هوش مصنوعی: سوره بنیاسرائیل، که عنوانش به معراج پیامبر اسلام اشاره دارد، عمدتاً مکّی است با استثنای چند آیه که به مدینه برمیگردد. بر اساس تفسیرها، این سوره شامل ۱۱۱ آیه و ۱۵۳۳ کلمه است. مفسران روایت کردهاند که هر کس این سوره را بخواند و در آن به والدینش اشاره کند، پاداش بزرگی در بهشت خواهد گرفت.
این سوره با گفتن "سبحان" آغاز میشود که به معنای پاکی خدا از هر نقص و عیب است. سپس به سفر شبانه پیامبر از مکه به مسجد الاقصی و سپس به آسمانها اشاره میکند. پیامبر در این سفر تجربیات و نشانههای بزرگی از معجزات الهی را مشاهده کرد. معراج او به هدف تقویت ایمان مؤمنان و نشان دادن نعمتهای بهشت و عذابهای جهنم بود.
در حین معراج، پیامبر به مشاهده انبیای پیشین و به حقایق و رازهای خلقت و عوالم دیگر پرداخت. او همچنین با مشاهده جهنم و عذابهای آن، ابعاد مختلف قیامت و پاداش و عذاب اعمال انسانها را درک کرد. در نهایت، پیامبر به نزد خداوند رفت و احکامی برای امتاش دریافت کرد، از جمله نمازهایی که در ابتدا ۵۰ بار بوده اما پس از درخواستهای پیامبر کاهش یافت.
معراج پیامبر یک تجربه روحانی عمیق و یک نشانه مهم در تاریخ اسلام است که نشاندهنده ارتباط نزدیک او با خداوند و احکام دین اسلام است.
هوش مصنوعی: مفسران معتقدند که سوره بنی اسرائیل عمدتاً در مکه نازل شده است، اما قتاده میگوید که هشت آیه از این سوره مربوط به دوران مدینه است. این هشت آیه از عبارت «وَ إِنْ کادُوا لَیَفْتِنُونَکَ» شروع میشود و آخرین آنها عبارت «وَ قُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ» است که در بین مکه و مدینه نازل شده است. همچنین در این سوره دو آیه منسوخ وجود دارد: یکی «وَ قَضی رَبُّکَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ» که به دعا برای اهل شرک اشاره دارد؛ و دیگری «وَ ما أَرْسَلْناکَ عَلَیْهِمْ وَکِیلًا» که با آیه سیف منسوخ شده است. بر اساس تعدادی که کوفیان ذکر کردهاند، این سوره شامل ۱۱۱ آیه، ۱۵۳۳ کلمه و ۶۴۶۰ حرف است.
هوش مصنوعی: ابی بن کعب نقل کرده که پیامبر (ص) فرمودند: کسی که سوره بنیاسرائیل را بخواند و هنگام یادآوری والدین قلبش تحت تأثیر قرار بگیرد، در بهشت دو قنطار اجر میگیرد. هر قنطار معادل یک هزار اُوقیه و دویست اُوقیه است و هر اُوقیه از اینها بهتر از دنیا و آنچه در آن است، میباشد.
هوش مصنوعی: «سبحان» به معنای تسبیح و تقدیس خداوند است. وقتی میگوییم «سبحان اللَّه»، یعنی خداوند از هر نقص و ایرادی پاک و منزه است. پیامبر(ص) در پاسخ به سوال درباره معنای «سبحان اللَّه» فرمودند که این عبارت به معنای برائت خداوند از هر بدی و نادرستی و همچنین اشاره به توانایی و حکمت اوست.
هوش مصنوعی: بگویید: «پاک و منزّه است آن کسی که شبانه بندهاش را به سفر برد» یعنی او را به شب برد. سفر شبانه یعنی رفتن در شب. اگر گفته شود که وقتی سفر شبانه بود، پس ذکر کلمه «شب» چه فایدهای دارد؟ جواب این است که مراد بخشی از شب است و نه کل شب، برای کم کردن زمان. همچنین گفته شده که دلیل ذکر آن تأکید و افزایش توضیح است، مانند این که گفته میشود: «او دستش را گرفت و با زبانش گفت». در مورد «از مسجد الحرام» دو نظر در میان مفسران وجود دارد: یکی این که مسجد الحرام بهطور کلی شهر مکه است و رسول خدا (ص) آن شب در خانه ام هانی خواهر علی بن ابیطالب (ع) بود. ام هانی گفت: «رسول خدا (ص) فقط از خانه من به سفر رفت و او در خانهام خواب بود. آن شب عشاء را خواند و سپس خوابیدیم. وقتی نزدیک صبح بود، او ما را بیدار کرد و بعد از نماز صبح، به ما گفت: «ای ام هانی، من عشاء را در این وادی خواندم، سپس به بیت المقدس رفتم و در آنجا نماز خواندم و بعد از آن نماز صبح را با شما خواندم، آنطور که میبینید.»
هوش مصنوعی: قول دیگر این است که مسجد الحرام خانه کعبه است و پیامبر (ص) از مسجد برده شد. طبق نقلی از انس، پیامبر فرمود: «بختی من نزد خانه (کعبه) بین خواب و بیداری بودم که صدایی شنیدم که میگفت: بپا خیز ای محمد.» وقتی برخاستم، جبرئیل با میکائیل همراهش بود. «مسجد الاقصی» به مسجد بیت المقدس اشاره دارد و گفته شده که پس از ساخت کعبه، چهل سال بعد این مسجد بنا شد. نام «اقصی» به دلیل فاصله زیاد آن از مسجد الحرام است. به این معنا که مسجد الحرام به پیامبر (ص) و یارانش نزدیکتر است و بیت المقدس دورتر. گفته شده که مسجد الاقصی را سلیمان بن داود (ع) ساخت و او جنها را در زمین و دریا فراخواند تا طلا و نقره و جواهرات فراوان جمعآوری کنند. دیوارهای مسجد از سنگهای مرمر سفید، زرد و سبز ساخته شد و ستونهای آن از چوب بود. سقفها از صفحههای جواهر و به جای آجر، آجرهایی از فیروزه بود و در دیوار آن نگینهای رنگارنگ و مروارید نصب شده بود. وقتی شب میشد، از درخشش جواهرات، انگار هزاران مشعل و شمع روشن شدهاند. یکی از شگفتیهایی که سلیمان (ع) در آن مسجد ساخت، دیواری سبز رنگ بود که صیقل خورده بود، بهطوریکه هر مرد پارسا که به آن نگاه میکرد، ظاهری زیبا و سفید به نظر میرسید و هر فاسدی که در آن مینگریست، صورتش سیاه و ناپسند مینمود. به این ترتیب، بسیاری از مردان بد از کارهای بد خود بازگشتند و توبه کردند. همچنین در یکی از زوایای مسجد عصایی وجود داشت که هر فرزند پیامبری که به آن دست میزد، هیچ آسیبی به او نمیرسید، اما دیگران اگر به آن دست میزدند، دچار سوختگی میشدند.
