شمارهٔ ۲۲۳
هوش مصنوعی: این شعر به تمجید و ستایش از یک سلطان بزرگ میپردازد که دارای ویژگیهایی چون کاردانی، دوربینی و انصاف است. شاعر به ویژگیهای مثبت او اشاره میکند و او را موزون و مناسب برای سلطنت میداند. سلطانی که با تدبیر خود، باعث پیشرفت و رونق کشور شده است و او را به عنوان منبع خیر و برکت معرفی میکند.
شاعر در مورد نظم و نظامی که این سلطان به وجود آورده است، صحبت کرده و از تأثیرات مثبت او بر مردم و جامعه سخن میگوید. به وضوح مشخص است که سلطان با جود و بخششهای خود، جویبارهای زندگی مردم را شکوفا کرده و به جهات مختلف صلح و آرامش میبخشد.
همچنین صفات نظیر عقل، جود، حلم و انصاف را به این پادشاه نسبت میدهد و او را به عنوان امید و پناهگاه مردم جلوهگر میسازد. پایان شعر نیز به تمجید از او ادامه میدهد و صفات عالی و والای او را میستاید. به طور کلی، شعر تصویری روشن و باشکوه از یک پادشاه عادل و توانمند ارائه میدهد که موجب خوشبختی و امنیت ملت خود شده است.
چون ز سلطانان گیتی شهریاراست اختیارفَرِّخ آن صاحب که باشد اختیار شهریار
هوش مصنوعی: چون در میان پادشاهان جهان، تنها یک نفر سلطنت میکند، پس اختیار و قدرت آن فرخنده، که همان پادشاه است، در دست اوست.
صاحبی باید که باشد کاردان و دوربیندرخور صاحبقرانی کامران و کامکار
هوش مصنوعی: کسی باید بر امور تسلط داشته باشد که هم دانا و بینا باشد و بتواند به خوبی از عهدهی حکومت و رهبری برآید.
صاحب دنیا به صدر اندر نظامالدین سزدچون معزالدین بود صاحبقران روزگار
هوش مصنوعی: صاحب دنیا باید در جایگاه بالایی قرار گیرد، چون معزالدین که در زمان خود، کسی صاحب قدرت و ارزشمند بوده است.
بخت تلقین کرد و تأیید الهی ره نمودتا معزالدین معزالدوله را کرد اختیار
هوش مصنوعی: سرنوشت و خواست الهی به کمک آمد و باعث شد تا معزالدین، معزالدوله را برگزینند و بر او سلطه یابد.
مشرق و مغرب مهیا شد چو سلطان جهانداد کار مشرق و مغرب به دست مرد کار
هوش مصنوعی: تمامی نقاط جهان آماده شدهاند و همچون پادشاهی که بر همه چیز حاکم است، کارهای شرق و غرب به دست کسی که شایسته و توانمند است، سپرده شده است.
صاحبی بنشست در دیوان که از انصاف اوخیر و راحت کرد روزی بندگان را کردگار
هوش مصنوعی: یک صاحبمنصبی در دیوان نشست که با انصاف خود روزی را برای بندگان خدا خوب و راحت کرد.
صدر نیک اختر محمد بن سلیمان آنکه هستچون محمد دینپرست و چون سلیمان ملکدار
هوش مصنوعی: صدر نیک اختر محمد بن سلیمان، شخصی است که مانند محمد (پیامبر) دیندار و مومن است و همچنین مانند سلیمان (پادشاه) دارای قدرت و توانایی در حکومت و رهبری میباشد.
از نظام رسم او شد شغلگیتی بر نظاموز نگار کلک او شد کار عالم چون نگار
هوش مصنوعی: از نظم و ترتیب او، زندگی و شغل مردم به راه و روش خاصی درآمد و به وسیله هنر و قلم او، کارهای عالم به زیبایی و هنرمندی مانند تصاویر زیبا شد.
باغ ملت را ز رسم او پدید آمد درختسال دولت را ز عدل او پدید آمد بهار
هوش مصنوعی: باغ ملت به خاطر روش او رونق یافته و درخت سالهای حکومت به خاطر عدالت او سر برآورده است.
