هوش مصنوعی: این متن درباره داستان هدهد و سلیمان نبی است. سلیمان، بعد از نبودن هدهد، از غیبت او سوال میکند و تصمیم میگیرد که اگر هدهد برنگردد، او را مجازات کند. هدهد به سلیمان باز میگردد و به او خبر میدهد که در سرزمین سبأ، زنی به نام بلقیس فرمانروایی میکند که مردمش به خورشید سجده میکنند و نه به خدا. سلیمان به هدهد دستور میدهد که نامهای به بلقیس ارسال کند و بلقیس با مشورت با مشاورانش تصمیم میگیرد که هدایایی به سلیمان بفرستد تا میزان قدرت او را بسنجند. سلیمان در پاسخ به هدیه بلقیس، نیروهای خود را برای فتح سبأ آماده میکند و به او میگوید که اگر به اسلام نپیوندند، سرزمینشان را با ذلت ترک خواهند کرد. این داستان به نوعی به قدرت خداوند و روشنگری درباره حقایق دینی مربوط میشود.
هوش مصنوعی: سلیمان به دنبال الهدهد بود زیرا او به دنبال منابع آب زیرزمینی میگشت. این پرنده به وسیله منقار خود زمین را بررسی میکرد و میتوانست وجود آب را تشخیص دهد و به سلیمان اطلاع دهد. در آن روز به دلیل نیاز سلیمان به آب، او متوجه عدم حضور الهدهد شد و سوال کرد: «چرا الهدهد را نمیبینم؟» این جستجو برای سلیمان به معنی اهمیت و نیاز به منابع مورد نیاز بود و نشان میدهد که عدم وجود هر عنصر مهمی میتواند موجب نگرانی شود.
هوش مصنوعی: در مورد معنای این جمله آمده است که آیا این شخص از غایبها بوده است یا نه؟ همچنین گفته شده که "أم" در اینجا به معنای "الف" است و گویی به این اشاره دارد که آیا او از غایبها بوده است. همچنین گفته شده که معانی دیگری نیز برای این جمله وجود دارد. عذاب شدید او به این صورت است که ریشهاش را میکَنند و سپس او را در خانه مورچهها میاندازند تا مورچهها او را نیش بزنند. همچنین احتمال دیگری نیز مطرح شده که ممکن است ریشهاش را در زیر آفتاب بکنند. یکی از مفسران به نام مقاتل بن حیان گفته است که به او از قیر و آتش عذاب میدهند.
هوش مصنوعی: برخی میگویند که من او را از قفس خارج خواهم کرد، و عدهای معتقدند که من او را به همراه رقیبش جمع خواهم کرد. همچنین گفته شده که من مانع از خدمترسانی او خواهم شد.
هوش مصنوعی: این جمله به یک موضوع خاص زبانشناسی عربی اشاره دارد. در این متن، به تفاوتهای نحوی و تلفظی بین دو نوع "نون" در یک عبارت اشاره شده است. نون اول به معنی تأکید استفاده میشود و نون دوم به یاء اضافه مربوط میشود که در فعلها به کار میرود. در واقع، این توضیحات به تحلیل ساختاری یک جمله در زبان عربی میپردازد و نشان میدهد که چگونه نونها میتوانند معانی متفاوتی را به جملات اضافه کنند.
هوش مصنوعی: و دیگران میگویند که باید یک پسر به من بیاورند و اصل آن دو نون است مثل اولین، اما نون دوم به دلیل دشواری تأثیر سه نون متوالی در تلفظ حذف شده است، همانطور که در "انی" حذف شده و اصل آن "انّنی" است. عبارت "بِسُلْطانٍ مُبِینٍ" به این معناست که باید با دلیل واضحی بیاید که عذری برای او داشته باشد. اگر پرسیده شود که معنی "لاعذّبنّه" چیست و با توجه به اینکه مکلف کسی است که استحقاق عذاب دارد، پاسخ به این موضوع از دو جنبه است. یکی اینکه او به اطاعت از سلیمان مأمور بود و به همین دلیل به خاطر غیبتش بدون اجازه مستحق عذاب شده است. دوم اینکه معنی این آیه این است که "لا تأدیبندّه" و غیرمکلف هم مانند حیوانات و کودکان باید آموزش ببیند.
