شمارهٔ ۳۵
هوش مصنوعی: این شعر حاکی از احساس عمیق شاعر نسبت به شهری به نام هری و دردهایی است که برای آن شهر و مردمش دارد. شاعر به باد شمالی خطاب میکند و میخواهد تا خبرهای هری را به پادشاه برساند. او از بیکسی و غم بخت بد شهری صحبت میکند و زندگی بدون آن پادشاه را مانند نوحهسرایی میداند که به اطلال اشاره دارد. شاعر همچنین اوضاع ناسازگار جهان و تغییراتی که بر سر دولت و مملکت آمده است را به تصویر میکشد و از قدرت و تأثیر پادشاه سخن میگوید. او به زیبایی و شکوه پادشاهی و قدرت تقدیرما اشاره میکند و از اعتماد به خداوند متعال در خلق و تدبیر امور یاد میکند. در نهایت، شاعر از دلنگرانیهای خود سخن میگوید و اینکه چگونه در خود احساس تنهایی کرده و آرزوی رضایت و خوشبختی دارد.
از هری گر سوی اوغان شوی، ای باد شمالباز گویی ز هری پیش ملک صورت حال
هوش مصنوعی: اگر از هری به سوی اوغان بروی، ای باد شمال، بیا و از هری به ملک بگو که وضع و حال چگونه است.
گویی: آن شهر، کجا بود دل بخت بدوشادمان همچو دل مرد سخی وقت نوال
هوش مصنوعی: به نظر میرسد آن شهر، جایی بود که دل انسان خوشبخت به آن شاد بود، مانند دل مرد بخشنده که در زمان بخشش، خوشحال و شاداب است.
بی تو امروز همی نوحه کند بخت بروهم بران سان که عرب نوحه کند بر اطلال
هوش مصنوعی: امروز بدون تو، شانس و سرنوشت مانند عربی که بر خرابهها نوحه میزند، ناله و زاری میکند.
جمله کاشانۀ آن شهر طلالند امروزجغد کاشانه فرو برده بر اطراف طلال
هوش مصنوعی: تمام خانههای آن شهر در حال حاضر از جغدهایی پر شده که در اطراف شهر نشستهاند.
منم آن باد شمالی که ز من روح افزودبیتو کس روح نیفزود ز من باد شمال
هوش مصنوعی: من همان باد شمالی هستم که با وجود من به زندگی و روح افزوده میشود و بدون تو هیچکس به این حالت نخواهد رسید. من همان باد شمالیام.
آتش هیبت تو تا ز هری دور شدستبندگان تو چنانند که بر آتش نال
هوش مصنوعی: آتش خشمت تا دور از هری شده، بندگانت در حالیکه بر آتش ناله میکنند، به تو وابستهاند.
خون به قیفال در از بیم بیفسرد همیبزد ایام ز مژگان یکایک قیفال
هوش مصنوعی: چهرهاش آنقدر غمگین و ناراحت است که گویا از ترس تب و التهاب، موی سرش به خون آغشته شده. روزها به آرامی و یکی یکی از چشمانش میریزد.
نه بطبع اندر شادی، نه به مغز اندر هوشنه بشخص اندر کسوت، نه به دست اندر مال
هوش مصنوعی: نه شادی در طبیعت من وجود دارد، نه هوش در فکر من نه کسی در ظاهرم هست، نه مالی در دستم است.
لیکن، ای باد، چو این گفته بوی باز بگوی:کای فلک فرۀ سیما ملک اعدا مال
هوش مصنوعی: اما ای باد، زمانیکه این سخن را میگویی، دوباره بگو: ای آسمان، زیبایی و جلال شاهی دشمنان را در بر دارد.
تو نه یزدانی و از مال تو سوی همه خلقهمچو یزدانی تقدیر رسیدست اموال
هوش مصنوعی: تو نه خدا هستی، اما ثروتت به همه مردم تقسیم شده است، مانند اینکه قضا و قدر الهی در مورد اموال تعیین شده باشد.
در حریم تو، اگر نقش شود صورت شیربند پولاد شود پنجۀ او را دنبال
هوش مصنوعی: اگر در محدوده تو، تصویری از شیر ایجاد شود، به گونهای است که پنجه او به قدرت فولاد تبدیل میشود.
