شمارهٔ ۱۶۹
هوش مصنوعی: این متن به توصیف چهره و شخصیت فردی خاص اشاره دارد که به زیبایی و لطافت گلها تشبیه شده است. او از همه چیز ممتازتر و گرامیتر است و همیشه در او نشانههای شادابی و طراوت دیده میشود. شاعر بهایراد صفاتی چون علم، عدل و سخاوت به این فرد میپردازد و او را به عنوان یک رهبر بزرگ و نیکوکار معرفی میکند. همچنین ویژگیهای مثبت او مانند قدرت و حشمتی که بر دشمنانش دارد، و مهربانی و دوستی که در بین دوستانش ایجاد میکند، نیز مورد تأکید قرار گرفته است. در نهایت، شاعر زندگی و حکمت او را فراتر از همتایانش در تاریخ میداند و برکات و توانمندیهای او را ستایش میکند.
هرکس که دید چهرهٔ آن ترک سیمبراز گُلسِتان باغ نخواهد گلی ببر
هوش مصنوعی: هر کسی که چهرهٔ زیبای آن دختر ترک را ببیند، دیگر از باغ گل هیچگونه گلی نخواهد چید.
زیراکه هست چهرهٔ او چونگلی بدیعاندر لطافت از همه گلها بدیعتر
هوش مصنوعی: زیرا چهرهاش به زیبایی گل است و در لطافت، از همه گلها زیباتر و منحصر به فردتر میباشد.
چون گل شود شکفته روزی بپژمردوینگل علیالدوام بود آبدار و تر
هوش مصنوعی: هرچند که گل روزی میشکفد و پژمرده میشود، اما گل علیالدوام همیشه تازه و آبدار است.
گل را کنند با شکر آمیخته به قندوین گل ز طبع خویشتن آرد همی شکر
هوش مصنوعی: گل را با شکر و قند ترکیب میکنند و این گل به طور طبیعی از خود شیرینی و خوشمزگی را به ارمغان میآورد.
گل را کنند خوار و برو برنهند پایوین گل بود همیشه گرامی چو چشم سر
هوش مصنوعی: گل را بیارزش میکنند و بر روی آن پا میگذارند، اما این گل همیشه برای چشم دل ارزشمند و گرانبهاست.
گل را ز نور شمس و قمر تازگی بودوین گل به نور هست به از شمس و از قمر
هوش مصنوعی: این گل به تازگی و زیبایی خود مدیون نور خورشید و ماه است، اما نور وجودی که به این گل حیات و درخشش میدهد، فراتر از نور خورشید و ماه است.
هرگز گلی نبود و نباشد بدین صفتپیوند او ز عنبر و دیبای شوشتر
هوش مصنوعی: هیچ گلی مانند او وجود ندارد و نخواهد داشت، چرا که زیبایی و ویژگیهای او همچون عطر خوش عنبر و نرمی پارچههای دیبا از شوشتر است.
از سیم خام بیخش و از عود خام شاخاز آفتاب برگش و از ماهتاب بر
هوش مصنوعی: از سیم خام، بینهایت مایه و از چوب عود، خوشبویی میگیرد. همچنین از آفتاب، برگ و از ماهتاب، نور میگیرد.
بر طرف او همه شبه و لعل در میاندر زیر او همه سَمَن و مشک بر زبر
هوش مصنوعی: در اطراف او همه زیباییها و جواهرات وجود دارد و در زیر او همه عطرها و خوشبوکنندهها به چشم میخورد.
برچین او ز سنبل مشکین دلفریبگلزار او ز مجلسِ دستور دادگر
هوش مصنوعی: لطفاً زیبایی و جذابیت دختران را از گلهای خوشبو و خوشرنگ ببر و به مجلس داور بیاور.
عادل نظام ملک زمین سرور زمینعالم قوام دین هدی سید بشر
هوش مصنوعی: این بیت به ستایش یک فرد یا مقام اشاره دارد که به عنوان حاکم عادل و نگهبان نظام زمین و دین شناخته میشود. او سرور مردم و راهنمای بشریت است و به قوام دین کمک میکند. در واقع، این شخص به عنوان رهبری نمونه تلقی میشود که وظیفهاش حمایت از عدالت و هدایت مردم است.
شایسته بوالمحاسن کاحسان او شدستدر روضهٔ معالی عالی یکی شجر
هوش مصنوعی: زیباییها و خوبیهای او در باغ والایی به اوج رسیده و همچون درختی بلند و برتر در میان گلها و نعمتها به چشم میآید.