هوش مصنوعی: هدهد بعد از اینکه سلیمان (علیهالسلام) او را جستوجو کرد، مدت کمی را در جایی ماند تا بازگشت. برخی گفتهاند که سلیمان هم پس از اینکه هدهد را جستوجو کرد و تهدیدش کرد، مدت زیادی انتظار کشید تا هدهد بازگردد. هدهد در مکانی نزدیک سلیمان توقف کرده بود. سپس گفت که من از چیزی باخبر شدم که تو از آن آگاهی نداری. در مورد این قصه هدهد، نظرات مختلفی از طرف تاریخنگاران و نویسندگان داستانها بیان شده است. برخی از علمای تفسیر میگویند که سلیمان پس از اینکه از ساخت «بیتالمقدس» فارغ شد، از شام به سمت مکه و زیارت کعبه رفت و همراهش انسانها، جنها، شیاطین، حیوانات و پرندگان بودند و با قدرت باد حرکت کردند و به زمین حرم رسیدند و مدتی در آنجا ماندند. در این زمان هر روز پنج هزار شتر و پنج هزار گاو و بیست هزار گوسفند قربانی کردند. سپس سلیمان به اشراف قومش گفت که از این سرزمین پیامبری عربی بیرون میآید که هیچ پیامبری نزد خداوند گرامیتر از او نیست؛ او سید پیامبران و خاتم رسولان است و نامش در کتب پیشین ذکر شده است. هر کسی که با او دشمنی کند، شکست میخورد و قدرت و هیبت او به اندازهای است که یک ماه بر سر دشمنانش میرسد و او در مدینه سکونت خواهد کرد و دین او دین حنیفی خواهد بود. خوشا به حال کسی که او را بیابد و به او ایمان آورد و راه و سنت او را دنبال کند.
هوش مصنوعی: در دوران ما تا زمان او تقریباً هزار سال فاصله بود. سلیمان (علیهالسلام) پس از مدتی در آنجا اقامت کرد و مناسک را انجام داد و سپس تصمیم گرفت به سرزمین یمن برود. او صبحگاه از مکه حرکت کرد و در زمان زوال آفتاب به صنعاء یمن رسید. مسیر سفر یک ماهه بود، اما او سفر را به خوبی طی کرد و در آنجا فرود آمد تا نماز بخواند و استراحت کند، و لشکریان نیز به استراحت پرداخته و غذایی تناول کنند. آنها به دنبال آب بودند، اما آب یافت نکردند و هدهد به عنوان راهنمای او در این زمینه عمل میکرد. هدهد با نوک خود بر زمین میکوبید و میدانست که آب کجا نزدیکتر و کجا دورتر است. سپس سلیمان به دیوان دستور داد تا در محلی که هدهد نشان میدهد، چاه حفر کنند تا آب را بیرون بیاورند. سعید بن جبیر میگوید که ابن عباس این داستان را نقل میکرد و نافع ازرق قدری آنجا بود. او از ابن عباس سؤال کرد که چگونه هدهد با نوک خود آب را در زیر زمین میبیند، در حالی که دام را نمیبیند و نمیداند تا زمانی که دام در گردن او بیفتد؟ ابن عباس پاسخ داد که وقتی قدر و تقدیر به وقوع بپیوندد، دید چشم مبتلا به مشکل میشود. همچنین از انس نقل شده که رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودهاند: «من شما را از کشتن هدهد نهی میکنم؛ زیرا او راهنمای سلیمان در نزدیکی و دوری آب بود و دوست داشت که خداوند در زمین پرستش شود، جایی که میگوید: من از سبا خبر حتمی آوردهام.»
