شمارهٔ ۲۹۵
هوش مصنوعی: این متن به ستایش و توصیف شخصی با ویژگیهای برجسته و با عظمت میپردازد. مداح از قداست و قدرت این فرد سخن میگوید و او را منبع خیر و برکت برای مخلوقات میداند. این شخص به عنوان نماد فتح و نصرت شناخته شده و قدرت او باعث دشمنی ابلیس با انسانها شده است. نعمتها و تواناییهای او به وضوح در آثار و برکاتش نمایان است و او را به عنوان سرچشمه فضایل و سعادت معرفی میکند. همچنین بر این نکته تأکید میشود که دوری از این فرد موجب غم و اندوه است و حضور او باعث سروری و شادمانی است. در نهایت، مداح با خود را از تأثیرات مثبت این فرد آراسته و زندگی و شعر خود را با او پیوند میزند، و او را سرچشمه خوشبختی و روشنایی میداند.
ای قاعدهٔ ملک به فرمان تو محکمای فایدهٔ خلق در احسان تو مدغم
هوش مصنوعی: ای پایه و اساس سلطنت، تو به فرمانت استوار و محکم هستی؛ ای نیکی و فایدهٔ انسانها، در احسان و محبت تو پنهان و مستتر میباشی.
پیدا شده در کُنیت و نام و لقب توفتح و ظَفَر و نصرت و فخر همه عالم
هوش مصنوعی: نام و لقب تو پر از نشانههای پیروزی، نصر و افتخار برای تمام جهانیان است.
چون نور تو از جوهر آدم بنمودندابلیس شد از غیرت تو دشمن آدم
هوش مصنوعی: زمانی که نور تو از ذات آدم ظاهر شد، ابلیس به خاطر غیرت تو، به دشمنی آدم برخاست.
تا خاتم اقبال در انگشت تو کردندبر خصم تو شد گیتی چون حلقهٔ خاتم
هوش مصنوعی: وقتی که شانس و اقبال به تو روی آورد و تو را در دست بگیرد، دنیا تماماً تحت تأثیر قدرت تو قرار میگیرد، مانند اینکه جهان به یک حلقهٔ انگشتری تبدیل میشود که تو در آن ولی فرمانروایی.
آصف صفتی در هنر خویش ولیکنکردند در انگشت تو انگشتری جَم
هوش مصنوعی: آصف در هنر خودش ویژگی خاصی داشت، اما دیگران در انگشت تو جواهری را قرار دادند که نشاندهندهی ارزش و زیبایی است.
جُودِ تو چو روزست در آفاق مقرررای تو چو عقل است بر افلاک مقدم
هوش مصنوعی: بخشش و generosity تو مانند روزی روشن در سراسر جهان پخش شده است. نظری که تو داری همانند عقل و خرد است، که بر بالای آسمانها قرار دارد.
از رای تو بودست ید موسیِ عِمرانو ز جود تو بوده است دمِ عیسیِ مریم
هوش مصنوعی: از نظر تو، عصای موسی به قدرت او بوده و بخشندگی تو باعث دمیدن روح در عیسی، پسر مریم شده است.
انواع سعادت ز جبین تو برد چرخاقسام سخاوت ز یمین تو بردیم
هوش مصنوعی: سعادتهای مختلف از پیشانی تو گرفته شده و انواع بخششها از دست راست تو به دست آمده است.
آثار خرد بی تو بود مُهمل و مُوقوفاسباب هنر بیتو بود مشکل و مُبْهم
هوش مصنوعی: بدون حضور تو، نشانههای خرد بیفایده و بلااستفادهاند و ابزارهای هنر در غیابت تو، دشوار و نامشخص به نظر میرسند.
گو خیز و ببین جسم تو آن کس که ندیده استاقبال مصوّر شده و بخت مُجَسّم
هوش مصنوعی: برو و ببین که وجود تو همان کسی است که شانس و خوشبختی به صورت عینی و ملموس در برابر تو ایستادهاند.
آنجا که تفاخر بود از دانش و بخششباشند ز تو سائل و مداح تو مُنْعَم
هوش مصنوعی: در جایی که خودخواهی و فخر به دانش و سخاوت وجود داشته باشد، لازم است که دیگران از تو درخواست کنند و تو را ستایش کنند که نعمتهایی از جانب تو به آنها رسیده است.
ز اندیشهٔ مداح بود دانش تو بیشز اندیشهٔ سائل نبود بخشش تو کم
هوش مصنوعی: از تفکر و نگرش ستایشگر، دانش تو بیشتر است و از تفکر درخواستکننده، بخشش تو کمتر است.