هرگز چنان شجر نَبُوَد نیز در جهانکان را ز شکر و مدح بود سایه و ثمر
هوش مصنوعی: هیچ درختی در دنیا وجود ندارد که هم سایهاش خوشعطر و هم میوهاش شیرین باشد، مگر اینکه از ستایش و نعمت دیگران بهرهمند شده باشد.
در شرق و غرب صدر وزارت به او سپردسلطان شرق و غرب و خداوند بحر و بر
هوش مصنوعی: سلطان شرق و غرب، با قدرتی عظیم، صدر وزارت را به او واگذار کرده است، همانطور که خداوند بر دریا و خشکی حکومت دارد.
گر حکم او به سان درختی شود بلنداصلش بود به خاور و فرعش به باختر
هوش مصنوعی: اگر فرمان او مانند درختی بلند شود، ریشهاش به شرق و شاخههایش به غرب خواهد بود.
پرواز اگر برابر قَدرش کند عقابگیرد ستارگان فلک را به زیر پر
هوش مصنوعی: اگر عقاب به اندازه قد خودش پرواز کند، میتواند ست stars آسمان را زیر بالهایش بگیرد.
از علم اگر شدست علی در جهان عَلَموز عدل اگر شدست عمر در جهان سمر
هوش مصنوعی: اگر علی به خاطر دانشش در جهان سرشناسی یافته، عمر نیز به دلیل عدالتش در جهان شناخته شده است.
دادستگاه علم خلافت بدو علیدادست گاه عدل نیابت بدو عمر
هوش مصنوعی: علم خلافت به علی عطا شده و جایگاه او در عدالت، به عمر سپرده شده است.
آثار او بهسان ستاره است یک به یکالفاظ او چو گوهر پاک است سربهسر
هوش مصنوعی: آثار او مانند ستارههایی در آسمان درخشان هستند و کلماتش همچون جواهرهای خالص و ارزشمند به شمار میآیند.
گویی مگر تصرف او را مسخرنداندر فلک ستاره و اندر صدف گهر
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که قدرت و تسلط او بر همه چیز، حتی ستارهها در آسمان و مرواریدها در صدفها، مشهود است.
گاه قیاس دانش او بگذرد ز حدوقت شمار بخشش او بگذر زمَرّ
هوش مصنوعی: گاهی دانش او به حدی میرسد که فراتر از زمان میشود، و بخشش او از حد و مرزها فراتر میرود.
تا پیش خلق دنیا عدلش سپر بودفضل خدای عرش بود پیش او سپر
هوش مصنوعی: عدالت خداوند در برابر انسانها مانند سپری است که از ظلم و ستم محافظت میکند، و این نعمت و فضل الهی باعث میشود که در دنیا، انسانها به صورت عادلانه رفتار کنند و از بدیها در امان باشند.
با عدل او عجب نبود گر به دشت و کوهآیند گرگ و میش به هم سوی آبخور
هوش مصنوعی: با عدالت او، شگفتی نیست اگر در دشت و کوه، گرگ و میش به سمت منبع آب بیایند.
با رای او عجب نبود گر ز آسمانآیند پیش تخت شهنشاه ماه و خور
هوش مصنوعی: با حکم و اراده او تعجبی ندارد اگر ماه و خورشید از آسمان فرود آیند و در برابر تخت پادشاه بایستند.
هست از ظفر همیشه نفر سوی درگهشیک دم زدن همی ز نفرنگسلد نفر
هوش مصنوعی: همیشه به پیروزی، نفر به سوی درگاه او میرود و تنها یک لحظه از آن دور نمیشود.
با هیبت و سیاست او دشمنانش رااز طبع و از دِماغ برفته است شور و سر
هوش مصنوعی: با قدرت و تدبیر او، دشمنانش از احساس و فکر خود خارج شدهاند و در حالت آشفتگی به سر میبرند.
وز همت و سخاوت او دوستانش رادردست و دستگاه فزودست زور و زر
هوش مصنوعی: او به خاطر همت و سخاوتش، به دوستانش قدرت و ثروت بیشتری عطا کرده است.
از بوی دوستیش بنازد همی روانوز تَفِّ دشمنیش بسوزد همی جگر
هوش مصنوعی: از عطر دوستی او جانم شاد میشود و از کینههای دشمنیاش دلم میسوزد.
ناری استکین اوکه معانیش را همیدیده پر از دُخان کند و دل پر از شرر
هوش مصنوعی: عشقی است که وقتی معانی و زیباییهایش را میبینی، مانند آتش دل را پر از سوز و حرارت میکند و باعث میشود احساس تنگی و ناراحتی کنی.