هوش مصنوعی: سلیمان در زمین صنعاء فرود آمد و هدهد پرواز کرد تا دنیای اطراف را ببیند. او به ناحیه سبا در یمن رسید و مناظر زیبا و سرسبز آن را مشاهده کرد. در آن مناطق پرواز کرد و همه جا را نگاه کرد.
هوش مصنوعی: هدهدی به نام عنفیر در سرزمین یمن را دید و او به هدهد سلیمان که یعفور نام داشت گفت از کجا میآیی و چه هدفی داری. یعفور پاسخ داد که از شام آمده و سلیمان بن داود، پادشاه جن و انسان و شیاطین و پرندگان و حیوانات، صاحب اوست. عنفیر گفت که سلطنت سلیمان بسیار بزرگ است، اما نه به اندازه بلقیس که تمام مناطق یمن زیر نظر اوست. او دوازده هزار فرمانده دارد و زیر هر فرمانده صد هزار جنگجو هستند. اگر میخواهی قسمتی از سلطنت او را ببینی، بگو. یعفور نگران بود که مبادا به تأخیر بیفتد و سلیمان بر او خشم گیرد. عنفیر به او گفت که اگر احوال بلقیس را ببینی و به سلیمان خبر دهی، او خوشحال خواهد شد و بر تو خشم نخواهد گرفت. یعفور پرواز کرد و بلقیس و وزرای او را مشاهده کرد و اطلاعات خوبی درباره او به دست آورد. سپس به نزد سلیمان بازگشت و در زمانی که سلیمان به نماز پیشین میرفت، او به دنبال آب بود اما هدهد را نیافت که راه آب را نشان دهد و دیگر موجودات هم نتوانسته بودند او را راهنمایی کنند.
هوش مصنوعی: سلیمان به شدت به هدهد خشمگین شد و گفت که یا او را به شدت تنبیه خواهد کرد یا خواهد کشت. وقتی عقاب به پرواز درآمد تا هدهد را پیدا کند، به سمت یمن حرکت کرد. او هدهد را دید که به سویش میآید. هدهد متوجه شد که عقاب عصبانی است و از اینکه سلیمان خشمگین شده، در کمال تواضع جلو آمد و گفت: به جان خدا که تو را قدرت داده است، از من رحم کن. عقاب از او رویگردان شد و گفت: وا Poor تو، پیامبر خدا! سلیمان سوگند خورده که تو را عذاب کند. هدهد پرسید آیا سلیمان در این صحبت استثنایی قائل شده است؟
هوش مصنوعی: عقاب گفت: بله، استثنا قائل شد و افزود: «یا باید با دلیل روشن نزد من بیاید». هدهد گفت: پس هنگامی که استثنا کرد، دیگر نگران نیست. آنها به سمت سلیمان رفتند و هدهد در حالی که ترسیده و لرزان بود، به او نزدیک شدند.
13
سلیمانگفت:ماالذیبطّأکعنّی؟
هوش مصنوعی: سلیمان پرسید: چه چیزی تو را از من بازداشت؟
هوش مصنوعی: هدهد گفت: من به چیزی آگاهی یافتم که تو از آن بیخبر بودی. همچنین سخن سامری دلالت بر این دارد که من از اموری مطلع هستم که شما از آن بیخبر هستید، به این معنا که من از اوضاع سبا آگاهی دارم اما شما ندارید. احاطه به علم یک چیز به معنای دانستن آن از تمام جوانب است. من از سبا خبری قطعی و بدون شک آوردهام، که این جمله به عنوان عذرخواهی از او بیان شده است. در زمینه قرائت، ابن کثیر و ابو عمرو "سبأ" را به صورت مهموز و با فتحه خواندهاند؛ همچنین گفته شده که "لقد کان لسبإ قنبل" با سکون الف خوانده میشود. برخی دیگر "من سبأ" را با جری و تنوین خواندهاند. آنهایی که تنوین کردهاند، به جای یک شخص اشاره کردهاند و آنهایی که تنوین نکردهاند، به قبیلهای اشاره دارند همچون قریش. زجاج اشاره کردهاست که سبا نام منطقهای به نام مآرب در نواحی یمن است و بلقیس در آنجا زندگی میکرد. فاصله این منطقه تا صنعاء سه روز سفر است، یا به گفتهای دیگر سه فرسخ. خلیل گفتهاست که سبا نامی است که شامل بیشتر قبایل یمن میشود و برخی هم گفتهاند که این نام به مادر آنها اشاره دارد. در احادیث آمده است که از رسول خدا پرسیدهاند که آیا سبا نام یک مرد است یا نام یک سرزمین؟ و ایشان پاسخ دادند که سبا نام مردی است که ده پسر داشت، چهار تن از آنها در شام و شش تن دیگر در یمن زندگی میکردند.
