هوش مصنوعی: خلاصهی داستان بنی اسرائیل از زمان موسی (ع) به شرح زیر است:
بعد از اینکه خداوند توبهی بنی اسرائیل را پذیرفت، به آنها فرمان داد که به سرزمین مقدس (مانند فلسطین و اریحا) بروند. موسی (ع) دوازده نماینده از قبایل مختلف انتخاب کرد تا به اریحا بروند و وضعیت جباران آنجا را بررسی کنند. آنها با جبارانی برخورد کردند که از قوم عاد بودند و به شدت ترسیدند و به موسی (ع) گفتند که حاضر به ورود به آن سرزمین نیستند تا زمانی که آن جباران در آنجا باشند.
موسی (ع) از این واکنش آنها ناامید شد و دعا کرد که خداوند به خاطر نافرمانی آنها، ورود به سرزمین مقدس را برای چهل سال بر آنها حرام کند و آنها را در منطقهای بیابانی سرگردان کرد. در این مدت، خداوند با ابر آنها را سایه داده و مَنّ و سَلوى برایشان فرستاد.
بنی اسرائیل دچار جستجوی غذایی متفاوت شدند و خداوند به آنها نان و مرغ فرستاد. اما آنها باز هم نارضایتی نشان دادند و تقاضای سبزیجات و خوراکهای دیگر کردند. موسی (ع) به این درخواست آنها پاسخ داد و به آنها گفت که باید در شهری سکونت کنند که آن خوراک را پیدا کنند.
در نهایت، بنی اسرائیل به خاطر کفر و نافرمانیهایشان دچار عذاب شدند و خداوند بر آنان غضب کرد. آنها به خاطر کشتن پیامبران و نافرمانی از دستورات الهی مجازات شدند و این نتیجهی اعمال ناپسند آنها بود.
هوش مصنوعی: در این بخش اشاره شده است که بعد از آنکه خداوند آن قوم را در پای کوه طور زنده کرد و توبه آنها را به خاطر پرستیدن گوساله پذیرفت، به آنها فرمان داد که به سرزمین مقدس بروند. این اشاره به آیهای از قرآن دارد که خداوند به آنها میگوید که به سرزمین مقدس که برای آنها نوشته شده، وارد شوند. این سرزمین به عنوان سرزمین قدس، فلسطین و اریحا شناخته میشود.
هوش مصنوعی: در تاریخ آمده است که اریحا جایی است با هزار روستا و در هر روستا هزار نفر زندگی میکنند. گروهی به فرمان خدا به نزدیکی اریحا و کنار رود اردن رفتند. موسی دوازده مرد را از هر قبیله انتخاب کرد و به اریحا فرستاد تا میوه بیاورند و اطلاعاتی درباره جباران آن منطقه کسب کنند. جباران از بازماندگان قوم عاد بودند که در سرزمین مقدس زندگی میکردند. آن دوازده مرد به اریحا رسیدند و با عوج، یکی از جباران عمالقه مواجه شدند. او آنها را شکست داد و همه چیزشان را گرفت و به نزد پادشاه برد. پادشاه بر این باور بود که نباید این قوم ضعیف را در برابر خود تحمل کند و دستور داد تا آنها را نابود کند. اما همسر پادشاه گفت که کشتن آنها درست نیست و بهتر است که آنها را آزاد کنند تا به قوم خود برگردند و آنچه را که دیدهاند برایشان بگویند. بنابراین، آنها آزاد شدند و به قوم موسی برگشتند و آنچه را که دیده بودند، تعریف کردند. سپس قوم موسی گفتند که هرگز به آن زمین وارد نخواهند شد تا زمانی که آن جباران در آنجا هستند و از موسی خواستند که او و پروردگارش بروند و با آنها بجنگند، زیرا آنها خود اینجا خواهند ماند.
هوش مصنوعی: طبق خبرها، گروهی از یاران پیامبر اسلام گفتند: ای رسول خدا، ما مانند بنیاسرائیل نخواهیم گفت که تو و خدایت بروید و بجنگید و ما در اینجا میمانیم. بلکه ما نیز با شما خواهیم جنگید. موسی به شدت از این سخنان ناراحت شد و از روی ناراحتی برای آنها دعا کرد. خداوند زمین را بر آنها حرام کرد و گفت که آنها چهل سال نمیتوانند از آنجا بیرون بروند. مفسران گفتهاند آن سرزمین بین فلسطین و ایله قرار دارد و طول آن دوازده فرسنگ و عرض آن شش فرسنگ است. خداوند آنها را به مدت چهل سال در بیابان سرگردان کرد و ابر سایهبان بر سرشان فرستاد. اینجا است که خداوند میفرماید: و ما بر شما ابر را سایه گستراندیم. و وقتی تابستان آمد، خداوند بر سرشان ابرهای سرد و مرطوبی فرستاد تا زمانی که خورشید غروب کرد.
