شمارهٔ ۱۲۲
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت یک معشوق پرداخته و احساسات عاشقانه شاعر را به تصویر میکشد. شاعر به زیبایی چهره و زلف معشوق اشاره میکند و میگوید هرگاه زلف او گشوده شود، جهان پر از نعمت و خوشبختی میشود. همچنین، تأثیر عشق او بر دل عاشقان و احساسات غم و شادی ناشی از وصال و هجران او به تصویر کشیده شده است.
در شعر، معشوق به خوبی توصیف میشود و شاعر از قدرت او بر دلها و تأثیرات عشقاش بر جهان صحبت میکند. اشاره به قدرت و سروری معشوق در مفهوم دولت و قدرت نیز به چشم میخورد، همچنین امید به زیبایی و نیکویی در زندگی را منتقل میکند. به طور کلی، این شعر یک اثر عاشقانه با تصاویری زیبا و کنایههای عمیق درباره عشق و زیبایی است.
ترک من چون زلف بگشاید جهان مشکین کندهرکه بویش بشنودگوید که آن مشک این کند
هوش مصنوعی: وقتی که موی محبوب بر افراشته شود، جهانی را پر از عطر مشکی میکند. هر کسی که بوی آن را استشمام کند، خواهد گفت که این عطر آرامشبخش اثر آن موی خوشبوست.
ور نسیم خط و رخسارش رسد بر آسمانسنبله پرسنبل و نثره پر از نسرین کند
هوش مصنوعی: اگر نسیم، خط و چهرهاش به آسمان برسد، سنبلههای پرسنبل و گلهای نسرین را پر میکند.
ورگذر یابد زمانی بر لبش باد صباهر نبات تلخ را باد صبا شیرینکند
هوش مصنوعی: اگر نسیم صبحگاهی زمانی به لب او برسد، هر گیاه تلخی را شیرین میکند.
چون ز جعد زلف بنماید نگارین روی خویشخانهها را چون نگارستان هندوچین کند
هوش مصنوعی: وقتی که زیبای دلربا با موهای فرش جلوهگر میشود، خانهها را به مانند نگارخانهای زیبا و دلانگیز تبدیل میکند.
گه به خم زلف پشت بیدلان پر خم کندگه به چین جعد روی عاشقان پرچین کند
هوش مصنوعی: گاهی موهای پر پیچ و تاب معشوق دلها را در هم میریزد و گاهی هم چین و شکنهای روی عاشقان را زیباتر میکند.
در لب او آب حیوان است و عشق او همیبا دل عشاق فعل آذر برزین کند
هوش مصنوعی: در لب او نوشیدنی است که جان را حیاتی دوباره میبخشد و عشق او با دل عاشقان مانند آتش زبانه میکشد و احساساتشان را به شدت تحریک میکند.
من چو از عشقش بنالم ناله چون خسرو کنماو چو از خوبی بنازد ناز چون شیرین کند
هوش مصنوعی: وقتی من از عشق او شکایت میکنم، صدایم همچون خسرو میلرزد. و زمانی که او از خوبیهایش فخر میفروشد، نازش به اندازه شیرین است.
گر وصال او همی چون کیمیا ناید به دستپس چرا هجران او رویم همی زرین کند
هوش مصنوعی: اگر ارتباط با او مانند طلا به دست نمیآید، پس چرا دوری و جدایی او همچون طلا در دل من ارزشمند است؟
خنجر و زوبین سلاح چشم او شد تا مراکشتهٔ خنجر کند یا خستهٔ زوبین کند
هوش مصنوعی: چشم او به مانند سلاحهایی همچون خنجر و نیزه عمل میکند، به گونهای که میتواند مرا به قتل برساند یا به شدت آزار دهد.
روستم با شاه ترکان از جفا هرگز نکردآنچه بر دلها همی پروردهٔ تکسینکند
هوش مصنوعی: من از ظلم و ستم شاه ترکان هرگز مانند آنچه بر دلها میگذرد و موجب آزار میشود، کاری نکردم.
صد هزاران صاعقه پیدا کند در هر دلیچون دو بیجاده به عمدا پردهٔ پروین کند
هوش مصنوعی: اگر در هر قلبی هزاران صاعقه پیدا شود، دو بیجاده به عمد پردهٔ پروین را کنار میزند.
گر به حورالعین نماند پس چرا وصاف اوچون جمال او ببیند وصف حورالعینکند
هوش مصنوعی: اگر زیبایی حورالعین وجود نداشته باشد، پس چرا شاعر محبوبش را با زیبایی حورالعین توصیف میکند؟
از بهشت آمد مگرتا از جمال روی خویشروز عید آرایش بزم نظامالدینکند
هوش مصنوعی: در روز عید، به نظر میرسد که زیبایی و شکوه چهرهی نظامالدین به قدری دلربا و جذاب است که انگار از بهشت آمده است و جشن و زیبایی بزم را به او هدیه میدهد.