هوش مصنوعی: گفتند: ای پیامبر خدا، سابا چیست؟ فرمود: پدر خثعم و بجیله است، و برخی گفتهاند او سبا بن یشحب بن یعرب بن قحطان است. نام سبا بدون تنوین آمده، زیرا این اسم غیر منصرف است به دلیل اینکه در آن ویژگیهای تعریف و تأنیث وجود دارد، چرا که نام یک شهر، سرزمین، قبیله یا زن است. اما دلیل تنوین داشتن این است که این اسم منصرف است، زیرا نام یک مرد، موجود زنده یا سرزمین است و مذکر است. بنابراین دو دلیل برای منع صرف در اینجا وجود ندارد و به همین دلیل صرف شده است. همچنین دلیل همزه این است که این کلمه از سبأت الخمر به معنای خریدن شراب یا از سبأته النار به معنای سوزاندن گرفته شده است. و کسانی که همزه نمیزنند، به خاطر این است که کلمه از سبی یسبی گرفته شده، زیرا او نخستین کسی بود که اسیر گرفت.
هوش مصنوعی: من زنی را پیدا کردم که آنها را کنترل میکند و منظور از این کنترل، حکمرانی و اداره امور آنهاست و نه مالکیت واقعی. این زن بلقیس بنت شراحیل بن طهمورث است و گفته شده که او دختر طهمورث و یا دختر شرحیل بن مالک بن ریّان است. همچنین گفته شده که مادر او، فارعه، از جن است و برخی بر این باورند که مادرش ریحانه بنت سکن بوده که او نیز از جن است. پدر بلقیس به لقب هدهاد معروف بود و او پادشاهی بزرگ و محترم بود که چهل پادشاه از نسل او به دنیا آمدند. او تمام سرزمین یمن را در اختیار داشت و به پادشاهان اطراف میگفت که هیچکس از آنها برابر او نیست و به همین دلیل تمایلی به ازدواج با آنها نداشت. به همین خاطر او را به ازدواج با زنی از جن درآورد که بلقیس از او به دنیا آمد و او تنها فرزند پدرش بود.
17
قالالنبی(ص):«کاناحدابویبلقیسجنّیّا».
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) فرمودند: «یکی از والدین بلقیس جن بوده است.»
هوش مصنوعی: مروان حمار دستور به ویرانی تدمر داد و آنها در این شهر خانهای را یافتند که زنی مرده در آن ایستاده بود و به غایت زیبا و درخشان بود، به طوری که از خورشید نیز بهتر به نظر میرسید. قامت او هفت ذراع و گردن او یک ذراع بود. در دست او لوحی بود که نوشته شده بود: «من بلقیس، همسر سلیمان بن داود هستم. خداوند سلطنت کسی را که خانهام را ویران کند، ویران کند.»
