هوش مصنوعی: این متن به داستان موسی و خروج او از مصر و سفر به مدین میپردازد. موسی، پس از فرار از ترس فرعون، به سمت مدین میرود. در این مسیر، او با دو دختر شعیب برخورد میکند که در حال آب دادن به گوسفندان خود بودند و به او توضیح میدهند که پدرشان پیر شده و قادر به کار نیست. موسی به کمک آنها میآید و با قدرت خود گوسفندان را آب میدهد.
شعیب از موسی دعوت میکند تا با او بماند و به عنوان کارگر در چوپانی او مشغول شود. او همچنین از موسی میخواهد که یکی از دخترانش را به همسری انتخاب کند. موسی با این شرایط موافقت میکند و به مدت هشت سال یا ده سال به شعیب خدمت میکند.
موسی پس از اتمام مدت خدمتش، تصمیم میگیرد به مصر بازگردد. در حین سفر، او به درختی نزدیک کوه طور میرسد و آتش را میبیند. وقتی به آنجا نزدیک میشود، خداوند با او صحبت میکند و او را به پیامبری منصوب میکند و به او دستور میدهد که به فرعون برود و از او بخواهد تا بنیاسرائیل را آزاد کند.
موسی ابتدا احساس ترس و ناتوانی میکند و در اینجا از خداوند درخواست میکند که برادرش هارون را به عنوان همیار و گویندهاش بفرستد. سپس خداوند دستورات و نشانههایی را به موسی میدهد تا او را در مواجهه با فرعون یاری کند.
در نهایت، موسی به همراه هارون به دربار فرعون میرود و معجزات و نشانههای خود را به نمایش میگذارد، اما فرعون و قومش به او اعتنا نمیکنند و او را به عنوان جادوگر معرفی میکنند. فاجعه و سرنوشت سختی که بر سر فرعون و قومش میآید، به عنوان عبرتی برای سایرین ذکر میشود.
هوش مصنوعی: وقتی موسی به سمت مدین حرکت کرد، قصد داشت از کنترل فرعون خارج شود. در اینجا "تلقاء" به معنای هدایت به سمت یا ملاقات با مدین است. موسی، که از ترس فرعون در حال فرار بود، نمیدانست به کجا برود و راه را گم کرده بود. تا اینکه جبرئیل به او کمک کرد و عصایی را به او داد که آدم از بهشت به همراه داشت. جبرئیل به موسی گفت که به سمت مدین برود و به نزد شعیب برسد. موسی از آنجا که راه را نمیدانست، به خداوند درخواست هدایت کرد. در ادامه، فرشتگان نیز به او راه را نشان دادند. در عین حال، افراد فرعون در جستوجوی او بودند و سه مسیر به سمت مدین وجود داشت: دو راه در طرفین و یکی در وسط. آنها با هم گفتند که بهتر است به سمت یکی از دو راه جانبی بروند، زیرا مردی که ترسیده و فراری است، به احتمال زیاد از جاده اصلی عبور نمیکند.
هوش مصنوعی: موسی در سفر خود به سمت مدین به مدت هشت روز در راه ماند و نتوانست هیچ غذایی پیدا کند. او بدون غذا و با پای برهنه، فقط از برگ درختان تغذیه میکرد تا به مدین رسید. مدین جایی بود که شعیب در آنجا زندگی میکرد و قبلاً مدیان، یکی از نوههای آزر، آن را به عنوان محل سکونت انتخاب کرده بود. فاصله بین مدین و مصر به حدود هشت روز سفر میرسید.
هوش مصنوعی: آبهای مدین چاههایی بودند که اهالی آنجا از آنها مینوشیدند و دامهایشان را سیراب میکردند. در آن مکان، گروهی از مردم را میدید که دامهایشان را آب میدهند. و در کنار آنها، دو زن را مشاهده کرد که حیواناتشان را از دیگر دامها دور میکردند تا با آنها مخلوط نشوند. این اقدام نشاندهنده احتیاط و حفظ حریم شخصی آنها بود و برخی نیز بر این باور بودند که این کار به دلیل ضعف آنها بوده است.
هوش مصنوعی: موسی به خوبی متوجه شد که آن دو نفر به دلیل ناتوانی و ضعف از آب دادن به گوسفندان خود عاجز هستند. او از آنها پرسید: «چرا گوسفندان شما با این مردم آب نمینوشند؟» آنها پاسخ دادند: «ما نمیتوانیم آب بدهیم تا زمانی که چوپانها از آب برگردند.» در اینجا، صحبت دربارهی چوپانهاست که وقتی از آب برگشتند، میتوانند مکان را خالی کنند تا ما بتوانیم از آب باقیمانده استفاده کنیم. در واقع، این جمله به این معناست که چوپانها باید مواشی خود را از آب دور کنند. واژه «رعاة»، جمع «راعی» است.