آفتاب فتح ابوالفتح آنکه بر درگاه اودستگردون هر زمانی اسب دولت زینکند
هوش مصنوعی: آفتاب پیروزی ابوالفتح، کسی که هر لحظه بر درگاه او، آسمان به نشانهی قدرتش، در حال آمادهسازی اسب خوشبختی است.
هر غباری کز سم اسبش به گردون بر شوددولت آنرا توتیای چشم روشنبینکند
هوش مصنوعی: هر غباری که از سم اسب او در آسمان بلند شود، نشانهای است که دنیا به چشم بینای آگاه میآید.
آسمان حشمت دهد او را که او حشمت دهدمشتری تمکین دهد او راکه او تمکینکند
هوش مصنوعی: آسمان به او بزرگی و مقام میدهد، و او نیز به مشتری (سمت راست) اجازه میدهد تا در برابرش تسلیم شود.
چون قدم بر مجلس عالی نهد هر بامدادمجلس عالی به همت همچو عِلییّنکند
هوش مصنوعی: هر روز که انسان به جمع محترم و بزرگی قدم میگذارد، آن جمع نیز به برکت و تلاش او مانند آسمانها بلند و درخشان میشود.
عالمی پر زر شود چون وقت بخشش هان کندکشوری پرخون شود چون روزکوشش هینکند
هوش مصنوعی: وقتی که شگفتیهای دنیا به پول و ثروت گره بخورد، فقط در زمان بخشش این ثروت، آن عالم پر از طلا و زر میشود. اما کشورهایی که در تلاشاند و برای پیشرفت کوششی نمیکنند، دچار خونریزی و ناراحتی خواهند شد.
هیچ تاوان نیست برگفتار و برکردار اوکایزدش تعلیم و اقبالش همی تلقین کند
هوش مصنوعی: هیچ عذری وجود ندارد برای گفتهها و رفتار او، زیرا خداوند به او آموزش و توفیق میدهد که بداند و عمل کند.
مهر او چون تندرستی روح را شادان کندکین او چون تنگدستی طبع را غمگینکند
هوش مصنوعی: محبت او باعث شادی و سرزندگی روح انسان میشود، اما بغض و دشمنی او باعث اندوه و ناراحتی روح و شخصیت فرد میشود.
گرچه فردا وعده کردستند در عقبی بهشتاو همی امروز دنیا را بهشت آیین کند
هوش مصنوعی: هرچند که در آینده وعده بهشت دادهاند، اما امروز دنیا را به عنوان بهشتی برای خود بزم میآرایند.
گرکفایت را یکی معیار سازد روزگارازکف او کَفّه و از کلک او شاهین کند
هوش مصنوعی: اگر کسی را در روزگار بسنجند، از توان او به عنوان معیار استفاده میکنند و از هنر او مانند شاهین بهره میبرند.
ور ببندد نامه بر پای کبوتر دست اوهرکجا پَرَّد کبوتر صید چون شاهین کند
هوش مصنوعی: اگر نامهای را بر پای کبوتر ببندند، هر جا که کبوتر پرواز کند، آن نامه به دست او خواهد بود و مثل شاهین عمل خواهد کرد.
ای جوانبختیکه شاخ دولت و عمر توراکردگار از حفظ و از عصمت همی تزیینکند
هوش مصنوعی: ای جوان خوشبختی که خداوند عمر و موفقیت تو را به حفاظت و پاکی زینت میبخشد.
کرد یزدان بر تو در دنیا فراوان نیکوییباش تا آن نیکویی بینی که یَومالدّین کند
هوش مصنوعی: خداوند در دنیا بر تو نعمتها و خوبیهای فراوانی نازل کند تا در روز قیامت پاداش آن خوبیها را ببینی.
برزمین شایدکهگرید دشمن مسکین توکاسمانْ خندد همی بر هر چه آن مسکین کند
هوش مصنوعی: شاید بر روی زمین دشمن بیچارهات به گریه بیفتد، اما آسمان به هر کاری که آن بیچاره انجام دهد، میخندد.
صورت اقبال داری بر بساط مملکتکیست کاو با صورت اقبال قصد کین کند
هوش مصنوعی: چهره خوشبختی و موفقیت را بر سفره ملک و مملکت خود داری؛ چه کسی میتواند با چنین چهرهای بخواهد به دشمنی و کینهورزی بپردازد؟
کس نیارد باختن با بخت تو شطرنج ملککاو به یک بیدق همه شهمات را تعیینکند
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند در بازی سرنوشت تو باخت را تحمل کند، زیرا این ملک تنها با یک حرکت جزئی میتواند نتیجه تمام حرکات را مشخص کند.