به خدای متعال، ای ملک روی زمینکه بسازد همه کار تو خدای متعال
هوش مصنوعی: به خدا قسم، ای فرشتهای که روی زمین هستی، همه کارهای تو تحت فرمان خداوند متعال است.
در سر مملکت و دولت خود، با همه خلقنیکویی کرده ای، ای پادشه نیکسگال
هوش مصنوعی: ای پادشاه نیکسگال، تو در رهبری کشور و مدیریت امور عمومی، با همه مردم به خوبی رفتار کردهای.
اگر از باختن و تاختن گوی و کمیتروزکی چند شدی بستهٔ آسایش و هال
هوش مصنوعی: اگر از باختن و مسابقه دادن، چند روزی را در آرامش و آسایش سپری کردی، بدان که این لحظات فقط لحظهای است و باید دوباره به چالشها و رقابتهای زندگی برگردی.
آب سیل، ار چه کند قوت و با سهم رَودتا نیاساید جایی نشود آب زلال
هوش مصنوعی: اگر چه آب سیل قدرت زیادی دارد و همه جا را در بر میگیرد، اما به جایی نمیرسد که آب زلال و پاکی باقی بماند.
ور به ناکام خود از ملکت خود دور شدیملکت و کام تو زآنجا رسد ای شه به کمال
هوش مصنوعی: اگر به خاطر نامرادیها و ناتوانیها از جایگاه و سلطنت خود دور شدهای، بدان که آنجا و آرزوهایت به کمال و کاملترین حالت ممکن به تو میرسد، ای پادشاه.
شاخ باریک جداگانه درختی نشودتا نبرّندش و جایی ننشانند نهال
هوش مصنوعی: برای رشد و شکوفایی یک درخت، باید از تنه و پایه محکم و مناسب بهرهمند باشد. درختانی که به تنهایی و بدون حمایت رشد میکنند، ممکن است ضربهپذیر باشند و به سادگی از بین بروند. به همین دلیل، اگر نهالی را که به تنهایی و بدون پایهای است بکارید، ممکن است نتواند در برابر خطرات مقاومت کند و به راحتی قطع شود یا به سرانجام نرسد.
وگر از حادثهٔ چرخ شدی رنجه به دلدر شادیست در آن رنج، تو از رنج منال
هوش مصنوعی: اگر به خاطر حوادث زندگی دلت را رنجاندی، باید بدانی که در آن ناراحتی هم شادی وجود دارد. به خاطر ناراحتیهای من، دلگیر نباش.
به دوالی، که عنانست، نیاراید دستمرد، تا پیش معلم نخورد زخم دوال
هوش مصنوعی: مرد نمیتواند دستش را به دوالی که در اختیارش نیست بزند تا پیش از اینکه از معلم درسی بگیرد یا زخمی بخورد.
وگر احوال تو تغییر پذیرفت، شها اندرین عالم تغییرپذیرست احوال
هوش مصنوعی: اگر حال و روز تو دستخوش تغییر شود، بدان که در این دنیا همواره اوضاع و احوال دچار تغییر و دگرگونی است.
مشتری را، که همه سعد جهان بسته بدوستهم تغیر رسد از جرم سپهر و اشکال
هوش مصنوعی: حتی بهترین و خوشبختترین افراد نیز تحت تأثیر تغییرات و حوادثی که در جهان به وقوع میپیوندد، قرار میگیرند.
گاه مسعود بود ذات وی از سعد شرفگاه منحوس بود جرم وی از نحس وبال
هوش مصنوعی: گاهی مسعود و خوشبخت بود، زیرا ذات او از سعد و نیکی نشات میگرفت، و گاهی بدشانس و نحس بود، چرا که جرم و کارهای او به بدبختی و مشکلات مرتبط بود.
ور قوامی بشد از مملکت و دولت توهم ز ایام قوامی بپذیرد به جمال
هوش مصنوعی: اگر روزی از قدرت و سلطنت تو چیزی از بین برود، او نیز به زیباییهای تو اعتراف خواهد کرد.
