شمارهٔ ۲۳۷
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به ستایش خداوند و شکرگزاری برای نعمتهایش میپردازد و از خوشبختیهای خود در سایه دولت شهریار و وزیرش صحبت میکند. او به توفیقات و نعمتهای زندگی میپردازد و تغییرات مثبتی که به کمک بخت و اقبالش به وجود آمدهاند را یادآور میشود. شاعر تاکید میکند که قدرت و اختیار در نیروی خداوند نهفته است و او نیز از این قدرت بهرهمند شده است.
در ادامه، شاعر به تمجید از وزیر، قوام الملک و فضل و عدالت او میپردازد. او ویژگیهای شخصیتی وزیر را ممتاز و ستودنی توصیف کرده و تاثیرات مثبت او بر جامعه و مردم را به تصویر میکشد. همچنین، شاعر به نگرش خود درباره آخرت و دنیا اشاره میکند و نشان میدهد که در دنیا میتواند به زیباییهای آخرت پی ببرد.
شاعر به نظم و نظام و توازن در حکومت شهریار اشاره کرده و آرزو میکند که دولت و قدرت او پایدار باشد. در نهایت، او به عهد خود با خداوند اشاره میکند که از نشئههای دنیا دوری کند و بر روی کارهای نیک و مثبت تمرکز کند، تا در روزگار آخرت، بهشت را به دست آورد.
شکر یزدان را که از فر وزیر شهریاربختم اندر راه مونس گشت و اندر شهر یار
هوش مصنوعی: سپاسگزار خداوند هستم که از سمت وزیر شهر، مقدر من به دوزخ یار و همدمی در مسیر زندگی تبدیل شد و در شهر نیز یاری پیدا کردم.
شکر یزدان را که از اقبال او کردم چو تیرقامتی همچون کمان کرده ز تیر شهریار
هوش مصنوعی: از لطف و نعمتهای خداوند سپاسگزارم که به من این شانس را داد تا با قامت بلندی چون کمان، شبیه تیرهای شاه، جلوهگر شوم.
شکر یزدان را که اندر زینهار بخت اویافت عمر من ز آسیب حوادث زینهار
هوش مصنوعی: خدا را شکر که در این شرایط سخت، بخت من به خوبی یاریام کرده و عمرم از آسیبهای حوادث در امان مانده است.
شکر یزدان را که هست اندر پناه دولتشخوشتر امروزم زدی و بهتر امسالم ز پار
هوش مصنوعی: شکر خدا را که در حمایت و حفاظت او هستم. امروز روز بهتری دارم نسبت به دیروز و امسال هم از سال گذشته بهتر است.
شکر یزدان را که نور طلعتش بار دگرکرد چشمم را قریر و داد جانم را قرار
هوش مصنوعی: سپاسگزارم از خداوند که زیبایی چهرهاش دوباره چشمم را روشنی بخشید و به روحم آرامش داد.
گرچه آن آفت که پیش آمد مرا لایق نبودخواست یزدان تا به من گیرند خلقی اعتبار
هوش مصنوعی: گرچه بلایی که بر سرم آمده، به خاطر شایستگی من نیست، اما خواست خداوند این بود که مردم به من احترام بگذارند و اعتبار دهند.
مردمان گویند از دنیا نهان است آخرتمن به دنیا در بدیدم آخرت را آشکار
هوش مصنوعی: مردم میگویند که آخرت در دنیا پنهان است، اما من در دنیا توانستم آخرت را ببینم و برایم روشن شده است.
گه مثال صور اسرافیل دیدم بر یمینگه خیال تیغ عزرائیل دیدم بر یسار
هوش مصنوعی: گاهی در سمت راست مانند صور اسرافیل، نشانههایی از حیات و زندگی را مشاهده کردم و در سمت چپ، تصاویری از تیغ عزرائیل، نماد مرگ و پایان را دیدم.
مرده بودم شاه عیسیوار جانم باز دادنرم کرد آهن چو موم اندر برم داودوار
هوش مصنوعی: جانم مانند شاه عیسی زنده شد، و همانطور که آهن نرم میشود، در آغوش من مانند موم نرم شد. همچون داوود که در زمان خود نیکو بود.
عاجز و مجبور بودم مدتی و اکنون مرااز پس عجز است قدرت وز پس جبر اختیار
هوش مصنوعی: مدتی ناتوان و تحت فشار بودم، اما اکنون قدرتی پیدا کردهام که ناشی از همان ناتوانی است و از پس آن اجبار، اختیار و ارادهای در اختیار دارم.