هوش مصنوعی: سلیمان (ع) پس از پایان ساختن مسجد، دست به دعا برداشت و از خداوند خواست که هر کسی که وارد این مسجد شود و دو رکعت نماز بخواند، از گناهانش پاک شود و مانند روزی که به دنیا آمده است با روحی نو از آن خارج شود. او همچنین خواست که هر کسی که در این مکان توبه کند، مورد بخشش قرار گیرد و هر ترسویی که بیاید، از او ایمنی یابد، و بیماریها شفا یابند و محرومیتها برطرف شوند. سپس قربانیای تقدیم کرد و از خدا خواست اگر دعا و خواستهاش اجابت شود، قربانیاش نیز پذیرفته گردد. در آن زمان، نشانه قبول قربانی این بود که آتش سفیدی از آسمان فرود آمد و قربانی را برداشت. سلیمان (ع) متوجه شد که دعایش مستجاب شده و خدا را شکر کرد. این مسجد به همان شکل باقی ماند تا روزگار بختنصر که او بر بنیاسرائیل تسلط یافت و مردم را کشت و مسجد را تخریب کرد. تمام طلا، نقره و جواهرات موجود در مسجد را با خود به بابل برد و مسجد همانطور خراب ماند تا زمان عمر خطاب که مسلمانان دستور بازسازی آن را دادند و به وضع کنونی درآمد.
هوش مصنوعی: زمین مقدسی که در اینجا به آن اشاره شده، به دلیل برکت و تقدسی که دارد، شناخته شده است. این زمین به خاطر وجود انبیاء، وحی الهی و عبادت عابدان، یک مکان ویژه به حساب میآید. در این منطقه، مقابر انبیاء و مومنان صالح قرار دارد و به عنوان محل نزول وحی الهی، اهمیت خاصی دارد.
هوش مصنوعی: در اینجا به برکت و فراوانی آب، درختان و میوهها در اطراف اشاره شده است. بیان میشود که برای مردم نیازی به خرید و تجارت نیست و همچنین گفته شده که هر آب شیرینی که در زمین وجود دارد، از سنگ اصلی که در بیت المقدس قرار دارد، سرچشمه میگیرد. این آب ابتدا از آسمان به آن سنگ نازل میشود و سپس در زمین پخش میگردد. در ادامه، از قول یکی از صحابه پیامبر (ص) نقل شده که به وجود صخره بیت المقدس بر روی نخلهایی از بهشت اشاره میکند و بیان میکند که این نخل بر روی نهرهایی از بهشت قرار دارد. همچنین گفته شده که آسیه و مریم، دو زن بزرگ و محترم، به زینت و زیبایی اهل بهشت میپردازند تا روز قیامت.
هوش مصنوعی: و گفته شده است که: ما برای محمد (ص) برکت نازل کردیم بر اطراف او از قریههای شام و کفرها، تا به او آیات خود را نشان دهیم. این آیات نشانههای توحید خداوند و صدق نبوت او هستند که شامل مشاهده آسمانها و شگفتیهای آن و دیدن بیتالمقدس و دیدن پیامبران و مقامهای آنها و مکانهای عبادتشان میشود. او به دعاهای او شنواست و به اعمال او بیناست. همچنین گفته شده است که او سخنان کافران را میشنود و درخواستهای آنها را میبیند. او میتواند آنچه را که شما در مورد معراج میگویید بشنود و آنچه را که انجام میدهید ببیند. احتمال دارد که "السّمیع" به معنی "مسمع" و "البصیر" به معنی "مبصر" باشد، یعنی او سخن پیامبر را میشنود و آیات را میبیند.
هوش مصنوعی: اگر کسی بپرسد که معراج پیامبر (ص) چه فایدهای دارد و حکمت آن چیست، میتوان گفت که پیامبر خدا (ص) در دنیا میدید که کافران و دشمنان دین در رفاه و آسایش زندگی میکنند، در حالی که مؤمنان در رنج و سختی به سر میبرند. این موضوع او را ناراحت میکرد. خداوند او را به آسمان برد تا عالم معنوی را ببیند و سرنوشت نهایی دو گروه را نمایش دهد: نعمتهای بهشت برای مؤمنان و عذاب دوزخ برای کافران. بعد از این تجربه، پیامبر (ص) بلا و رنج مؤمنان را در برابر نعمتهای بهشت ناچیز شمرد و زندگی کافران را در برابر عذاب دوزخ کم اهمیت دید. این تجارب به او آرامش بخشید. همچنین، دلیل دیگر این معراج این بود که پیامبر (ص) رسالت خود را بر اساس مشاهده و تجربهای عینی قرار دهد، نه فقط از طریق شنیدن اخبار. زیرا مشاهده حقیقت، تأثیر بیشتری بر دلها دارد و قدرت بیشتری در استدلال و دلیلتراشی به او میبخشد.
هوش مصنوعی: حکمت معراج این بود که مقام و عظمت پیامبر اسلام (ص) نمایان شود و شدت محبت و امانت او به مردم نشان داده شود. در میان پادشاهان رسم بر این است که وقتی یکی از خدمتگزارانشان را میخواهند به مرتبهای برسانند که دیگران به آن دسترسی ندارند، گنجینههای خود را به او مینمایانند. در اینجا، گنجینههای دنیا نیز به پیامبر (ص) نشان داده شد، چنانکه او فرمود: «زمین را به من نشان دادند، و من مشرقها و مغربهای آن را دیدم.»
هوش مصنوعی: وقتی که اسرار دنیای فانی را مشاهده کردند، آن را به عالم باقی منتقل کردند و اسرار عالم جاودان را نشان دادند. همچنین، جلوههایی از دنیای رحمت و عذاب، فضل و عدالت، و نیز خشنودی و خشم را نشان دادند. نشان دادند که رضایت ما علت خاصی ندارد و خشم ما نیز دلیل خاصی نیست. رضایت ما ناشی از توافق است، نه اینکه توافق بخواهد منجر به رضایت شود، و خشم ما ناشی از مخالفت است، نه اینکه مخالفت به خودی خود باعث خشم شود. این به نمایش گذاشتن اسرار و گنجینهها نشاندهنده محبت و کمال امانت است. تا زمانی که محبت تقویت نشود، اسرار را با او در میان نمیگذارند و تا زمانی که امانت او به کمال نرسد، پنهانیها را فاش نمیکنند.
هوش مصنوعی: وقتی کسی میپرسد که چه دلیلی داشت که پیامبر را ابتدا به بیت المقدس بردند و سپس به آسمان، پاسخ این است که بیت المقدس قبله پیامبران بوده و محل زندگی و سفر آنهاست. خداوند میخواست که پیامبر (ص) این مکان را ببیند و از برکات انبیاء بهرهمند شود و در همین زمان با انبیاء در زمین مقدس برابر باشد. دلیل دیگر این است که این امر برای کافران نشان دهنده حقانیت بیشتری بود، زیرا آنها بیت المقدس را دیده و به خوبی میدانستند که هیچگاه کسی نمیتواند در یک شب مسافتی به این دوری را طی کرده و بازگردد. وقتی از او درباره نشانههای آن مکان پرسیدند و او به درستی پاسخ داد، صداقت او مشخص شد و این به حجتی قوی تبدیل شد. اگر کافران انکار میکردند، این فقط به معنای لجبازی بود. اگر هم او را مستقیماً از مکه به آسمان میبردند، آنها بهانهای برای انکار داشتند و میتوانستند بگویند که ما آسمانها را ندیدهایم و نمیدانیم آیا او راست میگوید یا دروغ، و در این صورت، حجت بر آنان ثابت نمیبود.