هوش مصنوعی: آن فرد از هر چیزی که برای سلطنتش به آن نیاز داشت، از ابزار و تجهیزات بهرهمند شده بود. گفته شده که او از هر نعمتی سهمی فراوان دریافت کرده است. همچنین، او دارای تخت عظیمی بود که سی ذراع طول و هشتاد ذراع عرض داشت. بخش جلو آن تخت از طلا و با یاقوت قرمز و زبرجد سبز تزئین شده بود و بخش عقب آن از نقره و با جواهرات مختلف زینت داده شده بود. این تخت چهار پا داشت: یکی از یاقوت قرمز، یکی از یاقوت سبز، یکی از زمرّد و یکی از مروارید. روی سطح تخت از جنس طلا بود و شامل هفت اتاقک بود که هرکدام درب بستهای داشت. همچنین بر روی آن فرشهایی زیبا قرار داشت که با مقام والای تخت متناسب بود.
هوش مصنوعی: در این متن، شخصی به قومش اشاره میکند که آنها در حال سجده کردن برای خورشید به جای خداوند هستند. حسن معتقد است که این قوم پیرو آیین زرتشتی هستند و شیطان اعمال نادرست آنها را برایشان زینت بخشیده است. در نتیجه، شیطان آنها را از مسیر بهشت و همچنین از مسیر یگانهپرستی و حقیقتی که باید دنبال کنند، منحرف کرده است. بنابراین، آنها قادر به یافتن راه حق نیستند.
هوش مصنوعی: آیه به طور کلی اشاره به این دارد که گروهی باید خدا را سجده کنند و از سجده نکردن خودداری نمایند. در اینجا دو نوع قرائت وجود دارد؛ یکی با تخفیف که به معنای یادآوری و دعوت به سجده است، و دیگری با تشدید که نشاندهنده عدم سجده را بیان میکند. این آیه به مومنان هشدار میدهد که سجده کنند و شکر نعمتهای خداوند را بجا آورند، بهویژه در مقابل فتنهها و موانعی که ممکن است آنها را از راه حق باز دارد. همچنین به علم خداوند به غیب و آنچه در دلها مخفی است نیز اشاره میشود.
هوش مصنوعی: خداوندی جز او نیست و او پروردگار عرش بزرگ است. اینجا پایان صحبت است و این مکان سجده هنگام خواندن آیات قرآن است. عرش به عظمتش مشهور است زیرا بزرگترین موجودی است که خداوند خلق کرده است.
هوش مصنوعی: سلیمان گفت: حالا خواهیم دید که آیا به آنچه گفتی، صداقت داری و اگر راست بگویی، در غیبتت معذور هستی یا اینکه از دروغگویان هستی و در این صورت، آنچه را که تهدید کردهای، به سزای عملت میرسی.
هوش مصنوعی: سپس درباره نشانههایی که به درستی خبر دادن هدهد اشاره کرد، گفت: برو با این نامهام، و آن را به آنها برسان. ابوعمرو، عاصم و حمزه "الهاء" را با قطع و بقیه با کشش خواندهاند، یعنی نامه را به آنها بینداز، زیرا نمیتواند آن را با دستش برساند. سپس از آنها فاصله بگیر، نزدیک باش که بتوانی جوابشان را بشنوی. برخی گفتهاند معنی "فانظر" یعنی صبر کن. "ما ذا یَرْجِعُونَ" به معنای اینکه چه پاسخی خواهند داد و چه خواهند گفت. همچنین گفته شده است که در اینجا ترتیب به هم خورده، یعنی ابتدا نامه را بینداز و بعد نگاه کن که چه پاسخی میدهند، سپس از آنها دور شو. هدهد نامه را با منقار خود گرفت و گفته شده که آن را با نخ آویزان کرده و نخ را به گردنش انداخت. سپس به سمت آنها پرواز کرد و بر روی سر آنها فرود آمد. کمی پرپر زد و مردم به او نگاه کردند تا اینکه سرش را بالا برد. سپس نامه را در دامن او انداخت. گفته شده که او بر روی تخت خود خوابید و دربها را بر روی خود بست و کلیدها را زیر بالشت گذاشت. هدهد از پنجره پرواز کرد و نامه را بر روی صورت او انداخت و با منقار خود او را بیدار کرد. همچنین گفته شده که سرش را خم کرد تا نامه از گردنش بیفتد و بر روی صورتش بیندازد. برخی دیگر میگویند که در خانهاش پنجرهای بود که هر روز نور خورشید از آن وارد میشد و هر وقت به آن نگاه میکرد سجده میکرد، پس هدهد آمد و آن پنجره را با بال خود پوشاند. وقتی او این را دید، به سمت او آمد و نامه را به او داد. او نامه را گرفت و زنی بود که به زبان عربی میخواند و از قوم تبع بود.