بر تنم شبهای محنت را پدید آمد سحربر دلم دریای حسرت را پدید آمد کنار
هوش مصنوعی: در شبهای پر از سختی و درد بر من، صبحی طلوع کرد که در دلم حسرتی deep بود.
رنج زایل کرد دست روزگار از صدر منچون ببوسیدم مبارک دست صدر روزگار
هوش مصنوعی: زمانه و مصائب آن، رنج و سختیها را از من دور کرد، وقتی که با عشق و طیبخویی، لحظات خوش زندگی را در آغوش گرفتم.
صاحب عادل قوامالملک صدرالدین که هستاز قوامالدین و فخرالملک شه را یادگار
هوش مصنوعی: عادل در میان مردم و حکمرانان است و از خانوادهای با تاریخ و اعتبار به نام قوامالدین و فخرالملک آمده است و یادگاری از آنها به جا مانده است.
قبلهٔ دولت محمد آفتاب محمدتآن که هست از داد او دین محمد پایدار
هوش مصنوعی: این شعر به معنای این است که کسی که در مسیر راهنمایی و قدرت قرار گرفته، نور و روشنیاش از وجود محمد بر میخیزد. همچنین اشاره دارد که عدالت و بخشش او باعث بقای دین محمد میشود.
آن خداوندی که در میدان اقبال ملوکهست چون جد و پدر بر مرکب دولت سوار
هوش مصنوعی: خداوندی که در زمان خوشبختی و موفقیت پادشاهان حاضر است، مانند پدری که بر اسب قدرت نشسته، بر اوضاع حاکم است.
آن که در مهد خداوندی به عهد کودکیبخت شیرش داد و دولت پروریدش در کنار
هوش مصنوعی: کسی که در دوران کودکی تحت مراقبت خداوند قرار داشت و به لطف او به سعادت و موفقیت رسید.
دوخته است اقبال بر مقدار قدرش جامهایکز کمال و وز جمال آن جامه دارد پود و تار
هوش مصنوعی: اقبال و سرنوشت شخص، جامهای به او داده که از زیبایی و کمال برخوردار است. این جامه نشاندهنده ارزش و مقام اوست و از نخ و رشتهای تشکیل شده که حاکی از ویژگیهای برجستهاش است.
بوستان ملک شاهان را چو او باید درختکز وزارت شاخ دارد وز کفایت برگ و بار
هوش مصنوعی: بوستان پادشاهان را میتوان به درختی تشبیه کرد که از وزارت ریشه گرفته و از کفایت، برگ و بار خوبی دارد.
از دلافروزی چو خلدست و زانبوهی چو حشرمجلس او روز بزم و درگه او روز بار
هوش مصنوعی: محفل او به زیبایی باغی است و جمعی که در آن حضور دارند، شبیه به انبوهی از حشرات در یک روز شاد است؛ روز خوشی و جشن در اینجا برپا است، مانند روزی که باران ببارد.
هر که بیند روز ایوان در کف رادش قلمبیند اندر بحر گوهربار ابر مشک بار
هوش مصنوعی: هر کس که زیبایی و شکوه را در زندگی ببیند، میتواند استعدادهای خود را در دنیای بیپایان و پر از نعمت کشف کند.
چشمهٔ خورشید دارد مستعار از رای اوآنچه ماه از چشمهٔ خورشید دارد مستعار
هوش مصنوعی: چشم روشنی و درخشش خورشید، الهام گرفته از عقل و اندیشهٔ اوست. هر آنچه ماه از نور و زیبایی خورشید میگیرد، نیز از همین منبع الهام است.
آن زمین زرین شود کز جود او یابد مطرآن هوا مشکین شود کز طبع او یابد بخار
هوش مصنوعی: زمین با بخشش او طلا میشود وقتی که باران بگیرد، و آن هوا خوشبو میشود وقتی که از وجود او بخار برمیخیزد.
گوش یک دیار خالی نیست از اخبار اوهرکجا در مشرق و مغرب بلاد است و دیار
هوش مصنوعی: هیچ جایی در این سرزمین نیست که از اخبار او بیخبر باشد، هر کجا که در شرق یا غرب دنیا قرار داشته باشد.
صدهزاران آفرین بر شخص پاک او رواستدر عدد یک تن ولیکن در هنر هست او هزار
هوش مصنوعی: بر او باید صدها هزار تحسین و ستایش کرد، هرچند او فقط یک نفر است، اما در زمینه هنر به اندازه هزار نفر ارزش دارد.
