شمارهٔ ۱۵۵
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف زیباییهای بهار و تحولی که در طبیعت و زندگی انسانها حاصل میشود، میپردازد. او از جوانی و شادابی دوباره باغها و گلها صحبت میکند و به حالتی از خوشحالی و امیدواری اشاره دارد که همچون روزهای بهاری به وقوع میپیوندد. شاعر قدرت طبیعت را به تصویر میکشد و میگوید که غمی نیست و همه چیز به سمت زیبایی میرود. همچنین، او به ستودن شخصیتی میپردازد که در نظام و دولت نیکوکار و با فضیلت است و بر مقام و عظمت او تأکید میکند. او به مفهوم عذرخواهی و نیت نیک نیز اشاره کرده و از ایزد طلب بخشش میکند. در نهایت، شاعر با امیدواری به آینده، زیباییهای زندگی را جشن میگیرد.
جهان خواهد شد از خوبی چنان تا هفته دیگرکهگویی جنهالفردوس را بگشاد رضوان در
هوش مصنوعی: دنیا به قدری خوب و زیبا خواهد شد که گویا در بهشت را رضوان باز کرده است و این تغییر به زودی و تا هفته دیگر قابل مشاهده خواهد بود.
جوانی از پس پیری کنون خواهد شدن ممکنکه باغ پیر تا ده روز خواهد شد جوان از سر
هوش مصنوعی: جوانی میتواند بعد از پیری دوباره به وجود بیاید، زیرا باغ کهنسال میتواند در مدت کوتاهی دوباره جوان و سرسبز شود.
ز کاشانه به راغ آیند و بنمایند خوبان رخز بیغوله بهباغآیند و بگشایند مرغان پر
هوش مصنوعی: خوبان از خانهها به بیرون میآیند و صورتهای زیبای خود را نشان میدهند. پرندگان از لانههای خود به باغ میآیند و بالهای خود را باز میکنند.
سرشک ابر دیبا باف بافد بر زمین دیبانسیم باد عنبر سوز سوزد در هوا عنبر
هوش مصنوعی: ابرهای نازک و لطیف مانند دیبا بر زمین میبارند و نسیم خوشبو و معطر مانند عنبر در هوا میوزد.
بگرید ابر هر ساعت بهسان دیدهٔ عاشقبخندد هر زمانی باغ همچون چهرهٔ دلبر
هوش مصنوعی: هر لحظه ابرها مانند چشمان یک عاشق میبارند و در هر زمانی باغ مثل چهره محبوب زیبا و شاداب است.
چنان کزکوههٔ پیلان بغُرّد کوس در هیجاز ابر تیره هر ساعت خروشی برکشد تندر
هوش مصنوعی: مثل اینکه از کوههای بزرگ صدای طبل به گوش میرسد و در دل ابرهای تیره هر لحظه رعد و برقی به وجود میآید.
نماید خویشتن قوس قزح چون چنبری رنگینکه باشد در زمین پنهان یکی نیمه از آن چنبر
هوش مصنوعی: شخصیت او مانند قوس قزح است، همانطور که یک حلقه رنگین است که در زمین پنهان شده و تنها نیمی از آن قابل رویت است.
چو پوشیده ز پیراهنکه هر یک را بود پیدابهتن جامه یکی اخضر یکی احمر یکی اصفر
هوش مصنوعی: هر کس که لباس پوشیده، رنگ و طرحهای متفاوتی دارد. برخی لباس سبز، برخی قرمز و برخی زرد به تن دارند.
به دست باغبانان از بنفشه دستهها باشدچو چینی قُرطهای کان قُرطه دارد رنگ نیلوفر
هوش مصنوعی: باغبانان دستههایی از بنفشهها میچینند که مانند دستهای از گلهای نیلوفر رنگین هستند.
چنانکز بازوی نازک به دندان گوشت برگیریشود چون نیل و از دندان بدو ماند اثر اندر
هوش مصنوعی: چنان که اگر کسی با بازوی نازک و ظریف خود تکهای گوشت را به دندان بگیرد، اثر دندان بر آن باقی میماند و رنگ آن هم مانند نیل میشود.
