شمارهٔ ۱۵۱
هوش مصنوعی: این اشعار درباره عظمت و قدرت سلطان ملکشاه، که به پیروزی و موفقیت در شکار بازگشته، سخن میگوید. شاعر او را به عنوان پادشاهی نمونه و بینظیر توصیف میکند که در دوران خود به موفقیتهای بزرگی دست یافته است. در ادامه، به قدرت تیر و توانایی او در شکار اشاره شده و به این نکته پرداخته میشود که بخت و مقدر به نفع اوست. شاعر همچنین با اشاره به گذشته، موفقیتهای ملکشاه را با دوران بهرام، پادشاه قدرتمند پیشین مقایسه میکند و در نهایت از او به عنوان پادشاهی حقیقی یاد میکند که در سایهاش خوشبختی و سعادت برقرار است.
باز آمد از شکار به پیروزی و ظفرسلطان کامکار ملکشاه دادگر
هوش مصنوعی: سلطان پیروزمند و موفق ملکشاه دادگر پس از موفقیت در شکار، به خانه بازگشته است.
صاحبقران عالم و دارندهٔ زمینآموزگار دولت و فرماندهٔ بشر
هوش مصنوعی: ای کسی که جهان را در دست داری و آموزگار قدرت و رهبری انسانها هستی.
هرگز چنو نبود و نباشد شهنشهیگوهرفشان به همت و آلب ارسلان گهر
هوش مصنوعی: هرگز در تاریخ کسی چون آلب ارسلان، شاهزادهای با ویژگیهای درخشان و تلاشهای بزرگ، وجود نداشته و نخواهد داشت.
ای شاه چون نشاط کنی جستن شکاراز پیش تیغ تو نبود شیر را گذر
هوش مصنوعی: ای پادشاه، وقتی که شوق و شادابی تو زیاد میشود، شیر از ترس شمشیر تو دیگر جرات نمیکند که به کناره بیاید.
تیر تو را پذیره شوند آهوان دشتنخجیر خویش را نکشد در بن کمر
هوش مصنوعی: تیر تو را در دشت، آهوان به راحتی خواهند پذیرفت و در حین فرار، نخواهند توانست خویش را در تنگنای کمر خود پنهان کنند.
باشد شمر بهصورت تیغ تو زان قبلآهو همی نشاط کند بر لب شمر
هوش مصنوعی: شاید شمر مانند تیغی بر چهره تو باشد، اما همچنان آهو (نماد زیبایی و لطافت) از قبل هم از شادابی تو لبخند به لب دارد.
چون باز تو گشاده کند پر و بال خویشخورشید را نهیب بود باد را حذر
هوش مصنوعی: وقتی پر و بال خود را به آرامی باز کنی، مانند خورشیدی خواهی بود که به باد هشدار میدهد و او را از خود دور میکند.
فردا به زیر سایهٔ طوبی بود چَراهر صید را که باز تو گیرد به زیر پر
هوش مصنوعی: فردا در دل سایهٔ درختان بهشتی خواهد بود، چرا که هر کسی که تو به دام میآوری، زیر سایهٔ محافظت تو قرار میگیرد.
شاها موافقتند قضا و قدر توراهم نایب قضائی و هم نایب قدر
هوش مصنوعی: ای شاه، پیشرفت و تحقق آرزوهایت به لطف قضا و قدر است؛ هم نیابت قضایی و هم نیابت سرنوشت به تو کمک میکند.
رفتی سوی شکار به شادی و خرمیباز آمدی به دولت و پیروزی و ظفر
هوش مصنوعی: تو برای شکار به طبعی خوش و خوشحال رفتی، و حالا با موفقیت و پیروزی به خانه برمیگردی.
هر کس که او شکار تو بیند همی عیاناز خسروان رفته نپرسد همی خبر
هوش مصنوعی: هر کسی که تو را به عنوان طعمه خودش ببیند، دیگر از پادشاهان نمیپرسد و خبری نمیگیرد.