بیدقیکز دست بخت تو رود برنَطع ملکلِعباسب و پیلو جولان رخو فرزینکند
هوش مصنوعی: اگر بخت تو بیدقی را به میدان زیبایی برساند، آن بیدق بر تخت پادشاهی، بازی چو اسب و فیل را به راه میاندازد و بر زیبایی و شجاعت میافزاید.
تا نه بس مدت بهتدبیر تو سلطان جهاندر صف کفار جنگ صاحب صفین کند
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو با تدبیر خود، سلطان دنیا را به جنگ با کافران در صف صفین نمیفرستی.
خطه فرماید بهنام خویش در انطاکیهوز در انطاکیه آهنگ قُسطَنطین کند
هوش مصنوعی: این خطه با نام خود صحبت میکند و از انطاکیه به سمت قسطنطینیه حرکت میکند.
باد را بر بتپرستان چون تَف دوزخکندخاک را بر خاکساران چون دم تنّین کند
هوش مصنوعی: باد بر پرستندگان بت، مانند آتش جهنم عمل میکند، و خاک بر انسانهای خاکی و humble، همچون نفس تنین (مار) تأثیر میگذارد.
سقف قسطنطین ز بتخانهکشد سوی عراقبارگاه مملکت را تخت او برزین کند
هوش مصنوعی: سقف قسطنطین از معبد بتها به سوی عراق میخزد و کاخ سلطنتی را برای او در آنجا میسازد.
در دل میمند و ماچین آتش افروزد به تیغروز ابر میمند از سجیل تاا سجین کند
هوش مصنوعی: در دل میمند و ماچین، آتش بر افروخته میشود و با تیغ روز، سرزمین میمند را از سجیل تا سجین دچار تغییر و تحولات میکند.
خیمهها را میخ فرماید ز رُمحِ رومیانزینها را از صلیب کافران خرزین کند
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر کشیده میشود که چگونه خیمهها به فرمان رومیان برپا میشوند و زینها به نوعی از صلیب کافران تبدیل میشوند. به عبارتی دیگر، برپایی و تزیینات نظامی تحت تأثیر فرهنگ و اعتقادات مختلف شکل میگیرد و یک نوع تضاد فرهنگی را نشان میدهد.
منز فتح و نصرت او آنقدرگویم همیاو به عالی رای تو أرجو که صد چندین کند
هوش مصنوعی: من از پیروزی و موفقیت او آنقدر صحبت میکنم که به رأی و نظر بلند تو امیدوارم که او صد برابر بیشتر از آنچه که انتظار دارم، انجام میدهد.
ای خداوندی که چون احسنتگویی بنده راشعر او را مشتری بر آسمان تحسینکند
هوش مصنوعی: ای خدایی که وقتی بندگانت کار خوبی انجام میدهند، شعرشان مورد تحسین و ستایش در آسمان قرار میگیرد.
عَقد سازد لفظ با معنی همی هر ساعتیتا عروسان سخن را جود او کابین کند
هوش مصنوعی: هر لحظه کلمات با معانی پیوند میخورند تا همچون عروسها سخن را با لطف و زیبایی خود مزین کنند.
بندهٔ مخلص معزی را همی باید همیکاستان درگهت را هر شبی بالین کند
هوش مصنوعی: بندهی وفادار معزی باید هر شب در آستانهات به سر برد و به تو احترام بگذارد.
او همی خواهد که آرد جان شیرین را بهکفتا چو گوید مدح تو جان اندرو تضمین کند
هوش مصنوعی: او میخواهد که جان شیرینش را به دست بیاورد، تا زمانی که از تو ستایش کند، جانش را به عنوان ضمانت سپرده باشد.
تاکه ایام بهاران ابر فروردین همیبرکشد لؤلؤ ز دریا در کنار طین کند
هوش مصنوعی: بهاری که در آن ابرهای فروردین برمیخیزند، دریا را مانند لؤلؤی درخشان از خود بر کنار خاک میکشد.
باد در بخشش مبارک دست راد تو چِنانْکْدر بهاران خدمت او ابر فروردین کند
هوش مصنوعی: باد در بخشش و generosity تو مانند ابرهای بهاری است که با لطافت و نعمتها در خدمت زمین هستند.
طایر میمون شب و روز آفرینگوی تو بادکاختر وارون همی بر دشمنت نفرین کند
هوش مصنوعی: پرندهای خوشحال و شاداب همراه با صبح و شب، به تماشای توست و دعا میکند. اما در عوض، دشمن تو همچنان در عذاب و نفرین است.
باد در عمرت دعاهای خلایق مُسْتجابکان دعاها را همی روحُالاْمین آمینکند
هوش مصنوعی: باد در زندگیات دعاهای مردم به حقیقت میپیوندد، چرا که آن دعاها را روحالامین تأیید میکند.