ز بهر دیدن گلزار عبهر دیده بگشایدسرشک ابر نوروزی چکد در دیدهٔ عبهر
هوش مصنوعی: برای دیدن باغ و گلها، چشمانم را باز میکنم و اشکی چون باران بهاری از چشمانم میریزد.
چو از مینا یکی ساعد ز سیم پاکش انگشتانبهکف بر ساغر زرین و مروارید در ساغر
هوش مصنوعی: وقتی که از جامی زیبا و از نقره ساخته شده، دست صاف و لطیف او انگشتانش را بر روی جام زرین و مرواریددار قرار میدهد.
کنون هر ساعتی در باغ قومی عاشقان بینیزَبَرجدشان به زیر پای و مرواریدشان از بر
هوش مصنوعی: اکنون هر لحظه در باغی از عاشقان، جواهراتی زیبا زیر پایشان و مرواریدهایی در دستانشان میبینی.
یکی با ناله و زاری ز هجر ماه سنگین دلیکی با نعره و شادی ز وصلِ سروِ سیمینبر
هوش مصنوعی: یکی با غم و اندوه از جدایی معشوقی سنگیندل، دیگری با شادی و هیاهو از ملاقات و وصال محبوبی زیبا و ظریف.
به کوه از لاله کبکان را شود شنگرفگون بالینبه دشت از سبزهگوران را شود زنگارگون بستر
هوش مصنوعی: کوه به رنگ قرمز لالههای کبود در میآید و دشت از سبزهها به رنگ زنگاری درمیآید.
هوا هر شبگلاب آرد زند بر روی آذرگونصبا هر شب عبیر آرد زند در زلف مشکین پر
هوش مصنوعی: هوا هر شب عطر گلاب را بر چهره سرخ صبح میپاشد و همچنین هر شب عطر خوش را در زلفهای سیاه و پرپشت میگذارد.
بیفزاید بهار نو بهگوناگون نگار نونظام مجلس بزم و نظام دین پیغمبر
هوش مصنوعی: بهار جدید با زیباییهای مختلفی همراه است و میتواند به نظم و ترتیب مجالس شادمانی و اصول دین پیامبر کمک کند.
قوام شرع فخرالملک فرزند قوامالدینمظفر کز ظفر دارد مزاج و صورت و جوهر
هوش مصنوعی: فخرالملک، فرزند قوامالدین مظفر، بنیادگذار دین و شریعت است. او با پیروزیهایش، هم حالتی خوب دارد و هم ویژگیهای درخشان و اصیل.
خداوندی کز او اسلاف را فخرست تا آدمهنرمندی کز او اعقاب را جاه است تا محشر
هوش مصنوعی: خداوندی که نیاکان به او افتخار میکنند، همانند آدمی که نیکوکار است و نسلهای آینده نیز به او مباهات خواهند کرد تا روز قیامت.
هزاران صورت جان است در اوصاف او مدغمهزاران عالم پیرست در اخلاق او مضمر
هوش مصنوعی: در وجود او هزاران حقیقت و روح نهفته است. در ویژگیهای او، هزاران جهان و کهکشان به طور عمیق وجود دارند که در رفتار و اخلاق او نمایان است.
بسوزد آذر اندر آب اگر خشمش کند نیرووگر عفوشکند نیرو ببندد آب در آذر
هوش مصنوعی: اگر آتش در آب ناراحت شود، میسوزد و اگر در خاموشی بماند، آب میتواند آتش را خاموش کند.
فلک دریا نه بس باشد کجا رایش بود کشتیزمینکشتی نه بس باشد کجا حلمش بود لنگر
هوش مصنوعی: آسمان و دریا نمیتوانند به تنهایی کافی باشند، هرگاه که اراده کند. همچنین، زمین هم نمیتواند به تنهایی کافی باشد، چون هرگاه که صبر و شکیباییاش در کار باشد، دیگر نیازی به لنگر نخواهد بود.
ایا راضی ز تو در خُلد جان خواجهٔ ماضینژاد او سر ملک است و آن سر را تویی افسر
هوش مصنوعی: آیا تو از حال و هوای کسی که در بهشت راضی است، باخبر هستی؟ او از نسل بزرگان گذشته است و بر ریاست و فرمانروایی اش، تو تاج و افتخاری.
