شمارهٔ ۱۲۹
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و زیبایی است و شاعر احساسات عاشقانهاش را با تصاویری زیبا و غنایی بیان میکند. او از دلای که عاشق است و چشمی که مانند صدف لؤلؤ زیباست، صحبت میکند. شاعر به زیبایی معشوق و سلاح زلف او اشاره میکند و میگوید که این زیبایی او را از خواب و آرامش دور کرده است. عشق او به معشوق او را به تب و تاب و شیدایی میکشاند، و معشوق را همچون دنیایی از گل و خوشبو توصیف میکند. همچنین، او به قدرتهای الهی و افتخاراتی که معشوق با خود به همراه دارد، اشاره میکند و در نهایت تأکید میکند که بیپرستیدن و بیتوجهی به عشق او، دشوار و ناممکن است. شاعر به نوعی زیبایی عشق و قدرت آن را ستایش و توصیف میکند و در عین حال به اهمیت وفاداری و ارادت در عشق اشاره دارد.
تا دلم عاشق آن لعل شکربار بوددیدهٔ من صدف لؤلؤ شهوار بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که دلم عاشق آن گوهر شیرین بود، چشمم مانند صدفی پر از مروارید های زیبا و پر جلوه بود.
صدف لؤلؤ شهوار بود دیدهٔ آنکدل او عاشق آن لعل شکر بار بود
هوش مصنوعی: آنکه دلش به عشق آن لعل شکرین میتپد، چشمانش همچون صدفی پر از مروارید است.
نَخَلد ناوک آن نرگس خونخوار دلمتا سلیح دلم آن زلف زرهدار بود
هوش مصنوعی: چشمان زیبا و شکارچی آن نرگس دل من همچون تیر بر دل آهنی من فرود میآید، تا زمانی که آن زلف مانند زرهام، محافظ من باشد.
اگر آن زلف زرهدار سلاحش نبودخستهٔ ناوک آن نرگس خونخوار بود
هوش مصنوعی: اگر آن زلف زیبا و جذاب این شخص نبود، او به راحتی از تیرهای آرزوی نرگس زیبارو آسیب میدید و خسته میشد.
بینی آن بت که ز پیراستن طُرهٔ اوخانه خوشبویتر از کلبهٔ عطار بود
هوش مصنوعی: ببین آن美دی که وقتی موهایش را آراسته است، خانهاش خوشبوتر از کلبهی یک عطار شده است.
عاشقان را دل از آن طُرّه نگه باید داشتکانچنان طرّه که او دارد طَرّار بود
هوش مصنوعی: عاشقان باید به موهای زیبا و دلربای خود توجه کنند، زیرا آن موها در حقیقت خود، زیبایی و جاذبه زیادی دارند.
خوابم از دیده و آرام ز دل باشد دورتا که آن دلبر عیار مرا یار بود
هوش مصنوعی: من خوابم نمیبرد و دل آرام ندارد، تا زمانی که آن معشوق دلربای من در کنارم باشد.
خواب و آرام کجا باشد در دیده و دلهر که را یار چنین دلبر عیار بود
هوش مصنوعی: کسی که محبوبی با این زیبایی و ویژگیها داشته باشد، نمیتواند به خواب و آرامش دست پیدا کند.
دارد آن ماه دلآزاری و دلبندی خویدیده ای ماه که دلبند و دلآزار بود!
هوش مصنوعی: آن ماه زیبا و دلربا، هم دلبستگی دارد و هم دلآزاری؛ همه با چشم زیبای خود، دلبر و در عین حال آزاردهنده است.
سرو را ماند و بارش همه مشک و سمن استدیدهای سرو که مشک و سمنش بار بود!
هوش مصنوعی: سرو همیشه با خود عطر خوش و زیبایی دارد، آیا تا به حال سرو زیبایی را دیدهاید که مملو از عطر و گلهای خوشبو باشد؟
عاشقم شاید اگر شیفته و زار شومعاشق آن به که چو من شیفته و زار بود
هوش مصنوعی: من عاشق هستم، و شاید در این عشق به جایی برسم که همچون من، شیفته و دلتنگ بشوم. عاشق کسی هستم که مانند من، در پی عشق و دلتنگی باشد.
