شمارهٔ ۳۱۵
هوش مصنوعی: این شعر به وصف معشوق و حالت عاشقانه میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات زیبا، معشوق را به ماه و زلف او را به مشک تشبیه میکند. سپس از احساسات خود در مورد عشق و جدایی سخن میگوید و به مرور زمان و پیری اشاره میکند که عشق را دشوار کرده است. شاعر همچنین به فضائل و کرامات معشوق اشاره میکند و او را چون دریایی پر از نعمت توصیف میکند. در نهایت، شاعر به ستایش معشوق و عزم او در برقراری عدل و فضیلت در دنیا میپردازد و از تاثیر شگرف او بر زندگی انسانها سخن میگوید.
عَمدا همی نهان کند آن ماه سیمتنموی سیاه خویش ز موی سپید من
هوش مصنوعی: آن ماه زیبا به عمد موهای سیاه خود را از موی سپید من پنهان میکند.
داند که بوی مشک ز کافور کم شودکافور من نخواهد با مشک خویشتن
هوش مصنوعی: میداند که بوی خوش مشک وقتی با بوی کافور ترکیب شود، کم رنگتر میشود، اما من هرگز نمیخواهم که بوی کافور را با خوشبویی خودم مخلوط کنم.
گرچند سال عارض من چون بنفشه بودورچندگاه عارض او بود چون سمن
هوش مصنوعی: هرچند که چهره من سالها مانند گل بنفشه زیبا بود، اما چهره او نیز گاهی به زیبایی گل سمن میمانست.
اکنون که سنبل از سمن او برون دمیدنشگفت اگر بنفشهٔ من شد چو نسترن
هوش مصنوعی: اکنون که گل سنبل از درخت سمن شکوفه زده است، تعجبی ندارد اگر گل بنفشهٔ من هم به زیبایی گل نسترن شده باشد.
کردست روزگار همی از دو زلف اودر پشت من خم آرد و در روی من شکن
هوش مصنوعی: سرنوشت و زمانه به گونهای عمل میکند که از دو حالت و ویژگی او، در پشت سرم به من فشار میآورد و در جلویم به من زخم میزند.
او طرفهتر که اشک و دلم را بهدست هجرسرخی همی زلب دهد و تنگی از دهن
هوش مصنوعی: او به زیبایی هرچه تمامتر اشک و دل مرا به خاطر دوری خود از لبهایش به من میدهد و در عین حال، احساس تنگی و فشار از دهنش به من منتقل میشود.
بالای او چو نارون و سرو شد بلندتا کردمش ز دیده و دل بیشه و چمن
هوش مصنوعی: بلندی او مانند درختان نارون و سرو است. وقتی او را از نظر و دل دور کردم، دیگر از جنگل و باغچه خبری نیست.
من عاشقی نمودم و او ساحری نمودتا کرد ماه را فلک از سرو و نارون
هوش مصنوعی: من عشق ورزیدم و او جادوگری کرد تا اینکه ماه را به مانند سروی از درختان نارون درآورد.
آن کس که یافته است و خریدهست چند باربار عقیق در یَمَن و مشک در ختن
هوش مصنوعی: کسی که تجربه و دانش کافی دارد، چندین بار جواهرات با ارزش مانند عقیق را از یمن و مشک را از ختن خریداری کرده است.
نه در ختن چو زلف بتم مشک یافته استکز سیم ساخته است یکی چاه در ذقن
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر با اشاره به زیبایی و جذابیت معشوق، میگوید که در منطقه ختن، زلفهای او بوی خنک مشک را دارند و به نوعی حس میکند که انگار در ذقن او، یک چاه از جنس نقره وجود دارد که زیباییاش را دوچندان کرده است. این توصیف نشاندهندهی شدت زیبایی و جذابیت معشوق و استفاده از نمادهای طبیعی برای بیان احساسات عاشقانه است.
تا چون دلم در آن چه سیمین دراوفتددل برکشم زچاه بدان عنبرین رسن
هوش مصنوعی: نمیخواهم گودالی به دلتنگی بیفتم، بلکه میخواهم دل را از آن زنجیر خوشبو رها کنم.