هوش مصنوعی: موسی وقتی دید که آن دو دختر به تنهایی بیرون آمدهاند، بر آنها خرده گرفت و پرسید: «این چه کار است و چه حال شما؟» آنها بهانه خود و وضعیت پدرشان را توضیح دادند: «ما نمیتوانیم تا وقتی که چوپانها گوسفندها را سیراب نکردهاند، آب دهیم. پدر ما مردی پیر و ضعیف است و نمیتواند به تنهایی به کار بپردازد و مالی هم نداریم که از کسی کمک بگیریم. ما ناچار به اینجا آمدهایم تا وقتی که چوپانها بروند و بعد از آن میتوانیم گوسفندهایمان را آب دهیم.» پدر آنها شعیب نام داشت که از نسل ابراهیم خلیل است. همچنین ذکر شده شعیب قبل از این حادثه فوت کرده و وقتی که بیناییاش را از دست داده بود، از دنیا رفت. گفته شده که قبر او بین مقام ابراهیم و چاه زمزم قرار دارد.
7
موسیچونایشانرابرانصفتدیدبرایشانببخشودوشفقتکرد.
هوش مصنوعی: موسی وقتی دید که آنها به این شکل هستند، به آنها گذشت کرد و بر آنها رحم آورد.
هوش مصنوعی: گوسفندان آنها را پیشتر برد و به چاهی رسیدند که روی آن سنگی بسیار بزرگ قرار داشت. به حدی بزرگ بود که حتی ده مرد هم نمیتوانستند آن را جابهجا کنند. اما موسی به تنهایی آن سنگ را برداشت و کنار انداخت. سپس به او دلوئی دادند که ده یا چهل مرد میتوانستند آن را از چاه بالا بکشند. ولی موسی به تنهایی دلو را از چاه بیرون کشید و به گوسفندان آنها آب داد.
هوش مصنوعی: از اینجا میتوان نتیجه گرفت که هر پیامبری به نوعی دارای نیرویی مشابه به چهل مرد بوده است. همچنین پیامبر ما (ص) دارای نیرویی بود که به اندازه چهل پیامبر میرسید.
هوش مصنوعی: موسی به سمت گوسفندهای دختران شتافت و آبشان داد. سپس به سمت سایه رفت و پشت خود را به سوی خورشید کرد. سایه به معنای جایی است که نور خورشید به آن نمیتابد و ممکن است زیر درخت یا دیواری بدون سقف باشد. موسی در دل گفت: «پروردگارا! من به هر خیری که فرستادهای، نیازمندم.» ابوالعباس میگوید او فقط کسری از نان میخواست و چیزی غیر از آن نداشت. او این را گفت چون شکم او از گرسنگی خالی بود. سپس یکی از دختران به آرامی و با حیا به سوی او آمد. مفسران میگویند دختران امروز سریعتر به خانه بازگشتند. پدرشان پرسید چه شد که زودتر آمدید؟ آنها پاسخ دادند: «مردی صالح و مهربان به ما کمک کرد و گوسفندانمان را آب داد.» پدر از آنها پرسید که چه گفته است، و آنها گفتند: «او میگفت: پروردگارا! من به هر خیری که فرستادهای، نیازمندم.» شعیب گفت: او فقط مردی گرسنه و نیازمند غذاست. سپس دختر بزرگتر را فرستاد تا موسی را بخواند و نام او صفورا بود که در آینده با موسی ازدواج کرد. در اینجا خداوند میفرماید: «یکی از آنها به آرامی و با حیا به سوی او آمد.» حسن میگوید او نه مردی شلوغ بود و نه بیادب، بلکه دخترانی با حیا بودند که نمیتوانستند در پیش مردان به راحتی راه بروند و صحبت کنند. برخی قاریان نیز گفتهاند باید بر روی کلمه «تمشی» توقف کرد و سپس ادامه داد: «با حیا گفت: پدرم تو را میخواند» زیرا حیا در کلام از راه رفتن زیباتر است.
هوش مصنوعی: زن گفت: «پدرم تو را میخواند تا پاداش آبی را که به ما دادی، به تو بدهد.» پس موسی با او حرکت کرد و او را جلوتر از خود قرار داد. هنگامی که باد وزید، لباس او به بدنش چسبید و موسی نگران شد که او این وضع را ببیند. پس به او گفت: «آهسته بیا و مرا به راهی که اگر اشتباه کردم، راهنمایی کن، زیرا ما از فرزندان یعقوب هستیم و به بدن زنان نگاه نمیکنیم.» سپس موسی به خانه شعیب رفت و شعیب غذایی برای او گذاشت و گفت: «ای جوان، این غذا را بخور که برای تو تهیه کردهام.» موسی فکر کرد که این غذا به عنوان پاداشی برای آبی است که به گوسفندها داده بود. او گفت: «به خداوند پناه میبرم، ما از آن خانوادهای نیستیم که دین خود را به خاطر دنیا بفروشند.» شعیب پاسخ داد: «اینطور نیست که تو تصور کردی به خدا، بلکه عادت من و پدرانم این است که به مردم غذا بدهیم و مهمان را محترم بشماریم.» سپس موسی آن غذا را خورد و داستان خود را با شعیب در میان گذاشت و گفت که به چه دلیل از مصر بیرون آمده است. شعیب گفت: «نترس، تو از دست فرعون و قومش رهایی یافتهای؛ زیرا فرعون نمیتواند به مدین آسیب برساند.»
