کن.
به هر شکل میساختندش نخستنمیآمد از وی خیالی درست
هوش مصنوعی: به هر روشی که او را میساختند، ابتدا هیچ تصوری از او بهدست نمیآمد.
به پهنی شدی چهره را پهن سازدرازیش کردی جبین را دراز
هوش مصنوعی: چهرهات را با خوشحالی وسعت بخشید و پیشانیات را بلند و کشیده کن.
مربع، مخالف نمودی خیالمسدّس، نشان دور دادی ز حال
هوش مصنوعی: اگر تخیل شکل مربعی را به تصویر بکشی، در واقع نشاندهندهی حالتی است که دور و بر تو شکل گرفته است.
چو شکل مدوّر شد انگیختهتفاوت نشد با وی آمیخته
هوش مصنوعی: زمانی که حالت گرد و مدور به خود بگیرد، هیچ تفاوتی در آن ایجاد نمیشود و همچنان با وضوح قبلی خود باقی میماند.
به عینه ز هر سو که برداشتندنمایش یکی بود بگذاشتند
هوش مصنوعی: از هر طرف که به موضوع نگاه کردند، نمایش و تصویر واحدی از آن را مشاهده کردند و همین تصویر را به دیگران منتقل کردند.
بدین هندسه ز آهن تیره مغزبرافروخت شاه این نمودار نغز
هوش مصنوعی: با این طرح و برنامه، تیره و تار مغز را به آهنی روشن تبدیل کرد و شاه این تصویر زیبا را خلق کرد.
تو نیز ار در آن آینه بنگریبه دست آری آیین اسکندری
هوش مصنوعی: اگر تو هم به آن آینه نگاه کنی، میتوانی روش و شیوهی اسکندر را به دست آوردی.
چو آن گرد روی آهن سخت پشتبه نرمی درآمد ز خوی درشت
هوش مصنوعی: وقتی که آن گرد، بر روی آهن سخت آمد، پشت به نرمی تغییر کرد و از خوی خشن خود دور شد.
سکندر درو دید پیش از گروهز گوهر به گوهر درآمد شکوه
هوش مصنوعی: سکندر قبل از اینکه با گروهش به دیدار گوهر برسد، زیبایی و جلال آن گوهر را مشاهده کرد.
چو از دیدن روی خود گشت شادیکی بوسه بر پشت آیینه داد
هوش مصنوعی: وقتی که کسی از دیدن چهره خودش خوشحال شد، یک بوسه به پشت آیینه زد.
عروسی که این سنت آرد به جایدهد بوسه آیینه را رو نمای
هوش مصنوعی: عروسی که این کار را انجام دهد، مانند بوسهای است که بر روی آینه میزند و خود را نمایان میکند.