هوش مصنوعی: در معراج، برخی افراد به اشتباه بیان کردهاند که این واقعه تنها در خواب اتفاق افتاده و نه در حالت بیداری. این نظر نه تنها با روایات صحیح مغایرت دارد بلکه با باورهای اهل سنت نیز سازگار نیست. باور صحیح این است که پیامبر (ص) در حال بیداری از مسجد الحرام به مسجد الاقصی و سپس به آسمانها و بالاتر از سدره منتهی برده شده است. اگر معراج در خواب بود، هیچ معجزهای در آن وجود نداشت و ادعای غیرمؤمنان قابل ردّ نمیبود چون در خواب هر کسی میتواند چنین تصاویری ببیند. همچنین، اگر ممکن بود که پیامبر تنها در یک شب از مکه به قدس برود و بازگردد، این امکان در خواب نیز غیرقابل انکار بود. علاوه بر این، خداوند در آیهای به ستودن خود اشاره کرده و میگوید که بندهاش را از مکه به قدس برده است. اگر این واقعه به گونهای غیرمعمول و خارقالعاده نبود، این ستایش و تمجید معنا نداشت و دلیلی برای بیفایده بودن آن وجود نداشت.
15
معراجرسول(ص)
هوش مصنوعی: معراج پیامبر (ص) به سفر معنوی و روحانی ایشان به آسمانها اشاره دارد. در این سفر، آن حضرت به دیدار خداوند و برخی از پیامبران گذشته نائل شدند و تجربیات و معانی عمیقی را کسب کردند. این واقعه، نمادی از ارتباط نزدیکتر انسان با خدا و معنویت است و در تاریخ اسلام به عنوان یکی از رویدادهای مهم و شگرف شناخته میشود.
هوش مصنوعی: در این داستان معراج، روایاتی از صحابهای چون انس بن مالک، ابو سعید خدری، و دیگران ذکر شده است. آنها نقل میکنند که رسول خدا (ص) در شب دوشنبه سیزدهم ربیع الاوّل، یک سال پیش از هجرت، به معراج رفت. بر اساس برخی روایات، این واقعه نوزده روز پس از ماه رمضان و از خانه ام هانی بنت ابی طالب یا از حجر کعبه آغاز شد. رسول الله (ص) بیان میکند که جبرئیل (ع) او را بیدار کرده و به مسجد الحرام و سپس به مکانی دیگر برد. او در این سفر، با شکافیدن شکم او و شستن باطنش، ایمان و حکمت را در او قرار میدهد. سپس او را به وضو گرفتن فرمان میدهد و برای سفر به سوی خدا آماده میکند.
جبرئیل او را سوار بر یک دابّه به نام براق میکند که ویژگیهای شگفتانگیزی دارد. این دابّه، او را با سرعت به سمت آسمانها میبرد و در این مسیر جبرئیل و میکائیل او را همراهی میکنند. در طول مسیر، صدایی به او میگوید که توقف کند و سوالاتی بپرسد، اما او به این نداها توجه نمیکند و ادامه میدهد. این سفر از جمله تجربیات معنوی و روحانی عمیق پیامبر اسلام (ص) به حساب میآید.
هوش مصنوعی: من به راهم ادامه دادم و خودم را به او معرفی نکردم. وقتی که جلوتر رفتم، پیرزنی را دیدم که زینتهای زیادی بر تن داشت و میگفت: ای محمد، به سوی...
هوش مصنوعی: به سوی من آمد، ولی من توجه نکردم و به راه خود رفتم. سپس از جبرئیل پرسیدم: آن ندایی که از سمت راست شنیدم چه بود؟ او گفت: آن صدای یهودیان بود. اگر تو آنها را پاسخ میدادی، امت تو یهودیان میشدند. و آن که از سمت چپ ندا کرد، صدای مسیحیان بود. اگر تو به آن جواب میدادی، امت تو مسیحیان میشدند. همچنین آن پیرزن که با زینت و زیبایی دیدی، دنیا بود. اگر به او تمایل داشتی، امت تو دنیا را بر آخرت انتخاب میکردند. سپس به نخلستانی رسیدم و جبرئیل به من گفت: فرود بیا و نماز بخوان. نماز خواندم و او گفت: اینجا یثرب است. سپس به بیابانی رسیدم و او دوباره گفت فرود بیایم و نماز بخوانم. پس از نماز، پرسیدم: اینجا کجاست؟ گفت: این مدین است و آن طور سینا و درخت موسی. بعد به زمین وسیعی رسیدم و در آنجا کاخهایی دیدم. او گفت: اینجا نماز بخوان. باز نماز خواندم و گفت اینجا بیت لحم است، جایی که عیسی (ع) به دنیا آمده است. در ادامه مسیر تشنگی به من دست داد. فرشتهای را دیدم که سه ظرف در دست داشت: یکی عسل، یکی شیر و دیگری شراب. او به من گفت: هر کدام را که میخواهی بیاشام. من شیر نوشیدم و کمی عسل امتحان کردم، اما شراب نخوردم. جبرئیل گفت: تو و امتت فطرت را انتخاب کردید. اما اگر شراب میخوردی، امتت گمراه میشدند و هرگز بر فطرت جمع نمیشدند. بعد، زمین تاریک و تنگی دیدم و از آن گذشتم. سپس به زمینی وسیع و روشن و خوشایند رسیدم. پرسیدم: ای جبرئیل، آن چه بود و این چیست؟ او گفت: آن زمین دوزخ و این زمین بهشت است. بعد به بیت المقدس رسیدم و فرشتگانی را دیدم که به صفوف در حال فرود آمدن بودند و برای من خوشامد میگفتند و بشارت میدادند. آنها گفتند: سلام بر تو، ای اول و آخر و حاشر! از جبرئیل پرسیدم: این تحیت چیست؟ او گفت: تو اولین کسی هستی که از زمین خارج میشوی و از امّتت نیز و اول شفاعت کننده و اولین شفاعت شده هستی و تو آخرین پیامبری و حشر با تو و امَّتت به روز قیامت خواهد بود. سپس با آنها پیش رفتیم تا به در مسجد رسیدیم. جبرئیل مرا از براق پایین آورد و زین براق را به حلقه در مسجد بزد و وقتی وارد مسجد شدم، انبیاء زیادی را دیدم.
هوش مصنوعی: در روایتی از ابی العالیه آمده است که ارواح پیامبران، از جمله ادریس، نوح و عیسی، که خداوند آنها را قبل از من فرستاده بود، توسط خدا جمع شدند. آنها به من سلام گفتند و مرا همانند سلام فرشتگان مورد احترام قرار دادند. من از جبرئیل پرسیدم که این افراد کی هستند و او پاسخ داد که اینها برادران تو یعنی پیامبران هستند.