هوش مصنوعی: یکی از آن دو دختر، که کوچکتر بود و نامش صفورا بود، گفت: "ای پدر! او را برای نگهداری گوسفندانت اجاره کن، زیرا بهترین کسی که میتوانی اجاره کنی، کسی است که هم قوی و هم مورد اعتماد باشد. ما قدرت او را در بلند کردن سنگ و کشیدن سطل آب دیدهایم و همچنین امانتش را امتحان کردهایم، وقتی که او ما را از عبور کردن جلوی خود بازداشت. گفتهاند که قوی در بدن و مطمئن در پاکدامنی اوست."
هوش مصنوعی: شعیب به موسی گفت: "من میخواهم یکی از دخترانم را به تو بدهم، به شرط آنکه هشت سال برای من کار کنی. اینجا، مزد، به معنی مهریه است و گفته شده که یعنی تو برای من کارآموز باشی. به این معنی که من تو را به عنوان کارآموز گرفتم و تو میتوانی مزد من باشی. همچنین گفته شده که منظور این است که به من پاداشی بدهی برای اینکه تو را به همسری بگیرم، به مدت هشت سال، و این از آنجاست که گفته میشود 'خداوند تو را پاداش دهد'. اگر به تمام قول و قرارهای خود پایبند باشی و به این کار ادامه دهی، میتوانی ده سال هم ادامه دهی که این از سوی تو حسن نیت خواهد بود. من نمیخواهم بر تو فشار بیاورم و شرایطی را بر تو تحمیل کنم که از عهدهاش برنیایی. بلکه میخواهم مرا در معاملة خود خوشرفتار ببینی و وفادار بمانی به وعدههایت. بعضی گفتهاند که این شرطی برای پدر است و نه مهر و برخی دیگر گفتهاند که این مهر است، اما نظر اول به دلیل اینکه گفته 'مرا به کار نگیر' بیشتر به نظر میرسد."
هوش مصنوعی: موسی گفت: این شرطی است که میان من و تو وجود دارد و باید به آن وفا کنیم. سپس پرسید: هر کدام از دو زمان را که به پایان برسانم، آیا ظلمی به تو نخواهد شد؟ یعنی هر کدام از این دو زمان را که به پایان برسانم، ظلمی بر من نخواهد بود و من به عدالت عمل خواهم کرد. این دو زمان مجموعاً هجده سال هستند. سپس هر دو گفتند: خداوند بر آنچه که میگوییم گواه است و شاهدی بر قرارداد ما با یکدیگر خواهد بود.
هوش مصنوعی: حضرت علی (ع) از نبی اکرم (ص) نقل میکند که از جبرئیل (ع) پرسیدم: "موسی چه زمانی از دو مهلت خود گذشت؟" جبرئیل(ع) پاسخ داد: "وی مهلت کامل و تمام را گذراند، یعنی همان ده سال."
هوش مصنوعی: روزی مردی از ابی سعید خدری سوال کرد که موسی در کدام یک از دو مهلت خود به پایان رسید؟ ابی سعید گفت که نمیداند و باید از رسول خدا بپرسد. او این پرسش را از رسول الله کرد و آن حضرت نیز فرمود که نمیداند و باید از جبرئیل بپرسد. جبرئیل گفت که نمیداند و باید از میکائیل بپرسد. بعد از پرسش از میکائیل، او نیز بیخبر بود و گفت که باید از فرشته رفیع بپرسد. سپس رفیع نیز این سوال را از اسرافیل پرسید و اسرافیل پاسخی نداشت و گفت که باید از خدای عزت پرسیده شود. سپس اسرافیل با صدای بلند ندا کرد که ای خدای عزت، موسی در کدام یک از دو مهلت به پایان رسید؟ و پاسخ شنید که او با بهترین و کاملترین مهلت یعنی ده سال به پایان رسید.
18
ورویعنه(ص)قالتزوجصغراهماوقضیاوفاهما.
هوش مصنوعی: و امام (ص) فرمود: او کوچکتر از آن دو را به همسری گرفت و در مورد آنها حکم صادر کرد.
هوش مصنوعی: مفسران گفتهاند که وقتی دختر کهین به نام صفورا به همسری شعیب درآمد، شعیب از او خواست تا گوسفندها را برای چرا ببرد. همچنین، عصایی که آدم از بهشت به همراه داشت و پیامبران قبلی به ارث برده بودند، تا زمان شعیب به او رسید و سپس آن عصا به موسی داده شد.
هوش مصنوعی: سدی گفت قبل از این که موسی به شعیب برسد، فرشتهای به صورت مردی آمد و عصایی را به شعیب داد و گفت که این عصا نزد تو امانت است تا خداوند آن را به تو برگرداند. شعیب آن عصا را در میان دیگر عصاها در مکان خصوصی خود قرار داد. زمانی که شعیب میخواست موسی را به گله بفرستد، به دخترش گفت که برو و آن عصا را بیرون بیاور و به موسی بده. دختر رفت و آن عصا را آورد. شعیب که چشمش را بسته بود، آن عصا را به دست گرفت و گفت که این امانت است و باید به مکان خود بازگردد و عصای دیگری بیاورد. دختر دوباره رفت و عصای دیگری آورد.