بوی خلق او معطرکرد صحن بوستانسرو عقل او مزینکرد طرف جویبار
هوش مصنوعی: بوی خوش او فضای باغ را معطر کرده و زیبایی عقل او، کنارهی جویبار را زینت بخشیده است.
گلبنی بنشاند انصافش به ملک اندر که هستشاخش اندر قیروان و بیخش اندر قندهار
هوش مصنوعی: گلشنی که در آن انصاف برقرار است، در سرزمین پادشاهی جای دارد که شاخههایش در قیروان و ریشهاش در قندهار گسترده است.
رای او امروز ما را کرد خرمتر ز دیفر او امسال ما را کرد فرختر ز پار
هوش مصنوعی: امروز به برکت نظر او، حال ما از دیروز بهتر شده و با سال جاری خوشبختتر از سال گذشته هستیم.
شد ز نور طلعت او دیدهٔ ملت قریریافت از تدبیر و رای او دل دولت قرار
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی چهرهاش، چشم مردم آرامش پیدا کرد و دل حکومت از تدبیر و فکر او قرار گرفت.
ملک را با سیرت او هست جای تهنیتخلق را در خدمت او هست جای افتخار
هوش مصنوعی: پادشاه با رفتار و شخصیتش شایسته تبریک است و برای مردم، افتخار در خدمت او قرار دارد.
رام شد چون مرکبی در زیر بختش آسمانآسمان مرکب سزد چون بخت او باشد سوار
هوش مصنوعی: زمانی که فردی تحت حمایت و نعمتهای زندگی قرار بگیرد، مانند اسبی رام و مطیع میشود. در این حالت، خوشبختی و زمینههای خوب زندگیاش مانند یک سوارکار خوب بر آن مرکب نشسته است و امکانات و شانسهایش او را در رفاه و آسایش نگه میدارد.
روی هامون را ز بهر جود او زرین کندچون برآید بامدادان آفتاب از کوهسار
هوش مصنوعی: وقتی آفتاب از دامن کوهها طلوع میکند، سطح هامون به خاطر بخشش و نعمت او مانند زر میدرخشد.
توتیا سازد سپهر از بهر چشم اخترانچون ز نعل مرکب او از زمین خیزد غبار
هوش مصنوعی: آسمان به خاطر زیبایی چشم ستارهها مانند آغشته شدن به گرد و غبار از نعل اسب، غبار را از زمین بلند میکند.
بی هوای او نباشد مهر تابان را مسیربی مراد او نباشد چرخ گردان را مدار
هوش مصنوعی: در absence of his presence, the sun cannot shine, and without his desired purpose, the wheel of time cannot turn.
شمس بودی عقل او گر شمس بودی بیزوالبحر بودی جود او گر بحر بودی بیکنار
هوش مصنوعی: اگر شمس وجود داشت، عقل او نیز مانند شمس همیشه درخشان و بیزوال بود. و اگر بخشندگی او به دریا تشبیه شود، آن دریا نیز همواره پر و بیپایان خواهد بود.
مهتران را از حوادث هست توقیعش پناهکهتران را از نوایب هست درگاهش حصار
هوش مصنوعی: بزرگان و مهتران به خاطر حوادث روزگار به پناهی نیاز دارند، و نوجوانان و افراد زیر دست نیز از درگاه او حامی و حمایتگری دارند که آنها را در برابر مشکلات محافظت میکند.
آب را مانَد تو گویی طبع او گاه لَطَفخاک را ماند تو گویی حلم او گاه وقار
هوش مصنوعی: آب مانند روح لطیفی است و خاک به آرامی و وقار خاصی برخورد میکند. این تصویر به ما میگوید که آب و خاک هر یک ویژگیهای منحصر به فرد خود را دارند که در شرایط مختلف نمایان میشوند. آب نرم و لطیف است و خاک با وقار و ثبات خود به زندگی شکل میدهد.
چیست آن آبیکزو یابد موافق آبرویچیست آن خاکی کزو گردد مخالف خاکسار
هوش مصنوعی: چیست آن آبی که باعث میشود آبرو به دست آید؟ و چیست آن خاکی که موجب میشود خاکسار به مخالفت برآید؟
تا به بار آمد گل اقبال او در باغ ملکهست بدخواهان او را زان گل اندر دیده خار
هوش مصنوعی: تا زمانی که موفقیت او در زندگی شکوفا شود، در دنیای اطرافش افرادی هستند که با حسد و دشمنی به او نگاه میکنند و مثل خار در چشمش ظاهر میشوند.