هوش مصنوعی: او گفت: ای گروه بزرگ، بزرگانی که در مشورت حضور دارند. آنها سهصد و دوازده نفر بودند و هر کدام از آنها دههزار مرد را همراه داشتند. به من کتابی گرانقدر و معتبر رسید که نشاندار است؛ زیرا کتابهای ملوک اینگونه مهر میشوند. برخی گفتهاند که این کتاب به خاطر مضمونش گرانقدر است، و برخی دیگر به اعتبار صاحب آن، و گروهی نیز به خاطر این که به وسیله پرندهای آورده شده، آن را ارزشمند دانستهاند. به طور کلی، این کتاب امیدبخش چیزهای خوبی است.
هوش مصنوعی: سلیمان با نام خداوند رحمان و رحیم این نامه را نوشته است. ابن جریح بیان میکند که سلیمان چیزی بیشتر از آنچه خداوند در کتابش گفته، ننوشت. گفته شده است که "این از جانب سلیمان است" سخنی از بلقیس است. مضمون نامه سلیمان این است که: "به نام خداوند رحمان و رحیم، بر من بزرگ نچرخید و به سوی من به اسلام بیایید." نامههای پیامبران همیشه به همین صورت بودند: مختصر و بدون طول و تفصیل. سلیمان این نامه را با مهر خود مهر کرد و آن را به هدهد سپرد. هدهد نامه را به بلقیس رساند و وقتی بلقیس مهر سلیمان را دید، دچار لرزشی شد و با تواضع پیش آمد.
هوش مصنوعی: در پایان کارهای حضرت سلیمان، بلقیس متوجه شد که سلطنت سلیمان بزرگتر از سلطنت خودش است، چرا که پیامآور او، پرندهای بود. سپس او جمعی از بزرگان و مشاوران خود را که صد و سی و دو نفر بودند، گرد آورد و به آنها گفت: "به من نامهای ارزشمند داده شده است. این نامه از سلیمان میباشد و به نام خداوند رحمان و رحیم آغاز شده و در آن آمده است که بر من برتری نداشته باشید." این درخواست در واقع به معنای این است که: "به خود نمیبرید و خود را بالاتر از من ندانید، حتی اگر شما پادشاهان هستید." این موضوع در قرآن نیز به بسیاری از مواقع اشاره شده است، مانند این که: "فرعون در زمین برتری جسته بود." در ادامه، سلیمان میگوید: "به سوی من افرادی مسلمان بیایند." در اینجا منظور او از مسلمانان، مؤمنانی است که به اسلام پیوستهاند. همچنین در جمله "بر من برتری نداشته باشید"، به نوعی به ترک تکبر دعوت میکند. او میگوید اگر کسی از تکبر رها شود، میتواند به اسلام بیاید، زیرا هیچ کافری نمیتواند کفر را کنار بگذارد مگر با ترک تکبر. این حقیقت در این آیه از قرآن نیز بیان شده که اگر به آنها گفته میشد که "جز خداوند هیچ معبودی نیست"، آنان تکبر میورزیدند.
