شمارهٔ ۱۱
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساس درد و جدایی عاشق از محبوبش است. شاعر از بلای عشق و رنج ناشی از دوری میگوید، و اینکه چگونه غم فراق او را در عذاب قرار داده است. او به زیبایی محبوبش اشاره میکند و میگوید که از درد هجر جز وصال درمانی نمیشناسد. همچنین در قسمتهای دیگر شعر، به خوبیهای یک حاکم بزرگ و مهم اشاره شده، که بر اساس صداقت و بخششاش، سعادت و عزت را برای مردم میآورد. شاعر بر این نکته تأکید میکند که تنها محبت و فضل این حاکم قدرتمند است و هر چه غیر از آن بیفایده است.
ایا سرو قد ترک سیمین قفاندیدم به هجران تو جز جفا
هوش مصنوعی: آیا جز رنج و سختی در دوری تو چیزی دیدهام، ای سرو قد زیبا و خوشتراش؟
ببستی دلم را به بند دو زلفنخواهی نمودن مرا زان رها
هوش مصنوعی: دل من را با دو زلف خود محکم بستهای، اما تو هرگز نمیتوانی مرا از این وابستگی آزاد کنی.
چگونه گذارم بر این روزگارتو از من جدا و من از دل جدا
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم این روزگار را تحمل کنم در حالی که تو از من دوری و من نیز از دل خود دورم؟
رخ لعل تو کرده رویم زریرقد سرو توکرده پشتم دو تا
هوش مصنوعی: صورت زیبای تو مانند لعل است و به خاطر قد بلند تو، کمرم شکست و دو نیم شد.
چنان گریم اندر فراق تو منکه بر آس گردون کنم آسیا
هوش مصنوعی: چنان گریهای میکنم در دوری تو که حتی آسایش و آرامش دنیا را به هم میزنم.
بلای من از عشق تو خاسته استمنم روز و شب بر بلا مبتلا
هوش مصنوعی: عشق تو باعث شده که من در درد و رنج باشم و حالا من در طول روز و شب درگیر این مشکلات هستم.
بود رنج بیگنج بس بینَسَقبود هجر بیوصل بس بیبها
هوش مصنوعی: رنجی که بدون ثروت باشد، بیفایده است و دوری از محبوبی که به وصال نرسد، ارزشی ندارد.
چو بیماری از هجر پیدا شودنباشد بجز وصل آن را شفا
هوش مصنوعی: وقتی کسی به خاطر دوری معشوقش دچار درد و رنج میشود، تنها remedy برای بهبودی او، وصال و نزدیکی با همان معشوق است.
بود از بس محنت اندر فرحبود از پس شدّت اندر رَخا
هوش مصنوعی: به خاطر مشکلات و رنجهایی که طولانی شده بودند، بعد از آن خوشی و شادی به وجود آمد. از شدت درد و سختی، رهایی و خوشحالی حاصل شد.
هر آن درد کان نکبتی را ندیدندانم جز از جود خواجه دوا
هوش مصنوعی: هر دردی که نکبتی را احساس نکردم، جز از generosity و بخشش خواجه نمیدانم درمانی دارد.
جمال دول، ناصر دین و دادسپهر وفا شمس دین بوالوفا
هوش مصنوعی: زیبایی و شکوه دولت، یاریدهنده دین و عدالت، سپهر وفا، خورشید دین با وفا.
به آزادمردی دری برگشادکه بازار آزادگان شد روا
هوش مصنوعی: به خاطر آزادمنشی و شجاعت یک مرد توانست دروازهای را بگشاید که آنجا محل تجمع و فعالیت آزادگان شده است.
سعادت همی زو ستاند مددکفایت همی زو فزاید بها
هوش مصنوعی: خوشبختی از او به دست میآید و به اندازه کافی کمک و یاری از او افزایش مییابد.
بود زیر حکمش همیشه قدربود پیش امرش همیشه قضا
هوش مصنوعی: همواره در زیر سلطه او، ارزش و ارزشمندی وجود دارد و همیشه در برابر فرمان او، سرنوشت رقم میخورد.
نه در رسم او راه گیرد نفاقنه در راه او راه یابد ریا
هوش مصنوعی: نه در امور او دوگانگی وجود دارد و نه در مسیر او به تظاهر و ریا ختم میشود.
بود ملک را دولتش قهرمانبود جاه را خدمتش کیمیا
هوش مصنوعی: سلطنت دارای مالکیت است و قهرمانی به شمار میرود، در حالی که خدمت به مقام و موقعیت به مانند طلا ارزشمند است.
بود تنگ با نعمت او زمینبود پست با همت او سما
هوش مصنوعی: دنیا با نعمتهای الهی محدود و تنگ است، اما با اراده و همت انسانها میتوان به آسمانهای بلند دست یافت و خود را از محدودیتهای زمین برهانید.
مر ابرار را حضرتش مستقرمر اَحْرار را درگهش مُلْتَجا
هوش مصنوعی: حضرت حق، پناهگاه نیکان است و برای آزادگان مکان امنی فراهم کرده است.
تو گویی سرشت وی آمد کرمتوگویی حیات وی آمد حیا
هوش مصنوعی: گویا ذات او از لطافت و بخشندگی تو نشأت گرفته و وجود او نمودی از حیای توست.
تویی صاحب سود را مقتدیتویی نایب فضل را مقتدا
هوش مصنوعی: تو کسی هستی که در کار سود و منفعت، الگو و راهنما هستی؛ و در مورد فضائل و کارهای نیک نیز، تو سرمشق و پیشوای دیگران به شمار میآیی.
ز انعام تو منبسط شد زمیندر ایام تو مندرس شد فنا
هوش مصنوعی: زمین با لطف و رحمت تو گسترده و فراخ شده و در روزگار تو، نابودی و زوال به فراموشی سپرده شده است.
سخاوت تو داری پدر بر پدرمروت تو داری نیا بر نیا
هوش مصنوعی: تو سخاوتی داری که از پدران قدیمیتر و بزرگتر هم بیشتر است و مهربانیات به حدی است که از نسلهای پیشین هم فراتر میرود.
تویی مفضل ملت ایزدیتویی مُنعِم دولت پادشا
هوش مصنوعی: تو ای بهترین بخشنده و نعمتدهنده به ملت، تو همان کسی هستی که دولت و پادشاهی را به دست گرفتهای.
ز رحمت فرستی به سائل درمبه صد خیل بخشی به زائر عطا
هوش مصنوعی: از رحمت تو به درخواست کنندگان کمک میدهی و به زائران نیکو عطا میکنی.
بجز فضل تو هر چهگویم هدربجز مدح تو هر چه گویم هَبا
هوش مصنوعی: جز لطف و کرامت تو، هر چه بگویم بیفایده است و هر چه درباره تو بگویم، بیارزش خواهد بود.