کردم به عشق تا دل و تن داشتم نشاطامروز چون کنم که نه دل دارم و نه تن
هوش مصنوعی: من در ایام عشق، وقتی که دل و بدن داشتم، شادی و نشاطی را تجربه کردم، اما حالا چگونه میتوانم شاد باشم در حالی که نه دلی دارم و نه بدنی؟
پیری و کار عشق طریقی ستوده نیستنپسندد این طریق زمن سید زَمن
هوش مصنوعی: عشق و پیری راهی نیست که ستایش شود. این روش را زمانه از من نمیپسندد.
پشت شریعت و شرف دین مصطفیمهر ولی فروز و سپهر عدو شکن
هوش مصنوعی: پشتوانه شریعت و احترام دین پیامبر، به معنای درخشش و نور ولی (امام) است و همچنین قدرتی است که دشمنان را شکست میدهد.
بوطاهر مطهر و مخدوم روزگارسعد علی عیسی خورشید انجمن
هوش مصنوعی: حضرت عیسی، که پاک و محترم است، در روزگار خود سرور و پیشوای مردم بوده و همچون خورشید در میان جمع درخشان است.
دریا و ابر خوانمش از بهر آنکه هستموجش بهر مکان و سرشکش بهر وطن
هوش مصنوعی: من دریا و ابر را میخوانم، زیرا موج دریا برای هر جا میآید و قطرات باران برای وطن خود میریزند.
معنی طلب نه صورت زیرا که شخص اودریا و ابر زیر دِراعَ است و پیرهن
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که حقیقت و جوهر خواستهها و آرزوها باید مورد توجه قرار گیرد، نه فقط شکل و ظاهر آنها. زیرا آنچه در عمق وجود دارد، همانند دریا و ابر است که در زیر سطح ظاهر نهفتهاند و این نشاندهندهی عمق و عظمت مطلب است.
از پای او عبیر شود گرد بر بساطوز دست او رحیق شود آب در لگن
هوش مصنوعی: از پای او بوی خوشی روی زمین پخش میشود و از دست او شرابی در ظرف میریزد.
خلقش چنان خوش است که از بوی او گرفتبوی بهشت عدن ز کشمیر تا عدن
هوش مصنوعی: آفریدگانش به قدری زیبا و دلنشین هستند که بوی او باعث میشود عطر بهشت عدن از کشمیر تا عدن به مشام برسد.
پیر و جوان کنند همی شکر نعمتششکر حقیقتی که در آن نیست زرق و فن
هوش مصنوعی: همهی افراد، چه پیر و چه جوان، به شکرانهی نعمتهای خداوند قدردانی میکنند. این شکرگزاری واقعی است که در آن هیچ نوع تظاهر یا نیرنگی وجود ندارد.
وان کودکی که هست به گهواره در هنوزدارد ز شکر نعمت او بر لبان لبن
هوش مصنوعی: این بیت به یک کودک اشاره دارد که هنوز در گهواره خوابیده و بر لبانش طعمی از نعمت شیرین زندگی جاری است. به عبارتی، این تصویرگر دنیای بیدغدغه و شادی است که او در آن به دنیا آمده و تجربه میکند.
باشد کم از فضایل او فضل دیگرانآری به قدر کم ز فرایض بود سُنن
هوش مصنوعی: فضیلتهای او ممکن است کمتر از فضایل دیگران به نظر برسد، اما در حقیقت، هرچقدر هم که کم باشد، ارزش آن به اندازهای است که از واجبات و اصول مهم زندگی برخوردار است.
گر در جهان به جود و مروت مثل شدندنُعمان و مَعْنِ زائده و سیفِ ذی بزن
هوش مصنوعی: اگر در دنیا به سخاوت و مردانگی مثالها جستجو کنی، نُعمان و مَعْن و سیف ذی زُنِی میتوانند الگو باشند.
هر سه کنند خدمت او گر خدای عرشارواح هر سه باز رساند سوی بدن
هوش مصنوعی: هر سه نفر به او خدمت میکنند، حتی اگر خداوند عرش و ارواح را نیز برگرداند به سوی بدن.
از کَیدِ اَهرِمن بود ایمن بهر مقامهر چند در زمانه بود گونهگون فتن
هوش مصنوعی: به خاطر نقشههای اهریمن، ایمنی از هر مقام وجود دارد، هرچند که در زمانه، فتنهها و مشکلات مختلفی پیش بیاید.
