شمارهٔ ۲۴۸
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف زیبایی و جاذبهای میپردازد که شاعر نسبت به محبوب خود احساس میکند. شاعر از خصوصیات ظاهری محبوب سخن میگوید، همچون چهرهای چون ماه و لبانی چون شکر، و با مقایسههای زیبا، عشق و دلبستگیاش را بیان میکند. او همچنین از درد و رنج عشق و تاثیرات آن بر خود میگوید و به اهمیت مقام محبوب در زندگیاش اشاره میکند. در نهایت، شاعر با دعا و نیایش به درگاه خداوند، دوری از محبوب را کمنظیر و عذابآور میداند و بر این نکته تاکید میکند که محبت و زیبایی محبوبش هیچگاه قابل قیاس با دیگران نیست.
ترک نزاید چنو به کاشغر اندرسرو نروید چنو به عاتفر اندر
هوش مصنوعی: در کاشغر درختی مثل سرو نمیروید و در عاتفر هم چیز مشابهی وجود ندارد.
خوب تر از عارضش ندید و نبیندهیچ کسی پرنیان به شوشتر اندر
هوش مصنوعی: هیچ کس هرگز زیبایی چهرهاش را نخواهد دید، همچنان که هیچ کس نخواهد توانست پارچه نرم و لطیف پرنیان را در شوشتر ببیند.
هست دو زلفش همیشه پرشکن و بندبند و شکن هر یکی بهٔکدگر اندر
هوش مصنوعی: او دو زلفی دارد که همیشه خراب و نامرتب هستند و هر یک از آنها بهنوعی به دیگری گره خورده است.
عمداگویی کسی ز عنبر ساراسلسله بسته است گرد مُعصَفَر اندر
هوش مصنوعی: کسی به طور عمدی میگوید که زنجیری از عنبر در موهایش بسته شده و بوی خوشی به خود گرفته است.
چون قمرستش رخان و هست شب و روزروشنی چشم من بدان قمر اندر
هوش مصنوعی: زمانی که چهرهاش مانند ماه میدرخشد و شب و روز باعث روشنی چشمانم میشود، بدان که این روشنی به خاطر آن ماه است.
چون شکرستش لبان و هست مه و سالآرزوی طبع من بدان شکر اندر
هوش مصنوعی: لبهای او مانند شکر شیرین است و چون ماه زیبایی دارد، آرزوی دل من این است که آن شکر را بچشم.
عاشق آن دلبرم که هر شب و هر روزطعنه زند روی او به ماه و خور اندر
هوش مصنوعی: من عاشق آن معشوقی هستم که هر شب و روز به زیباییاش طعنه میزند و او را با ماه و خورشید مقایسه میکند.
از دل بیرحمتش نهاد خداوندغایت سختی به آهن و حجر اندر
هوش مصنوعی: خداوند از دل سنگدل او، نهایت سختی را در آهن و سنگ قرار داد.
گر بشناسد که آب دارم و آتشاز غم عشقش به دیده و فکر اندر
هوش مصنوعی: اگر بداند که من آب دارم و از عشقش به خاطر غم، در چشم و ذهنم آتش برافروخته است.
ز آتش و آبم بترسد و نگذاردتا دهمش بوس و گیرمش به بر اندر
هوش مصنوعی: من از آتش و آب ساخته شدهام، نگذارید که به من نزدیک شود و مرا در آغوش بگیرد.
ماهِ تمام است در جمال و ملاحتنیست نظیرش به عالم صور اندر
هوش مصنوعی: ماه به کمال زیبایی و جذابیتش بینظیر است و هیچکس در دنیا به اندازه او زیبا نیست.
از غم آن ماه بینظیر بنالمپیش خداوند مشتری نظر اندر
هوش مصنوعی: از غم آن ماه بینظیر، نگرانیام را به درگاه خدا ابراز میکنم و امیدوارم نظر لطف او شامل حال من شود.
سید آزادگان که از شرف اوستجان به تن ملک شاه دادگر اندر
هوش مصنوعی: سید آزادگان که از شخصیت والای اوست، جان خود را برای پادشاهی دادگر فدای تن خود کرد.
کُنیت و نامش حساب سَعد و محامِدکرد فَذلک به دفتر هنر اندر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که در زندگیات، ویژگیها و صفاتت را به خوبی شناسایی کردهای و با استفاده از این شناخت، اقدامات و دستاوردهای خود را ثبت کردهای و به این ترتیب هنر و تواناییهای خود را در قالب یک دفتر یا مجموعه مکتوب به نمایش گذاشتهای.
هست کریمی که شد به نامش منسوخنام کریمان به قصه و سمر اندر
هوش مصنوعی: در دنیا وجود دارد شخصی با نام بزرگ و مهربان که به خاطر او، دیگر افراد مشابه او از یاد رفتهاند و داستانها و افسانههای دربارهی او در حال روایت است.
چون گهرست او و روزگار چو بحرستبحر چه داند به قیمت گهر اندر
هوش مصنوعی: او مانند گوهری باارزش است و روزگار همچون دریایی عمیق است. دریا چه میداند که ارزش آن گوهر چقدر است؟
هست چو خورشید در میانهٔ اجراممرتبت او به نسبت پدر اندر
هوش مصنوعی: او مانند خورشید است که در میان اجرام آسمانی قرار دارد و مقامش به نسبت پدرش، جایگاه ویژهای دارد.
پیر و جوان را ز طلعتش بفزایدنور طبیعی به قوت بصر اندر
هوش مصنوعی: چهرهاش به قدری درخشان است که هم پیران و هم جوانان را تحت تأثیر قرار میدهد و به چشمانشان نور و روشنی میبخشد.