هوش مصنوعی: گفته میشود که همان ابر بود که در روز بدر فرشتگان برای کمک به پیامبر و حمایت از لشکر اسلام از آن فرو آمدند. زمانی که آنها در سایه این ابر در آفتاب داغ استراحت کردند، گفتند: ای موسی، این سایه خوب است، اما غذا از کجا بیاوریم در این بیابان؟ خداوند از آسمان برای آنها من فرستاد. این من مانند صمغی بود که بر درختان میچکید، رنگهای مختلفی داشت و طعمش شبیه عسل بود. برخی گفتند که این عسل است که در هنگام سحر بر درختان میریزد و همچنین اشاره کردند که این عسل تنها بخشی از یک نوع خاص از من است. دیگران گفتند که این ترنجبین است یا نان حواریون. در کل، غذایی بود که برای آنها بدون زحمت و دردسر فراهم میشد و به همین دلیل آن را "من" نامیدهاند، چون خداوند به وسیله آن بر آنها منت نهاد. یکی از راویان نیز گفت که نخستین خرما از بهشت، من است و شفا دهنده سموم است و همچنین که گفته شد، "کمأة" نیز من است و آب آن شفا دهنده چشمها است. در نهایت، تأکید شده که این من همانند منّی بود که بر بنیاسرائیل میافتاد و هیچ زحمتی برای تأمین آب و غذای آنها نداشت.
هوش مصنوعی: گویند هر شب برای هر شخصی مقداری غذا نازل میشد. سپس گفتند: ای موسی، ما از این پادشاهی و نعمتها رنج میبریم، پس نیاز داریم به گوشت. به این خواسته، خداوند پرندگان ک記ف (سلوی) را برایشان فرستاد. مقاتل نقل میکند که ابری ظاهر شد و از آن ابر پرندههای سرخ بر زمین باریدند به اندازهای که آنها را کفایت کرد. قتاده میگوید که باد جنوب، آن مرغها را آورد، و روز جمعه، دو روز در این نعمتها بودند و روز شنبه هیچگونه تغذیهای نداشتند، زیرا باید در آن روز به عبادت مشغول میشدند.
هوش مصنوعی: از چیزهای پاک که شما را روزی کردهایم بخورید، ما به آنها گفتیم که از نعمتهایی که بدون زحمت و دردسر به شما عطا شده، استفاده کنید و هیچ چیزی را برای فردا ذخیره نکنید. اما آنها فرمان ما را نادیده گرفتند و برای فردا ذخیره کردند که در نتیجه، آنچه را که جمع کرده بودند از بین رفت و دچار ضرر شدند. پیامبر (ص) فرمودند که اگر بنیاسرائیل نبودند، غذایی فاسد نمیشد و گوشتی خراب نمیگشت و اگر حوا نبود، هیچ زنی به شوهرش خیانت نمیکرد.
هوش مصنوعی: ما آنقدر باعزتیم که کسی نتواند بر ما ستم کند و آنقدر با عدالتی که خودمان نیز نمیتوانیم ستم کنیم. اما آنها در حقیقت به خودشان ظلم کردند، نه به ما، زیرا با نافرمانی و حرص از روزی که بدون زحمت و رنج به آنها میرسید، محروم شدند.
هوش مصنوعی: زمانی که گفتیم وارد این شهر شوید، به معنی بیت المقدس است، طبق گفته برخی از مفسران. اما برخی دیگر بر این باورند که منظور اریحا بوده است. از آنچه که میخواهید، به آسانی و فراوان بخورید و هر جا که میخواهید زندگی کنید، زیرا در اینجا مسئولیتی بر دوش شما نیست. این زمانی بود که آنها از بیابان خارج شدند و به آنها دستور داده شد که با سرهای پایین و خشوع وارد شوند و بگویند "حطّه". ابن عباس گفته است که یکی از دروازههای بیت المقدس به نام باب حطّه شناخته میشود و این دروازه دارای هفت در دیگر نیز هست. آنها را فرمودند که از دروازه حطّه وارد شوند. و بگویید "حطّه"، یعنی گناهان ما را ببخشید. رب العالمین به آنها وعده آمرزش و توبه را داد و گفت از گناهان خود توبه کنید و از ما آمرزش بخواهید تا شما را ببخشیم.