ای نگاریده نگاری که ز تو مجلس منگه چو کشمیر بود گاه چو فَرخار بود
هوش مصنوعی: ای دلربا و زیبا، گاهی مجلس من به مانند کشمیر، دارای زیبایی و دلپذیری است و گاهی مانند فرخار، عاشقانه و شگفتانگیز.
گر گنهکار نشد زلف تو بر عارض توچون پسندی که همه ساله نگونسار بود
هوش مصنوعی: اگر زلف تو بر چهرهات گناهکار نشود، پس چگونه میتوانی بپسندی که هر ساله افسرده بوده است؟
ور گنه کرد چرا یافت به خُلد اندر جایخُلدِ آراسته کی جای گنهکار بود
هوش مصنوعی: اگر کسی خطایی کرده و به بهشت رسیده، چگونه ممکن است که جایی برای او در این مکان زیبا باشد؟ اینجا جایی برای گناهکار نیست.
در هر آن خانه که از هم بگشایی لب و زلفشکر و مشک در آن خانه به خروار بود
هوش مصنوعی: هر زمان که از سر عشق و محبت، لب و زلف خود را به نمایش بگذاری، در آن خانه عطر و طعمی خوش از شکر و مشک پخش خواهد شد.
به سر تو که توانگر بود از مشک و شَکَرهرکه را با سر زلف و لب تو کار بود
هوش مصنوعی: هرکسی که با زیباییها و جذابیتهای تو ارتباط دارد، حتی اگر ثروتمند و خوشسلیقه باشد، از عطر و شیرینی وجود تو بینصیب نمیماند.
من خریدار توام گرچه بهای چو توییدرج گوهر بود و بَدرهٔ دینار بود
هوش مصنوعی: من به تو علاقهمندم، هرچند ارزش تو بسیار بالا و غیرقابل اندازهگیری است و قیمتت بالاتر از هر سکه و پولی است.
از بهای تو خریدار تو عاجز نبودتا خریدار تو را شاه خریدار بود
هوش مصنوعی: خریدار تو نتوانست به قیمت تو دست یابد، زیرا خریدار تو کسی بود که خود، نایب سلطنت و دارای مقام بلند بود.
رکن دنیا که بهر کار که او عزم کندحافظ و ناصر او ایزد جبار بود
هوش مصنوعی: بنیاد و اساس دنیا به هر کاری که اراده کند، حافظ و پشتیبان او، خداوند توانمند است.
بوالمظفر که در اندیشهٔ او روز ظفرنصرت ملت پیغمبر مختار بود
هوش مصنوعی: بوالمظفر به فکر و خیال خود مشغول است و روز پیروزی و موفقیت مردم را که به پیغمبر مختار نسبت داده میشود، در نظر دارد.
بر کیارق که به هنگام دلیری و نبرددل او همچو دل حیدر کرّار بود
هوش مصنوعی: در زمانی که شجاعت و جنگآوری در کار بود، دل او به اندازه دل علی، که از دلاوریهایش معروف است، شجاع و نیرومند بود.
پادشاهی که اگر دولت او جسم بودشکل آن جسم مه از گنبد دوّار بود
هوش مصنوعی: پادشاهی که اگر حکومتش به شکل جسمی درآید، آن جسم همچون خورشید از آسمان خواهد درخشید.
مرکبی را که گران گشت رکیب از قدمشنعل او را شرف کوکب سیار بود
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اسبی که به خاطر قدمهایش ارزشمند شده است، نعلهایش به خاطر ویژگی خاصش به مانند ستارهای در آسمان میدرخشند. به عبارتی دیگر، ویژگیهای برجسته یک چیز، باعث میشود تا به آن اعتبار و امتیاز خاصی داده شود.
هر کجا جمع شوند از امرا قافلهایحاجب درگه او قافله سالار بود
هوش مصنوعی: هر جا که جمعی از بزرگان و قدرتمندان حضور داشته باشند، مانند یک کاروان به سوی یک درگاه، آن فردی که در راس آنها قرار دارد، رهبر و سرپرست آن کاروان است.
کارهایی به فراست بشناسد دل اوکه هنوز آن همه در پردهٔ اسرار بود
هوش مصنوعی: دل او کارهایی را به خوبی تشخیص میدهد و درک میکند که هنوز بسیاری از آنها در پردهٔ رازها پنهان است.