زیرا که او به سیرت و خلق فریشته استایمن بود فریشته از کیدِ اَهْرِمن
هوش مصنوعی: زیرا او از نظر سیرت و خُلق، مانند فرشتگان است و به همین دلیل از مکر و بدخواهی اهریمن در امان است.
بادی که بر زمین وقارش کند گذراز پشه پیل سازد و از صعوه کرگدن
هوش مصنوعی: بادهایی که بر زمین حرکت میکنند، میتوانند پشهها را مثل فیلها بزرگ کنند و لطافت آواز پرندگان را به صدای کرگدن تبدیل کنند.
مرغی که بر درخت خلافش زند صفیرافتد به محنت قفس و دام بابزن
هوش مصنوعی: پرندهای که بر درخت میخواند، در واقع در درد و رنج قفس و دام دیگران گرفتار است.
گرچه به صورت است مِحَن با مِجَن یکیهست از مِجَن تفاوت بسیار تا محن
هوش مصنوعی: هرچند که به ظاهر، میجن (شراب) و محن (کاسه) متفاوت به نظر میرسند، اما در حقیقت، هر دو از یک منبع و کیفیت هستند. تفاوتهای زیادی بین میجن و محن وجود دارد، در حالی که هر دو به نوعی با هم مرتبط هستند.
دین را بس آن دلیل که تدبیرهای اوستدر پیش تیرهای محن خلق را مجن
هوش مصنوعی: دین تنها به این دلیل اهمیت دارد که راهکارهای آن در برابر سختیها و مشکلات زندگی، برای انسانها راهگشا و مفید است.
ای مُکرِمی که دست تو ابری است مشکبارای مفضلی که طبع تو بحری است موج زن
هوش مصنوعی: ای کسی که دستت مانند ابری بارانزا است، و ای کسی که خُلق و ویژگیهایت مانند دریا پر از امواج و همیشه در جریان است.
ای رسم تو مُهَذّب و ای لفظ تو بدیعای خلق تو محبب و ای خلق تو حسن
هوش مصنوعی: ای شیوهات شگفتانگیز و ای سخنات نو و زیبا! چهرهات دوستداشتنی است و خلقتت دلانگیز و نیکو!
دنیا به روزگار تو خالی است از حزیندلها به اهتمام تو صافی است از حزن
هوش مصنوعی: دنیا در زمان تو از دلهای غمگین خالی است و به خاطر تلاش و توجه تو، از اندوه پاک و عاری شده است.
از دولت است کِشت امید تو را نباتوز نصرت است تیغ مراد تو را سَفَن
هوش مصنوعی: امید تو مانند گیاهی است که از نعمت و لطف خدا به بار نشسته و خواستههایت با یاری و پشتیبانی به تحقق میرسد.
آن کشت هست تازه همه ساله بیمطروان تیغ هست تیز همهساله بیمِسَّن
هوش مصنوعی: این زمین هر سال بهخوبی محصول میدهد و همیشه سرسبز و شاداب است، و این شمشیر همیشه تیز و آماده برای دفاع است.
از غایت کرم که تو را هست در سرشتبر حاسدان خویش به نیکی بری تو ظن
هوش مصنوعی: به خاطر محبت و بزرگی که در وجود تو هست، نسبت به حسادتکنندگان خود با خوبی رفتار کن و به آنها بدبین نباش.
داری روا اگر ز تو یابند حاسداندر زندگی هزینه و در مردگیکفن
هوش مصنوعی: اگر حسودان در زندگی تو هزینهای را پیدا کنند، این درست است که در زمان مرگ برایت کفن هم بخرند.
باد عقیدت تو در اقلیم روم و هندگر بر جهد به خاطر رهبان و بَرْهَمَن
هوش مصنوعی: اگر عقیده و ایمان تو مانند بادی در سرزمینهای روم و هند بوزد، پس باید تلاش کنی مانند راهبان و پیروان مکتب برهمن در اعتقادات و عمل به آنها.
آن سوی حق شتابد و برتابد از صلیبوین سوی دین گراید و برتابد ازوَثَن
هوش مصنوعی: در سوی حق، انسان به شتاب میپردازد و از نماد صلیب عبور میکند، و در این سو، دین توجهش را به سمت آنچه که به عنوان بت شناخته میشود، معطوف میکند و از آن فاصله میگیرد.