هوش مصنوعی: پیامبران به من همان سلام و درود را گفتند که فرشتگان گفتند و به من و امتم خوشامد گفتند و بشارت ورود به بهشت دادند. در آن لحظه، این آیه به من نازل شد: «و از کسانی که پیش از تو فرستادیم بپرس، آیا غیر از رحمان خدایانی ساختیم که عبادت شوند؟» این آیه مقدس گفته میشود که به دلیل نازل شدنش در بیت المقدس، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
هوش مصنوعی: پس جبرئیل به پیش من آمد و پیامبران و فرشتگان را در صفوف منظم کرد. من دو رکعت نماز گزاردم و سپس هر یک از پیامبران ستایشی برای خداوند بیان کردند. ابراهیم گفت: شکر خداوندی را که مرا دوست خود قرار داد و سلطنتی بزرگ به من عطا کرد و من را امتی عبادتگزار قرار داد و مرا از آتش نجات داد و آن آتش را بر من سرد و سالم کرد. موسی گفت: شکر خداوندی را که با من سخن گفت و هلاکت فرعون را به دست من مقرر کرد و از امتم گروهی قرار داد که به حق هدایت میکنند و عدالت را رعایت میکنند. داود گفت: شکر خداوندی را که سلطنت بزرگی به من عطا کرد و زبور را به من آموخت و آهن را برای من نرم کرد و کوهها و پرندگان را به تسبیح مشغول کرد. سلیمان گفت: شکر خداوندی را که بادها و لشکرهای شیاطین را برای من تحت فرمان قرار داد و دستور داد تا معابد و مجسمهها بسازند و به من زبان پرندگان را آموخت و سلطنتی پاک به من عطا کرد که در آن حسابی نیست. عیسی گفت: شکر خداوندی را که مرا به عنوان کلمهای از طرف خود قرار داد و کتاب و حکمت و تورات و انجیل را به من آموخت و من را قادر به خلق پرندهای از گل کرد و در آن دمیدم و با اذن خدا پرندهای شد. سپس رسول خدا محمد (ص) نیز گفت: شکر خداوندی را که مرا رحمتی برای جهانیان و بشارتدهنده و هشداردهنده برای تمام مردم فرستاد و قرآن را بر من نازل کرد که بیانکننده همه چیز است و امتم را بهترین امتی قرار داد که برای مردم بیرون آمده است و مقام میانهای برای امتم قرار داد و صدایم را گشاد و بارم را از روی دوش من برداشت و یادم را بلند کرد و مرا به عنوان گشا و خاتم قرار داد. ابراهیم گفت: به این سبب شما محمد را برتر دانستید.
هوش مصنوعی: جبرئیل دست مرا گرفت و به سوی یک صخره برد. او سپس میکائیل را صدا زد و میکائیل نیز گروهی از فرشتگان را به نامهایشان فراخواند. این فرشتگان مرا از فردوس به آسمان دنیا بردند و از آسمان دنیا به بیت المقدس نازل کردند. معراج شبیه یک نردبان بود که یک طرف به صخره و طرف دیگر به آسمان دنیا متصل بود. یک سمت آن از یاقوت سرخ و سمتی دیگر از زبرجد سبز ساخته شده بود. قدمهای این نردبان از طلا، نقره، یاقوت، زمرد و مروارید تشکیل شده بودند. جبرئیل مرا بر اولین درجه نشاند و من هزار فرشته را در آنجا دیدم که خدا را تسبیح و تکبیر میگفتند. وقتی مرا دیدند، مرا مورد احترام قرار دادند و بشارت به بهشت به امت من دادند. سپس از آن درجه به درجه دوم رفتم و دو هزار فرشته را به همان صورت دیدم، و همینطور ادامه دادم تا به درجه سوم رسیدم که سه هزار فرشته حضور داشتند و این روند تا پنجاه و پنج درجه ادامه یافت. در هر درجهای که میرسیدم، فرشتگان بیشتری را میدیدم تا اینکه به آسمان دنیا رسیدم. اهل آسمان صدا زدند: "این کیست؟" جبرئیل پاسخ داد: "محمد با من است." آنان گفتند: "آیا او فرستاده شده است؟" جبرئیل تایید کرد و آنان گفتند: "خوش آمدی و خوش آمدگویی به تو، چه ورود شایستهای!"
هوش مصنوعی: فریشتگان از رسیدن ما خوشحال شدند و به یکدیگر تبریک میگفتند. همچنین به ما سلام و احترام میکردند. من فرشتهای بزرگ به نام اسماعیل را دیدم که دیگران را زیر نظر داشت و او را به نوعی فرمانروایی میکرد. در کنار او، هفتاد هزار فرشته دیگر نیز بودند و به ازای هر یک از آنها، صد هزار فرشته دیگر وجود داشت. همه آنها مشغول نگهبانی آسمان دنیا بودند و تعداد زیادی از آنها را دیدم. جبرئیل به من گفت: «وَ ما یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلَّا هُوَ» (و هیچکس جز او تعداد لشکریان پروردگار تو را نمیداند).
هوش مصنوعی: در اینجا مردی زیبا و خوشخلقت را دیدم و از جبرئیل پرسیدم که او کیست. جبرئیل پاسخ داد که او پدر تو، آدم است. به او سلام کردم و او نیز جواب سلامم را داد و گفت: خوش آمدی ای پسر نیکو و پیامبر نیکو، که ورودت مبارک باشد. سپس ارواح نسل او را دیدم که به پیش او میآمدند. وقتی روح مؤمنی را میدیدی، میگفتی: این روح پاک و خوشبو است، کتابش را در مقام عالی قرار دهید. اما وقتی روح کافری را میدیدی، میگفتی: این روح ناپاک و بدبو است، کتابش را در مقام پست قرار دهید.
هوش مصنوعی: گفت: در آسمان دنیا نگاهی انداختم و گروهی را دیدم که لبهایی مانند لبهای شتر داشتند. یکی از آنها به عنوان نگهبان تعیین شده بود که با یک آتش سوزان لبهای آنها را میبرید و سنگ داغی را در دهانشان میگذاشت و سپس از زیر دهانشان بیرون میآمد. از جبرئیل پرسیدم که این افراد کی هستند؟
هوش مصنوعی: قومی را مشاهده کردم که از پوست و گوشت خودشان میگرفتند و در دهانشان میگذاشتند و میگفتند: همانطور که خوردهاید، بخورید. از جبرئیل پرسیدم که اینها چه کسانی هستند؟ او پاسخ داد که اینها افرادی هستند که غیبت میکنند و پشت سر دیگران بدگویی میکنند. همچنین قم دیگری را دیدم که نزدیک آنها، سفرهای مزین قرار داشت و بر روی آن گوشت بریان خوشبو چیده شده بود، اما دور آن، گوشتهای مردار قرار داشت و آنها بهجای آن سفره به سراغ مردارها میرفتند و میخوردند. پرسیدم اینها چه کسانی هستند؟ او گفت اینها زانیانی هستند که چیزی را حلال میدانند و به سمت حرام میروند.