اگر گوهر بود پیرایهٔ هر شخص در گیتیتو آن شخصی که هست اخلاق تو پیرایهٔ گوهر
هوش مصنوعی: اگر هر شخص در دنیا داراییاش، مانند جواهر باشد، تو با اخلاق و رفتار خود، نشاندهندهی ارزش واقعی آن جواهر هستی.
خداوندِ بزرگانی و مخدومِ خداوندانچه اندر دولت سلطان چه در ملک ملک سنجر
هوش مصنوعی: خداوندی که بزرگانی را به خود اختصاص داده و مورد احترام قدرتمندان است، نه تنها در زمان سلطنت سلطان بلکه در سرزمین پادشاه سنجر نیز حاضر و ناظر است.
چهل سال است تا صدر بزرگی و جلالت رافزودست از مبارک شخص تو جاه و جلال و فر
هوش مصنوعی: چهل سال است که بزرگی و جایگاه تو به خاطر شخصیت مبارکت بیشتر شده و به مقام و عظمت افزوده است.
ستودندت خردمندان به لطف صورت و سیرتگزیدندت خداوندان به حسن مخبر و منظر
هوش مصنوعی: خردمندان به خاطر زیبایی چهره و اخلاق تو تو را ستایش کردند و بزرگان به خاطر جذابیت سخن و چشمانداز تو انتخابت کردند.
امیری کردی و بودی بدان کار اندرون زیباوزیری کردی و بودی بدان شغل اندرون درخور
هوش مصنوعی: تو در مقام امیری زیبایی و در شغل وزیری نیز شایستگی لازم را داری.
به روز بزم در مجلس نبودت هیچکس همتابه روز رزم درموکب نبودت هیچکس همبر
هوش مصنوعی: در روزی که در مجلس دور هم جمع شده بودیم، هیچ کس مانند تو نبود. و در روزی که در میدان جنگ حضور داشتی، باز هم هیچ کس شبیه تو نبود.
گه از مشرق سوی مغرب نوشتی طُغری و نامهگه از مغرب سوی مشرق کشیدی رایت و لشکر
هوش مصنوعی: گاهی از سمت شرق تا غرب، طغری و نامهای نوشتی و گاهی هم از سمت غرب تا شرق، پرچم و لشکر خود را به اهتزاز درآوردی.
گه از بیم غلامانت تبه شد خانه بر خاقانکه از سهم سوارانت سیه شد قصر بر قیصر
هوش مصنوعی: گاهی به خاطر ترس از بردگان تو، خانهی پادشاه بر اثر نافرمانی آنها ویران میشود، همانطور که به خاطر سهم سواران تو، قصر قیصر دچار تاریکی و نابودی میگردد.
جوان و پیر بوسیدند توقیعت به هر بقعهبزرگ و خرد پوشیدند تشریفت بههر کشور
هوش مصنوعی: جوانان و سالمندان در هر مکان بزرگ و کوچک، به خاطر مقام و اعتبار تو، تو را مورد احترام قرار دادند و در هر کشوری به تو ارادت ورزیدند.
ثناگفتند عدلت را امامان بر سر کرسیدعا کردند عمرت را خطیبان از سر منبر
هوش مصنوعی: ستایش و مدح شما را امامان در جایگاه دعا بیان کردند و خطیبان از بالای منبر برای عمر شما دعا کردند.
ز تاریخ آن نپندارم که باشد در جهان کس رافزون زین قوت و قدرت فزون زین حشمت و مفخر
هوش مصنوعی: من فکر نمیکنم که در تاریخ کسی را ببینم که از این قدرت و عظمت، بیشتر یا برتر باشد.
کنون کاشفته شد گیتی گزیدی عزلت و عطلتکه عُطْلَت به ز قال و قیل و عزلت به ز شور و شر
هوش مصنوعی: اکنون دنیا به خوبی آشکار شده است و تو به دوری از جمع و تنهایی روی آوردهای، چرا که آرامش در عدم سخنگویی و در دوری از حواشی زندگی بهتر از گفتوگوهای بینتیجه و شلوغیهاست.