هوش مصنوعی: نافع به کلمه «یغفر لکم» با حرف بیاء مضمومه قرائت کرده، در حالی که ابن عامر آن را با حرف تاء مضمومه خوانده است. دیگران آن را با حرف نون خواندهاند. این بیان به معنای آن است که شما آمرزش خواهید یافت تا ما گناهان شما را ببخشیم و نافرمانیها را نادیده بگیریم. همچنین برخی در تفسیر آیه «و قُولُوا حِطَّةٌ» گفتهاند که این جمله به معنای این است که ما تحت فرمان و قضا و قدر تو降 مینشینیم و تسلیم دستورات تو هستیم، در حالی که خود را خاضع و متواضع نشان میدهیم.
هوش مصنوعی: تغییر و تبدیل به معنای جایگزینی و دگرگونی است، اما این دو مفهوم در شرایط مختلف به کار میروند. تغییر بیشتر زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که ویژگیهای چیزی دگرگون شود، در حالی که خود آن چیز همچنان باقی بماند، مانند آب سردی که به آب گرم تبدیل میشود. در مقابل، تبدیل بیشتر به معنای برداشت چیزی و جایگزینی آن با چیزی دیگر است. به همین دلیل، افرادی که از دنیا میروند و دیگران به جای آنها میآیند، به نام زاهدان ابدال شناخته میشوند. گفته شده است که احوال موجودات زنده گاهی با احوال انسانها تغییر پیدا میکند. ستمکاران، به طوری که در متن آمده، سخنان خداوندی را که به آنها گفته شده، تغییر داده و به شیوهای دیگر بیان کردهاند. به جای آنچه که به آنها فرمودیم، به طعنه و استهزاء سخنانی دیگر بیان کردند.
12
وروایتاستازمصطفیعدرتفسیراینآیتکه
هوش مصنوعی: روایتی از مصطفی (ع) در تفسیر این آیه وجود دارد که...
هوش مصنوعی: به درب ورودیای که به آنها فرمان داده شده بود، وارد شوید و با سر به زمین بیفتید و بگویید: «ما تسلیم هستیم» و در عوض، چیزی جز گندم نمیخواهید.
هوش مصنوعی: خداوند عز و جل فرمود: وقتی که آنان کلمه را تغییر دادند و نافرمانی کردند، عذابی از آسمان بر آنها نازل شد و هفتاد هزار نفر از آنان هلاک شدند. نقل شده که طاعونی به آنها رسید، به طوری که در یک ساعت هفتاد هزار نفر مردند. این عذاب از آسمان به این خاطر نازل شد که عذاب به دو نوع تقسیم میشود؛ یکی عذابی که به دست انسان یا از طریق مخلوقی دیگر اتفاق میافتد، مانند فرو ریختن، غرق شدن، یا آتش گرفتن و امثال آن. دفع این نوع عذاب به روشهایی ممکن است.
هوش مصنوعی: نوعی دیگر از عذابها وجود دارد که از آسمان نازل میشود، مانند طاعون، صاعقه و مرگهای ناگهانی. این گونه عذابها فوقالعاده هستند و انسان نمیتواند به وسیله قدرت خود آنها را دفع کند. خداوند فرمود این عذاب را از آسمان بر آنها نازل کردیم، زیرا انسان نمیتواند آن را متوقف کند. سپس اشاره کرد که این عذاب به خاطر فسق و خروج آنها از دستورهای الهی بر آنها فرود آمده است.
هوش مصنوعی: موسی وقتی که قومش از آب درخواست کردند و در بیابان بیآب دچار تشنگی شدند، از آنها شنیدند که میگویند: "ای موسی، اینجا آب نیست و ما تشنهایم، چه تدبیری باید بکنیم؟" خداوند به موسی وحی کرد که با عصایش به سنگ بزند. گفته شده که عصای موسی شاخهای از درخت بهشت بود که آدم با خود به زمین آورد و این عصا نسل به نسل به پیامبران انتقال یافته تا به شعیب و سپس به موسی رسید. این عصا حدود ده گز طول داشت و در انتهای آن دو شاخ وجود داشت که در شب مانند دو قندیل میدرخشیدند. کارهای زیادی با این عصا انجام شد و معجزات زیادی به وسیله آن ظاهر گشت. ابن عباس گفت که این عصا به موسی در زمانهای مختلف یاری میداد، مثلاً زمانی که در شب از او مراقبت میکرد و او را از خطر حشرات زمین در امان نگه میداشت. همچنین وقتی که دشمنی به موسی نزدیک میشد، به او در دفاع از خود کمک میکرد. وقتی موسی به چاه میرسید و نمیتوانست آب را با دلو بیرون بیاورد، این عصا مانند دلو عمل میکرد تا آب را بیرون آورد. اگر موسی آرزوی میوهای داشت، با فرورفتن عصا به زمین، آن میوه ظاهر میشد. این عصا به نوعی دوست و همدم موسی بود و او اندوه و شادیاش را با موسی درمیان میگذاشت. این همه شگفتی نشاندهنده قدرت و حکمت خداوند است.
