شمارهٔ ۲۶۱
هوش مصنوعی: این شعر در وصف یک پادشاه بزرگ و دلیر نوشته شده است که به صفات برجستهای مانند شجاعت، عدل و حکمت مجهز است. شاعر به ستایش او پرداخته و برتری و قدرت او را با تصاویر طبیعی و تاریخی مقایسه کرده است.
شاعر حکایت میکند که این پادشاه میتواند به تنهایی تقدیر خود و کشورش را رقم بزند و دشمنانش نمیتوانند در برابر او دوام بیاورند. او به عنوان یک پیشوای عادل، مایه شادی و امید مردمش است و قدرتش چنان است که ابرها و کوهها نیز تحت تأثیر او قرار دارند.
شاعر به تأثیرگذاری این پادشاه در صلح و آرامش در کشور اشاره میکند و میگوید که در زمان جنگ، نبرد او با دقت و تدبیر انجام میشود. در نهایت، او به تمام ویژگیهای مثبت پادشاه اشاره کرده و برای او طول عمر و موفقیت میخواهد. این اثر نشاندهنده عظمت و شکوه پادشاهی است که با عدل و دلیری خود عالم را تحت تأثیر قرار داده است.
ای چو جد و پدر اندر خور دیهیم و سریرناصر دین و خدایت به همه کار نصیر
هوش مصنوعی: تو مانند اجداد و پدرت هستی که در جایگاه و مقام بزرگ قرار داری و در حمایت از دین و خداوند، همیشه کمککننده و پشتیبان هستی.
ملک شیردلی، خسرو شمشیر زنیشاه لشکر شکنی، پادشه کشور گیر
هوش مصنوعی: این بیت به وصف یک پادشاه با ویژگیهای برجسته پرداخته است. او کسی است که شجاع و دلاور است و میتواند در میدان جنگ پیروز شود. او فرمانروای توانمندی است که قدرت و قدرت نماییاش در میان مردم و در میادین نبرد به چشم میآید. این پادشاه در واقع نماد قوت و استحکام است و جایگاهی برتر در کشورش دارد.
گه تو را چون فلک از غرب به شرق است مدارکه تو را چون قمر از شرق به غرب است مسیر
هوش مصنوعی: گاه تو مانند فلک در گردش از غرب به شرق میروی، اما مسیر تو همچون قمر از شرق به غرب است.
به صُطرلاب و به تقویم تو را حاجت نیستکه صُطُرلاب تو تیغ آمد و تقویم ضمیر
هوش مصنوعی: به ابزارها و کتابهای رسمی نیازی نیست، زیرا حقیقت در درون تو نهفته است و شناخت واقعی از خودت فراتر از این ابزارهاست.
هر چه بودست به ایام جهانداران راهمه امروز تو را هست مگر عیب و نظیر
هوش مصنوعی: هر آنچه که در گذشته از پادشاهان و فرمانروایان بوده، اکنون همهاش برای توست، به جز ایرادها و مشابهتها.
تویی آن شاه که از دست دبیران جهانقلم از فخر همی فتح تو گوید به صریر
هوش مصنوعی: تو آن شاه هستی که قلم دبیران جهان به خاطر فخر و عظمت تو، در تحسین و ستایش تو مینویسد و به صدا درمیآید.
چون دبیر تو نگارد به قلم نام توراآسمان بوسه دهد بر قلم و دست دبیر
هوش مصنوعی: وقتی نویسنده نام تو را با قلم مینویسد، آسمان به این عمل افتخار میکند و به قلم و دست نویسنده احترام میگذارد.
بوی پیراهن یوسف چو به یعقوب رسیددل او شاد شد و دیدهٔ او گشت بصیر
هوش مصنوعی: زمانی که بوی پیراهن یوسف به یعقوب رسید، دل او شاد شد و چشمانش بینا گشت.
عدل تو هست چو پیراهن یوسف به مثلملک مشرق چو دل و دیدهٔ یعقوب ضریر
هوش مصنوعی: عدالت تو مانند پیراهن یوسف است که زیبایی و درخشانی خاصی دارد، و این عدالت از آنجا که با عشق و جستجوی دل و دیدگان یعقوب نابینا همراه است، به زیبایی درخشان میباشد.
تا نه بس دیر ز جود تو چنان خواهد شدکه در آفاق به انگشت نمایند فقیر
هوش مصنوعی: اگر بخشندگی تو ادامه پیدا نکند، به زودی فقیران به گونهای در دنیا دیده خواهند شد که انگشت به آنها اشاره میشود.
کبک با باز کند شادی در دولت توآهو از شیر خورد درکنف عدل تو شیر
هوش مصنوعی: کبک با وجود یورش بازها (شکارچیان) شاد است، زیرا دولت تو به او امنیت میدهد. آهو در سایه رحمت و عدالت تو به شیر (خوراکی) میرسد و از خطرات در امان است.