طلعت او روشن است و هست هماناروشنی او به کوکب سحر اندر
هوش مصنوعی: چهره او درخشان است و واقعاً روشنی او همانند ستاره صبح است.
ای به سزا مهتری که از هنر و عقلنیست مثالت میانهٔ بشر اندر
هوش مصنوعی: ای بزرگمرد، تو که هیچ کس در میان انسانها به هنرت و عقلت نمیرسد، شایسته مقام بلندی هستی.
هر که ز مهر تو آب روی نجویدسوختهگردد به آتش سقر اندر
هوش مصنوعی: هر کس که از عشق و محبت تو امید داشته باشد، در آتش دوزخ میسوزد.
در نظر دوستان خویش نگه کنشاد و سراسر به نصرت و ظفر اندر
هوش مصنوعی: به دوستان خود توجه کن و برایشان شاد و پیروزمند باش.
راست تو گویی که کردگار نهادستمهر سعادت به دست آن نظر اندر
هوش مصنوعی: واقعاً درست میگویی که خداوند خوشبختی را در دستان کسی قرار داده که به او نگاه میکند.
در حَشَر دشمنان خویش نگه کنراست یکایک به محنت و ضرر اندر
هوش مصنوعی: در روز قیامت، وقتی دشمنان خود را میبینی، به دقت به آنها نگاه کن؛ چرا که هر کدام به نوعی برای تو درد و زحمت به همراه دارند.
راست تو گویی که کردگار کشیدستخط سقاوت بهگرد آن حشر اندر
هوش مصنوعی: واقعاً حق با توست که خداوند خطی از حاکمیت را به دور آن قیامت قرار داده است.
هر که کمر بست بر وفاق تو بستیشعز مُخّلد به بند آن کمر اندر
هوش مصنوعی: هر کسی که برای برقراری توافق و دوستی با تو تلاش کند، به نوعی به عظمت و جاودانگی دست یافته و به وسیلهی آن پیوند، به زندگی ابدی وصل میشود.
کین و خلاف تو آتشی است که داردمرگ مخالف به شعله و شرر اندر
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که دشمنی و دشمنیورزی مانند آتشی است که میتواند به سرنوشت مخالفان خود آسیب برساند و آنها را بسوزاند. این پیام به شدت مخرب بودن کینه و دشمنی اشاره دارد و نشان میدهد که اینگونه رفتارها عواقب خطرناکی برای کسانی که در برابر آن قرار میگیرند، به همراه دارد.
کلک تو ابری است کش مطر همه درّ استمشک سرشته به قطرهٔ مطر اندر
هوش مصنوعی: قلم تو مانند ابری است که بارانش او را به طلا میآراید و مشک به قطرههای باران در آمیخته است.
چون شود اندر بنان تو درر افشانخیره کند عقل را بدان درر اندر
هوش مصنوعی: وقتی زیبایی و جذابیت دستان تو مانند جواهرات درخشان باشد، عقل انسان را به خود مشغول میکند و مجذوب میسازد.
باز چو از نقش مشک سازد بر سیمگیرد روی مخالفان به زر اندر
هوش مصنوعی: وقتی که او دوباره از عطر مشک باردار شود و بر چهرهی مردم بیفتد، چهرهی مخالفان را با زر و طلا میپوشاند.
او شجر دولت است و تو به کفایتدست زده استی به اصل آن شجر اندر
هوش مصنوعی: او درختی از نعمتها و برکتهاست و تو با توانمندی خود به ریشه این درخت دست زدهای.
نقش حساب تو تا بود ثمر اوسجدهکند پیش تخت آن ثمر اندر
هوش مصنوعی: در اینجا به این معنا اشاره شده است که تا زمانی که اثر و ثمرهای وجود داشته باشد، انسان باید در برابر آن با احترام و سجده بگذارد. به نوعی، تأکید بر ارزش و اهمیت نتایج و ثمرات حاصل از تلاشها و اعمال است.
بار خدایا چو من مدیح تو خوانمپیش جهان دیدگان نامور اندر
هوش مصنوعی: بارِ خداوندگار، هنگامی که من تو را تعریف و ستایش میکنم، در برابر چشمان سرشناس جهانیان.
از شرف نام تو کشند چو سرمهخاک کف پای تو به چشم سر اندر
هوش مصنوعی: چون به عظمت نام تو میبالند، مانند سرمهای که خاک پای تو را به چشم میکشد.
من رهی انعام تو ز بهر تفاخرفاتحه کردم به نامه و سیر اندر
هوش مصنوعی: من به خاطر برتریجویی تو، مسیرم را با نعمات تو آغاز کردهام و نام و یاد تو را در آغاز این سفر قرار دادهام.
وز قبل مدح تو جواهر معنیمرسلهکردم به خاطر و فکر اندر
هوش مصنوعی: به خاطر ستایش تو، معانی گرانبها را به فکر و ذهن خود آوردهام.
تا ظفر و حشمت است اهل خرد راباش تن آسان به حشمت و ظفر اندر
هوش مصنوعی: تا زمانی که پیروزی و شکوه وجود دارد، انسانهای خردمند نباید به راحتطلبی و آسایش تن دهند، بلکه باید در جستوجوی افتخار و پیروزی باشند.
گشته زیادت ز عمر و جاه تو هر روزقربت تو پیش شاه تاجور اندر
هوش مصنوعی: هر روز بیشتر از عمر و مقام تو، نزد شاه تاجور، فاصله و دوری ایجاد میشود.
تو ز بر بخت بر مدار سعادتدشمن تو زیر تخته و مدر اندر
هوش مصنوعی: تو به خوشبختی و سعادت خودت توجه کن، دشمن تو همچنان در شرایط سخت و نامناسب قرار دارد.