در روزگار دولت شاهان بتپرستصد گور بود کشتهٔ بهرام خیره سر
هوش مصنوعی: در زمانی که حکمرانی شاهان بتپرست برقرار بود، بیش از صد نفر به دست بهرام خیره سر کشته شدند.
در روزگار تو سه هزارست سمگورمیلی که برکشیدی اندر رباط و در
هوش مصنوعی: در زمانی که تو زندگی میکردی، سه هزار سم گور وجود دارد که تو آنها را در محل زندگیات به کار گرفتی یا بالا کشیدی.
بهرام اگر به عصر تو باز آید ای ملکحلقه کند به گوش و نهد پیش تو سپر
هوش مصنوعی: اگر بهرام در زمان تو بازگردد، ای پادشاه، به نشانه احترام گوشوارهای به گوش خود خواهد کرد و سپر خود را به پیش تو خواهد گذاشت.
این است بادشاهی و ملک حقیقتیدیگر همه فسانه و بیهوده و سمر
هوش مصنوعی: این مطلب بیان میکند که تنها فرمانروایی و جهان واقعی وجود دارد و همه چیزهای دیگر تنها داستانها و بیهودهگوییهایی هستند.
دولت تو را ندیم و اتابک تو را وزیرآن مر تو را برادر و این مر تو را پدر
هوش مصنوعی: خوشبختی و موفقیت تو را همراهی میکند و مقام تو در جامعه بالا است. آن شخص برای تو همانند برادر است و این شخص دیگر در جایگاه پدری برای تو قرار دارد.
در پیس تو بدر جو اتابک نکوترستوز نسل و گوهر تو چو داود به پسر
هوش مصنوعی: در پیش تو، فرمانروای بزرگتری به نام اتابک قرار دارد و نسل و ویژگیهای تو همچون داود در فرزندش بسیار ارزشمند و برجسته است.
گویی هنر به نامهٔ ز نام تو حاصل استبینام و نامهٔ تو نباشد یکی هنر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که هنر و استعداد به نام و شهرت تو وابسته است و بدون نام تو، هیچگونه هنری وجود ندارد.
خواهد که جان خویش فرو شد به زر و سیمهر خسروی که نام تو خواند ز سیم و زر
هوش مصنوعی: هر پادشاهی که نام تو را بیاورد، آرزو دارد که جانش به طلا و نقره تبدیل شود.
چون پیش آفرین تو خدمتکند قلمسعدین سوی بنده معزی کند نظر
هوش مصنوعی: وقتی که قلم سعدی در برابر خالق تو به خدمت میآید، به سمت بنده معزی توجه میکند.
شاعر معزّی آمد و راوی شکر لبانآرد یکی جواهر و آرد یکی شکر
هوش مصنوعی: یک شاعر با دلانگیزی وارد میشود و داستانی از شیرینی لبها را نقل میکند، که در آن به زیبایی و ارزشمندی دستافزودهای اشاره میشود؛ همانند جواهر و شکر که هر دو ارزشمند و دلپذیرند.
تا بر سپهر شمس و قمر را بود شعاعتا در نبی بود جمع الشمس و القمر
هوش مصنوعی: تا زمانی که نور خورشید و ماه در آسمان وجود دارد، وجود نبی نیز به مانند جمع شدن این دو نور در یک جاست.
نام تو باد شاهی و تیغ تو باد فتحبخت تو باد شادی و تاج تو باد فر
هوش مصنوعی: نام تو مانند پادشاهی است و شمشیر تو نشانه پیروزی است. خوشبختی و شادی به تو تعلق دارد و تاجت نشانهی بزرگی و افتخار است.
دولت به هر مقام تو را باد همنشینو ایزد به هر شمار تو را باد راهبر
هوش مصنوعی: امیدوارم در هر جایگاهی که قرار میگیری، همراهان نیکو و خوشسیرت در کنارت باشد و خداوند راهنمایی مناسب برای تو مقرر کند.