شمارهٔ ۱۲۵
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف حال خود به هنگام عید و عشق میپردازد. او از سوز و گداز ناشی از دوری معشوق سخن میگوید و خواستار عشق و شراب است تا دردِ هجران را تسکین دهد. شاعر به میخانه میرود و از خویش و دلش میگوید که در سجود و رکوع خمیده شده است. در این حال، او نعمتهای معبود را شکر میکند و به ستایش امیر خود میپردازد. او به بزرگی و احترامی که به امیر دارد اشاره میکند و از حوادث زمانه و اقدامات حسودان علیه او سخن میگوید. در نهایت شاعر امیدوار است که همواره در آرامش و خوشی باشد و از درگاه معشوق خود طلب خیر و برکت میکند.
ز بهر عید نگارا همی چه سوزی عودچرا شراب نپیمایی و نسازی عود
هوش مصنوعی: به خاطر عید، ای محبوب، چرا اینقدر میسوزی و عذاب میکشی؟ چرا شراب نمینوشی و عود نمیسوزانی تا شادی و نشاط بیافرینی؟
بساز عود و بده یک شراب وصل مراکه من بسوختم از هجر تو چو زآتش دود
هوش مصنوعی: برایم عود بساز و یک پیمانه شراب وصل بده، چون من از فراق تو همانند دودی که از آتش برمیخیزد، سوختهام.
چرا به من ندهی بادهٔ چو آب حیاتکه نیست باده چو آب حیات ناموجود
هوش مصنوعی: چرا به من ندهی نوشیدنیای که مانند آب زندگیبخش است؟ چون چنین نوشیدنیای، همچون آب زندگی، در واقع وجود ندارد.
قدح به چنگم و آواز چنگ در گوشمبه از نگین سلیمان و نغمهٔ داود
هوش مصنوعی: جام در دست من است و صدای چنگ در گوشم مینوازد، که این برای من ارزشمندتر از نگین سلیمان و نغمهٔ داود است.
بیار چنگ که پشت من از رکوع و سجودخمیده گشته چو چنگت ز بس قیام و قعود
هوش مصنوعی: بیا چنگ را بیاور، زیرا پشت من به خاطر رکوع و سجود زیاد، مثل چنگی خمیده شده است، همانطور که چنگ تو از بس که بلند و پایین میآید، خمیده است.
پیاله را سزد اکنون همی قعود و قیامقِنینه را سزد اکنون همی رکوع و سجود
هوش مصنوعی: زمانی که در حال عبادت و ذکر هستیم، باید با فروتنی و احترام کامل در حالت نشسته و ایستاده قرار بگیریم. همچنین، در موقعیتهای مختلف باید به نشانه خضوع و بندگی، به رکوع و سجود بپردازیم و این کار شایسته است.
سزد که حال دل خویش بر تو عرضه کنمکه رفت موسم اعراض و روزگار صدود
هوش مصنوعی: بهتر است حال و احوال دل خود را برای تو بازگو کنم، چرا که زمان بیتوجهی و غفلت به پایان رسیده است و روزگار به دورهای جدید رسیده است.
چون من به نعمت معبود شاد و خشنودمسزا بود که کنم شکر نعمت معبود
هوش مصنوعی: از آنجا که من از نعمتهای خداوند خوشحال و راضی هستم، شایسته است که قدردان این نعمتها باشم و شکرگزاری کنم.
چه نعمت است فزون زین که من زحضرت شاهبهکام خویش رسیدم به مقصد و مقصود
هوش مصنوعی: این پیروزی و خوشبختی بزرگی است که من به خواستهها و آرزوهایم در درگاه شاه رسیدم و به آنچه میخواستم، دست یافتم.
چه مقصدست و چه مقصود بیش ازینکه مراهمی ز بُرج شرف تابد آفتاب سعود
هوش مصنوعی: مقصود و هدفی بیشتر از این نیست که خورشید خوشبختی از برج مرتبت من روشنایی بتاباند.
به فرّ طلعت مسعود تاج دین هُدینصیر ملک ملک مجد دولت مسعود
هوش مصنوعی: با زیبایی چهره مسعود و با تاج دین هدایت، یاریکنندهای برای پادشاهی و موجب بزرگی و مقام دولت مسعود.