سلامت به بههر حالی چو غَدّاری کند گردونفراغت به ز هر کاری چو مکاری کند اختر
هوش مصنوعی: سلامتی در هر حالتی به خوبی ادامه مییابد، همانطور که بلایای دنیا به دور از ما میگردند. آسودگی از هرگونه دغدغه و کاری به بهترین شکل ممکن برای ما ایجاد میشود، همانطور که ستارهها به نحو احسن در آسمان درخشیدن خود را ادامه میدهند.
فلک بازیگری طرفه است و بازیها بگرداندکه داند کرد بازیها که خواهد کرد بازیگر
هوش مصنوعی: آسمان همانند یک بازیگر ماهر است که نقش ها و بازی ها را به خوبی به نمایش میگذارد. او میداند چه زمانی چه نقشی را باید ایفا کند و چه تغییراتی باید در زندگی ایجاد کند، زیرا خودش آگاه است از بازیهایی که باید انجام دهد.
جهان مانند بیماری است کز بحران برون آیدعلاجش کن به اندیشه مگر لختی شود بهتر
هوش مصنوعی: جهان همچون بیماری است که از بحران رهایی مییابد. باید با تفکر و تدبیر به درمان آن پرداخت تا شاید کمی بهبود یابد.
دوگیتی آفرید ایزد یکی دنیا یکی عقبیبه رحمت وعده کرد آنجا به زحمت وعده کرد ایدر
هوش مصنوعی: خداوند دنیا و آخرت را خلق کرد؛ برای دنیای ما وعدهی رحمت داده و برای آخرت وعدهی سختی و زحمت.
ز بهر زحمت دنیا به طاعت تن همی رنجانز بهر لذت عقبی به عشرت جان همی پرور
هوش مصنوعی: آداب و مشقتهای زندگی دنیوی به خاطر اطاعت و انجام وظایف، به ما فشار میآورد، و ما برای رسیدن به لذتی که در جهان پس از مرگ وجود دارد، روح خود را پرورش میدهیم.
گهی در باغها بخرام و خوبان را تماشاکنگهی در راغها بنشین و با آزادگان می خور
هوش مصنوعی: گاهی در باغها بگرد و به تماشای زیباییها بپرداز و گاهی در دشتها بنشین و با آزادگان وقت بگذران و لذت ببر.
یکی کاخ همایون را برآوردی به پیروزیهمه جشن همایون کن بدین کاخ همایون در
هوش مصنوعی: یک نفر توانسته است کاخ باشکوهی را بسازد و با این موفقیت، همه جشنهای مربوط به بزرگداشت این کاخ را برپا کند.
ندیدم در همهگیتی ازین فرخندهترکاخیکه هم عیوق را تخت است و هم خورشید را منظر
هوش مصنوعی: در هیچکجای دنیا، من کاخی را خوشیمنتر از این ندیدم که هم تخت عیوق (شیرینپندار) را در خود دارد و هم برای خورشید، چشمانداز زیبایی فراهم کرده است.
مغرّق بینم اندر زر سراسر سقف و دیوارشز بهر تو مگر یزدان جهانی آفرید از زر
هوش مصنوعی: میبینم که این خانه با طلا پوشیده شده و تمام سقف و دیوارهایش برای تو زینت داده شده است. آیا خداوند جهانی را از طلا نیافریده است؟
همی پیدا ز اشکالش جمال قصر نوشروانهمیگیرند ز امثالش مثال سد اسکندر
هوش مصنوعی: اشکال قصر نوشروان نشاندهنده زیبایی آن است و مثال سد اسکندر نیز میتواند به قدرت و استحکام آن اشاره کند. این دو مقایسه به ما میگوید که زیبایی و قدرت در آثار و بناهای بزرگ به وضوح دیده میشود.
ز بس تمثال رنگارنگ و بس تصویرگوناگونازمین ارتنگ مانی شد، سرایت خانهٔ آزر
هوش مصنوعی: به خاطر وجود انواع مختلف و زیبا از تصاویر و نمادها، خانهٔ آزر تبدیل به مکانی پر از رنگ و زیبایی شده است.
کشیدستند بر سقفش توگویی جامهٔ دیبافکندستند در صحنش تو گویی تختهٔ مرمر
هوش مصنوعی: گویی بر روی سقفش پارچهای لطیف و زیبا را انداختهاند و در حیاطش هم گویی تختهای از سنگ مرمر قرار دادهاند.