هوش مصنوعی: قومی را دیدم که شکمهای بزرگی داشتند. شکمهایشان آنقدر بزرگ بود که به خانهها میمانست و در جایی به نام ممرّ آل فرعون افتاده بودند. آنها در صبح و شب به دوزخ میرفتند و به شدت مورد ضرب و شتم قرار میگرفتند. از خودم پرسیدم که اینها چه کسانی هستند و به من گفتند اینها ربا خوارانند. همچنین زنانی را دیدم که برخی از آنها پستانهایشان آویزان بود و برخی دیگر به شکل ناهنجاری به پایین گرفتار بودند. پرسیدم اینها چه کسانی هستند و پاسخ شنیدم که اینها کسانی هستند که مرتکب زنا میشوند و فرزندان خود را میکشند.
هوش مصنوعی: قومی را دیدم که زبانی دارند و با سر و صدای زیادی صحبت میکنند و دهانشان به شکلی باز میشود که انگار در حال پرتاب کردن آتش هستند. آنها به سمت راست میروند و سپس به سمت چپ، و این رفتار خود را ادامه میدهند. از خودم پرسیدم اینها چه کسانی هستند؟ پاسخ شنیدم که اینها سخنچینانی هستند که تلاش میکنند بین مردم اختلاف بیندازند.
هوش مصنوعی: قومی را دیدم که با انگشتان آتشین لبهایشان را میگرفتند و دوباره با هم برمیگشتند و این کار را دوباره انجام میدادند. به جبرئیل گفتم: اینها چه کسانی هستند؟ او پاسخ داد: اینها اهل امّت تو هستند که آنچه خود انجام نمیدهند، دربارهاش سخن میگویند؛ قرآن خدا را میخوانند اما به آن عمل نمیکنند.
هوش مصنوعی: روایتی از ابن عباس نقل شده که پیامبر گرامی اسلام (ص) در آسمان دنیا خروسی سفید و درخشان دید. زیر پرهای این خروس، پرهایی سبز رنگ قرار داشت و گردنش به رنگ سبز زمرّد آویزان بود. پاهای او در زمین هفتم و سرش در زیر عرش بزرگ قرار داشت. گردن او به زیر عرش کشیده شده بود و دو پر داشت که وقتی باز میشدند، همه چیز را میپوشاندند. وقتی شب کمی گذشته بود، این خروس پرهایش را باز کرد و آواز تسبیح سر داد. او گفت: «سبحان الملک القدوس، سبحان اللَّه الجبّار، لا اله الاّ هو الحیّ القیّوم» و در آن هنگام همه خروسهای روی زمین پاسخ او را دادند و پرهایشان را به هم زدند. زمانی که او ساکن شد، همه خروسها نیز ساکت شدند. بعد از مدتی دوباره خروس پرهایش را باز کرد و این بار گفت: «سبحان اللَّه العلی العظیم، سبحان اللَّه العزیز القهار، سبحان اللَّه ذی العرش الرّفیع» و باز هم خروسهای زمین به صدایش پاسخ دادند. پیامبر (ص) بیان کردند که همیشه مشتاق بودند دوباره آن خروس را ببینند.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) فرمودند: جبرئیل مرا از آسمان دنیا گرفت و به آسمان دوم برد. فاصله بین آسمان اول و دوم، طبق یک روایت، پانصد سال است. جبرئیل در این هنگام صدا زد تا ساکنان آسمان دوم در را باز کنند و آنها پرسیدند: این کیست؟ جبرئیل پاسخ داد: من جبرئیل هستم. آنها گفتند: و چه کسی با توست؟ جبرئیل گفت: محمد. آنها پرسیدند: آیا به سوی او پیام فرستاده شده است؟ جبرئیل پاسخ داد: بله. آنها گفتند: خوش آمد به او، پس آمدن او بسیار خوب است.
هوش مصنوعی: نویسنده میگوید که در سفر به آسمانهای مختلف، دو جوان را در آسمان دوم دید و جبرئیل گفت که یکی از آنها یحیی و دیگری عیسی است. آنها پس از سلام گفتند که خوش آمدی، ای برادر نیکوکار و پیامبر نیکوکار. سپس به آسمان سوم رفت و یوسف را دید که او هم همین عبارت را گفت. در آسمان چهارم ادریس را ملاقات کرد و او نیز همینطور او را greeted. سپس پیامبر (ص) آیهای از قرآن را خواند و به آسمان پنجم رفت و هارون را دید که باز هم سلام و خوشآمدگویی کرد.
هوش مصنوعی: در آسمان پنجم، پیامبر (ص) فرشتگانی را مشاهده کرد که نیمی از آنها از برف و نیمی دیگر از آتش بودند. آنها دعا میکردند: “خداوندا، همانطور که میان برف و آتش همبستگی ایجاد کردی، بین بندگان مؤمنت نیز همبستگی ایجاد کن.”
هوش مصنوعی: پس از آن جبرئیل مرا به آسمان ششم برد. در آنجا موسی را دیدم، به او سلام کردم و او نیز جوابم را داد. وقتی به سمت جلو رفتم، دیدم موسی گریه میکند. از او پرسیدند: "ای موسی، چرا گریه میکنی؟" او پاسخ داد: "من گریه میکنم زیرا پسری از نسل من بعد از من به رسالت مبعوث خواهد شد که از امتش بیشتر از افرادی که از امتم به بهشت وارد میشوند، وارد بهشت خواهد شد."
هوش مصنوعی: در آسمان ششم، خانهای به نام بیت العزّه وجود داشت که محل دبیران و نویسندگانی بود که قرآن را از جبرئیل دریافت کرده و مینوشتند. پروردگار به ایشان میفرمود: «این کار را به دست فرشتگان بزرگواری انجام دهید». سپس به آسمان هفتم برده شدم و در آنجا فرشتگان زیادی را دیدم که در هر جا ایستاده یا در حال رکوع و سجود بودند. ابراهیم خلیل را دیدم و به او سلام کردم. او با مهربانی جواب داد و گفت: «به فرزند صالح و پیامبر صالح خوش آمدی.» سپس به من توصیه کرد که به امت خود بگویم تا درختان بهشت را زیاد بکارند، چرا که زمین آن خوب و وسیع است. من پرسیدم: «غرس بهشت چیست؟» او گفت: «هیچ نیرویی جز با کمک خدا نیست.» سپس پیامبر (ص) آیهای را خواند که میفرماید: «نزدیکترین مردم به ابراهیم، کسانی هستند که از او پیروی کردند». در آسمان هفتم، بیت المعمور را دیدم و در آنجا نماز گزاردم. در مقابل آن، دریایی بود که فرشتگان به صورت گروهی به آن وارد میشدند و بیرون میآمدند و از هر قطرهای که میافتاد، پروردگار یک فرشته خلق میکرد که دور بیت المعمور طواف میکرد.