هوش مصنوعی: شعیب از موسی خواست تا عصایش را نگه دارد، اما دوباره آن را پس گرفت و بار دیگر همان عصا را خواست. شعیب به موسی گفت که عصا یک ودیعه است و نباید محو شود. موسی عصا را به شعیب داد و شعیب با این حال پشیمان شد و گفت که این عصا متعلق به اوست. در نهایت توافق کردند که هر کس نخستینبار به آنان برسد، حکم را برایشان انجام دهد. وقتی فرشتهای به شکل انسان آمد و گفت که عصا را بر زمین بگذارید، او کسی است که میتواند آن را بردارد. شعیب تلاش کرد ولی نتوانست، اما موسی با آسانی آن را برداشت. شعیب متوجه شد که این عمل نشانهای از قدرت خداوند است و از این رو به موسی گفت که پس از این به چرا رفت. او به موسی توصیه کرد که دو مسیر برایش وجود دارد؛ یکی به سمت راست و دیگری به سمت چپ. شعیب هشدار داد که به سمت راست نرود، زیرا در آنجا موجودی بزرگ وجود دارد که میتواند او و گوسفندان را نابود کند.
هوش مصنوعی: موسی گوسفندان را به جلو راند، اما وقتی به بیراههای رسیدند، گوسفندان به سمت راست رفتند. او هر چقدر تلاش کرد که آنها را برگرداند، نتوانست و از عهدهاش برنیامد.
هوش مصنوعی: موسی در حال خواب بود که ناگهان یک مار عظیم به او حمله کرد. او عصایش را دید که به طور خودکار به سمت مار حرکت کرد و با آن مبارزه کرد تا اینکه مار را به قتل رساند. وقتی موسی از خواب بیدار شد و عصا را خون آلود دید، بسیار خوشحال شد و خدا را شکر کرد. او فهمید که در این عصا قدرتهای خاصی نهفته است. سپس به شعیب رفت و ماجرا را روایت کرد. شعیب هم خوشحال شد و گفت که موسی در آستانه یک موقعیت مهم و قدرتی است. شعیب تصمیم گرفت به خاطر دامادی موسی به او لطف کند و گوسفندانی که در سال زاییده بودند را به او بدهد. سپس موسی به خواب وحی شد که باید عصایش را بر آبی که گوسفندان مینوشند بزند. وقتی موسی این کار را کرد، گوسفندان به رنگی که او گفته بود زاییدند. شعیب فهمید که این یک نعمت از سوی خداوند به موسی و همسرش است و به وعدهاش عمل کرد و گوسفندان را به او داد.
هوش مصنوعی: وقتی موسی زمان مشخصشده را به پایان رساند و کارش را تمام کرد، واژه "قضی" به معنای "اتمام" به کار رفته است. در سوره انعام نیز آمده که "برای اینکه زمان معین شدهای به اتمام برسد"، و در سوره طه آمده است که "عجله نکن در خواندن قرآن قبل از آنکه وحی به تو برسد"، یعنی قبل از اینکه جبرئیل وحی را به طور کامل به تو برساند. همچنین در سوره احزاب گفته شده که "برخی از آنها زمان خود را به پایان رساندند"، که در اینجا نیز به معنای اتمام زمان است.
هوش مصنوعی: موسی پس از اینکه ده سال در کنار دختر شعیب زندگی کرد، دو سال دیگر نیز نزد او ماند. پس از بیست سال، از شعیب اجازه خواست تا به مصر برود و مادر، برادر و خواهرش را ببیند. وقتی شعیب به او اجازه داد، موسی خانواده و گوسفندانش را آماده کرد و سفر را آغاز کرد. در آن زمان فصل زمستان بود و او در راه به مشکل برخورده و نمیدانست کدام سمت برود. ناگهان در بیابان به سوی کوه سینا رفت و درشب تاریکی با طوفان، باران و سرمای شدیدی مواجه شد. گوسفندان پراکنده شدند و خانوادهاش دچار سختی و درد شدند. در این حال، موسی به دنبال آتش رفت تا گرم شوند و در نهایت نوری از سوی کوه دید که پنداشت ممکن است نشانهای از شبانی یا کاروانی باشد. به خانوادهاش گفت که مدتی درنگ کنند تا او برود و خبری درباره راه مصر بگیرد یا شعلهای از آتش بیاورد تا آنها گرم شوند. اینجا اشاره به چندین قرائت در مورد کلمه "جذوة" شده که به معنی یک پاره آتش است و همگی مفهومی یکسان دارند.
هوش مصنوعی: مبرد گفت که «جذوة» به معنی بخش بزرگی از چوب سوخته است و برخی از آن نیز به چوبی اشاره دارد که هنوز آتش نگرفته است. وقتی که این چوب مشتعل شود، به آن «شهاب» یا «قبس» گفته میشود. همچنین اصطلاح «الاصطلاء» معنای گرما گرفتن با آتش را دارد و در این کلمه، حرف «ص» شکسته شده و «تا» به صورت کوتاه ادا میشود. اگر حرف «ص» شکسته شود، حرف «ت» به صورت بلند خوانده میشود و ریشه کلمه به معنای الزام است.
