شمارهٔ ۶۸ - در مدح سلطان محمود غزنوی
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و ویژگیهای خاص یک شخص خاص میپردازد. شاعر با ستایش از شکل و زیبایی چهره این فرد، به او توصیه میکند که از فتنهانگیزی و ایجاد درد برای دیگران خودداری کند. او زلف و جعد این شخص را به عنوان بلایی که بر دل دیگران میافتد، معرفی میکند و به او میگوید که لبخند و خندهاش را کنترل کند. شاعر همچنین به اهمیت شخصیتهای بلندی همچون امیران خراسان و بزرگی آنان در زندگی جامعه اشاره میکند و به نعمتها و فرمانهایی که از جانب خدا به او داده شده است، تأکید میکند. در نهایت، شاعر طرفدار شادی و جشنهاست و از دوستداشتن این شخصیت و جشنهای مرتبط با او سخن میگوید، در تعادل با فشارها و مشکلات زمانه.
چو آفرید بتا روی تو ز دوده خدایمجوی فتنه و روی ز دوده را مزدای
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و جمال تو را خداوند خلق کرد، به دنبال فتنه و دردسر نرو، زیرا زیبایی تو از پاکی و نور الهی برمیخیزد.
بعارض تو آن گرد مشک سوده بسستبچشم سرمه مکن ، خلق را بلا منمای
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت تو، مانند گرد مشک که بویی خوش دارد، نباید با سرمه به چشم بزنم، زیرا این کار باعث میشود که دیگران به زحمت و بلا دچار شوند.
بلای تافته جعدت بسست بر دل خلقمتاب زلف و دگر بر بلا بلا مفزای
هوش مصنوعی: مشکلی که از زیبایی و جذابیت موهایت به وجود آمده، دلهای مردم را تحت تاثیر قرار میدهد. از زیبایی خود نه برگرد و نه از درد و رنجی که به همراه دارد بترس.
ببستن کمر و لب گشادن از خندههمی میان و دهان ترا نبیند رای
هوش مصنوعی: کمر را محکم میبندد و از شادی لبخند میزند، اما در این حال کسی دهان او را نمیبیند.
اگر نمود نخواهی همی میان و دهانیکی ببند لب از خنده و مبان بگشای
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی که خودت را نشان دهی، پس بهتر است دهانت را ببندی و از خنده خودداری کنی.
دگر بجور مکوشی که جور نپسنددخدایگان خراسان امیر بار خدای
هوش مصنوعی: دیگر به زحمت و ناملایمات نپرداز، زیرا خداوندِ خراسان، امیر بارِ خدا، این ناملایمات را نمیپسندد.
یمین دولت پیروز روز ملک افروزامین ملت پیغمبر جهان آرای
هوش مصنوعی: دولت یمین، یعنی سایه قدرت و سلطنت، نه تنها پیروز است بلکه همواره درخشان و برتر میباشد. او حافظ و نگهبان مردم است و از سوی خداوند، پیامبری است که جهان را به زیبایی و نظم میآراید.
چه امر نافذ او خلق را چه گردش چرخچه سایۀ علمش ملک را چه فرّ همای
هوش مصنوعی: هر چه از قدرت و اراده او بر مخلوق جریان دارد، همچون گردش آسمان و سایه علم او بر سر پادشاهان، همه نشاندهندهی عظمت و تاثیر اوست.
فلک بنای سعادت همی بپای کندبر آن زمین که همی شاه بسپردش بپای
هوش مصنوعی: آسمان برای ساختن سعادت بر روی زمینی تلاش میکند که شاه آن را به دست سرنوشت سپرده است.
هوا چو خاک بطبعش فرو نشیند پستزمین چو ذره ز حلمش بماند اندر وای
هوش مصنوعی: زمانی که هوا به طبیعت خود فرو میافتد و پایینتر از زمین قرار میگیرد، مانند ذرهای که از بزرگواری و صبوریاش در این حالت میماند و در درد و رنج به سر میبرد.
خیال همت او را اگر بپیمایدبعمر خویش نپیماید آسمان پیمای
هوش مصنوعی: اگر انسان به آرزوها و رویاهای بزرگ خود فکر کند، هرچند که تلاش کند، نمیتواند به اندازه آسمان و عظمت آن دست یابد.