حشمت افزون بود از بار خدایان جهانبندهای را که سوی حضرت او بار بود
هوش مصنوعی: افراد با شخصیت و محترم در دنیا، به اندازهای که به خدا نزدیک هستند و بار مسئولیت خود را بر دوش او میگذارند، ارزش بیشتری پیدا میکنند.
آلت شاهی اگر با کمر و تیغ و نگینتاج و تخت و علم و لشکر جَرّار بود
هوش مصنوعی: اگر ابزار سلطنت فقط با شکوه و قدرت باشد، مانند کمر، شمشیر، گوهر تاج، تخت، پرچم و ارتش بزرگ.
این همه روزی او کرد و چنین خواست خدایکه سزاوار به نزدیک سزاوار بود
هوش مصنوعی: این همه روزها او تلاش کرد و خداوند هم چنین اراده کرد که به کسی که لایق است نزدیک شود.
ناصر دین خدای است و به توفیق خدایچون سوی غَزو شود قاهر کفار بود
هوش مصنوعی: ناصر دین، یاریدهنده دین و مذهب است و با کمک خداوند، زمانی که به سمت غز و مناطق اطراف برود، بر دشمنان پیروز خواهد شد.
تا نه بس دیر ببندد کمر خدمت اوهر که در روم میان بسته بهزنار بود
هوش مصنوعی: هر کس که در روم در حال خدمت به اوست و در دامان وظیفهاش گرفتار شده، باید منتظر بماند تا زمانی طولانی بگذرد و کمربند وفاداریاش را محکم کند.
گر ندیدی اجل اندر سر منقار عقابتیر او بین چو گه کینه و بیکار بود
هوش مصنوعی: اگر ندیدی که مرگ چگونه بر سر منقار عقاب نشسته، تیر او را ببین که در زمان کینه و بیکاری چطور به هدف میزند.
تیر او هست عقابی که چو پروازگرفتاجل دشمنش اندر سر منقار بود
هوش مصنوعی: تیر او همچون عقابی است که وقتی پرواز میکند، مرگ دشمنش در نوک چنگال او قرار دارد.
ای شه روی زمین تا که زمین نقطه بودگرد آن نقطه ز فرمان تو پرگار بود
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که در این دنیا زیبا هستی، زمانی که زمین به شکل نقطهای کوچک بود، دور آن نقطه به فرمان تو دایرهوار میچرخید.
تا بود ملک چو آراسته باغی بهبهاراندر آن باغ گل عمر تو بیخار بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که ملک وجود دارد و مانند باغی زیبا در بهار است، عمر تو در آن باغ مانند گلی است که بیخار است.
فرِّهی بود الهی پدر و جدّ توراشاه باید که بر او فرّه دادار بود
هوش مصنوعی: پدر و جد تو ویژگیهای الهی دارند و باید شاهی بر آنها تسلط داشته باشد که از جانب خداوند بخشیده شده باشد.
چون تو بر تخت نشینی و نهی بر سر تاجفرّه جدّ و پدر بر تو پدیدار بود
هوش مصنوعی: وقتی تو بر تخت نشسته و تاج را بر سر میگذاری، جلوهی بزرگی و عظمت جد و پدرت برای تو نمایان میشود.
آنچه رفته است در ایام تو گر شرح کنندشرح آن بیش از اندیشه وگفتار بود
هوش مصنوعی: اگر بخواهیم گذشتهی تو را بازگو کنیم، توضیح آن فراتر از آن است که بتوان با فکر و صحبت بیان کرد.
نهد اخبار تورا فضل بر اخبار ملوکآن که داننده و خوانندهٔ اخبار بود
هوش مصنوعی: کسی که به معانی و اخبار آگاهی دارد، میتواند به تو اطلاعاتی ارزشمند دربارهٔ پادشاهان بدهد.
گرچه در عالمی ای شاه بهی از عالمگرچه در نار بود نور به از نار بود
هوش مصنوعی: اگرچه در جهانی ای پادشاه، از دیگر دنیاها برتری داری، اما حتی اگر در آتش باشی، نور تو از خود آتش هم بهتر است.
اندر ایوان تو از بس که زمین بوسه دهندبر بساط تو نشان لب و رخسار بود
هوش مصنوعی: در ایوان تو به قدری مردم بر زمین میافتند و بوسه میزنند که بر روی فرش تو نشانههای لب و چهره آنها باقی مانده است.