هوش مصنوعی: زمانی که او به آنجا رسید، از سمت راست دره ندا داده شد. "دره" به معنای مسیر است و "سمت راست" به معنای اینکه نداء از طرف راست موسی شنیده میشود، تعبیر میشود. این مکان، نقطهای مبارک است زیرا خداوند در آنجا با موسی صحبت کرده و او را به عنوان پیامبر برگزیده است. ندا از سمت درختی به گوش میرسد که در آنجا قرار دارد؛ این درخت میتواند زیتون، عوسج، سدری یا عناب باشد. این درخت تا زمان این امت باقی مانده است. در ندا، نام موسی به صدا درآمد و گفته شد: "من همان خداوندی هستم که تو را صدا زدم و دعوت کردم؛ من پروردگار تمام موجودات هستم." این نخستین کلام خداوند به موسی بود.
هوش مصنوعی: و این که بگوید عصایت را بینداز، به این معنی است که وقتی آن را میاندازی، عصا به شدت تکان میخورد. در واقع، این عصا مانند مارهای کوچک حرکت میکند، اما سریعتر از یک مار بزرگ است و این الاهتزاز و تکهتکه شدن به صورت واضح دیده میشود.
هوش مصنوعی: و مار مایه موسی، که یک مخلوق بزرگ و ترسناک بود، به سمت او آمد و موسی به دلیل ترس از آنجا فرار کرد و دیگر برنگشت و به آن پشت نکرد. گفته شده که "عقّب" به معنای برگشتن به عقب است. خداوند به موسی فرمود که به مکان خود برگرد و بایست، زیرا تو از امنگران هستی. این به این معناست که تو در خطر نخواهی بود و برخی میگویند این مفهوم به معنای این است که تو از فرستادگان هستی، جایی که گفته شده "فرستادگان پیش من ترسی ندارند".
هوش مصنوعی: دستت را در جیب خود بگذار، یعنی دستت را از سمت سینهات به جیب ببر. همچنین در قرآن آمده است: «شما را به چه دلیلی وارد دوزخ میکند؟» و این دوزخ به رنگ سفید و روشن است و نورش مانند نور خورشید است. خداوند در دستانش نوری قرار داده است که شبیه نور خورشید و ماه است و هیچ نقصی ندارد. همچنین، «بال” خود را از ترس نزدیک کن»، که در اینجا به معنای ترس و وحشت است. در این کلام نیز دربارهی ترس و اضطراب صحبت میشود.
هوش مصنوعی: زجاج میگوید: در اینجا "جناح" به معنای عضد است و در کلام تقدم و تأخیر وجود دارد. به این معنی که "ضمم الیک جناحک" یعنی عضد خودت را به خودت نزدیک کن و دستت را در جیبات بگذار هر زمان که از یک قدرت سرسخت ترسیدی. گفته شده وقتی که او عصایش را انداخت، ترسید و "جناحش" را گسترش داد، که بدین معناست که دستش را به عنوان وسیلهای در برابر ترس خود به کار برد. این رفتار در عادات مردم دیده میشود. همچنین گفته شده است او را به جمع کردن دستش دعوت کردند تا برای حفظ جانش اقدام کند. وقتی دست بسط داده میشود، مانند جناحهای باز است و دو دست انسان مانند جناحها است. بهعلاوه، گفته شده "رهب" به زبان حمیر به معنای جمع کردن دستها و خارج کردن آنها از آستین است، زیرا او عصا را در حالی که دستش در آستینش بود، برداشت. و برخی گفتهاند منظور این است که وقتی برای او حادثهای هولناک پیش میآید، باید دستش را در جیبش بگذارد تا به حالت اولیهاش بازگردد.
هوش مصنوعی: ابن عباس میگوید: هیچکس بعد از موسی به ترس دچار نمیشود و سپس دست خود را بر سینهاش نمیگذارد مگر اینکه آن ترس از او میرود. در مورد دو کلمه "فذانک" که ابن کثیر و ابو عمرو آنها را با تشدید "ن" خواندهاند - که به معنای تثنیه "این دو" است - و الباقیها آن را بدون تشدید خواندهاند - که به معنای تثنیه "آن دو" است. نون مشدد به جای "لام" در این کلمه قرار گرفته است. مفهوم آیه این است که "فذانک" اشاره به آن دو نشانهای است که به تو نشان دادهام: یعنی دست و عصا که هر دو حجتهایی از جانب پروردگارت هستند و به مردم نشان میدهند که نبوت تو صحیح است. پس با این دو نشانه به سوی فرعون و بزرگان سپاهیان او برو و آنها را به یکتا پرستی و اطاعت از خدا دعوت کن؛ چراکه آنها قومی فاسق و کافر هستند.
هوش مصنوعی: او گفت: "پروردگارا، من یک نفر از آنها را کشتهام، یعنی آن مصری را. حالا میترسم که آنها مرا بکشند." او میخواست بداند که سرانجام کارش با فرعون چگونه خواهد شد.