ماه بر جملۀ هفت اختر سیاره شهستنیست رأی حکما را بجز این روی اقوال
هوش مصنوعی: ماه در میان سایر سیارات و ستارهها برتری دارد، و نظر حکما فقط به این یک معنی محدود نیست.
گاه بر فوق سما باشد و گه تحت زمینگه بود درّ درخشان و گهی چفته هلال
هوش مصنوعی: زمانی در اوج آسمان قرار دارد و زمانی در زیر زمین; گاهی درخشان و گاهی در حالت نیمهماه است.
سیر اعمال چو بر مرد شود بسته، سپهرهم از آن بستگی او را بگشاید اعمال
هوش مصنوعی: وقتی کارها و اعمال یک فرد در زندگیاش به پایان برسد، آسمان و سرنوشت نیز به نحو دیگری به او کمک میکند و به او فرصتهای جدید میدهد.
اثرش راست چو صنعتگر محتال شدستکه ز ناچیز همی چیز نماید محتال
هوش مصنوعی: اثر او مانند هنرمندی است که با تلاشی هوشمندانه میتواند از چیزهای کماهمیت، چیزهای بزرگ و ارزشمندی بسازد.
مرد خزاف بچین آن گل بیقیمت رابکند از لگد گرز و ز چنگال اشکال
هوش مصنوعی: مرد میخواهد آن گل زیبا و بیارزش را از زیر پا و چنگال اشکال و مشکلات بیرون بیاورد.
زو یکی پاره سفالی بنماید که شودچاشنیگیر چو تو خسرو آن پاره سفال
هوش مصنوعی: از یک تکه سفال که نشان بدهد، چنان خوشرو میشود که مثل تو، ای خسرو، آن تکه سفال هم باارزش و جذاب خواهد شد.
ای خداوندی کز صحبت تو خیره شودخرد آنجا که به برهان بود الا به جدال
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، وقتی انسان از گفتگو با تو غافل میشود و عقلش به دلیل برهان به چالش برمیخیزد، فقط در بحث و جدل درگیر میشود.
بیم و آمال، شها، در عقب یک دگرندگه ز آمال رود بیم و گه از بیم آمال
هوش مصنوعی: ترس و آرزو همیشه با هم هستند؛ گاهی آرزو باعث ترس میشود و گاهی هم ترس بر آرزو تأثیر میگذارد.
آدمی، گرچه ز چنگال هژبرست به بیمهم بزر گیرد و تعویذ کند آن چنگال
هوش مصنوعی: انسان، حتی اگر تحت فشار و خطر موجودی قوی قرار گیرد، به خاطر ترس و اضطراب، تلاش میکند تا راه چارهای پیدا کند و خود را از آن وضعیت نجات دهد.
تو شهنشاه ملوکی و شهان را ز افلاککارهایی بجهد نادر و نادر تمثال
هوش مصنوعی: تو سلطان بزرگی و کارهای نادر و بینظیری از دل آسمانها برای پادشاهان انجام میشود.
گردد از بخت شما گوهر الماس جمدگردد از فرّ شما دانهٔ یاقوت زکال
هوش مصنوعی: اگر بخت شما یاری کند، مانند الماس درخشان و قیمتی میشوید و از برکت شما، گوهرهای یاقوت به دست میآید.
کارهایی که شما را ز عجایب بروددل و اندیشهٔ ما زان بهراسد به خیال
هوش مصنوعی: اگر کارهایی انجام دهید که باعث شگفتی شما شود، دل و ذهن ما از آن دچار نگرانی و ترس خواهد شد.
نه چو مایید شما از ره توفیق و عملگرچه ماییم ز صلصال و شما از صلصال
هوش مصنوعی: اگرچه ما برای رسیدن به موفقیت و عمل تلاش کردهایم، اما شما نیز از همان مایه تشکیل شدهاید و این تفاوتی در هویت ما ایجاد نمیکند.
صوف بصری و جوال، ار چه ز پشمند به اصلصوف بصری نبود گاه بها همچو جوال
هوش مصنوعی: اگرچه صوف بصری و جوال از پشم درست شدهاند، اما به اصل صوف بصری از نظر کیفیت و ارزش نمیرسند و هرگز به آن قیمتی مانند جوال ندارند.