از دیدن کام تو شود حاسدت اکمهدرگفتن نام تو شود حاسدت اَبْکم
هوش مصنوعی: وقتی کسی از خوشی و موفقیت تو باخبر میشود، حسادتش به او اجازه انجام هیچ کاری را نمیدهد و در برابر نام تو از شدت حسادت، زبانش بند میآید.
دولت نپسندد که نهد حاسد تو دامو ایزد نگذارد که زند دشمن تو دم
هوش مصنوعی: خوشی و خوشبختی نمیپسندند که حسادتهای دیگران مانع تو شود و خدا اجازه نخواهد داد که دشمنان تو آسیب بزنند.
گر جود تو بر وادی زم چشم گشایدبر وادی زم رشک برد چشمهٔ زمزم
هوش مصنوعی: اگر بخشش و مهربانی تو بر دشت زم وجود پیدا کند، چشمهٔ زمزم از آن حسادت خواهد کرد.
ور بر سر روباه فُتَد سایهٔ عدلتروباه به هم برشکند پنجهٔ ضیغم
هوش مصنوعی: اگر سایهٔ عدالت بر سر روباه بیفتد، او با پنجهٔ شیر به هم میشکند.
ای بار خدایی که همه بار خدایاندر صف نعال اند و تو را صدر مسلم
هوش مصنوعی: ای پروردگارا، تو آن خدایی هستی که تمام دیگر خدایان در برابرت قرار گرفتهاند و تو در جایگاه اعلای خود قرار داری.
همچون صدف و نافه پر از گوهر و مشک استوصاف تورا خاطر و مداح تورا فم
هوش مصنوعی: شما مانند صدفی هستید که پر از جواهر و عطر است، و سخنانی که از دهانتان بیرون میآید، ستایشکنندهی شماست.
گر روشن و مشموم بود مدح تو نشگفتدرگوهر و در مشک بود روشنی و شم
هوش مصنوعی: اگر ستایش تو درخشان و خوشبو باشد، شگفتی نخواهد بود؛ زیرا روشنایی و عطر در عطر و جواهر نهفته است.
تا سایهٔ اقبال تو بر فرق من افتادمن بنده عزیزم به همهجا و مکرم
هوش مصنوعی: زمانی که شانس و اقبال خوب تو به من رسید، من به عنوان یک بندهی ارزشمند و محترم در هر جایگاهی قابل احترام شدم.
طبعم به تو صافی شد و شعرم به تو عالیچشمم به تو روشن شد و جانم به تو خرم
هوش مصنوعی: حس و حال من به خاطر تو به وضوح رسید و شعرهایم زیباتر شد. چشمانم به روشنی تو روشن شد و روح و جانم با وجود تو شاداب و سرزنده گشت.
گر گل سپرم بی تو بود تیزتر از خارور نوش خورم بیتو بود تلختر از سَمّ
هوش مصنوعی: اگر گل را به جای تو سپر کنم، به اندازهای تند و آزاردهنده میشود که از خار نیز بیشتر میزند. و اگر نوشیدنی را بدون تو بنوشم، آنقدر تلخ خواهد بود که همچون زهر به نظر میرسد.
بیخدمت تو تیره شود طبع من از تفبیطلعت تو خیره شود چشم من از نم
هوش مصنوعی: اگر در خدمت تو نباشم، ذهن من کدر و تیره میشود و از نگاه کردن به چهرهی زیبایت، چشم من پر از اشک میگردد.
تا از حرکات فلک و سیر کواکبگه شادی و سود آید و گاهی غم و ماتم
هوش مصنوعی: حرکتهای آسمان و گردش ستارهها باعث میشود که گاهی اوقات خوشحالی و بهرهمندی بیاید و گاهی اوقات غم و اندوه بر ما حاکم شود.
بادند رفیقان تو در شادی و در سوربادند حسودان تو در ماتم و در غم
هوش مصنوعی: دوستانت در خوشی و جشن کنارت هستند، اما حسودانت در زمان دلتنگی و ناراحتی دور تو هستند.
دست تو همیشه بهسوی رَطل و سوی جامگوش تو همیشه به سوی زیر و سوی بم
هوش مصنوعی: دست تو همیشه به سمت شراب و جام است و گوش تو همیشه به سمت صداهای زیر و بم توجه دارد.
در مجلس تو صفزده خوبانسراییبا جعد پر از حلقه و با زلف بر از خم
هوش مصنوعی: در جمع شما، زیبایانی حضور دارند که موهای شانه کرده و حلقهدارشان مانند گیسوانی است که در هم پیچیده شدهاند.
از خدمت دیدار تو اقبال همه خلقو اقبال تو از دولت سلطان معظم
هوش مصنوعی: از حضور و دیدار تو، همه افراد خوشحال و سعادتمند میشوند و همچنین تو نیز از نعمت و حمایت بزرگترین پادشاه بهرهمند میشوی.