هوش مصنوعی: به روایت دیگری، جبرئیل گفت: اینجا خانهایی است که هر روز هفتاد هزار فرشته وارد آن میشوند و اگر از آن خارج شوند، دیگر هرگز به آن بازنمیگردند. در آسمان هفتم، فرشتهای را دیدم که بر کرسی نشسته و در دستش لوحی از نور است و به آن مینگرد، بدون اینکه به راست یا چپ نگاه کند، مانند کسی که در فکر و اندیشه است. پرسیدم: این کیست ای جبرئیل؟ گفت: این فرشته مرگ است. جبرئیل افزود: ای محمد، او همیشه در کار است و در حال قبض ارواح است. پیامبر اکرم (ص) پرسید: آیا وقتی کسی بمیرد، او را نمیبیند؟ جبرئیل پاسخ داد: بله. رسول خدا گفت: پس مرگ کار بزرگی است و سختیهای زیادی دارد. جبرئیل گفت: آنچه پس از مرگ است، بزرگتر و سختتر است. سپس جبرئیل به سمت فرشته مرگ رفت و گفت: این محمد است، نبی رحمت و رسول عرب. پیامبر خدا به او سلام کرد و او پاسخ داد و به او احترامی نهاد. او گفت: ای محمد، بشارت باد که همه خیر و نیکی در امت توست. پیامبر (ص) گفت: الحمد لله به خاطر نعمتها. سپس پرسید: این لوحی که در دست داری، چه چیزی است؟ گفت: این لوح، زمان مرگ خلق را نوشته و تفصیل داده است. من به آن مینگرم و وقتی که وقت مرگ کسی فرا برسد، روح او را میقاپم. رسول خدا گفت: سبحان الله، چطور میتوانی روح موجودات زمین را بگیری و از این مقام حرکت نکنی؟ گفت: بله، این طشت که در پیش من است، مانند دنیا است و کل موجودات زمین در برابر من قرار دارند. من همه را میبینم و به همه دسترسی دارم، و وقتی بخواهم، روحها را میقاپم.
هوش مصنوعی: مصطفی (ص) بیان کرد که از آسمان هفتم عبور کرده و به درختی بزرگ به نام سدرة المنتهی رسید. این درخت میوههایی شیرین تر از عسل و نرمتر از کره داشت و برگهایش به اندازه گوش فیل بود. چهار رود از ریشه این درخت جاری بود که دو تا از آنها ظاهر و دو تا باطن بودند. جبرئیل توضیح داد که آن دو رود ظاهر، نیل و فرات هستند و دو رود باطن در بهشت جاریاند. همچنین نوری بزرگ بر آن درخت میتابید و پروانهای طلایی و فرشتگان زیادی در اطراف آن حضور داشتند. سپس جبرئیل به مصطفی (ص) گفت که او باید جلوتر برود، اما مصطفی (ص) اعلام کرد که جبرئیل باید پیشرو باشد. جبرئیل به او گفت که او نزد خداوند گرامیتر است. در نهایت، مصطفی (ص) جلوتر رفت و جبرئیل نیز او را تعقیب کرد تا به اولین پرده درگاه خدا رسیدند. جبرئیل پرده را کنار زد و گفت که او جبرئیل است و مصطفی (ص) با اوست. از درون پرده فرشتهای صدایی زد که «الله Акبر» و سپس دست خود را از زیر پرده بیرون آورد و مصطفی (ص) را در درون پرده گرفت، در حالی که جبرئیل خارج ماند. مصطفی (ص) پرسید چرا جبرئیل نمانده است و جبرئیل پاسخ داد که هر یک از ما مقام خاصی دارند و اینجا آخرین حدی است که دانش خلایق به آن میرسد.
هوش مصنوعی: در یک لحظه، فرشتهای مرا از یک پرده به پردهای دیگر منتقل کرد، که مسافت آن معادل پنجصد سال سفر بود. او همواره اعلام میکرد که من نگهدار نخستین پرده هستم و محمد (ص) نیز با من است. سپس فرشتهای از درون پرده دوم فریاد زد که "الله اکبر" و دستی از زیر پرده بیرون آورد و مرا در آغوش گرفت و به طرز معجزهآسا به پرده سوم منتقل کرد. این رویه ادامه داشت تا به هفتاد پرده رسیدم، هرکدام به اندازه پنجصد سال فاصله داشت. در میان دو پرده نیز فاصلهای معادل پنجصد سال وجود داشت. گفتهاند که این پردهها از نور و تاریکی و همچنین آب و برف تشکیل شدهاند و برخی از آنها مروارید و پروانه از زر هستند. به گفتهای دیگر، جبرئیل با من بود تا این پردهها را باز کند. سپس دیدم که یک پوشش سبز از بالا فرود میآید و نور آن بر نور خورشید غلبه کرده است. جبرئیل مرا بر روی آن پوشش نشاند و سپس مرا بلند و پایین میبرد تا به عرش خداوند عز و جل رسیدم. در آنجا به عرش، لوح محفوظ و نگهدارندگان عرش و شگفتیهای آن نگاه میکردم.
هوش مصنوعی: وقتی مصطفی (ص) به این مقام رسید، احساس عظمت و عزت را در درگاه الهی مشاهده کرد و ندا داد: «سپس نزدیک آمد و بینهایت نزدیک شد.» آنچه را که دید و شنید، او را به مقام قرب رساند. نفس او حالت مکاشفه یافت، دلش در حال مشاهده آرامش یافت، جانش طعم نزدیکی به خدا را چشید و سرش به نعمت اتصال رسید. در برابر خود جهانی پر از عظمت و هیبت و اقتدار الهی را دید و از خود بیخود شد. متحیر ماند و سرش را پایین انداخت، تا جایی که نه زبانش توان بیان داشت و نه دل و جانش به فکر افتادند. حیران و سرگشته ماند، تا اینکه از جانب خدا فرمانی آمد و ربّ العزت با نظر رحمت به او توجه کرد و با لطف و کرامتش او را نوازش داد. گفت: «رسول من به آنچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده ایمان آورد.» زمانی که مصطفی (ص) این لطف و ندا را شنید و کرامت را مشاهده کرد، دوباره به خود آمد و در خود راسته و ثابت شد. تنش با جانش یکی گردید، راز در ضمیرش پیوسته شد و زبانش به کار آمد و به یاد امتش افتاد و گفت: «همگی مؤمنان به خدا و ملائکه و کتابها و پیامبرانش ایمان دارند و ما بین هیچیک از پیامبرانش تفاوت قائل نمیشویم.» همچنانکه یهود و نصاری تفاوت قائل شدند.
هوش مصنوعی: در یک روایت دیگر آمده است که پیامبر (ص) فرمود: «چشمم به پروردگار عز و جل افتاد و او مرا به نزد پایههای عرش نزدیک کرد. قطرهای از عرش بر زبانم افتاد که هیچ چیز شیرینتر از آن نچشیدهام. سپس خداوند خبر اولیاء و اولاد را به من داد و پس از اینکه هیبت رحمان بر من برطرف شد، گفتم: "تحیات و درودها و خوبیها برای خداوند است." خداوند به من گفت: "سلام بر تو ای پیامبر و رحمت و برکات خدا بر تو باد." من پاسخ دادم: "سلام بر ما و بر بندگان صالح خدا." سپس خداوند فرمود: "ای محمد، آیا میدانی در چه مورد ملأ اعلی اختلاف دارند؟" گفتم: "نمیدانم." سپس دست خود را میان شانههایم گذاشت و سردی آن را در قلبم احساس کردم و آنچه را که دربارهاش از من پرسید، دانستم و حدیث را ذکر کردم. همچنین روایت شده که خداوند فرمود: "ای محمد، آیا میدانی در چه مورد ملأ اعلی اختلاف دارند؟" گفتم: "تو داناتر ای پروردگار من به این موضوع و به هر چیزی و تو عالم الغیوبی." خداوند فرمود: "آنها در درجات و حسنات اختلاف دارند، آیا میدانی ای محمد درجات و حسنات چیست؟"
هوش مصنوعی: تو بهتر از هر کس دیگری، ای پروردگار، به این موضوع و همه چیز آگاهی داری. سپس گفت: درجاتی از نیکوکاری شامل کامل کردن وضو در موارد مکروه، رفتن به نماز جماعت با قدمهای خود و انتظار برای نمازها بعد از نمازها است. همچنین، کارهای نیک شامل سلام کردن، غذا دادن و شبزندهداری در زمانی است که مردم خوابند. سپس گفت: ای محمد، هر کس به این کارها عمل کند، در زندگیاش خیر خواهد دید و از گناهان خود مانند روزی که مادرش او را به دنیا آورده، بیرون خواهد آمد.
