تناجی
ازرقی هروی

شمارهٔ ۴۸

چون لعل کند سنان سر از خون جگروز تیغ کبود تو بجنبد گوهر
گر ز آب روان بود عدو را پیکردر آتش زخم تو شود خاکستر