ای ثبات تو ممکّن ز همه روی ثباتوی خصال تو مخیّر ز همه نوع خصال
هوش مصنوعی: ای ثبات تو، مانایی و ثباتی که از همه حیثها برتر است، و ویژگیهای تو، انتخابی از بهترین ویژگیهاست.
نه ز جود تو زیان و نه ز عدل تو ستمنه ز لفظ تو گزاف و نه ز طبع تو محال
هوش مصنوعی: نه از سخاوت تو ضرری متوجه میشود و نه از عدل تو ظلمی به وجود میآید. نه کلمات تو بیهوده است و نه ذات تو غیرممکن.
اندر آن وقت که قتّال زند نعرهٔ جنگتیغ در بازوی قتّال در آید به قِتال
هوش مصنوعی: زمانی که شکارچی به صدای جنگ و نبرد تن میدهد، تیر و تیغ در دستش به میدان نبرد خواهند آمد.
باد بر روی هوا عرضه کند قوس قزحاز بسی رایت سبز و بسی رایت آل
هوش مصنوعی: باد در آسمان موجب میشود که رنگینکمان با پرچمهای سبز و پرچمهای دیگر نمایان شود.
انجم از چرخ بر آرند دلیران به کمندگرد بر چرخ فشانند ستوران به نعال
هوش مصنوعی: ستارهها از آسمان به دست دلیران گرفتار میشوند و سواران با زین، گرداگرد آسمان را پر میکنند.
گر ز پنجاهمنی پست کند مغفر و سرتیغ الماس نسب پاره کند جوشن و یال
هوش مصنوعی: اگر کسی از مقام و رتبهاش پایین بیافتد، حتی اگر کلاهخود و زرهای با ارزش و گرانبها داشته باشد، باز هم به زحمت نخواهد رسید و نمیتواند از این شرایط رهایی یابد.
تیغ خون ریز، ز بس رخنه، شود سیمینتنقدّ خونخوار، ز بس رنج، شود زرین نال
هوش مصنوعی: تیغی که بارها به کار رفته و خون ریخته، به مرور زمان رنگ و رویی نقرهای به خود میگیرد. همچنین، اگر کسی خیلی زجر و مشقت بکشد، در نهایت به زیبایی و درخشش طلا میرسد.
سلهای گردد میدان و در او مار کمندبیشهای گردد خفتان و در او شیر، غزال
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویری از طبیعت و حیوانات اشاره شده است. میدان، یعنی فضای وسیعی که در آن حیوانات و طبیعت وجود دارند. در این میدان، ماری به عنوان کمند، یعنی تلهای برای شکار در میان درختان و علفها پنهان شده است. همچنین، شیر به عنوان نماد قدرت و سلطه در حال استراحت است و غزال، نماد زیبایی و ظرافت، در این فضا وجود دارد. در مجموع، این تصویر به زیبایی و تنوع زندگی در طبیعت اشاره دارد.
اسب کشتی شود و حملهٔ او قوّتِ موجدشت دریا شود و تیغ در او ماهی وال
هوش مصنوعی: اسب به مانند کشتیای میشود که با نیروی حملهاش، موجهای دشت را به حرکت درمیآورد و همچنین تیغی در بدنش وجود دارد که میتواند ماهی وال را صید کند.
علت صرع بود رایت تو خصمِ تراکه چو مصروع از آن خصم بر آرد زلزال
هوش مصنوعی: علت تنگی و آشفتگی ذهن من، دشمنی توست که وقتی به من حمله میکند، حالتی شبیه به صرع به من دست میدهد.
کلکت ار نطق پذیرد چه بود صاحب ری؟تیغت ار روح پذیرد چه بود رستم زال؟
هوش مصنوعی: اگر گفتارت را درک کند، آیا دیگر کسی در مقام افسری هست؟ و اگر شمشیرت روح بگیرد، آیا دیگر رستم زال کیست؟
با سر خامۀ تو جملۀ آمال قرینبا دل خنجر تو زَهرهٔ آجال محال
هوش مصنوعی: با قلم تو، تمام آرزوهایم به قلمرو دل کے خنجرانۀ تو به حقیقت نمیرسد.