سَر احرار ز پای تو همی نشکیبدهرکجا پای تو باشد سر احرار بود
هوش مصنوعی: هر جا که تو قدم بگذاری، آزادیخواهان به احترام تو سر به زیر خواهند نهاد.
هر که را سایهٔ عدل تو نباشد بر سرآفتاب املش بر سر دیوار بود
هوش مصنوعی: هر کسی که زیر سایهی عدالت تو نباشد، به نوعی خود را در آفتاب آرزوهایش تنها و بیپناه احساس میکند.
وان که بر سر نهد افسر نه به دستوری توسر آن خیره سر اندر خور افسار بود
هوش مصنوعی: بیتی که ارائه دادهاید به این معناست که کسی که خود را برتر از دیگران میداند و تاج بر سر مینهد، باید بداند که به دستور دیگران رفتار نمیکند. او در واقع کاملاً تحت کنترل و تسلط میباشد و نمیتواند به سادگی از محدودیتها فرار کند. این بیانگر تناقضی است که در ظاهر خودباوری و در واقعیت کنترل و تسلط پذیری وجود دارد.
آن کسی را بود اقرار به پیروزی توکه به یزدان و به پیغمبرش اقرار بود
هوش مصنوعی: کسی که به پیروزی تو اعتراف دارد، در واقع به خدا و پیامبرش نیز ایمان دارد.
وانکس از عهد و وفای تو کند بیزاریکه ز یزدان و زپیغمبر بیزار بود
هوش مصنوعی: اگر کسی از عهد و وفای تو دلبرداشته شود، به حقیقت از خداوند و پیامبر او هم به دور است.
مدح بر نام تو سرمایهٔ مدّاح بودشعر در مدح تو پیرایهٔ اشعار بود
هوش مصنوعی: شعرهایی که در ستایش تو سروده میشوند، همانند سرمایهای برای شاعر هستند و به خودی خود زینتبخش اشعار به حساب میآیند.
بیپرستیدن تو حال رهی بود چنانکه صفتکردن آن مشکل و دشوار بود
هوش مصنوعی: بیپرستیدن تو حال من مانند حال کسی است که توصیف کردنش دشوار و پیچیده باشد.
خواست دستوری ده روز ز صد علت صعبصد و ده روز ندانست که بیمار بود
هوش مصنوعی: کسی به مدت ده روز از مشکلات و مسائل مختلف درخواست کمک کرد، اما به مدت صد و ده روز نتوانست درک کند که خودش در حال بیمار بودن است.
عذرهای دگرش هست و نگوید زین بیشناپذیرفته بود عذر چو بسیار بود
هوش مصنوعی: او به دلایل دیگری عذرخواهی کرده است و دیگر نمیخواهد بیشتر از این توضیح بدهد، زیرا وقتی عذر و دلیل زیاد باشد، پذیرفته نمیشود.
پار اگر پیش تو در شاعری اعجاز نمودسر آن دارد کامسال به از پار بود
هوش مصنوعی: اگر شعر به لطافت و زیبایی در حضورت بگوید، نشان از این دارد که حرف و سخن از شعر، به مراتب بهتر و دلنشینتر از خود شعر است.
تاکه هشیار بود در همه کاری دل مردچون نصیحتگر او دولت بیدار بود
هوش مصنوعی: تا زمانی که انسان در همه کارها باهوش و آگاه باشد، دل او مانند یک مشاور عمل میکند و در این حالت، زندگیاش پر از نعمت و خوشی خواهد بود.
مر تورا دولت بیدار نصیحتگر بادتا تو را در همه کاری دل هشیار بود
هوش مصنوعی: امیدوارم که تو همیشه در خواب نباشی و با درایت و آگاهی عمل کنی تا در هر کاری دل و ذهن تو هوشیار و آماده باشد.
باد در دایرهٔ حکم تو دیّار و دیارتا ز مردم به دیار اندر دیّار بود
هوش مصنوعی: باد در دایرهٔ قدرت تو در آنجا و اینجا است و تا زمانی که انسانها در جهان حضور دارند، این وضعیت ادامه خواهد داشت.
شب و روز تو چنان باد که در مجلس تورامش حرّه و بوبکری و بَشّار بود
هوش مصنوعی: شب و روز تو مانند بادی است که در محفل تو نوازندگان مشهور و پرکار وجود دارند.