شمارهٔ ۲۸ - در مدح سلطان محمود
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیباییهای مرتبط با آن است. شاعر به زلف پریروی محبوبش اشاره میکند و از دلبستگیهای عاشقانه صحبت میکند. او از رنجهای عشق و تأثیرات آن بر روح انسان میگوید و به ضرورت عدم تسلیم به عشقها اشاره میکند.
سپس شاعر، مدح شهریار و ویژگیهای او را بیان میکند و او را «کسی که بر دلها حکومت میکند» توصیف میکند. به توصیف صفات او، از جمله نیکوکاری و قدرتش در فرمانروایی، پرداخته و ضمن ذکر دشواریهای زندگی، بر دشواریهایی که بر عاشق و پارسا وارد میشود تأکید میکند.
در نهایت، شاعر آرزوی طول عمر و سعادت برای شهریار را دارد و به ظهور نور در شب و همچنین دورانهای مختلف اشاره میکند و بر این باور است که همیشه باید از شکستها عبرت گرفت و از نعمتهای زندگی بهرهمند شد.
ز عشق خویش مگر زلف آن پری رخسارشکسته شد که چنین چفته گشت چنبروار
هوش مصنوعی: آیا به خاطر عشق خود، زلف آن پری زیبایی که چهرهاش شکسته شده، اینگونه بههم ریخته و نامنظم شده است که همچون چنگ است؟
زره نبود و زره شد ز بس گره که گرفت شب سیاه که دید از گره زره کردار
هوش مصنوعی: شب تیره و تار چنان بر دل سایه انداخت که زره (پوشش جنگی) به خاطر فراوانی گرههایی که بر آن نشسته، دیگر زره نیست و تبدیل به گرهای شده است.
ز بسکه لعب نماید ز بسکه بوی دهدگهی مشعبد خوانندش و گهی عطار
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه زیاد بازی میکند و بوی خوبی از خود ساطع میکند، بعضی مواقع او را مشعبد و در مواقعی دیگر او را عطار مینامند.
نگر که باد برو بر چگونه مستولبستکه گاه دایره سازد ازو و گه پرگار
هوش مصنوعی: به تماشای باد بپرداز که چگونه در حال حرکت است. گاهی به شکل دایرهای در میآید و گاهی دیگر به شکل یک پرگار.
مده بعشق عنان ای دل ار نخواهی رنجکه هر که عاشق شد رنجه دل زید هموار
هوش مصنوعی: دل عزیزم، اگر نمیخواهی رنج بکشی، نباید خودت را به عشق بسپاری، چون هر کسی که عاشق شود، در نهایت با درد و رنج رو به رو خواهد شد.
همی نگاری بیهوده زر بمروارید که من بشهر نگاری بدیع دارم یار
هوش مصنوعی: دختر زیبایی وجود دارد که به خاطر جواهرات و زینتهایش به شهرت رسیده، اما من معشوقهای دارم که در شهر معروف و بینظیر است و برای من از همه چیز ارزشمندتر است.
ز شهر و یار تو بس ، مدح شهریار جهانمخواه خوبتر از مدح شهریار نگار
هوش مصنوعی: از شهر و یار تو چه بس، از ستایش پادشاه جهان سخن مگو، که مدح پادشاهی دلبر بهتر است.
بزرگ خسرو مشرق خدایگان عجم امام بار خدایان و قبلۀ احرار
هوش مصنوعی: بزرگترین فرمانروای مشرق زمین، مورد احترام خدایان، رهبر برتر و پناهگاه آزادیخواهان است.
دل هزیمتیانش بسان سیمابستکه لرزه بیشتر آنگه کند که یافت قرار
هوش مصنوعی: دل کسانی که در هزیمت و فرار هستند، شبیه به جیوه است؛ هرچه بیشتر بیقرار باشند، لرزش و حرکت بیشتری خواهند داشت.
بپارسائی ماند همی پرستش او بهر دو گیتی نیکست پارسا را کار
هوش مصنوعی: با پرهیزکاری، انسان به پرستش او ادامه میدهد و این کار برای هر دو دنیای او نیکوست.
به تنگدستی ماند همی مخالفتشهمیشه جفت بود تنگدستی و تیمار
هوش مصنوعی: در شرایط فقر و نیازمندی، همیشه مشکلات و رنجها همنشین و همراه او بودند.