هوش مصنوعی: مصطفی (ص) فرمود که پس از مشاهده رازها، نشانهها و کرامتها، خداوند فرمان داد: "ای محمد، به قوم خود برگرد و آنچه باید بگویی را به آنها برسان." سپس فرشتۀ گیجکننده مرا به بالای درخت سدرة المنتهی برد. جبرئیل به من گفت: "ای محمد، این کرامت و منزلتی که از جانب خداوند یافتهای را ثبت کن، زیرا هیچ ملکی و هیچ پیامبری به این مقام نرسیده که تو رسیدی و این شگفتیها را ندید." او از من خواست که خدا را شکر گزارم، زیرا خداوند شکرگزاران را دوست دارد. من نیز خدا را به خاطر این نعمت ستایش کردم. سپس از شگفتیهای قدرتی که در آسمانها دیده بودم، با جبرئیل صحبت میکردم و جبرئیل پاسخ داد.
هوش مصنوعی: تخت خداوندی که با عظمت و شکوه است، دور تا دورش را فرشی از نور احاطه کرده و این نور به عنوان پردهای برای موجودات خلق شده عمل میکند. اگر این نور نبود، نور تخت خداوند و نور پردهها، موجودات زیر تخت را میسوزاند. همچنین، چیزهایی که غیر از این وجود دارند، بسیار بیشتر و شگفتانگیزتر از آن چیزی هستند که دیده میشود. من گفتم: سپاس خداوند بزرگ که عجایب خلقتش بسیار است.
هوش مصنوعی: به جبرئیل گفتم: آن فرشتگانی که در دریاهای عظیم دیدم و صفهای زیادی برپا کرده بودند، کی بودند؟ جبرئیل پاسخ داد: آنها روحانیان هستند که خداوند در موردشان میفرماید: «در روزی که روح و فرشتگان به صف میایستند». همچنین در بحر اعلی جمعیت عظیمی را دیدم که در بالای همه صفها ایستاده و گرد عرش مجید جمع شده بودند. آنها چه کسانی بودند؟ جبرئیل گفت: آنها کرّوبیان هستند؛ اشراف فرشتگان و از بزرگترین آنها. ای محمد، کار و بار آنها از این نیز عظیمتر است و من نمیتوانم وصف یا اسرارشان را بیان کنم.
هوش مصنوعی: در برخی از روایتها آمده است که خداوند از نور عرش، صد هزار صف از فرشتگان را خلق کرده که دور عرش طواف میکنند، همانطور که انسانها فرمان داده شدهاند به دور خانه کعبه طواف کنند. همچنین گفته شده که در اطراف عرش چهار دریا وجود دارد: دریایی از مروارید که درخشان است، دریایی از یخ که جلا میزند، دریایی از آب جوشان و دریایی از آتش شعلهور.
هوش مصنوعی: سپس جبرئیل دست مرا گرفت و به بهشت برد تا آن را به من نشان دهد و درجات و مقامهای مؤمنان را ببینم و سرانجام آنها را مشاهده کنم. در ورودی بهشت نوشته شده بود: "صدقه ده برابر و قرض هجده برابر پاداش دارد."
هوش مصنوعی: صدقه و قرض به نوعی با یکدیگر مقایسه شدهاند. صدقه به عنوان یک بخش از نیکی و همدردی در نظر گرفته میشود که هر زمان ممکن است کسی به آن نیاز داشته باشد. اما قرض به منظور رفع نیاز در مواقع خاص و ضروری درخواست میشود و این باعث میشود که قرض از صدقه برتری داشته باشد. در ادامه، تصویری زیبا و توصیفی از بهشت ارائه میشود. قصرها و غرفههایی از مواد گرانبها مانند درّ، یاقوت و زبرجد توصیف میشوند که با دیوارهای طلا و نقره و زمینهایی معطر مزین شدهاند. درختانی با شاخ و برگهایی زیبا و جویهای آبی شیرین و خوشبو وجود دارند. همچنین به "کوثر" و "تسنیم" که نعمتهای خداوند هستند اشاره میشود. کنیزکی زیبا به نام زید حارثه و قصر زیبا و درخشان عمر خطاب به تصویر کشیده میشود. این توصیفها نشاندهنده زیبایی و نشاط بهشت و مقام والای اهل آن است.
هوش مصنوعی: از بهشت بیرون آمدم و خواستم نگاهی به دوزخ بیندازم تا ببینم چطور جایی است. در آنجا فرشتهای را دیدم که ظاهری زشت و خشن داشت و بسیار خشمگین و عبوس به نظر میرسید. از دیدن او به شدت ترسیدم و از جبرئیل پرسیدم این کیست که از دیدنش چنین وحشتی به دل من افتاده است؟ جبرئیل گفت: هیچ عجیب نیست، ما همه فرشتگان از او میترسیم؛ او مالک است، نگهبان دوزخ. او هیچ شادی و خوشحالی ندارد و هرگز نمیخندد. جبرئیل افزود: او همچنین به محمد، پیامبر عرب، سلام کرد و به او بشارت بهشت داد. آنگاه از مالک خواستم که خصوصیات دوزخ را برایم بگوید، و او توضیح داد که آتش دوزخ ابتدا هزار سال داغ شده و سپس هزار سال دیگر سفید و بعد سیاه شده است. در حال حاضر آتش بسیار تاریک و وحشتناک است و طوری به هم میخورد که هراسانگیز است. او ادامه داد که اگر تنها یک حلقه از این آتش را روی کوههای زمین بگذارند، همه کوهها ذوب خواهند شد. از مالک خواستم که بخشی از آن را به من نشان دهد. او گوشهای از آتش را نشان داد و از آن دودی سیاه و غلیظ بلند شد که همه جا را تاریک کرد و من صحنهای وحشتناک و ترسناک را دیدم. آنقدر متاثر شدم که توانستم آن را توصیف کنم و در همان لحظه از شدت ترس بیحال شدم تا اینکه جبرئیل مرا در آغوش گرفت و مالک به آتش اجازه داد که به حالت طبیعی خود برگردد.