ابر در لفظ سخای تو چه چیزست؟ ضمینچرخ در جنب توان تو چه چیزست؟ عیال
هوش مصنوعی: ابر در کلام بخشندگی تو چه ارزشی دارد؟ و آنچه در آسمان به حرکت در میآید، در برابر توانایی تو چه چیزی است؟
سهم یک حرف ز علم تو فزون تر ز بحوروزن یک لفظ ز حلم تو گران تر ز جبال
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عمق و ارزش علم و حلم (بردباری) انسان است. به این معنا که تنها یک کلمه از دانش انسان، ارزشش بیشتر از تمام دریاهاست و یک واژه از صبر و بردباری او، ارزشی بیشتر از کوهها دارد. در واقع، این بیان، نشاندهنده ارزش فراوان علم و خویشتنداری در مقایسه با منابع طبیعی است.
نه ز شاهان چو تو شاهی رسد از نسل ملوکنه ز مردان چو تو مردی بود از پشت رجال
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به ویژگیهای بارز و بینظیر یک شاه و مرد میپردازد. او میگوید که هیچ شاهی به بزرگی و شکوه تو وجود ندارد و همچنین هیچ مردی به قدرت و مقام تو نمیرسد. بهعبارتدیگر، او بیان میکند که تو در بین شاهان و مردان، بینظیر و ممتاز هستی و هیچکس از نسل شاهان و مردان به صفات عالی تو نخواهد رسید.
ای خداوند، من از شدت دلتنگی خویشبر شمارم، به عدد بیشتر آید ز رمال
هوش مصنوعی: ای خدای بزرگ، من از شدت دلتنگیام به قدری شکایت میکنم که شمار آن بیش از چیزی است که یک رمال بتواند پیشگویی کند.
مغز من خیره ، بدان گونه که در مغز، خِردطبع من تیره ، بدان گونه که در طبع، ملال
هوش مصنوعی: ذهن من حیران است، به طوری که در تفکر، عقل و درک من تاریک و افسرده است، به گونهای که در وجودم دلتنگی و ناامیدی حاکم است.
من درین شهر یکی مرغم در بند قفسمرغ اقبالِ مرا کنده زمانه پر و بال
هوش مصنوعی: من در این شهر احساس تنهایی میکنم، مانند پرندهای در قفس که در حال حاضر در زندگیام، روزگار مانع پرواز من شده است.
خدمت مجلست، ار بخت به من باز دهددولتی یابم کان را نبود روی زوال
هوش مصنوعی: اگر بخت به من یاری کند و شانس در اختیارم باشد، در خدمت تو هستم و فرصتی به دست میآورم که هرگز از بین نمیرود.
تا چو قلزم نتوان ساختن از یک قطرهتا چو ثهلان نتوان ساختن از یک مثقال
هوش مصنوعی: نمیتوان از یک قطره، دریایی به بزرگی دریاچه ساخت و همچنین نمیتوان از یک مثقال، کوهی به عظمت ثهلان (کوهی معروف) ایجاد کرد.
باد نام تو چو بخت تو فزون روز به روزباد عزم تو چو فر تو فزون سال به سال
هوش مصنوعی: هر روز که میگذرد، نام تو مانند یک نسیم خوش در دنیا بیشتر و بیشتر میشود، و هر سال که میگذرد اراده و عزمت مانند نور تو درخشانتر میشود.
گشت پرداخته بر فرخی این شعرِ بدیعآخر ماه صیام اول ماهِ شوال
هوش مصنوعی: شعر زیبا و جدیدی در پایان ماه رمضان و آغاز ماه شوال سروده شده است.
فالهایی زدهام خوب و حکیمان گفتند:کز قضای ازلی جزو مهین آمد فال
هوش مصنوعی: من بارها پیشگویی کردهام و کارشناسان گفتهاند که بر اساس سرنوشت ازلی، قسمت مهمی از زندگیام به این سرنوشت وابسته است.