هوش مصنوعی: به موسی گفتیم که عصای خود را به سنگ بزند تا چشمههای آب از آن جاری شود. وهب بن منبه اشاره کرده که سنگ خاصی وجود نداشت و هر کجا که عصا را بر سنگ میزد، آب از آن جاری میشد. بنیاسرائیل نگران بودند که اگر موسی عصایش را گم کند، از تشنگی خواهند مرد. پس فرمان آمد که به سنگها زدن نکن، بلکه به آنها دستور بدهید تا آب بیرون بیاید تا شاید درس عبرتی بگیرند.
هوش مصنوعی: موسی چنین عمل کرد. مردم گفتند اگر به جایی برویم که زمین آن پر از شن باشد و سنگی در آن نباشد، از کجا آب بگیریم؟ به موسی فرمان داده شد که سنگی را با خود بردارد تا وقتی به آنجا رسید، آب را برای آنان بیاورد. ابن عباس گفت که موسی سنگی خاص و معین را از کوه طور برداشت و با خود آورد. این سنگ به شکل انسانی یا گوسفند از سنگ مرمر بود و هر بار که قوم آب میخواستند، آن را بیرون میآورد. این سنگ چهار طرف داشت و هر بار که بر آن ضربه میزدند، از هر طرف سه جوی آب روان میشد، به طوری که هر قبیله جوی مخصوص به خود را داشتند و در آب با یکدیگر قاطی نمیشدند. به همین دلیل خداوند فرمود که از آن سنگ دوازده چشمه جوشید و هر قبیله میدانست که جوی مخصوص به خود کدام است. هر روز حدود ششصد هزار نفر از آن سنگ آب مینوشیدند. پس از اینکه مردم آب نوشیدند، موسی دوباره عصا را بر سنگ زد تا سنگ خشک شده و آب در آن پنهان شود.
هوش مصنوعی: آنها به مردم گفتند که بخورید و بنوشید و در عوض این نعمت بزرگ و روزی راحت، شکرگذاری کنید و در زمین فساد نکنید و کارهای بیهوده انجام ندهید. برخی افراد به طعنه میگفتند که چه غیرممکنی است که سنگی کوچک و سبک بتواند آب را بیرون دهد و چندین جوی از آن جاری شود. پاسخ آنها این بود که این امر یکی از معجزات است و معجزات توانایی غیراقتصادی هستند. به این معنا که اگر خدا بخواهد، میتواند از یک سنگ آب بیشتری بسازد و هیچگونه عجز و نقصی در قدرت و علم او نیست. همچنین از این مثال میتوان به واقعهای اشاره کرد که در آن رسول خدا در غزای شرکت داشت و آب به آنها نرسید، اما از انگشتان او جویهای آب جاری شد بهطوری که هزار و چهارصد نفر از آن سیراب شدند. بر اساس روایت جابربن عبدالله، اگر ما پنجاه هزار نفر هم بودیم، آب ما را سیراب میکرد.
هوش مصنوعی: در آن زمانی که به موسی گفتید نمیتوانیم فقط بر غذای واحدی صبر کنیم، حسن بصری توضیح میدهد که گروهی از زراعتکاران بودند که از تناول گندم، پیاز و حبوبات گرفته شده بودند. آنها به من و سلوی که نان حواری و مرغ بریانی و شیرینی بود، برخورد کردند. اما پس از مدتی، تمایل آنها به داشتن غذاهای گوناگون افزایش یافت. در تفسیر بو بکر نقاش آمده است که در آن روز همه به یک اندازه بودند و از زمین درخواست کردند که زراعت و نشو و نما کنند، تا به این ترتیب بتوانند برخی از مردم را به کار بگیرند و دیگران را زیر فشار قرار دهند.