هوش مصنوعی: به نقل از روایتی، مصطفی (ص) فرمود: "سپس آتش به من نشان داده شد تا اینکه به زنجیرها و زخمها و جانوران و عذابهایش نگاه کردم و دیدم که عموی من، ابوطالب، در جایی کمعمق از آتش قرار دارد و پاهایی از آتش بر پا دارد که از آن، مغز سرش به جوش آمده است. اگر من در آنجا نبودم، او در عمیقترین نقطه آتش بود." اهل زبان در مورد "ضحضاح" گفتهاند که به معنی ناحیهای کمعمق از آتش است و ریشهی آن به عمق آب تا مچ پا برمیگردد.
هوش مصنوعی: مصطفی (ص) به زمین بازگشت، در حالی که جبرئیل او را بر روی بالهایش حمل میکرد و از آسمانها به سمت موسی کلیم میآمد. موسی از او پرسید: خداوند چه دستوری به تو و امتت داده است؟
هوش مصنوعی: خداوند چه چیزی به تو فرمود و چه چیزی را بر امت تو فرض کرد؟ او پنجاه نماز در طول شبانهروز تعیین کرد. موسی به پیامبر گفت: «ای محمد، من مردم را دیدهام و میدانم که امت تو ضعیفاند و نمیتوانند پنجاه نماز را تحمل کنند؛ بنابراین، به سوی خدا بازگرد و تخفیف بخواه.» پیامبر returned و مقابل پروردگار سجده کرد و گفت: «پروردگارا، تو بر من و امت من پنجاه نماز واجب کردی و ما نمیتوانیم این بار سنگین را تحمل کنیم.» پس خداوند دستور داد که ده نماز از آن حذف شود. پیامبر دوباره به موسی برگشت و او بار دیگر همان سخن را تکرار کرد و خواستار تخفیف بیشتری شد. این روند ادامه داشت تا اینکه تعداد نمازها به پنج کاهش یافت. پس از این که به تعداد پنج نماز رسید، موسی باز هم گفت که باید دوباره تخفیف بخواهی. پیامبر پاسخ داد: «اکنون دیگر شرم دارم که دوباره برگردم.» در نتیجه، با همان پنج نماز موافقت کرد. سپس، زمانی که به موسی رسید، ندایی از جانب خدا به گوش رسید که میگفت: «من فرمانی را امضا کردهام و بر بندگانم تخفیف دادهام. من از روزی که آسمانها و زمین را خلق کردم، بر تو و امتت پنجاه نماز را فرض کردهام و هیچ سخنی در نزد من تغییر نمیکند. بنابراین، هر حسنهای ده برابر خواهد بود.»
هوش مصنوعی: از شافعی نقل کردهاند که هر بار که پیامبر اسلام (ص) به نزد موسی (ع) میرفت، خدایی را که عظمتش نامحدود است مشاهده میکرد. در این باره، عکرمه به عبد الله عباس گفت که شگفتانگیز است محمد به خداوند خود نگاه کرد؟ و پاسخ داد: بله، گفتار خداوند به موسی (ع) و مقام خاص ابراهیم (ع) و نگاه به محمد (ص) از آن بُعد بود. سپس عدهای گفتند که عایشه، همسر پیامبر، ادعا میکند او خدا را ندید. ابن عباس پاسخ داد که پیامبر (ص) احکام مربوط به حیض و نفاس زنان را بر ما روشن کرده است و از آنها باید آموخت، و احکام اصول دین را نیز بیان فرموده که ما باید آنها را از او یاد بگیریم.
هوش مصنوعی: در برخی روایات آمده است که زمانی که پیامبر (ص) به آسمان دنیا رفت، زیر آسمان نگاهی انداخت و غبار و دود زیادی را مشاهده کرد و صداهای فراوانی شنید. او از جبرئیل سوال کرد که این چیست؟ جبرئیل توضیح داد که این شیاطین هستند که در برابر دیدگان فرزندان آدم ایستادهاند و مانع از تفکر و اندیشه آنها میشوند تا نتوانند در مورد عالم بالا و زمین فکر کنند. اگر این مانع نبود، آنها عجایب را میدیدند. سپس جبرئیل او را به قوم موسی برد، جایی که خداوند دربارهشان میگوید: «و از قوم موسی، امتهایی هستند که به حق هدایت میکنند.» پیامبر با آنها گفتگو کرد و داستانشان بسیار مشهور است.
هوش مصنوعی: پس از آن، به بیت المقدس بازگشتند و براق همچنان در کنار در مسجد ایستاده بود. پیامبر خدا بر او سوار شد و جبرئیل نیز با او همراه شد تا او را به مکه بازگرداند و بر رختخواب خود نشاند. هنوز ساعاتی از شب باقی مانده بود. جبرئیل به او گفت: «ای محمد، قوم خود را از آنچه دیدی، از آیات بزرگ و عجایب قدرت حق خبر بده.» پیامبر پاسخ داد: «ای جبرئیل، آنها مرا دروغگو میپندارند و به حرفهایم ایمان نخواهند آورد.» جبرئیل گفت: «تو چه زیانی از تکذیب آنها میبینی؟ ابوبکر صدیق به تو ایمان خواهد آورد و تو را تصدیق خواهد کرد.»
هوش مصنوعی: ابن عباس و عایشه از پیامبر (ص) روایت میکنند که او از بعضی اوقات در دلش اندوهی داشت چون میدانست که برخی مردم سخنانش را قبول نخواهند کرد و او را دروغگو میدانند. روزی شخصی به نام بو جهل به تمسخر از او پرسید: "امروز چه خبر جدیدی داری؟" پیامبر پاسخ داد که امشب به بیت المقدس برده شده بود. بو جهل با تعجب گفت: "واقعا تو در یک شب از مکه به بیت المقدس رفتهای و صبح به ما برگشتهای؟" پیامبر تأیید کرد. بو جهل به دنبال این، گروهی از قریش را جمع کرد و به آنها همان سخن را گفت. آنها تمامشان فریاد زدند که: "این دروغگو را ببینید چه میگوید!" یکی از آنها به ابوبکر خبر داد و او گفت: "اگر او چنین گفته، راست میگوید." از آن روز به ابوبکر لقب صدیق داده شد. سپس یکی از کسانی که به بیت المقدس سفر کرده بود از پیامبر پرسید که آیا میتواند توصیفی از مسجد بیت المقدس بدهد. پیامبر شروع به توصیف کرد و از آنچه دیده بود گفت. وقتی برخی جزئیات را بیان کرد که قبلاً ندیده بود، خداوند به جبرئیل دستور داد تا آن موقع مسجد اقصی را به مکه نشان دهد و پیامبر به آن نگاه کرد و توضیحات لازم را داد. در نهایت از او پرسیدند: "از کاروان ما که از شام میآید چه خبر داری؟"
هوش مصنوعی: گفت: شترانی با بارهایی از نوع خاص به سوی ما میآیند و در آنها فلان و فلان هستند و وعده آمدن آنها در روز خاصی با طلوع خورشید داده شده است. در آن روز، افرادی گفتند: "این خورشید در حال طلوع است." دیگری گفت: "و این شتران در حال نزدیک شدن هستند، شترانی با بارهایی از نوع خاص و در آنها فلان و فلان به گفته محمد." اما آنها ایمان نیاوردند و موفق نشدند و گفتند: "ما هرگز چیزی مشابه این نشنیدهایم، این چیزی جز جادو نیست."