هیچ موری نزند جز به دعای تو نفسهیچ مرغی نکشد جز به ثنای تو صفیر
هوش مصنوعی: هیچ موری بدون دعای تو نمیتواند پرواز کند و هیچ پرندهای بدون ستایش تو نمیتواند آواز بخواند.
گر ز قدر تو فلک را حسد آید چه عجبزآن که قدر تو عظیم است و فلک هست حقیر
هوش مصنوعی: اگر آسمان به تو حسد ببرد، جای تعجب نیست؛ زیرا تو بسیار باارزش هستی و آسمان در مقایسه با تو چیز ناچیزی است.
دلگردون اثیر از پی آنگرم شدستکه حسد کرد اثر در دل گردون اثیر
هوش مصنوعی: دل آسمان به خاطر حسد ورزی، تحت تاثیر قرار گرفته و از این رو دگرگون شده است.
آتش هیبت تو دود برانگیخت ز هندهندوان را رخ از آن دود سیه گشت چو قیر
هوش مصنوعی: آتش جذبه و عظمت تو دودی را به وجود آورد که از آن، چهره هندیها مثل قیر سیاه شد.
گر سوی هند رسد یک نفر از لشکر تورآی هند از فزع آن نفر آید به نفیر
هوش مصنوعی: اگر یکی از سربازان تو به هند برود، به خاطر ترس و وحشت آن فرد، هندیها از صدای نعره او به زودی متوجه خواهند شد.
ور به کشمیر برد حاجب تو تاختنیاوفتد زلزله در جان امیر کشمیر
هوش مصنوعی: اگر تو به کشمیر بروی و مقام و منزلت خود را نشان بدهی، ممکن است زلزلهای در وجود امیر کشمیر ایجاد شود.
ور تو آهنگ سوی بتکدهٔ روم کنیناگه از بتکدهٔ روم برآید تکبیر
هوش مصنوعی: اگر به سمت معبد بتهای روم بروی، ناگهان صدای تکبیر از آن معبد بلند خواهد شد.
ور خیال تو ببیند ملک روم بخوابجاثلیقان همه اسلام کنندش تعبیر
هوش مصنوعی: اگر خیال تو را در خواب، پادشاهی روم ببیند، همه جاثلیقها (روحانیون مسیحی) به اسلام گرایش پیدا میکنند و به آن ایمان میآورند.
در هر آن کار کجای رای تو تعجیلکندنکند بخت در آن کار زمانی تاخیر
هوش مصنوعی: هر زمانی که در کارها نظر و فکر تو به سرعت عمل کند، بخت و روزگار در آن کار تأخیری ایجاد نخواهد کرد.
تو خداوندی و بنده است تو را بخت بلندکی روا دارد در کار تو ایزد تقصیر
هوش مصنوعی: تو قدرتی و بندگانت در زیر سایه تو هستند. آیا سرنوشت خوب این اجازه را به تو میدهد که در کارهایت اشتباهاتی از طرف خود به وجود بیاوری؟
هرچه خواهی تو همان خواهد تقدیر خدایهرچه خصمان تو خواهند نخواهد تقدیر
هوش مصنوعی: هر چه تو بخواهی، همان چیزی که خدا مقدر کرده است، اتفاق میافتد. و هر آنچه دشمنان تو بخواهند، به خواست خدا تحقق نخواهد یافت.
بدسگال تو اگر زنده بماند یک چندزندگانیش بود در غم و تیمار و زَحیر
هوش مصنوعی: اگر انسان بدگمان زنده بماند، زندگیاش پر از غم، درد و افسردگی خواهد بود.
پیشه کردند حسودان تو دیوانهسریتا چو دیوانه شدند از در بند و زنجیر
هوش مصنوعی: حسودان به ترفندهایی شباهت پیدا کردند که باعث دیوانگی تو شود، تا وقتی که خودشان دیوانه شدند و گرفتار زنجیر و بند شدند.
آن که رزم تو بدو هول قیامت بنمودمالکش برد به صحرای قیامت به سعیر
هوش مصنوعی: کسی که جنگ تو را در برابر ترس قیامت به نمایش گذاشت، مالکش را به دشت قیامت کشاند و به آتش سوزان فرستاد.
وان که تدبیر خطا کرد و سر از خط بکشیدگشت بیچاره و آواره شد از ملک و سریر
هوش مصنوعی: کسی که در تصمیمگیری اشتباه کرد و از مسیر درست خارج شد، بدبخت و پریشان شد و از کشور و جایگاه خود رانده شد.
صورت تخت ز آثار تو دارد حلیتسورت بخت ز شمشیر تو دارد تفسیر
هوش مصنوعی: چهرهی زیبا و دلنشین تو، نشانهای از جمال و زیبایی است و سرنوشت خوشبختی، توضیحی از توانایی و قدرت تو دارد که مانند شمشیری قوی عمل میکند.