هوش مصنوعی: و برادرم هارون، زبانش از من شیواتر است، زیرا او در بیان کردن مشکل دارد و این مشکل باعث میشود نتواند حق بیان را به درستی ادا کند. پس او را همراه من بفرست تا در کارهایم به من کمک کند. برخی از قاریان به خاطر وزن و سبکی آن، حرف «همزه» را حذف کردهاند. در اینجا «ردء» به معنی کمککننده است و میگویند که من در مورد چنین موضوعی به او کمک کردهام. من مطمئن هستم که مردم بر اساس فهم عمومی این جمله را درست میفهمند و به آن پاسخ میدهند. عدهای نیز بر این باورند که میتوان این جمله را به گونهای دیگر بیان کرد، به طوری که به حالت و اوضاع مربوط باشد. من میترسم که آنها حرف مرا رد کنند و دعوت مرا نپذیرند.
هوش مصنوعی: موسی به خدا گفت که برادرم هارون به من کمک کند. در اینجا خداوند به موسی وعده میدهد که برادرش به او کمک خواهد کرد و او را تقویت مینماید. عضد به معنای قدرت و یاری است و در اینجا به نقش حمایتی هارون اشاره دارد. خداوند همچنین از موسی میخواهد که برای تقویت کلامش، معجزاتی را به عنوان دلایل نبوّت خود ارائه دهد.
سپس داستان دیدن آتش توسط موسی آغاز میشود. موسی به خانوادهاش میگوید که بمانند و به سمت آتش میرود. او به کوه طور میرسد که در آنجا ندا میرسد و خداوند خود را معرفی میکند. موسی از خداوند خواسته میشود که کفشهایش را درآورد، زیرا در پیشگاه خداوند قرار دارد. در اینجا خداوند عصای موسی را به نشان قدرت خود به وی نشان میدهد و به او دستور میدهد که عصا را براندازد. سپس دستش را در جیبش میگذارد و معجزهای دیگر از او نمایان میشود.
موسی به وضوح درمییابد که او نبی خداست و باید به فرعون برود تا پیام خدا را به او برساند. او از خداوند میخواهد که دلش را آرام کند و کارش را آسان نماید. خداوند به درخواست او پاسخ میدهد و قدرتهایی که به او داده است، به همراه برادرش هارون، را تایید میکند و موسی را به عنوان پیامبر برمیگزیند.
هوش مصنوعی: خداوند متعال نیاز او را برآورده کرد و هارون را به مقام پیامبری منصوب کرد و برای او یاری فرستاد به گونهای که فرمود: «ما برادر تو را نیز قوت میدهیم و به شما سلطهای میدهیم که هیچکس نمیتواند به شما نزدیک شود.» هنگامی که این دعا به پایان رسید، خداوند او را به جایش بازگرداند.
هوش مصنوعی: بین علما اختلاف وجود دارد که آیا موسی بعد از مناجات در کوه طور به نزد خانوادهاش برگشت یا اینکه ابتدا به مصر رفت تا به فرعون برود. برخی بر این باورند که موسی از آنجا به سمت مصر رفت و خانوادهاش را در بیابان رها کرد. این گروه میگویند که موسی و خانوادهاش سی روز در بین مدین و مصر مان بودند، که فقط دختر شعیب و دو فرزند موسی و گوسفندانشان در آنجا بودند. در نهایت، در یک شب، شبانی از آن منطقه عبور کرد و دختر شعیب را دید که در حال گریه و اندوه بوده است. آن شبان آنها را به سمت مدین برد و پیش شعیب برد. همچنین برخی گفتهاند که موسی پس از پایان مناجات، همان شب به نزد خانوادهاش برگشت و درخواست آتش کرد.
هوش مصنوعی: موسی گفت که برای به دست آوردن آتش نزد خداوند آمد و نور و پیامبری و کرامت او را به همراه آورد. سپس آنها حرکت کردند و به سمت مصر رفتند. وقتی به شهر مصر رسیدند، شب بود. موسی خانواده و گوسفندانش را در جایی در مصر جا داد و خودش به تنهایی به سمت خانه مادرش رفت، مثل یک شبان. مادرش زنده بود و برادر و خواهرش هم در قید حیات بودند، اما پدرش از دنیا رفته بود. موسی به خانه رسید و در آنجا وقت نماز شام بود و خانوادهاش در حال خوردن غذا بودند. او اعلام کرد که غریبی است و از آنها خواست تا امشب به او پناه دهند.
هوش مصنوعی: مادر هارون به او گفت که باید از این غریب (موسی) پشتیبانی کرد تا شاید کسی هم به پسر ما کمک کند. موسی به خانه آورده شد و طعامی برایش گذاشتند، اما او را نمیشناختند. وقتی موسی شروع به صحبت کرد، مادرش او را شناخت و او را در آغوش گرفت و خیلی گریه کرد. سپس موسی به هارون گفت که خدای بزرگ به ما پیامبری داده و هر دو موظف هستیم که به سراغ فرعون برویم و او را به سوی خدا دعوت کنیم.