هوش مصنوعی: آنها گفتند: ای موسی، ما نمیتوانیم بر یک نوع غذا صبر کنیم. اگر کسی بگوید که "منّ" و "سلوی" دو چیز متفاوت هستند، پس چرا آنها گفتند "بر یک غذا"؟ پاسخ این است که منّ و سلوی به عنوان نان و نانخورش شناخته میشوند و در عرف، این دو به عنوان یک وعده غذا به حساب میآیند.
هوش مصنوعی: از پروردگارت بخواه تا از آنچه زمین برای ما میرویاند، شامل سبزیها، خیار، سیر، پیاز و عدس، برایمان بیرون بیاورد. خداوند را بخوان و از او درخواست کن که این نعمتها را از زمین برای ما فراهم کند. در زبان عربی، "فوم" هم به معنای گندم و هم به معنای سیر است. همچنین در حدیث آمده که بر شماست که عدس را بخورید، زیرا آن مبارک و مقدس است و باعث نرمی دل و افزایش اشک میشود.
هوش مصنوعی: موسی ع بر آنها خشمگین شد و گفت: آیا شما چیزی را که پستتر و کمتر ارزشمند است، به جای چیزی که بهتر و با ارزشتر است، انتخاب میکنید؟ او میپرسد آیا شما چیزی را که بیارزشتر است به جای چیزی که بهتر و با عظمتتر است میپذیرید؟ به آنها دستور داد که در شهری فرود آیند، زیرا آنچه میخواهند فقط در شهرها و مناطق قابل دسترسی است. وقتی از او پرسیدند که کدام شهر، او پاسخ داد: سرزمین مقدسی که خداوند برای شما مقرر کرده است.
هوش مصنوعی: گروهی از مفسران بیان کردهاند که آنها را به مصر فرعون فرستادند. در قرآن آمده است که ما این سرزمین را به بنیاسرائیل واگذار کردیم، اما آنها نتوانستند از آن بهرهمند شوند.
هوش مصنوعی: بر آنها ذلت و فقر تحمیل شد. گفتهاند این ذلت به گونهای است که وقتی از آنها مالیات میگیرند، باید در حالی که سرشان را پایین انداختهاند و عذرخواهی میکنند، بایستند و به خود اجازه نمیدهند که در مقابل دیگران دست به عصبانیت بزنند.
هوش مصنوعی: گروهی به غضب خداوند بازگشتند. در اینجا به یک نوع غضب اشاره شده و در جای دیگر به دو نوع غضب اشاره میشود. اهل تفسیر غضب خداوند را به معنای انتقام و مجازات تفسیر میکنند. بر اساس آموزههای اهل حق، خداوند عز و جل دارای غضب است، اما این غضب از نارضایتی و ناآرامی خالی است و با غضب مخلوقان که معمولاً همراه با نارضایتی است، متفاوت است.
هوش مصنوعی: شافعی بیان میکند که خداوند را نمیتوان با دیگران مقایسه کرد و نمیتوان عصبانیت او را با ناامیدی انسانها اندازهگیری کرد، زیرا غضب و خشنودی خداوند صفاتی خاص و منحصر به فرد هستند. در این زمینه، فقط خداوند بر همه چیز تسلط و قیومیت دارد و هیچکس دیگری نمیتواند با او در این زمینه مقایسه شود.
هوش مصنوعی: این به خاطر این است که آنها به نشانههای خداوند که بر پیامبرانی چون محمد، موسی و عیسی نازل شده بود، کافر شدند. آنها به تمامی این پیامبران بیاعتنایی کردند و به همین دلیل بر آنها خشم و لعنت خداوند نازل شد. آنها پیامبران را جدی نگرفتند و نشانههای توحید و نبوت که از زبان موسی و عیسی و محمد بیان شده بود را نپذیرفتند.
هوش مصنوعی: آنها پیامبران را بیجهت میکشتند، مانند شعیا، زکریا و یحیی. نقل شده که یهودیان در آغاز روز هفتاد پیامبر را کشتند و در پایان روز، افرادی که برای نیکی و اصلاح جامعه تلاش کردند نیز به قتل رسیدند.
هوش مصنوعی: این نتیجه به خاطر نافرمانی و تجاوزات آنها بود؛ یعنی کفر و قتلی که انجام میدادند، ناشی از بدیهای نافرمانی و فساد ایشان بود و از حد و مرز عبور کردنشان سرچشمه میگرفت.