بهاری را همی ماند ریاحینش همه صورتبهشتی را همی ماند درختانش همه پیکر
هوش مصنوعی: بهار به قدری زیبا و دلپذیر است که گلهای آن همه ظاهری بهشتی دارند، و درختانش هم به شکل موجودات زیبا و خوشمنظره به نظر میرسند.
بهشت است این علی التحقیق و حوران اند پیکرهاتو رضوانی و جام می به دست از چشمهٔ کوثر
هوش مصنوعی: این مکان بهشتی است و افرادی زیبا و دلربا در آن حضور دارند. تو مانند رضوان، نگهبان بهشت، هستی و در دستت جامی است از چشمهای نیکو.
خداوندا، اگر کردم بسی تقصیر در خدمتبگویم عذر آن تقصیر اگر داری مرا باور
هوش مصنوعی: خدایا، اگر در خدمت به تو اشتباهات زیادی کردهام، خواهش میکنم بگو تا عذرخواهی کنم، اگر تو مرا قبول داری.
نکو عهد و نکو محضر مرا بسیار خواندستیبه تقصیری که کردستم مخوان بدعهد و بدمحضر
هوش مصنوعی: تو بارها از من خواستی که به خوبی رفتار کنم و به یاد داشته باشی که به خاطر خطاهایم مرا بدعهد و بدقامت خطاب نکنی.
معاذالله که بدعهدی کند دیرینه مداحیکه دارد چون تو ممدوحی سخندان و سخنگستر
هوش مصنوعی: خدا نخواست که شخصی که به مدت طولانی از تو مدح میکند، به تو خیانت کند؛ زیرا تو کسی هستی که سخنور و مورد ستایش هستی.
به تقصیر اندرون هر چند دارم زلت بیحدزبان بگشای و دل خوش کن که دارم خدمتی بیمر
هوش مصنوعی: به خاطر اشتباهات و نواقص درونم، هر چقدر هم که خطا و لغزش داشته باشم، زبان را باز کن و دل را شاد کن، چون من خدمتی دارم که بسیار ارزشمند است.
شفیع من معینالملک و شعر است اندرین مجلسنپندارم که با این دو، شفیعی بایدم دیگر
هوش مصنوعی: در این مجلس، من شفیع خود را نشاندهام که معینالملک است و شعر. فکر نمیکنم که نیاز به شفیع دیگری داشته باشم.
همیشه تاکه از دریا برآید لؤلؤ لالاهمیشه تا که از گردون بتابد کوکب و اختر
هوش مصنوعی: مروارید همیشه از دریا به دست میآید و ستارهها نیز باید همواره از آسمان بدرخشند.
چو دریا باد بر لولو ز مدحت خامه و خاطرچو گردون باد پر کوکب ز نامت نامه و دفتر
هوش مصنوعی: وقتی دریا به حرکت درمیآید، مانند لؤلؤ که دریاست، از ستودن تو قلم و ذهنم به وجد میآید، و روزگار نیز مثل آسمان از نام تو، نامه و دفاتری میسازد.
خرد جان تو را مونس طرب بزم تو را عاشقفلک بخت تو را بنده ملک تخت تو را چاکر
هوش مصنوعی: عقل و خرد تو را در خوشیها همدم میسازد، عشق و محبت در آسمان تو را مشعوف میکند، بخت تو را تحت حمایت قرار میدهد و مقام و جایگاهت را محترم میشمارد، همچنین افراد زیر دستت به تو خدمت میکنند.
رسیده هر زمان سعدی زگردون سوی ایوانتوز ایوانت سوی گردون شده آواز خنیاگر
هوش مصنوعی: هر زمان که سعدی از آسمان به سوی خانهات میآید و از خانهات به آسمان میرود، صدای سازگارندهای شنیده میشود.
همه عمر تو در نیکی همه روز تو در شادیدلیلت دولت عالی مُعینت ایزد داور
هوش مصنوعی: تمام عمر تو در نیکی و هر روزت در شادی بگذرد و دلیل این خوشبختیات، لطف و یاری خداوند داور باشد.