هوش مصنوعی: بلقیس به سرهنگان خود گفت: ای فرهیختگان و افرادی که همواره در دلها احترام و در نگاهها قدرت دارید، مرا در این موضوع یاری کنید. او از آنها خواست که درباره سلیمان به او بگویند. سرهنگان پاسخ دادند که او را میشناسند، او پادشاهی بزرگ در شام است و دینی مربوط به بنیاسرائیل دارد. او تورات را میخواند و ادعای پیامبری میکند و تمامی مخلوقات از جمله باد، انسانها، دیوان، پریها و پرندگان تحت فرمان او هستند.
هوش مصنوعی: بلقیس گفت: حالا در مورد من چه نظری دارید؟ در این موضوعی که پیش آمده، به من پاسخ دهید، زیرا من هیچگاه بدون شما اقدامی انجام ندادهام و هیچچیز را بدون شما به سرانجام نرساندهام.
هوش مصنوعی: ایشان فرمودند: ما دارای نیروی قوی هستیم و جنگجویانی پرافتخار و شجاعیم. تصمیم با شماست و نظر شما برای ما مهم است. پس به ما بفرمایید که چه دستوری میدهید؛ اگر فرمان دهید که به جنگ برویم، ما آمادهایم و اگر بفرمایید که صلح کنیم، در آن صورت صلح خواهیم کرد.
هوش مصنوعی: وقتی این افراد چنین صحبت کردند و خود را برای جنگ آماده نشان دادند، بلقیس با دانایی و هوش خود گفت: «وقتی پادشاهان وارد یک شهر میشوند، آن را تخریب کرده و به ساکنانش ظلم میکنند. آنها اهل آنجا را مجبور به ترک خانههایشان میکنند و اشراف و بزرگزادگان را خوار و ذلیل میسازند. آنها اموال مردم را میدزدند و مقام و منزلت آنها را پایین میآورند تا قدرت خود را تثبیت کنند.» خداوند نیز این سخن را تأیید کرد و فرمود: «و چنین است که آنها عمل میکنند، ای محمد، و در اینجا ضمیر به پادشاهان اشاره دارد.»
هوش مصنوعی: خداوند فرمود: ای محمد، پادشاهان وقتی به شهری وارد میشوند، همانطور عمل میکنند که بلقیس گفت. بدین ترتیب، تمامی سخنان بلقیس شامل میشود و ضمیر سلیمان و سپاهش را در بر میگیرد. بدان معنا که پادشاهان وقتی به شهری میآیند، آن را نابود میکنند و انسانهای بزرگ را خوار میسازند، و سلیمان و لشکریانش نیز چنین کارهایی در مناطق خود انجام میدهند. همچنین ممکن است این معنا را داشته باشد که این کارها را سپاهیان انجام میدهند زمانی که به جایی قصد میکنند.
هوش مصنوعی: بلقیس تصمیم گرفت تا هدیهای برای سلیمان بفرستد تا از این طریق بفهمد آیا او حکمرانی است که دنیا در جستوجوی آن است یا پیامبر خدا و راستین. برخی از دانشمندان اسلامی به این موضوع اختلاف نظر دارند که آن هدیه چه بود. یکی از نظرها این بود که هدیه شامل مالی بود که نمیتوان به آن دسترسی داشت و دیگری بیان کرد که هدیه لبنهای از طلا بود. برخی از متون قدیمی نوشتهاند که هدیهای که بلقیس برای سلیمان فرستاد شامل پانصد آجر طلایی، پانصد آجر نقرهای، تاجی از طلا و مواردی دیگر از جمله مشک و عنبر و همچنین پانصد غلام و کنیزک میشد. بلقیس به کسانی که فرستاد، نصیحت کرد که اگر سلیمان به آنها با غضب نگاه کرد، این نشان دهندهٔ ملکت اوست و اگر با محبت به آنها نگریست، او پیامبر است. در نهایت، وقتی رسول بلقیس به سلیمان رسید و عظمت او را دید، از هدایا خجالت کشیدند و وقتی شیاطین و جنها را دیدند ترسیدند، اما شیاطین به آنها گفتند که نترسند و به جلو بروند. وقتی به سلیمان رسیدند، او به لطف و لبخند به آنها نگاه کرد و از آنها دربارهٔ هدیه و نامه بلقیس سوال کرد. در نهایت، جبرئیل به سلیمان گفت که در محتوای حقّه دانهای از مروارید یتیم وجود دارد.