در صدف دریا به نور رای او سازد همیاز سرشک ابر مروارید و در شاهوار
هوش مصنوعی: در عمق دریا، صدف به خاطر روشنی رأی او مرواریدی درست میکند از قطرات اشک ابر.
از پی آن تا تواند کرد قهر دشمنانمرد را گر زور و قوت باید اندر کارزار
هوش مصنوعی: مرد باید تا جایی که امکان دارد از قدرت و توانایی خود استفاده کند تا بر دشمنانش پیروز شود، به ویژه در میدان جنگ.
روز قهر دشمنان در پیش عزم و حزم اوسیلها را در جبال و موجها را در بحار
هوش مصنوعی: روز انتقام دشمنان نزدیک است و اراده و تلاش او به قدری قوی است که میتواند سیلابها را در کوهها و امواج را در دریاها کنترل کند.
چون قلم گیرد بود روحالامینش بر یمینچون عنانگیرد بود بخت بلندش بر یسار
هوش مصنوعی: زمانی که قلم به دست میگیرد، روح امینش همراه اوست و زمانی که با دست راست عمل میکند، بخت بلندش در سمت چپ او قرار دارد.
حشمت او هست اصل و کار دیوان هست فرعفرع باشد بیخلل چون اصل باشد استوار
هوش مصنوعی: عظمت و شان او اصالت دارد و همه کارها به او وابسته است. اگر اصل محکم و استوار باشد، فرع و مسائل دیگر هم بدون مشکل و استواری خواهند بود.
ماه و خورشید از محاق و از کسوف ایمن شوندگر زعالی رای او خواهند هر دو زینهار
هوش مصنوعی: اگر ماه و خورشید بخواهند از تاریکی و کسوف در امان بمانند، باید به اراده و فکر بلند او توجه کنند و از او کمک بگیرند.
سائلی کز جود او یابد نِعَم هنگام برزایریکز عدل او یابد نظر هنگام بار
هوش مصنوعی: سوالی که از بخشندگی خداوند بهرهمند میشود در حالی که زائرانی که از عدل او برخوردارند در زمان سختی، نظر رحمتش را جلب میکنند.
آن شود همچون خلیل از باد او آتشنشینوین شود همچون کلیم از فر او دریاگذار
هوش مصنوعی: آن شخص به مانند خلیل (ابراهیم) میشود که از وزش باد آتشین میماند و در آتش قرار میگیرد، و این شخص دیگر مانند کلیم (موسی) میشود که از نار فرار میکند و به دریا میرسد.
از شرار نار دوزخ عفو او سازد سرشکوز سرشک آب حیوان خشم او سازد شرار
هوش مصنوعی: از آتش دوزخ، رحمت و بخشش او همچون اشک میریزد و آن اشک، چون آب حیات، خشم او را تبدیل به آتش میکند.
فرق بر فَرْقَد رسد گر جاه او یابد کلاهشِعر بر شَعْری رسد گر نام او یابد شعار
هوش مصنوعی: اگر کسی مقام و رتبهای پیدا کند، به همان اندازه که به او توجه میشود و مورد احترام قرار میگیرد، برتری و تفاوت او بیشتر نمایان خواهد شد. همچنین، اگر شعری مشهور شود و نام آن مشهور گردد، به خوبی شناخته خواهد شد و به آن اهمیت داده میشود.
گر بماند یادگار از هر کسی اندر جهانمن چنان خواهم که او ماند بهجای یادگار
هوش مصنوعی: اگر برای هر کس در این دنیا یادگاری باقی بماند، من میخواهم که یادگار من به شکلی باشد که او همانند یادگاری از من زنده بماند.
ای تبار تو ز حشمت سید و فخر کِرامای تو از جاه و جلالت سید و فخر تبار
هوش مصنوعی: تو از نسل افرادی هستی که عزت و کرامت دارند و به خاطر مقام و بزرگیات، همیشه در میان دیگران محترم و مورد احترام هستی.