بدخواه او سفر بهرهی کرد دیربازهرگز امید نیستکه باز آید از سفر
هوش مصنوعی: بدخواه او به سفر رفته و دیگر برنگشته است و هیچ امیدی نیست که او از این سفر برگردد.
او را ستای و قصهٔ دور فلک مگویاو را پرست وَانْدُه کار جهان مَخَور
هوش مصنوعی: او را تحسین کن و از داستانهای دراز و پیچیده دنیا سخن مگو. به ستایش او بپرداز و نگران کارهای دنیا و مشکلات آن نباش.
کاو ساکن است اگر چه فلک هست بیقرارکاو کامل است اگرچه جهان هست مختصر
هوش مصنوعی: هر کسی که در درون خود آرامش دارد، حتی اگر دنیا در حال تغییر و ناپایداری باشد، همچنان ثابت و مطمئن باقی میماند. او به کمال رسیده است، هرچند که دنیا به نظر کوچک و محدود میآید.
ای زیرکلک تو زختن تا به قیروانوی زیر حکم تو ز حِلّت تا بهکاشغر
هوش مصنوعی: تو که در تشخیص و تدبیر ماهری، از دل این دنیا به درستی و با قدرت خود تا دورترین نقاط میرسی.
ای کدخدای پادشهی کز فتوح اوستمشرق پر از عجایب و مغرب پر از عِبَر
هوش مصنوعی: ای فرمانروای بزرگ، تو که به خاطر فتح و پیروزیهات، شرق سرشار از شگفتیها و غرب پر از عبرتهاست.
تا صورت بدیع تو ایزد نیافریددولت نشد مُصَوَّر در عالم صُور
هوش مصنوعی: قبل از آنکه خداوند چهره زیبا و تازه تو را بیافریند، هیچ شکوه و زیبایی در عالم وجود نداشت.
تا کلک تو به زر ننگارید روی روزاندر جهان نبود شب فتنه را سحر
هوش مصنوعی: تا وقتی که خط تو زیباییهای جهان را به طلا ننگارد، در این دنیا شبی وجود ندارد که فتنهاش برطرف نشود.
شاه جهان به ملک سلیمان دیگرستدر ملک او به علم تویی آصَف دگر
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که در عالم هستی، اقتدار و سلطنت در دست خداوند است، اما در دنیای مادی و اداری، علم و دانش تو موجب قدرت و پیشرفت میشود. به عبارت دیگر، مانند آصف که وزیر سلیمان بود و با دانش خود بر امور حکومت تسلط داشت، تو نیز با علم و آگاهیات میتوانی در جامعه تأثیرگذار باشی.
وهم تو در شکستن خصمان زیادت استاز دستبرد رستم و افسونِ زالِ زر
هوش مصنوعی: توهّم تو در شکست دادن دشمنانت بیشتر از قدرت رستم و جادوی زال است.
آتش ز خشم توبه حجر در نهفته شدواب از لطافت تو روانگشت از حجر
هوش مصنوعی: خشم و خشمگینی مانند آتش، سنگی سخت را نرم کرده و تغییر میدهد، در حالی که لطافت و عشق تو مانند آب، سنگ را نرمتر و روان میکند.
از مهر تو رسید به سوی جنان نشانوزکین تو رسید به سوی سقر خبر
هوش مصنوعی: عشق و محبت تو باعث شد که به بهشت نزدیک شوم و نشانههایی از وجود تو مرا به سمت جهنم راهنمایی کرد.
رضوان گرفت صورت مهر تو در جنانمالکگرفت پیکرکین تو در سقر
هوش مصنوعی: از آنجایی که خوشنود خداوند به زیبایی چهره تو در بهشت است، در عوض، ملکالموت در جهنم با چهرهای زشت به لقاء تو میآید.
آن کاو خطر نکرد و تورا گشت نیکخواهفرزانهوار خویشتن افکند در خطر
هوش مصنوعی: کسی که در خطر کردن تردید نکرد و به نیکی خواستار تو بود، مانند یک انسان معقول و خردمند خود را در معرض خطر قرار داد.
در بیشهٔ خلاف توگر ژرف بنگرندبیچارهتر ز آهوی ماده است شیر نر
هوش مصنوعی: اگر در جنگلی به دقت نگاه کنیم، خواهیم دید که شیر نر، از نظر حال و روز، بدتر از آهوی ماده است.
هرکو زَِفَر همی بگشاید ز نقص تودست فلک همهکندش خاک در زفر
هوش مصنوعی: هر کسی که به خاطر تو از غصه و اندوه نجات یابد، دست تقدیر او را به خاک میسپارد.