هوش مصنوعی: سلیمان، جن و انسانها را جمع کرد و از آنها درباره مسألهای پرسید، در حالی که دانش آن نزد آنها نبود. او شیاطین را هم حاضر کرد و از آنها سوال کرد. شیاطین پاسخ دادند که یک موجود زمینی (پیش از آن) به زمین فرستاده شد و با دندانش یک موی از زمین برداشت و از آن عبور کرد تا به سمت دیگر رسید. سلیمان پرسید: «نیاز تو چیست؟» موجود پاسخ داد: «من میخواهم که روزی من در درخت قرار گیرد.» سلیمان گفت: «این کار انجام میشود.» سپس او به شیاطین گفت: «چه کسی میتواند این خرزه را بگیرد و از آن عبور کند؟»
هوش مصنوعی: دود سفید گفت: من این کار را انجام میدهم، ای پیامبر خدا. سپس دوده، رشتهای را در دهانش گرفت و به داخل سوراخی رفت تا از طرف دیگر بیرون بیاید. سلیمان پرسید: چه چیزی نیاز داری؟ دوده پاسخ داد: میخواهم روزیام در میوهها باشد. سلیمان گفت: این خواستهات برآورده شد. سپس بین دختران و پسران تمایزی قائل شد و به آنها دستور داد که صورت و دستانشان را بشویند. دختران آب را با یکی از دستانشان از ظرف میبردند، سپس آن را به دست دیگرشان منتقل کرده و به صورتشان میپاشیدند، در حالی که پسران آب را به طور مستقیم از ظرف گرفته و به صورتشان میپاشیدند. دختران به آرامی آب را میریختند و پسران با حرکات سریع آن را به دستشان میریختند. بدین ترتیب بین آنها تمایز قائل شد.
هوش مصنوعی: سلیمان هدیه را رد کرد و گفت: آیا شما به من پول میدهید؟ برخی از قاریان این آیه را با نون مشدد خواندهاند و برخی دیگر با نونهای مخفف. زمانی که پیامآور به سلیمان رسید، گفته شد که سلیمان آنچه را که به او پیام داده بودند، دریافت کرد. بعضیها میگویند پیامآور زن بود. سلیمان گفت: آیا شما میخواهید من را با پول یاری کنید؟ آیا به من در افزایش مال کمک میکنید؟ او از ارسال پول به سمت خود انتقاد کرد در حالی که او مردم را به سمت خدا و اسلام دعوت میکرد. او میخواست بگوید که من به مال علاقهای ندارم و از آن فریب نمیخورم. آنچه که خدا به من داده، از دین و نبوت و حکمت، برای من بهتر از چیزی است که شما به من ارائه میدهید. همچنین، گفت که شما به هدیهتان افتخار میکنید و این نیرو را برای شما به ارمغان میآورد. این آیه نشان میدهد که هیچ عاقل و دانایی نباید به دنیا و داراییهای آن افتخار کند.
هوش مصنوعی: سپس به پیامبر گفت: ای پیامبر، به آنها برگرد، یعنی به بلقیس و قومش، و آنچه از هدیه با خود آوردی به آنها برسان. همچنین ممکن است که خطاب به هدهد باشد، یعنی به او بگو: به آنها برگرد و به آنها بگو که ما به سختی و با نیروهایی به سراغشان خواهیم آمد که توان مقابله با آن را ندارند. این سخن به خاطر تعداد زیاد آنها و قدرت بالایشان و اینکه آنها از لشکر خداوند هستند، بیان شده است. و ما آنها را از سرزمین و حکومتشان خارج خواهیم کرد، در حالی که ذلیل و خوار خواهند بود؛ مگر اینکه به سوی ما به عنوان مسلمان بیایند.