تا عناصر نیست بیرون از چهار اندر جهانشخص او نافعترست اندر جهان از هر چهار
هوش مصنوعی: تا زمانی که عناصر (آتش، آب، خاک و هوا) از چهار عنصر بیرون هستند، او (شخص خاصی) در جهان برای مردم مفیدتر است از هر چهار عنصر.
هرکه قصد او کند یا کین او جوید به قصدروزگارش تیر گردد خان و مانش تار و مار
هوش مصنوعی: هر که در دنبال انتقام یا آسیب رساندن به دیگران برآید، در نهایت زندگیاش دچار مشکلات و بی ثباتی میشود و آرامش و امنیتش به هم میریزد.
قصد او کردن بود خاریدن دنبالِ شیرکین او کردن بود کاویدن دندان مار
هوش مصنوعی: نیت او، به دنبال شکار کردن است، همانطور که در پی شیر میرویم یا دندانهای مار را زیر نظر داریم.
ای ز نسل و گوهر تو نسل آدم را شرفوی ز دین و مذهب تو شرع احمد را شعار
هوش مصنوعی: تو از نسل و جوهر آدمیزاد هستی و به خاطر دین و مذهب تو، شرافت نسل آدمی بیشتر میشود. اصول و رفتارهای تو نماینده دین محمدی است.
ای ز بوی بزم تو جَنّات جَنت را نسیمای ز گَرد رزم تو دشت قیامت را غبار
هوش مصنوعی: ای نسیم خوشبوی مجالست تو، بهشتیان را معطر میسازد و ای غبار ناشی از نبرد تو، دشت قیامت را پوشانده است.
آن فروزد آتش مهرت که دارد آبرویزآن دهد بر باد پیمانت که باشد خاکسار
هوش مصنوعی: آتش محبت تو آنقدر شعلهور است که نمیتواند آبرویت را حفظ کند و در نهایت، پیمان تو به خاطر این محبت به راحتی از بین میرود.
گر بود عفو تورا بر خَندَقِ دوزخ گذرور بود خشم تو را بر ساحل دریا گذار
هوش مصنوعی: اگر تو عفو و بخشش داشته باشی، میتوانی از دوزخ عبور کنی، و اگر خشم تو برآید، بر روی ساحل دریا میگذری.
از دم عفوت شرار آن شود همچون سرشکو ز تف خشمت سرشک آن شود همچون شرار
هوش مصنوعی: اگر از نفس عفویت و پاکی تو آتش بروز کند، آن آتش مانند اشک به زمین میریزد و اگر از خشم تو چیزی تراوش کند، آن نیز مانند آتش خواهد بود.
گر نبی معجز نمود از خیزران راستگویور علی قدرت نمود از ذوالفقار جان شکار
هوش مصنوعی: اگر پیامبر با خیزران راستگویی معجزهای نشان داد، علی نیز با ذوالفقار قدرت خود را به نمایش گذاشت و جانها را شکار کرد.
نام آن و کنیت این داری و اینک تو را استکلک همچون خیزران و تیغ همچون ذوالفقار
هوش مصنوعی: تو نامی دار و نسبی مشخص، و حالا تو را مینگرم که قلم تو مانند چوب خیزران است و تیغ تو همچون ذوالفقار میدرخشد.
زانکه بر لولو بود تفضیل توقیع تو رااز سر کلک تو رشک آید صدف را در بحار
هوش مصنوعی: چون امضای تو بر لولو از هر چیز دیگر برتر است، صدف در دریا به آن حسادت میورزد.
هیچ کس دُرِّ ثنا را چون تو نگزارد بهاهیچ کس زر سخن را چون تو نشناسد عیار
هوش مصنوعی: هیچکس مانند تو ارزش ستایش را نمیداند و هیچکس به درستی معیار ارزش کلام را مانند تو نمیشناسد.
زانکه کردارت همی مرضی است از عقل و هنرز آنکه گفتارت همی مبنی است بر حلم و وقار
هوش مصنوعی: آنچه که تو انجام میدهی نشاندهنده عقل و هنر توست، زیرا سخنان تو بر پایه آرامش و وقار استوار است.
کردهٔ تو بیملامت باشد و بیاعتراضگفتهٔ تو بیندامت باشد و بیاعتذار
هوش مصنوعی: عمل تو بیگناهی و بدون انتقاد است و حرف تو بدون تردید و بدون عذرخواهی میباشد.
بیشتر مردم چنان باشد که هنگام غضببردباری کرد نتواند چو گردد کامکار
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم وقتی عصبانی میشوند توانایی کنترل خود را از دست میدهند و نمیتوانند تحمل کنند، اما وقتی به خواستههای خود میرسند، این وضعیت تغییر میکند.