گر به نرمی چو حریر است حُسامت نه عجبکه کند ضربتش از آهن و پولاد حریر
هوش مصنوعی: اگر زیباییات نرم و لطیف مانند حریر است، نباید تعجب کرد که تاثیرش مثل ضربهای از آهن و فولاد باشد.
این عجبتر که کند روز ملاقات و نبردروی چون لالهٔ او روی مخالف چو زریر
هوش مصنوعی: این تعجبآور است که در روز ملاقات، جنگی رخ میدهد و چهرهها به زیبایی گل لاله است، در حالی که طرف مقابل همچون زریر است.
بحر جوشان شود آنگه که شود بر تن توغیبهٔ جوشن تو چون شکن روی غدیر
هوش مصنوعی: در آن زمان که غیبت تو بر تنِ آسمان بیفتد، دریا به جوش و خروش درمیآید، همچون شکاف آبی که بر روی غدیر جاری میشود.
کس ندیدست در آفاق و ندادست نشانبه غدیر اندر پوشیده شده بحر غزیر
هوش مصنوعی: هیچ کس در جهان نشانهای از غدیر و دریای عمیق آن ندیده و نمیداند که در آن نهفته است.
هیچ نخجیر ز تیرت نجهد روز شکاراندر آن وقت که ناگه جهد از شست تو تیر
هوش مصنوعی: هیچ حیوانی از تیر تو در روز شکار فرار نخواهد کرد، در آن لحظه که ناگهان تیر از کمان تو پرتاب میشود.
سر و گوش و سم نخجیر به هم بردوزیگر به سم گوش و سر خویش بخارد نخجیر
هوش مصنوعی: اگر سر و گوش و سم حیوانی را به هم بدوزی، آیا به آن حیوان دقت نخواهی کرد که با سم و گوش و سر خود چگونه رفتار میکند؟
گرچه هرگز نکند کوه ز مردم فریادورچه هرگز نخورد ابر ز مردم تشویر
هوش مصنوعی: هرچند کوه هرگز از دل مردم فریاد نمیزند و ابرها هم به خاطر انسانها باران نمیبارند، اما این به معنای نادیده گرفتن احساسات و دردهای انسانی نیست.
گاه کوشش ز تو فریاد کند کوه کلانگاه بخشش ز تو تشویر خورد ابر مطیر
هوش مصنوعی: گاهی کوشش و تلاش تو باعث میشود که کوههای بزرگ صدا بدهند و گاهی نیز، مهربانی و بخشش تو سبب میشود که ابرهای بارانزا به حرکت درآیند.
حور عین را به بهشت آرزو آید همه شبکآدمیوار به بزم تو رسیدی شبگیر
هوش مصنوعی: حورهای بهشتی آرزو دارند که شبها به مهمانی تو بیایند، زیرا تو همچون آدمی به آن جمع خوش آمدهای.
آب دستت همه بر روی تنیدی چو گلابخاک پایت همه در زلف دمیدی چو عبیر
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و لطافت وجود معشوق اشاره دارد. به این معناست که آب که در دست درخواست میشود، بر روی چهره او ریخته میشود و مثل گل سرخ، زیباییاش را نمایان میکند. خاکی که زیر پاهای اوست، به گونهای است که چون بویی خوش و دلنشین به زلفهایش پیوند میخورد و زیباییاش را دوچندان میکند.
آصف و لقمان باید که کنون زنده شوندتا میان تو و دستور تو باشند سفیر
هوش مصنوعی: باید آصف و لقمان دوباره زنده شوند تا واسطهای بین تو و دستورات تو باشند.
نه چو دستور تو پیری است درین ملک جواننه چو تو نیز جوانی است درین عالم پیر
هوش مصنوعی: در این سرزمین نه کسی دارد که به مانند تو جوان باشد و نه شخصی مثل تو وجود دارد که در عین جوانی، احساس کهنگی کند.
بود دستور و مشیر پدرت خواجه نظامفخر ملک است کنون پیش تو دستور و مشیر
هوش مصنوعی: پدر تو، خواجه نظام فخر ملک، همواره راهنما و مشاور بوده است، حالا هم در کنار تو همین نقش را دارد.
این چنین به که وزیرست پسر پیش پسرهم بدانسان که پدر پیش پدر بود وزیر
هوش مصنوعی: چنین بهتر است که پسر به مقام وزارت نزدیک باشد، همانطور که پدر به پدرش نزدیک بود و در مقام وزیر بود.
تا وزیر تو به دیوان وزارت بنشستهست هر روز به درگاه تو از فتح بشیر
هوش مصنوعی: تا زمانی که وزیر تو در محل کار خود مشغول به فعالیت است، هر روز از پیروزیها و موفقیتها برای تو خبر خوشی آورده میشود.
