هوش مصنوعی: این متن به اهمیت نام و ذکر خدا برمیگردد و به بسم الله الرحمن الرحیم به عنوان وسیلهای برای رفع مشکلات، پوشاندن عیوب و آمرزش گناهان اشاره میکند. همچنین به محبت و شوق بندگان مؤمن به خدا و تأثیر آن در زندگیشان پرداخته و ذکر میکند که در روز قیامت، آنهایی که در این دنیا به یاد خدا بودند، از سلام و رحمت الهی بهرهمند خواهند شد.
سپس به وفات پیامبر اسلام، حضرت محمد (ص)، و احساس اندوه صحابه و پیامدهای آن اشاره میشود. وفات پیامبر به مرگ به عنوان یک مرحله طبیعی و انتقال به عالمی بهتر شناخته میشود. او به یاران خود توصیه میکند که سنت او را حفظ کنند و به یکدیگر خوبی کنند.
در نهایت به مفهوم نصرت و فتح الهی پرداخته و بیان میکند که این نصرت به معنای پیروزی بر نفس و فتح در عرصههای انسانی و حقیقی است که به دست مؤمنان و با ایمان و معرفت تحقق مییابد. گرفتن دست از آفرینش و رسیدن به عنایت الهی به عنوان هدف نهایی انسان معرفی شده و تاکید میشود که خداوند نگهدار بندگان خود است.
هوش مصنوعی: گفتن عبارت «بسم اللَّه» باعث میشود دل روشن و شاداب شود، رازها را خوشحال کند، اطاعت را صحیح و درست کند و گناهان را ببخشد. اگر نام خدا در دل و بر زبان کسی باشد، حتی اگر در آب یا آتش هم باشد، زندگیاش با ذکر نام خدا لذتبخش خواهد بود. کسی که در دلش عشق به خدا وجود دارد، بندهای بزرگوار است و کسی که بر زبانش ذکر خدا جاری است، عزيز است. بزرگان دین به این نکته اشاره کردهاند که کسی که امروز با کلام خدا انس بگیرد، فردا با سلام او در بهشت مواجه خواهد شد. یکی از بزرگان دین در مناجاتش گفته است: خداوندا، هر آنچه از دنیا نصیبم میشود به کافران عطا کن و آنچه از عالم آخرت نصیبم میشود به مؤمنان بده. من در این دنیا به یاد و نام تو شاد هستم و در آن دنیا به دیدار و سلام تو. پیامبر خدا (ص) وقتی سورهای از آسمان فرود آمد، فرمود: «ای جبرئیل، خبری درباره سرنوشتم به من داده شد!»
هوش مصنوعی: این سوره درباره مرگ و پایان زندگی صحبت میکند و میگوید که باید راه فنا را طی کرد، زهر مرگ را چشید و در آخر در خاک آرام گرفت. جبرئیل به شخصی خطاب میکند و او را به اهمیت دنیای دیگر نسبت به این دنیا و نزدیکی به خداوند نسبت به ملاقات با مردم تشویق میکند. او میگوید هرچند که راه به سمت فانی شدن است، اما این فنا در واقع راهی برای بقا و بقا نیز وسیلهای برای وصال و ملاقات با معشوق است.
هوش مصنوعی: ای جوانمرد، اگر در تمام جهان با کسی مدارا کردی، او کسی جز پیامبر اسلام، مصطفی (ص) نبود. علیرغم اینکه او در دنیای خود یتیمی بود، از قدرت الهی به وجود آمد و همچون خورشیدی تابناک از آسمان بر ما تابید. آسمان و زمین به خاطر او به زیبایی آراسته شد، اما با همهٔ کرامتهایش، به او گفتند: «تو میمیری و آنها هم خواهند مرد». ای آقا، تو پای در این دنیا گذاشتی و جهانیان را زیر قدمهای خود آوردی. حال بازگرد به آن عالَم که ابدیت روشن از وجود توست و روز قیامت در انتظار شفاعت توست. زیباییهای عاشقانه فردوسیان در چهره توست. آستان مقدس تو مشتاق شناخت توست. ای آقا، هر کس که به آفرینش آمده و درگاه ما را میزند، تا زمانی که تو نیایی، هیچ کس را یاری نیست و بار کسی بر دوش دیگران نیست. ای جوانمرد، وقتی که او درگذشت، جبرئیل به شدت غمگین شد و مسلمانان بر فقدان او اشک ریختند. روزی که بیماری به سینهاش حمله کرد، عرش الهی به لرزه درآمد. و چه عجیب؟ سعد معاذ یکی از خدمتگزاران او بود و وقتی از دنیا رفت، پیامبر (ص) این خبر را اعلام کرد که: «عرش به خاطر مرگ سعد بن معاذ به لرزه درآمد».