مر تو را با کامکاری بردباری حاصل استشادباش و دیر زی ای کامکارِ بردبار
هوش مصنوعی: شما با شکیبایی و تلاش خود به دستاوردهای خوبی رسیدهاید، درود بر شما و امیدوارم سالهای طولانی و خوشی را پیش رو داشته باشید.
ای خداوندی که رحم تو به پیش زخم تیرپیش عمر من سپر شد گرد جان من حصار
هوش مصنوعی: ای خداوندی که محبت و رحم تو، مانند سپری در برابر زخمها و مشکلات عمر من قرار گرفته و جان من را حفاظت کرده است.
دیدهٔ پژمردهٔ من زنده گشت از فر توهمچنان چون عالم پژمرده از بوی بهار
هوش مصنوعی: چشم غم زده و خواب آلود من با حضور تو دوباره شاداب شد، مثل عالم و آدمی که از عطر بهار جان تازهای میگیرد.
پیش تو ز آنجا که حلم و اعتقاد و بندگی استگرچه تو جانم بخواهی گو که جان آرم نثار
هوش مصنوعی: هرچند که تو جان من را بخواهی، اما برای تو با کمال فروتنی و اعتقاد، جانم را فدای تو میکنم.
کز پس این روزگار اندر سرای آخرتداد حق را وعده دیدار بهشت کردگار
هوش مصنوعی: در آینده و پس از این دنیا، خداوند وعده دیدار بهشت را به انسانها میدهد.
از پس این حادثه اقبال آن حضرت مراهمچو دیدار بهشت است از پس روز شمار
هوش مصنوعی: پس از این اتفاق، خوشبختی آن بزرگوار برای من مانند دیدن بهشت بعد از گذر روزهاست.
عهد کردستم که دست از جام می دارم تهیکز پس تیمار یک سال است مغزم پر خمار
هوش مصنوعی: عهد کرده بودم که دیگر از شراب نخواهم نوشید، اما به خاطر درد و رنج یک سال گذشته، ذهنم هنوز پر از خماری است.
بس که در آغاز کار از عمر ببریدم امیدعهد و پیمان نشکنم چون به شدم انجام کار
هوش مصنوعی: من به شدت از عمرم را در آغاز کار به هدر دادم، ولی امیدوارم که هرگز پیمان و عهدی را نشکنم، به ویژه وقتی که به پایان کار نزدیک میشوم.
از همه چیزی مرا پرهیز کردن واجب استخاصه از چیزی که با طبعم نباشد سازگار
هوش مصنوعی: باید از همه چیز دوری کنم، به ویژه از آنچه که با طبیعت و گرایشهای من سازگاری ندارد.
تا که باشد در برم پیکان مرا رنجور دانور نباشد بر کفم ساغر مرا معذور دار
هوش مصنوعی: اگر پیکان عشق در آغوشم باشد، تو مرا رنجیدهخاطر میدان. اما اگر در دستم چیزی نباشد، مرا ببخش و عذر من را بپذیر.
تا ببندد در زمستان آب بر طرف شَمَرتا بنالد نوبهاران مرغ بر شاخ چنار
هوش مصنوعی: تا در زمستان آب را بر شاخۀ شمر ببندد و مرغی در بهار بر درخت چنار نوحهسرا شود.
آب دولت باد در جوی بقای تو روانمرغ نصرت باد در دام هوای تو شکار
هوش مصنوعی: برکت و خوشبختی به سادگی در جریان زندگی توست و حمایت و مساعدت در دامن آرزوهایت قابل دسترسی است.
باد در عهد تو کوکب را به پیروزی مسیرباد در عصر تو گردون را به بهروزی مدار
هوش مصنوعی: در زمان تو، باد ستاره را به سمت پیروزی هدایت میکند و در دوران تو، آسمان به سوی خوشبختی میچرخد.
ناصرت منصور و والا حاسدت مقهور و پستدولتت شاد و گرامی دشمنت مقهور و خوار
هوش مصنوعی: ما تو را یاری میکنیم و تو را بزرگ و والا میشماریم، در حالی که حسندگانت شکست خورده و پست هستند. خوشبختی و مقام تو گرامی و با ارزش است، در حالی که دشمنان تو ضعیف و حقیر به شمار میروند.
از نظام رسم تو شغل ممالک بر نظاموز نگار کلک تو کار خلایق چون نگار
هوش مصنوعی: به خاطر قوانین و روشهای تو، کشورها به نظم میآیند و آثار دست تو بر زندگی مردم همچون نقاشی زیبایی است.