هوش مصنوعی: هارون گفت که آماده شنیدن و اطاعت از دستورات خداوند است. مادر نگران بود که فرعون آنها را بکشد زیرا او فردی ستمگر و طاغی است. اما آنها پاسخ دادند که خداوند آنها را محافظت خواهد کرد و ایمن نگه میدارد. پس موسی و هارون روز بعد به خانه فرعون رفتند. برخی میگویند همان لحظه پیام را منتقل کردند و برخی دیگر معتقدند که یک سال طول کشید تا پیغام را ببرند. این داستان در جاهای مختلف بیان شده و تفصیل آن نیز موجود است. خداوند بهتر میداند.
هوش مصنوعی: وقتی موسی با نشانههای روشنی همچون دست و عصا و سایر نشانههای واضح به سراغ آنها آمد، قوم او پاسخ دادند که اینها چیزی جز سحر و جادو نیست که تو از پیش خود اختراع کردهای. آنها همچنین گفتند ما هیچگاه چیزی از آنچه تو به ما میگویی، مانند توحید، پیامبری و رسالت، از اجداد خود نشنیدهایم. به عقیده برخی، آنها اشاره میکنند که از هیچیک از پیشینیان خود نشنیدهاند که به پیامبران پاسخ داده باشند. برخی دیگر بر این باورند که آنها به دلیل طولانی شدن زمان و فراموشی عهد قبلی اینگونه صحبت کردند. همچنین ممکن است این سخنان از روی انکار و کفر باشد، همانطور که خداوند فرمود: آنها به آن ایمان نمیآوردند و در دل خود به حقیقت آن مطمئن بودند، اما به دلیل ظلم و خود بزرگبینی انکار کردند.
هوش مصنوعی: موسی در پاسخ به حرف آنها که گفته بودند: "ما این را در نیاکان خود نشنیدهایم" گفت: "خدای من به پیامبران پیش از ما آگاهتر است." این جمله به این معناست که خداوند بهتر از شما میداند که آنچه من از طرف او آوردهام حقیقت دارد و شما نمیتوانید من را به دروغ یا جادو متهم کنید. و در نهایت، عاقبت کار برای چه کسی خواهد بود.
هوش مصنوعی: حمزه و الکسائی و کسانی که با یاء میخوانند، میگویند که خداوند بهتر از همه میداند چه کسی به بهشت جاوید دست پیدا خواهد کرد و سرانجام او کجا خواهد بود. در حقیقت، ظالمین نجات نخواهند یافت و کفار در آخرت به پاداشی نخواهند رسید. این افراد با کفر و انکار خود، به خویشتن ظلم میکنند و خود را نابود میسازند.
هوش مصنوعی: فرعون در آن زمان به بزرگان و قوماش از قبط گفت: «من هیچ خدایی غیر از خودم نمیشناسم و نباید به موسی و سحرش فریب بخورید و دین او را قبول کنید.» سپس به هامان گفت: «برای من آجرها را به آتش گرم کن تا آن را بپزم.» گفته شده که فرعون نخستین کسی بود که دستور ساخت آجر را صادر کرد. او به دنبال ساختن یک قصر بلند بود تا به خدایی که موسی ادعا میکرد نگاه کند، و گمان میکرد که موسی از دروغگویان است و نمیتواند از آسمان خدایی وجود داشته باشد. بعضی گفتهاند که او با این کار سعی داشت ضعف قوم خود را توجیه کند و نشان دهد که ندای موسی قدرتی ندارد. حسن گفته که فرعون در مورد موسی دروغ میگفت و میدانست که او پیامبر خداست. خداوند نیز فرمود: «آنها به حقایق ایمان نیاوردند و خودشان را از روی ظلم و تکبر به گمراهی انداختند.» و گفته شده که بین اعلام سلطنت خود از سوی فرعون و اینکه میگوید: «من خدایی غیر از خودم نمیشناسم» چهل سال فاصله وجود دارد.
هوش مصنوعی: در این متن آمده است که زمانی که فرعون از وزیرش هامان خواست تا برای او یک کاخ بسازد، هامان تعداد زیادی استاد و کارگر جمع کرد. گفته میشود که حدود پنجاه هزار استاد گلگیر بودند و علاوه بر آنها کارگران و آجر بران نیز به کار مشغول شدند. آنها با استفاده از چوب و آهن، بنای عظیمی را با آجر و گچ ساختند که ارتفاع آن به قدری زیاد بود که هیچکس در دنیا مشابهی را ندیده بود. حتی مردان قوی نیز از ترس باد و افتادن از بلندی نمیتوانستند بر بالای آن بایستند. خداوند خواست که این ساختمان باعث فتنه و آزمایش آنها شود. وقتی ساخت این قصر به پایان رسید، فرعون بر بالای قصر رفت و دستور تیراندازی داد. تیرها به آسمان پرتاب شدند و یکی از آنها خونآلود بازگشت. فرعون گفت که او خدای موسی را کشته است. سپس خداوند جبرئیل را فرستاد تا بر آن قصر پر بزند و در نتیجه آن کاخ به سه بخش تقسیم شد. بخشی از آن بر سر لشکر فرعون افتاد و تعداد زیادی از آنها زیر آن گرفتار شدند، بخشی به دریا افتاد و بخش دیگری به سمت مغرب رفت.