سوار سست شود پیش لشکرش گوئیکه لشکرش چون آبست و کاغذست سوار
هوش مصنوعی: سوار که به سوی لشکرش حرکت میکند، به نظر میرسد که لشکرش مانند آب و کاغذ نرم و غیرمستحکم است.
نماند جائی و جزوی ازین زمین که نکردهزار بار مر او را بسم اسب غبار
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به این نکته اشاره میکند که در هیچ نقطهای از زمین وجود ندارد که با هزار بار گذر اسبها از آن، غباری بر آن ننشسته باشد. یعنی همهجا تحت تأثیر فعالیتها و جنبوجوشها قرار گرفته و نشانهای از آن مانده است. این بیان نشاندهندهی فراگیری و تاثیرگذاری وسیع انسانها و طبیعت بر روی زمین است.
اگر نه گرد شدی خاک و بازننشستیبجمله گرد شدستی کنون بلاد و قفار
هوش مصنوعی: اگر خاک شدی و به زمین نرفتی، اکنون همه جا، چه شهرها و چه بیابانها، از تو پر شدهاند و تبدیل به گرد و غبار شدهای.
بمشرق ار بکند عزم او یکی حرکتبمغرب اندر پیدا شود ازو آثار
هوش مصنوعی: اگر در شرق تصمیمی گرفته شود، آثار آن تصمیم در غرب نیز به وضوح نمایان خواهد شد.
بفضل او نرسد هیچ معنی از پی آنکه اندکست معانی و فضل او بسیار
هوش مصنوعی: با کمک و رحمت او نمیتوان به هیچ مفهوم یا معنایی دست یافت، زیرا معانی کم و فضل و رحمت او بسیار گسترده و فراوان است.
بگوی مدحش اگر مدح گفته ای کس راکه مدح اوست ز مدح دگر کس استغفار
هوش مصنوعی: اگر تو کسی را ستایش کردهای، پس دربارهی ستایش او صحبت کن، زیرا این ستایش واقعاً به خود او تعلق دارد و نه به دیگران.
در آب پیل از آن ره کند که ایمن نیستز بیم آتش آن تیغ تیز جان اوبار
هوش مصنوعی: وقتی فیل در آب حرکت میکند، به خاطر ترس از شعلههای آتش، احتیاط میکند و از راهی میرود که احساس امنیت بیشتری داشته باشد.
از آنکه گوید آتش بآب در نبود همی شنو سخن و هیچ استوار مدار
هوش مصنوعی: کسی که میگوید آتش در آب نیست، حرفش را بشنو اما هیچ چیزی را به طور قطعی نپذیر.
که تیغ شاه جهاندار چون برهنه شود بآب ماند و آتش فروزد از کردار
هوش مصنوعی: وقتی که شمشیر پادشاه جهانی به دست گرفته شود، مانند آب میماند و آتش را بر اثر عمل و رفتار میسوزاند.
خدای هیچ ملک را بخواب ننموده استهزار یک زان کورا بداد و او بیدار
هوش مصنوعی: خداوند هیچ پادشاهی را در خواب قرار نداده است، بلکه به هر یک از آنها بیداری و آگاهی بخشیده که همچنان هوشیار و فعال است.
همیشه تا ز شب تیره بر نتابد روزهمیشه تا ز یم نیل بر نخیزد نار
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان به روشنی روز امیدوار بود تا زمانی که شب تاریک پایان یابد و مثل این که نمیتوان آتش را از عمق دریا بیرون کشید تا زمانی که از عمق آب بالا نیاید.
بقای شاه جهان باد و عزّ و دولت اوتنش درست و نگهدارش ایزد دادار
هوش مصنوعی: از وجود شاه جهان حفاظت شود و به او عزت و قدرت عطا گردد. خدایی که بخشنده است، او را نگه دارد و سلامت بدارد.
خجسته باد بدو عید و روزه پذرفتهخجسته باد بر او سال و ماه و لیل ونهار
هوش مصنوعی: به او تبریک میگویم به خاطر عید و روزهاش که مورد قبول واقع شده است. همچنین برای او سال، ماه و شب و روز خوش و مبارک باشد.