رای تو خورشید را ماند که چون پیدا شودروشنایی گستراند بر بلاد و بر دیار
هوش مصنوعی: نظر تو مانند خورشید است که وقتی ظهور کند، نور و روشنیاش به همه جا، شهرها و سرزمینها میتابد.
پیش ازین هرچ از مکارم بود در گیتی نهانکرد در عصر تو اکنون دورگردون آشکار
هوش مصنوعی: در گذشته، هر نوع خوبی و فضیلت در دنیا پنهان بود، اما اکنون در زمان تو، آن چیزهای خوب و ارزشمند به وضوح نمایان شدهاند.
مشکخوار و گوهرافشان است کلک اندر کفتچون بود گوهرفشان کلکی که باشد مشکخوار
هوش مصنوعی: قلمی که عطر مشک را میچشد و جواهرات را به نمایش میگذارد، چگونه میتواند قلمی باشد که جواهرات را برافشاند در حالی که خودش عطر مشک را مینوشد؟
گاه مهر و گاه کین از مد و نقش او شونددوستان شاد وگرامی دشمنان غمگین و خوار
هوش مصنوعی: گاهی عشق و محبت و گاهی دشمنی و کینه از تأثیرات او به وجود میآید. دوستان شاد و عزیز میشوند و دشمنان اندوهگین و خوار.
مرغ بیپَرَّست و زو نامه همی پرد چو مرغمار بیبیچ است وزو دشمن همی پیچد چو مار
هوش مصنوعی: مرغی که نمیتواند پرواز کند، در حال نوشتن نامهای است. مثل این است که مار بدون بیبی (مادهی مار) هم وجود ندارد و دشمن هم مانند ماری به دور میپیچد.
جز به دست چون تویی معجز نباشد آن قلمجز به دست مرتضی معجز نباشد ذوالفقار
هوش مصنوعی: فقط با دستانی مانند دستان تو است که معجزهای میتواند رخ دهد و بدون دستان مرتضی، که آن را ذوالفقار مینامند، چنین معجزهای ممکن نیست.
شاهگیتی را کنون بر توست جای اعتمادورچه گیتی از عجایب هست جای اعتبار
هوش مصنوعی: اکنون مسئولیت و اعتماد شاهگیتی بر دوش توست و همچنین شگفتیهای جهان نشان از اعتبار ویژهای دارند.
آدمی اسباب دنیا از تو جوید بر دوامورچه هست اسباب دنیا آدمی را مستعار
هوش مصنوعی: انسان به دنبال ابزاری است که او را در زندگی دنیوی یاری دهد و این ابزار موقتی و قرضی است و نمیتواند به طور دائمی برای او باقی بماند.
از شراب خدمت تو هرکه مست و خرم استایمن است از آفت بیعقلی و رنج خمار
هوش مصنوعی: هرکس که از محبت و خدمت تو نوش کرده و شاداب است، از دردسرهای بیفکری و رنجی که از سردرد میآید، در امان است.
وانکه از اقبال تو امید دارد یک نظرگردد امیدش وفا بیوعده و بیانتظار
هوش مصنوعی: کسی که به خوشبختی تو امیدوار است، با یک نگاه تو دلش شاد و امیدش تحقق مییابد، بدون اینکه وعدهای باشد یا انتظاری داشته باشد.
هیچکس دُرّ ثنا را چون تو نگزارد بهاهیچکس زَرِّ سخن را چون تو نشناسد عیار
هوش مصنوعی: هیچکس به اندازه تو ارزش و بهای ستایش را نمیشناسد و هیچکس به خوبی تو نمیتواند کیفیت کلمات را درک کند.
چون ز مدح تو بیارایم عروس طبع رابر مثال لعبتی سیمینبر و مشکینعِذار
هوش مصنوعی: وقتی که به ستایش تو بپردازم، طبع من همچون عروسی زیبا و دلربا تزئین میشود، مانند بازیچهای با قفلهای نقرهای و موهای مشکی و خوشآیند.
مشتری زیبدکه باشد خاتم او را نگینماه نو شاید که باشد ساعد او را سوار
هوش مصنوعی: شخصی که شایسته است باید دارای ویژگیهایی باشد که او را از دیگران متمایز کند، همچون انگشتری با نگینی زیبا. همچنین شاید لازم باشد که او به مانند سواری توانمند و درخشان باشد که توجه همه را جلب کند.