هوش مصنوعی: او و لشکریانش در زمین، به ویژه در مصر و مناطق اطراف آن، به خود بزرگینی مشغول شدند و ادعای خدایی کردند، همچنین از پیروی پیامبران و ایمان به آنها به ناحق خودداری کردند. این عدم ایمان آنها به حقایق، به باطل منجر شد. گفته شده که "با" در اینجا برای توضیح حالت آمده است، یعنی اینکه آنها غیرمحق بودند. همچنین تصور کردند که به سوی ما بازنمیگردند و در روز قیامت زنده نخواهند شد. برخی از قاریان نیز کلمه را با فتحه "ی" خواندهاند.
هوش مصنوعی: ما او و نیروهایش را گرفتیم و آنها را به دریای فرستادیم. گفته شده که این دریا، دریای قلزم است، و همچنین گفته شده که دریایی پس از مصر است که به آن اساف میگویند و یا اینکه منظور نهر نیل است. اکنون، ای محمد، با دیدهی دل خود بنگر و با عقل خود تأمل کن تا بدانی کسانی که به خدا کافرند و پیامبرانش را تکذیب میکنند، سرنوشتشان به هلاکت و آتش خواهد انجامید. قوم خود را نیز از این خطر آگاه کن، زیرا تو بر ایشان پیروز خواهی بود.
هوش مصنوعی: ما آنها را پیشوایان قرار دادیم؛ یعنی فرعون و قومش را پیشوایان در شر و گمراهی قرار دادیم که مردم به آنها اقتدا کنند و بار گناه آنان و بار گناه کسانی که از آنها پیروی میکنند بر دوش آنها خواهد بود. آنها به سوی آتش دعوت میکنند؛ یعنی کسانی را که به کفر خداوند پاسخ دهند، به آتش میبرند، همانطور که گفته شده است: «او قومش را در روز قیامت به پیش میبرد و آنها را به آتش سوق میدهد». و منظور از "ما آنها را قرار دادیم" این است که ما به کفر آنها حکم کردیم، همانطور که گفته میشود قاضی درباره کسی میگوید: "این شخص مجروح است"، یعنی درباره جرح او حکم صادر کرده است.
هوش مصنوعی: به شما اعلام میکنیم که آنها پیشوایانی هستند که مردم را به سوی آتش جهنم دعوت میکنند و در روز قیامت هیچکس نمیتواند به آنها کمک کند و عذاب الهی را از آنها دور کند.
هوش مصنوعی: در این متن اشاره شده است که خداوند در این دنیا آنها را لعنت کرده است، به طوریکه مؤمنان نیز به آنها لعنت میکنند. شایان ذکر است که این لعنت به معنای عذابی است که آنها در دنیا متحمل شدند، مانند غرق شدن. گفته میشود که وقتی آنها هلاک شدند، لعنت شدند و در روز قیامت هم از افراد مورد نفرت خواهند بود. همچنین، آنها به صورتی خواهند بود که چهرههایشان سیاه و چشمانشان آبی است، که به نوعی از زشتی آنها در آن روز اشاره دارد.
هوش مصنوعی: ما به موسی کتاب دادیم. او پس از غرق شدن فرعون، به وحی و پیروی و استفاده از آن پرداخته و این در حالی بود که ما اقوام گذشته را نابود کرده بودیم، زیرا فرعون چهار قرن زندگی کرد. برخی معتقدند این اتفاق پس از نابودی اقوامی چون قوم نوح، عاد، ثمود، قوم ابراهیم، قوم لوط، قوم شعیب و دیگران رخ داد که همگی قبل از موسی بودند. سپس گفته شد که این کتاب، بصیرتهای فراوانی برای مردم دارد، به ویژه در مورد هلاکت اقوام گذشته که برای بنیاسرائیل و دیگران عبرتی است. همچنین گفتند که ما تورات و آنچه در آن است را بصیرتهایی برای مردم قرار دادیم تا از طریق آن در امور دین خود آگاهی پیدا کنند.
هوش مصنوعی: بصائر و نشانهها و هدایتی هستند که برای کسانی که به آن عمل میکنند، راهنمایی از گمراهی به شمار میروند و رحمت و بخششی برای کسانی است که به آن ایمان دارند و از عذاب در امان میمانند. همچنین گفته شده است که این رحمت به عنوان نعمتی از سوی ما به کسانی است که به آن ایمان میآورند و به محتوای آن عمل میکنند، تا شاید به یاد بیاورند و پند گیرند.
هوش مصنوعی: پیامبر (ص) فرمودند که خداوند هیچ قومی، هیچ نسل و هیچ ملتی را با عذاب از آسمان نابود نکرده، جز آن قریهای که به میمون تبدیل شدند. همچنین اشاره کردند که خداوند به حضرت موسی (ع) کتاب هدایت را داد، پس از آن که قومهای پیشین را هلاک کرد.
55
وقیلانّالتوریةاوّلکتابنزلتفیهالفرائضوالاحکام.
هوش مصنوعی: گفته شده که تورات اولین کتابی است که در آن احکام و مقررات دینی نازل شده است.