سپهر احسان خورشید گوهر حَسّانرئیس و صدر خراسان منیع بن مسعود
هوش مصنوعی: در آسمان خوبیها، خورشید ویژگیهای برجستهای داریم که رئیس و صدر خراسان، منیع بن مسعود است.
یگانه بار خدایی که جاودانه بماندبه جاه و حشمت او نام والد و مولود
هوش مصنوعی: تنها خداوندی که همیشه باقی میماند، به دلیل عظمت و قدرتش، نام پدر و فرزند را به یاد میآورد.
بزرگی و شرف او را سزد که تازه به دوستبزرگواری آباء و احتشام جدود
هوش مصنوعی: شایسته است که بزرگی و مقام او به خاطر این باشد که به دوستی فردی بزرگوار و بلندمرتبه وابسته است.
نه ممکن استکه هرگز به جهد و چاره ی خلقمکارم پدر و جدّ او شود محدود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که هیچ راهی وجود ندارد که ویژگیها و فضایل نیکو به خاطر تلاش و تدبیر انسانها به گونهای محدود شود که به پدر و جد او نسبت داده نشود. به عبارت دیگر، فضایل و ویژگیهای خوب در انسانها به ارث برده میشوند و نمیتوانند فقط به کوششهای فردی مربوط شوند.
به جهد قطعهٔ باران کجا شود معلومبه چاره برگ درختان کجا شود معدود
هوش مصنوعی: با تلاش و تلاش برای باران، به سختی میتوان فهمید که چه زمانی میتواند به درختان کمک کند و برگی بر آنها بیفزاید.
عقیدت و دل صافی همیشه عُدّت اوستاگرچه عُدّت شاهان خزانه است و جُنود
هوش مصنوعی: ایمان و دل پاک انسان همیشه قوت اوست، هرچند که قدرت و ثروت پادشاهان در خزانهها و سپاههایشان نهفته است.
صفای خاطر اوگاه معرفت بِِبَرَدکدورت از دل نصرانی و مَجُوس و یهود
هوش مصنوعی: زمانی که دل انسان به معرفت و دانایی دست یابد، به خوبی میتواند کدورتها و تیرگیها را از دل افرادی چون نصرانی، مجوس و یهود دور کند و صفا و آرامش به آنها ببخشد.
همه نُحوست چرخ از وجود شد به عدمکجا سعادت او آمد از عدم بوجود
هوش مصنوعی: حضور همه چیز در چرخ دنیا باعث ناپسندیها و بدبختیها میشود، اما سعادت و خوشبختی از عدم و نبود به وجود میآید.
هزار سیف بود در سنان او گه جنگهزار مَعن بود در بنان او گه جود
هوش مصنوعی: او در میدان جنگ، همچون هزار شمشیر قوی و نیرومند است و در کنار آن، در مواقعی که بخواهد بخشندگی کند، نشان از هزار معنی و مفهوم دارد.
ایا ز سر تو سوی فلک رسیده بیامو یا به شکر تو پیش ملک رسیده وفود
هوش مصنوعی: آیا از وجود تو به آسمانها رسیدهام یا به خاطر تو به درگاه ملک و مقام رسیدهام؟
تو آن ستوده امیری که روز حشر روندبه زیر رایت بخت تو شاهد و مشهود
هوش مصنوعی: تو آن امیر بزرگ و ستودهای که در روز قیامت، افراد زیر پرچم تو خواهند آمد و اعمال و کارهایشان در برابر تو نمایش داده خواهد شد.
کنند بر سر تو درّ شاهوار نثاراز آن درخت کجا طَلْح او بود مَنْضود
هوش مصنوعی: برایت مانند گوهری گرانبها از درختی که میوهاش بسیار مغتنم و ارزشمند است، نذری میآورند.
اگر نکوهش خصم تو و ستایش توطلب کنیم ز گفتار کردگار وَدوُد
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم در مورد سرزنش دشمن و ستایش تو از سخن خداوند بیاموزیم، باید به این نکته توجه کنیم که هر کسی ممکن است در زندگی با مشکلات و چالشهایی روبهرو شود، اما در نهایت باید به خداوند و محبت او تکیه کنیم.