هرکه پیش تو نثاری آرد از زر و گهراز ره معنی نثار او نباشد پایدار
هوش مصنوعی: هر کسی که خدمت و هدیهای به تو بیاورد و آن هدیه از جنس طلا و جواهر باشد، اگر این هدیه به خاطر معنای عمیق و ارزشهای واقعی نباشد، دوام و بقاء نخواهد داشت.
من تو را اکنون نثاری پایدار آورده امبر بساط چون تو دَستوری چنین باید نثار
هوش مصنوعی: اکنون من یک هدیه دائمی و ارزشمند به تو تقدیم کردهام، چرا که برای کسی چون تو، چنین نثاری شایسته است.
تا ز بهر بینیازی و ز بهر بیغمیکیمیای نعمت و شادی عٍقارست و عُقار
هوش مصنوعی: برای رسیدن به بینیازی و دوری از غم، باید به دنبال ارزشهای واقعی و شادیبخش زندگی بود که اساس خوشبختی و نعمت را تشکیل میدهند.
آب دست و خاک پایت باد دایم خلق رامایهٔ شادی و نعمت چون عُقار و چون عِقار
هوش مصنوعی: آب زندگی و خاکی که زیر پای توست، همیشه برای مردم منشأ خوشحالی و نعمت خواهد بود، مثل شراب و دارو که باعث شادی و راحتی میشوند.
ماهرویان طراز و مشک مویان ختنپیش تو هنگام خدمت صف کشیده در قطار
هوش مصنوعی: زیبایان ختن با موهای مشکی و درخشان، در وقت خدمت به تو صف بستهاند.
کودکانی کرده از خوبی دل مردم اسیرآهوانی کرده از شوخی دل شیران شکار
هوش مصنوعی: کودکانی با رفتار خوب و شیرین خود دل مردم را به خود جلب کردهاند، در حالی که آهوان به خاطر شوخی و بازیگوشی، دل شیران را به شکار میکشانند.
خط ایشان مشکبوی و خال ایشان مشکرنگجعد ایشان مشک بیز و زلف ایشان مشکبار
هوش مصنوعی: خط و نشان آن معشوق بوی خوشی همچون مشک دارد، خال روی او رنگی شبیه به مشکی دارد، و حالت جعد و فرایش نیز به مشک شبیه است، در حالی که زلفهای او مانند باران مشکل باریده است.
روز رزم و روز بزم از سهم و جشن هر یکیرزمگه دشت قیامت، بزمگه دارالقرار
هوش مصنوعی: در روزهای جنگ و شادی، هر کدام میتواند تلاقی دو روی زندگی باشد. میدان نبرد میتواند مشابه صحرای قیامت باشد و مکان جشن و سرور به نوعی آرامش و ثبات اشاره دارد.
تا هزار اندر عدد بیش از یکی باشد همیتا یکی باشد همی اصل عدد اندر شمار
هوش مصنوعی: تا زمانی که تعداد اعداد بیشتر از یک باشد، عددها همچنان وجود دارند، اما در حقیقت همه آنها به یک عدد واحد برمیگردند که همان اصل عدد است.
باد فرمان تو اندر مشرق و مغرب یکیزیر فرمان تو باد اقبال و دولت صدهزار
هوش مصنوعی: باد در شرق و غرب به دستور تو میوزد و هزاران نعمت و بخت خوب نیز تحت فرمان تو قرار دارند.
هر کجا رای تو باشد چرخ بر تو مهربانهرکجا عزم تو باشد دهر با تو سازگار
هوش مصنوعی: هر جا که اراده و هدف تو باشد، زمان و دنیا به نفع تو عمل خواهند کرد و حمایت خواهند کرد.
اندر احکام شریعت عصمت یزدانت پشتواندر اسباب وزارت دولت سلطانْتْ یار
هوش مصنوعی: در احکام دین، حمایت و حفاظت خداوند بر تو میباشد و در زمینههای مدیریتی و دفتری، یار و یاور سلطان نیز به تو کمک میکند.