هوش مصنوعی: با مرگ سعد معاذ، عرش خدا به لرزه درآمد. حالا نگاه کن که پس از جدایی از سید، حال ما چگونه خواهد بود! آخرین نگاهی که سید (ص) به یارانش کرد، وقتی بود که از حجره بیرون آمد، دلش پر از درد و چهرهاش زرد شده و بدنش ضعیف و نحیف گشته بود. یک دستش را بر دوش علی (ع) و دست دیگرش را بر دوش فضل گذاشت و به مسجد آمد، دو رکعت نماز خواند و سپس رو به یارانش کرد. اشک از چشمانش میریخت. یارانش فهمیدند که سید (ص) در حال وداع است و این دیدار آخرین خواهد بود. دیگر هرگز جمال او را نخواهند دید و نشانی از شیرینی کلام او نخواهند شنید. محراب بدون او خالی خواهد ماند و این دنیا از رفتن او تاریک خواهد شد. جبرئیل دیگر نخواهد آمد و رضوان هم بشارتی نخواهد آورد. سید (ص) از حجره به خاک میرود و بر منبر در لحد خواهد خفت. آه از جمال پر کمال او که مایه آرامش دلهای بیقرار بود، حالا در خاک خواهد آرمید و خاک بر سر ما خواهد نشست. ما میخواهیم از چه کسی خبر آسمان را جویا شویم؟ درمان درد جدایی را از کجا بجوییم؟ اندوه دل را با کی در میان بگذاریم؟ یاران در مسجد به گریه افتاده و ناامیدی بر چهرههایشان نشسته بود. چراغ شادی در دلهایشان خاموش شده و نفسهایشان پر از آه و ناله شده بود. همه گوش به کلام سید (ص) داشتند. او به زبان شیرین و کلامی پربار گفت: «ای یاران من، ای عزیزان و غریبان، ای مهاجران و انصار، زندگی ما به پایان رسید و ما باید با قیامت دیدار کنیم. از شما خداحافظی میکنم و همه امت اسلامی را که در حال و آینده هستند، سلام من را برسانید و به آنها بگویید که ما آرزوی دیدار شما را داشتیم، اما مرگ به سراغ ما آمد. سنّت من را حفظ کنید. فریضههای حق را بهجا آورید و به بندگان خوب رفتار کنید و یتیمان را نوازش کنید. من همه را به خدا سپردم، و به ابوبکر و عمر و عثمان و علی (ع) نمیسپارم. خداوند، همه را به تو میسپارم و تو خود نگاهدارشان باش».
6
تمامیقصّهوفاتدرسورةالانبیاءشرحدادهایم.
هوش مصنوعی: در سوره انبیاء، تمام جزئیات مربوط به داستان مرگ بیان شده است.
هوش مصنوعی: چنانچه یاری و نصرت خداوند و پیروزی به وقوع بپیوندد، این یاری همان است که در عبارتی دیگر به آن اشاره شده: یاریای از جانب خداوند و پیروزیای نزدیک. این یاری به معنای حمایت قلبی و روحی از جنگ نفس و ضد آن است، در حالی که فتح به معنی گشایش و بسط حقیقت انسانی به شمار میآید. این یاری در خزانه حکمت نهفته است و کلید این فتح در خزانه اراده الهی قرار دارد، که به راحتی به دست هر کسی نمیرسد. فقط دستی که به این فتح برسد، دستی است که سعادت را در آغوش میکشد و بدون تعلق به عوالم مادی، تنها به ایمان متکی است. این دست با توحید تقویت شده و از معرفت الهی برخوردار است. هر جا که این دست کشیده شود، نشانهای از یاری خداوند به همراه دارد. حسین منصور به گردانندگان گفت: آیا دست دعا بهتر است یا دست عبادت؟ او پاسخ داد: نه این و نه آن. اگر دست دعا به آن اندازه تکیه کند که به قسمت بالاتری نرسد، به شرک و تکیه به غیر خدا دچار خواهد شد و اگر دست عبادت تنها به تکلیفی معین بپردازد، در دایره ایمان محدود میماند. دستی که از آفرینش بالاتر باشد، همان دست سعادت است که در سایه رحمت الهی است، تا زمانیکه خود این رحمت آشکار شود. شبلی گفت: ما در وضعیت نامناسبی به سر میبریم، گاهی ممکن است با یک موی خود جهانی را جابجا کنیم و گاهی طاقت نداریم که حتی یک موی خود را تحمل کنیم. حسین منصور به او گفت: آن گاه که بتوانی با یک موی خود جهان را جابجا کنی، در حال دریافت لطف الهی هستی و وقتی که نتوانی یک موی خود را تحمل کنی، به سبب غفلت از لطف الهی در وضع رنجی به سر میبری.