بود ستایش تو شاه شاکر النعمهٔبود نکوهش خصمت لِرّبِه لَکَنود
هوش مصنوعی: ستایش تو همچون پادشاهی است که شکرگزار نعمتهایش است، ولی وقتی از دشمن تو سخن به میان میآید، آن دشمن به خاطر نادانی و ناشکریاش مورد سرزنش قرار میگیرد.
اگرنتیجهٔ فکرست مدح تونه عجبعسل نتیجهٔ نَخْل است و قزّ نتیجهٔ دود
هوش مصنوعی: اگر ستایش و تمجید از تو حاصل فکر و اندیشه است، جای تعجب نیست. همانطور که عسل نتیجهٔ درخت نخل است و پشم قزّ نتیجهٔ دود میباشد.
ز قحط فتنه بود روزگار درویشانچنانکه از حسد توست روزگار حسود
هوش مصنوعی: در دورانی که درویشان دچار سختی و مشکلات هستند، به دلیل حسادت تو، روزگار برای حسودان نیز به همین اندازه نامناسب و دچار کمبود است.
حسدکنند حسودان تو را به اصل و به نفسبدین دو چیز بود مرد محتشم محسود
هوش مصنوعی: حسودان به تو حسد میورزند به خاطر اصل و ذاتات، چرا که این دو ویژگی باعث شده است که تو مورد توجه و ستایش قرار بگیری.
به رزم جسم عدو بر سنان نیزهٔ توچنانکه مرغ بود کشته گشته بر سفوّد
هوش مصنوعی: در میدان نبرد، دشمن بهسان پرندهای است که بر تیرک نیزهات افتاده و از پای در آمده است.
اگر به کین تو صدگونه کیمیا سازدبه روز کین تو چون کیمیا شود مفقود
هوش مصنوعی: اگر کسی به خاطر انتقام تو تلاش کند و بارها شگردهای مختلفی به کار گیرد، در روز انتقام، آن شگردها و ترفندها به طوری ناپدید میشوند که هیچ اثری از آنها نخواهد ماند.
وگر به ساحری از سامری سَبَق ببردز مِطْرَد تو شود همچو سامری مطرود
هوش مصنوعی: اگر کسی با سحر و جادو به نتیجهای برسد، عاقبت همانند سامری که از رحمت خدا دور شده، از دست تو هم دور خواهد شد.
فری سمند تو کاندر نبرد گردش اوستچو گاه سیل ز کهسار گردش جُلمود
هوش مصنوعی: اگر فریاد اسب تو در میدان نبرد بپیچد، همانند زمانی است که سیل از کوههای سر به فلک کشیده جاری میشود و همه چیز را در مسیر خود میشوید.
نه در رگش ضربان کم شود به ضرب سیوفنه با دلش خفقان ضَم شود ز ضیق بتود
هوش مصنوعی: در شجاعت و جنگیدن او هیچ تردیدی وجود ندارد؛ نه این که با فشار شمشیرها از تپش قلبش کاسته شود و نه اینکه با سختیها و مشکلات، دلش دچار اضطراب شود.
کند چو سونش پیکان بهزیر تو زکمانعِظامِ کالبدِ دشمنان به زیر جلود
هوش مصنوعی: وقتی که تیر فلزیش را به سوی تو پرتاب میکند، اجزای بدن دشمنان زیر پاهای تو قرار میگیرد.
اگر کنند سروگردن و شکم پنهانبه خُود و جوشن و خُفتان مخالفان حقود
هوش مصنوعی: اگر کسی در برابر دشمنان حق، خود را پنهان کند و از پوشش و زره استفاده کند، این کار او را از موقعیتهای خطرناک حفظ میکند.