گه ز توران خبر آید که عدو را بشکستآن که او هست به فرمان تو خاقان کبیر
هوش مصنوعی: گاهی از توران خبر میرسد که دشمن را شکست دادهاند، آنکه در این کار به فرمان تو، کبیر خاقان، عمل کرده است.
گه بشارت رسد از غور که تولک بگشادآن که او هست به حکم تو سپهدار و امیر
هوش مصنوعی: گاهی از عمق خبر خوشی به گوش میرسد که فردی که فرمانروای شماست و به عنوان سپهدار و امیر شناخته میشود، درهای موفقیت و پیروزی را گشوده است.
گه ز بیدادگرانی که در آتشگاهندنفری را سوی درگاه تو آرند اسیر
هوش مصنوعی: گاهی از میان ستمگران که در آتشگاه نشستهاند، فردی را به اسیری به درگاه تو میآورند.
ملک شخص است و تو جانی و وزیر تو دل استشخص را از دل و جان نیست بهرحال گزیر
هوش مصنوعی: شخص مانند یک پادشاه است و تو روح او هستی، در حالی که دل او به عنوان وزیر عمل میکند. در واقع، شخص بدون دل و جانش نمیتواند زندگی کند و در نهایت هیچ راهی برای فرار از این ارتباط وجود ندارد.
او به صدر اندر همتای قوامالدین استفرخ آثار و مبارک پی و میمون تدبیر
هوش مصنوعی: او در جایگاه بالایی قرار دارد و همتای قوامالدین است، با ویژگیهای خوشایند و پیوند نیکو، و تدبیرش نیز خوش شانسی به همراه دارد.
تو به ملک اندر مانند معزالدینیلشکرافروز و مخالفشکن و بندهپذیر
هوش مصنوعی: تو در پادشاهی مانند معزالدین هستی، که فرماندهی را در دست داری و مخالفان را شکست میدهی و نسبت به بندگان خود مهربان و دستگیر هستی.
گر همه خلق به یک بار زبان بگشایندهم نگویند ز اوصاف شما عُشر عَشیر
هوش مصنوعی: اگر تمام مردم یکدفعه زبان بگشایند، نمیتوانند حتی به اندازه یک دهم از ویژگیهای شما را توصیف کنند.
مملکت روشن و آفاق مزیّن به شماستتا تو خورشید درخشانی و او بدر منیر
هوش مصنوعی: کشور روشن و آسمان آراسته به نور توست، زیرا تو همان خورشید درخشان و او همان ماه تابان هستی.
تا خبر دارد از اسرار دل عالمیانآفرینندهٔ عالم که علیم است و خبیر
هوش مصنوعی: خداوندی که عالم و آگاه است به رازهای دل همه موجودات، از آنچه در دلها میگذرد آگاه است.
دل خواجه به بقای تو همی باد قویچشم لشکر به لقای تو همی باد قریر
هوش مصنوعی: دل صاحبقلب به پایدار بودن تو قوی و محکم است و چشمان یارانش به دیدار تو بسیار مشتاق و نگرانند.
تا غم خلق جهان از زُحَل و بهرام استشادی از هرمز و مهرست و مه و زهره و تیر
هوش مصنوعی: غم و اندوه در دنیا به خاطر سیارههایی مانند زحل و بهرام است، اما شادی و خوشحالی از سیارههای هرمز، مهر، مه و زهره و تیر ناشی میشود.
زان دو سیاره عدو را همه غم باد نصیبباز ازین پنج تو را باد همه شادی تیر
هوش مصنوعی: از دو سیاره، دشمنان تو غم و اندوه را به خود اختصاص دادهاند، اما از این پنج سیاره، برای تو شادی و خوشی به ارمغان خواهد آورد.
باد در ملت پیغمبر و در دین خداینامه و خطبه و سکه ز خطاب تو خطیر
هوش مصنوعی: باد در میان مسلمانان و در دین خدا، نامه، خطبه و سکه به تأثیر و اعتبار کلام تو، دارای اهمیت و ارزش ویژهای است.
دشمنان تو ندیم ندم و نالهٔ زاردوستان تو قرین قدح و نالهٔ زیر
هوش مصنوعی: دشمنان تو با من آشنا نیستند و من هم با آنها نمینالم، اما دوستانت همیشه در نوشیدنی و گلایههایشان به یاد تو هستند.
بزم میمون وزیر تو همایون به تو بروز پس بزم وزیر آمدن عصر عصیر
هوش مصنوعی: محفل شاداب و خوشحالتی برپا است و تو هم در آن حضور داری. بعد از آن، وزیر نیز به این محفل میپیوندد و ساعات خوشی را در کنار تو سپری میکند.