کمند او ببرد زور پیل گردنکشسنان او بکند یشک شیر دندان خای
هوش مصنوعی: کمند او همچون زنجیری قوی، قدرت و عزم بزرگ را در هم میشکند و با نیروی خود، دندانهای شیر را نیز میشکند.
همی نگون شود از بأس و از مهابت شاهبه ترک خانۀ خان و به هند رایت رای
هوش مصنوعی: شاه با معنای عظمت و قدرت خود به دلیل ترس و خطر، خانهاش را ترک میکند و به هند میرود.
هنر بمایۀ فرهنگ او ندارد سنگخرد بمرتبت رای او نگیرد جای
هوش مصنوعی: هنر به فرهنگ او وابسته است و ارزش خرد او نمیتواند در برابر جایگاهش قرار گیرد.
اگر جمال پرستی سیرش را بپرستوگر کمال ستایی هنرش را بستای
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی علاقهمندی، زیبایی او را ستایش کن و اگر به کمال و ویژگیهای خاصی توجه داری، هنر او را تحسین کن.
نگفت عادت او هیچ حلم را که برونگفت فکرت او هیچ خلق را که میای
هوش مصنوعی: او هیچگاه به کسی نميگوید که با بردباری و خویشتنداری چه کار کند، و همچنین در مورد افکارش هیچ نظری دربارهی مردم نمیدهد.
برای بردن نامش دهان بعنبر شویبحال گفتن مدحش زبان بزر اندای
هوش مصنوعی: برای یاد کردن از او باید دهان را خوشبو کرد، چون در وصف او زبان به ستایش باز میشود.
مجوی دولت خود را جز آن مبارک درزمانه را مطلب جز در آن خجسته سرای
هوش مصنوعی: هرگز نگرد به دنبال خوشبختی و سعادت خود در جایی جز آن مکان مبارک و خجسته. فقط در آن سرای خوش میتوانی به کامیابی دست یابی.
زمان کینه ورش هم بزخم کینۀ اوستبزخم مار بود هم زمان ما را فسای
هوش مصنوعی: زمانی که شخصی احساس کینه و دشمنی دارد، زخمهای او به دیگران نیز منتقل میشود. این زخمها مانند نیش مار میمانند که میتواند دیگران را نیز آزار دهد و در طول زمان این آزار ادامه پیدا میکند.
خدایگانا علمی نماند و فایده ایکه خاطر تو مر آنرا نکرد دست گرای
هوش مصنوعی: ای خداوند، هیچ علم و دانشی نیست که از یاد تو دور مانده باشد و هیچ فایدهای نیست که تو به آن توجه نکرده باشی.
تراست نعمت ،پروردنی همی پرورتراست فرمان ، فرمودنی همی فرمای
هوش مصنوعی: تو نعمت و رحمت خداوندی، و اوست که تو را پرورش میدهد. همچنین، اوست که به تو دستور میدهد و فرامینش را به تو میفرستد.
مبارکت باد این جشن مهرگان بزرگنصیب شادی ازین جشن برگذر بربای
هوش مصنوعی: تبریک میگویم این جشن بزرگ مهرگان را. امیدوارم از این جشن شادی و خوشبختی نصیب تو شود.
بساط بزم کن از گونه گونه تحفۀ باغسرای خلد کن از نعمۀ سرود سرای
هوش مصنوعی: مهمانی را با انواع هدایا و زیباییهای بهشتی فراهم کن و از برکات شادی و موسیقی لذت ببر.
نشستگاه یکی نوبهار ساز بدیعبجای گل می سوری بجای بلبل نای
هوش مصنوعی: مکان جدیدی برای بهار زیبا و تازهای فراهم شده است، جایی که به جای گل، سرخس وجای بلبل، نای است.
بدار بسته همیدون دل ولی و عدوولی بنعمت و ناز و عدو بقلعۀ نای
هوش مصنوعی: دل همواره در بند است، حتی اگر در ظاهر آزاد به نظر برسد. دوستیها و دشمنیها نیز در سایهی نعمت و زیبایی وجود دارند، و دشمنان ممکن است در لحظاتی که کمین کردهاند، آسیب برسانند.
اگر زمانه نگردد تو با زمانه بگردوگر سپهر نپاید تو با سپهر بپای
هوش مصنوعی: اگر زمانه به حال خود تغییر نکند، تو هم باید با شرایط جدید همراه شوی و اگر آسمان هم ثابت نماند، تو هم باید در کنار تغییرات بایستی.