دریده و زده و کوفته کنی همه راشکم به نیزه و گردن به تیغ و سر به عمود
هوش مصنوعی: در این بیت به تشریح وضعیت جنگ و نبرد پرداخته میشود که در آن دشمنان به شدت تحت فشار و تعرض قرار میگیرند. به تصویر کشیده شده که به شکل وحشیانهای با تیغ و نیزه به دشمن حمله میشود و هدف از آن، تسلط بر دشمن و از بین بردن اوست. درواقع، این تصویر نمادی از شدت و خشونت نبرد است که نشاندهنده عزم و اراده قوی برای پیروزی است.
بزرگوارا دانی که پیش ازین بودستبه مدح و خدمت تو عهد من طراز عهود
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، آیا میدانی که پیش از این برای ستایش و خدمت به تو، پیمانی بستهام که شایسته پیمانهاست؟
چو عهد تازه شد اکنون توقع است مراهمان قبول که بودست پیش ازین معهود
هوش مصنوعی: حال که عهد و پیمان تازه گشته، از تو انتظار دارم همان تأییدی را که پیش از این همیشه وجود داشت.
به حضرت تو کنم عرضه محضر دل خویشکه نیست موضع انکار و نیست جای جحود
هوش مصنوعی: من دل خود را به حضور تو میآورم، چون در پیشگاهت جایی برای انکار و کتمان وجود ندارد.
گوا سنین و شهورست و پایدارترستخط شهور و سنین از خط عدول و شهود
هوش مصنوعی: سنین و ماهها نشانههای پایداری هستند و این نشانهها از نشانههای تغییر و گواهی بیشتر ثابت و استوارند.
به مجلس پدرت عسجدی ز بهر طمعمدیح برد به ایام جغری و مودود
هوش مصنوعی: به مجلس پدرت، که مانند طلا و ارزشمند است، به خاطر تمایل به ستایش و تعریف، شعری ببر در روزگار جغری و مودود.
به مجلس تو من آوردهام ز بهر شرفعزیز عقدی بگزیده از میان عقود
هوش مصنوعی: به خاطر ارزش و شرافت تو، من در مجلس تو قراردادی را که از میان همه قراردادها بهترین بود، انتخاب کردهام.
مرا بهشت جمالت به از بهشت بقاستمرا شراب وصالت به از شراب خلود
هوش مصنوعی: زیبایی و جمال تو برای من از بهشت جاودان بهتر است و همچنین پیوند و وصال تو برای من از شراب ابدی لذتبخشتر است.
که این بهشت کنون حاضرست و آن غایبکه این شرابکنون حاصل است و آن موعود
هوش مصنوعی: بهشت اکنون در دسترس است و به نوعی حاضر و در دسترس ماست، در حالی که آن بهشت promised و وعده داده شده هنوز در دوردستها قرار دارد. همچنین، شرابی که اکنون مینوشیم و تجربه میکنیم حاضر و قابل دسترس است، در حالی که شراب وعده داده شده هنوز به ما نیامده است.
همیشه تا زنبی مقریان همی خوانندحدیث صالح و هود و حدیث عاد و ثمود
هوش مصنوعی: همیشه تا زمانی که زنگها به صدا در میآیند، داستانهای صالح، هود و قصههای قوم عاد و ثمود در حال روایت است.
عدوت باد چو عاد و ثمود جفت بلاولیت جفت سلامت به سان صالح و هود
هوش مصنوعی: تو مانند قوم عاد و ثمود که به بلا گرفتار شدند، دشمنی داری، اما من به تو سلامتی و نیکبختی را هدیه میکنم مانند صالح و هود که برای قومشان آرامش و نیکی آوردند.
نماز و روزهٔ تو باد یکبهٔک مقبولنماز و روزهٔ خصمانت سربهسر مردود
هوش مصنوعی: نماز و روزهٔ تو مورد قبول باشد، در حالی که نماز و روزهٔ دشمنانت به طور کلی رد شده است.
بقات دائم وکارت بهکام و بخت بلندتنت درست و دلت شاد و عاقبت محمود
هوش مصنوعی: بهنظر میرسد که آرزوی سلامتی، خوشبختی و موفقیت را برای کسی بیان میکند. این جمله نمایانگر امید به تداوم خوب و خوشی در زندگی، شادی دل و سرانجام نیکویی برای فرد است.