شمارهٔ ۹۵
هوش مصنوعی: این متن به ستایش یک شخصیت بزرگ، که احتمالاً یک پادشاه یا حاکم است، پرداخته و ویژگیهای برجسته او را بیان میکند. شاعر از صلاح و مصلحت او در دنیا و دین سخن میگوید و او را به عنوان پناهی برای دین و اساس سلطنت میشناسد. او را با صفاتی مثل جلالت، سخاوت و انتخاب از ویژگیهای پسندیده معالی توصیف میکند.
شاعر به قدرت و اختیار این شخصیت اشاره کرده و میگوید که هر کسی در راه دولت گامی بردارد، مهر او راهنمای اوست. او همچنین به خلوص اعتقاد خود به این شخصیت اشاره کرده و از این که بارها از دیدار او محروم مانده، ابراز حسرت میکند. در نهایت، شاعر از آرزوی بقا و گسترش صلاح و کارهای نیک این شخصیت سخن میگوید و از فساد و نابودی در زندگی او دوری میجوید.
ای صلاح ملک و دین در عالم کون و فساددین یزدان را پناه و ملک سلطان را عماد
هوش مصنوعی: ای مظهر صلاح و بهبود در دنیا و دین، در برابر فساد دین یزدان پناهی وجود دارد و پادشاه نیز به تو تکیه میکند.
در جلالت نیست پیش بخت توکوه بلنددر سخاوت نیست دریا پیش جود تو جواد
هوش مصنوعی: تو به قدری باعظمت و بزرگ هستی که حتی کوههای بلند در برابر بخت و اقبال تو ناچیزند، و در سخاوت و generosity تو، دریاها هم کم میآورند.
از معالی هست کردارت همیشه منتخبوز معانی هست گفتارت همیشه مستفاد
هوش مصنوعی: رفتار تو همیشه برتر و برجسته است و سخنانت همواره پر از معنا و استفادهاند.
ایزد دارنده را و گنبد گردنده راهستی از تقدیر و از تاثیر مقصود و مراد
هوش مصنوعی: خداوند صاحب هر چیز و آسمان گرداننده، وجود و هستی را به خاطر سرنوشت و تأثیرات آن به وجود آورده است.
اختیارت کرد سلطان از ندیمان همچنانکصاحب عادل ز فرزندان و یزدان از عِباد
هوش مصنوعی: سلطان او را همچون نیازی که به بهترین دوستانش دارد، تحت حمایت قرار داده است، همانطور که خداوند نسبت به بندگانش از عدالت و رحمت برخوردار است.
هر که دارد در ره دولت نهاده یک قدممهر توست او را دلیل و شکر تو اِنعام و زاد
هوش مصنوعی: هر کسی که در مسیر دستیابی به سعادت گامی برداشته، عشق تو در دل او است و وجودش به تو وابسته است. او دلیل و شکرگزاریاش را به خاطر نعمتهای تو میشناسد.
هر مسلمان اعتقادی دارد اندر مهر توخاصه من خادم کجا دارم خلوص اعتقاد
هوش مصنوعی: هر مسلمان برای خود باوری در مورد عشق و مهر به تو دارد، اما من که خدمتگزار تو هستم، نمیدانم چطور میتوانم اعتقادی خالص داشته باشم.
حضرت تو هست کعبه خدمت تو هست حجمن رهی هستم چو مُحرِم مانده اندر اجتهاد
هوش مصنوعی: حضرت شما کعبه من است و مراسم حج من به شما اختصاص دارد. من مثل کسی هستم که لباس احرام بر تن دارد و در تلاش برای فهم و درک موضوعات مذهبی ماندهام.
گرچه از دیدار تو محروم ماندم یک دو بارمُحرِم محروم را بر همت توست اعتماد
هوش مصنوعی: حتی اگر چند بار از دیدن تو بازماندهام، اما اعتماد به همت تو مرا از احساس محرومیتی که دارم، بازمیدارد.
تاکه اندر جان و تن وصفکثیف است و لطیفتا که اندر روز و شب نَعت بیاض است و سواد
هوش مصنوعی: تا زمانی که در وجود انسان ویژگیهای ناپسند و زیبا وجود دارد، نیکی و بدی در زندگی روزمره همواره در حال وقوع است.
تیره بادا از بقای عمر تو چشم فنابسته بادا بر صلاح کار تو دست فساد
هوش مصنوعی: کیفیت زندگی تو به خاطر گذرای عمر، مانند بادی تیره و نامساعد است، و برای اصلاح امور تو، دست فساد به کار آمده است.