نام تورا سزدکه ظفر بندگی کندکز رای تو فراشته شد رایت ظفر
هوش مصنوعی: نام تو شایسته است که به خاطر پیروزی در فرمانروایی تو بلند شود، چون پرچم پیروزی از اندیشه تو برافراشته شده است.
باقی بود به چون تو خَلَف حِشمتِ سَلَفعالی بود به چون تو پسر دولت پدر
هوش مصنوعی: شما مانند نسل گذشته بسیار شایسته و با افتخار هستید، و به همین دلیل به عنوان پسر این پدر بزرگوار شناخته میشوید.
فرخنده آن سَلَف که مر او را تویی خلفتا زنده آن پدرکه مر او را تویی پسر
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن نیاکان که تو نسل بعدی آنها هستی، چون پدر تو همچنان زنده است در وجود تو.
با همت تو چرخ بسیط است چون ثریبا خاطر تو بحر محیط است چون شَمَر
هوش مصنوعی: با تلاش و اراده تو، جهان ساده و آرام است مانند ستارهای در آسمان. همچنین، در اثر حضور و تفکر تو، دریا وسیع و بیپایان مانند شخصیتی بزرگ و با عظمت است.
جود تو چون هواست که نتوان ازو شکیبخشم تو چون قضاست که نتوان ازو حذر
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو مانند هواست، که نمیتوان از آن دوری کرد. و خشم تو مانند تقدیر است، که نمیتوان از آن پرهیز کرد.
باغ مدیح را نعم توست چون صباکشت امید راکرم توست چون مطر
هوش مصنوعی: باغ ستایش، لطف تو را دارد مانند نسیم، و کشت امید من به برکت تو مانند باران است.
گر حاجب تو پوشد پیکار را زرهور چاوش تو بندد پرخاش را کمر
هوش مصنوعی: اگر نگهبان تو در برابر دشمنان زره بپوشد و در صورت لزوم برای شجاعت تو، پیشرویها و تقابلها را با قوت و جدیت انجام دهد، در واقع تو را در میدان جنگ یاری خواهد کرد.
آن مرغ را به تیر به زیر آرد از هواوین رنگ را به تیغ فرود آرد از کمر
هوش مصنوعی: آن پرنده را با تیر از آسمان به زمین میآورد و این رنگ را با شمشیر از کمر پایین میآورد.
تا هفت را همیشه مسیرست در بروجتا هفت را همیشه مدارست بر مدر
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تا عدد هفت، همواره یک مسیر وجود دارد و همچنین در مدار مشخصی قرار دارد. به عبارت دیگر، میتوان گفت که این عدد در حرکت خود همواره در یک روند مشخص و ثابت باقی میماند.
شش چیز باد بهر تو همواره زین دو هفتاقبال و عز و دولت و جاه و جمال و فر
هوش مصنوعی: شش چیز برای تو همیشه فراهم است: دو تا از آنها خوش شانسی و عزت، و چهار تا دیگرشان شامل دولت، مقام، زیبایی و فضیلت.
از بخت بندگان تورا ناز بینیازوز دهر چاکران تورا نفع بیضرر
هوش مصنوعی: بندگان تو از نعمتهای تو بینیاز شدهاند و در این دنیا، خدمتگزارانت تنها از تو بهرهمند شده و هیچ ضرری نمیبرند.
دایم گشاده چشم در اقبال تو قضادایم نهاده گوش بر آواز تو قدر
هوش مصنوعی: در تمام لحظات، چشمم به انتظار کامیابی تو باز است و همیشه گوشم به شنیدن صدای تو فر است.
گوشیکه نه به جان سخن توکند سماعچشمیکه نه ز دل به سوی تو کند نظر
هوش مصنوعی: گوشی که به حرفهای تو گوش ندهد و چشمی که با عشق به تو نگاه نکند، بیفایده است.
از حادثات گیتی آن چشم باد کوروز نائبات گردون آن گوش باد کر
هوش مصنوعی: حوادث و اتفاقات دنیا آنقدر زیاد و پیچیده هستند که چشم انسان نمیتواند همه آنها را ببیند و گوش او هم نمیتواند همه صداها و ناهنجاریها را بشنود.
بر تو خجسته موسم قربان و روز عیددر روز عید جشن بهارت خجسته تر
هوش مصنوعی: برای تو ای گرامی، فصل قربانی و روز عید خوش آمده است و در این روز جشن بهار، خوشحالی بیشتری را برای تو به ارمغان آورده است.