دارم شگفت تا قلم تو چگونه شدبیروح با تحرک و بیعقل با فطن
هوش مصنوعی: شگفتزده هستم که چگونه قلم تو بدون روح و بیعقل، همچنان به حرکت ادامه میدهد و تیزهوش به نظر میرسد.
هست اَکمهی بدیع که بیند همی جهانهست اَبْکمی غریب که گوید همی سخن
هوش مصنوعی: وجود دارد یک آدم نابینا که به تماشای دنیا میپردازد و همچنین یک فرد غریب و بینوا که بیوقفه صحبت میکند.
در دخل و خرج راهنمایی است مُعتَمَددر حل و عقد شکرگزاری است مُؤتَمَن
هوش مصنوعی: در برنامهریزی مالی، مدیریت هزینهها و درآمدها، راهنماییهای قابل اعتمادی وجود دارد که به ما کمک میکند. همچنین، شکرگزاری از نعمتها و منابعی که داریم، نشانهای از اعتماد و اعتبار است.
زیباتر است نَعتِ وی از صورت پریوالاترست قدر وی از پیکر پَرن
هوش مصنوعی: زیبایی نعمت و صفات او از زیبایی ظاهری یک پری بیشتر است و مقام و ارزش او بالاتر از هر جسم و پیکری است.
در چشم فتنه هست وَسَن با صریر اودر چشم بخت نیست ز تأثیر او وسن
هوش مصنوعی: در دنیای فتنه و حوادث، زیبایی او همچون روشنایی درخشان است، اما در نظر بخت و روزگار هیچ تأثیری از او وجود ندارد.
در تاختن همی به شب و روز خوانمشاز بس که او برد به شب و روز تاختن
هوش مصنوعی: در حال حرکت و پیشروی به سمت شب و روز او را میخوانم، چرا که او آنقدر در این شب و روزها پیشرفت کرده است که گویی پیوسته در حال دویدن است.
وز اتفاق تاختن او به روز و شببا روز روشن است شب تیره مُقْتَرن
هوش مصنوعی: به خاطر یک واقعه، حرکت او در روز و شب کاملاً واضح و روشن است و شب تیره به آن پیوسته است.
ای در جهان یگانه به آزادگی وجوددارم دلی یگانه بهشکر تو مُرْتَهَن
هوش مصنوعی: ای یکتا در این دنیا، من به خاطر آزادیام وجود دارم و دلی یکپارچه دارم که به خاطر تو سپاسگزارم.
تا گوهر مدیح تو در رشته کردهامکاسد شدست گوهر غوّاص و کوهکن
هوش مصنوعی: من در تلاش برای ستایش و توصیف تو هستم، اما در عین حال، ارزش و زیبایی جواهرات و گنجینههای دیگر، حتی جواهرات غواصان و کسانی که سنگها را استخراج میکنند، کم شده است.
مدح تو گوهری است نه از جنس آنگهرکاندر خزانهٔ مَلِکان است مختزن
هوش مصنوعی: ستایش تو، همچون الماسی است که در خزانهٔ پادشاهان نگهداری میشود و از جنس دیگر جواهرات نیست.
تا پیش بت سجودکند هر شَمَن که اوباشد به عشق و مهر بت خویش مُفْتَتَن
هوش مصنوعی: هر شمعی که به عشق و محبت بت خودش سجده میکند، به خاطر این عشق و شوق به او خیره و مجذوب شده است.
اندر سجود باد فلک پیش بخت توچونان که در سجود بود پیش بت شمن
هوش مصنوعی: در دعا و نیایش، وضعیت آسمان و ستارگان به نفع تو قرار دارد، مانند حالتی که بتپرستان در برابر بتهای خود سجده میکنند.
بادند راضی از تو به دنیا و آخرتشش تن گزیدگان خلایق زمرد و زن
هوش مصنوعی: هوای تو برای مردم دنیا و آخرت خوب و پسندیده است، و شش تن از بهترینهای خلق به خاطر تو انتخاب شدهاند.
در دهر شاه سنجر و خاتون و صدر دیندر آخرت محمد و زهرا و بوالحسن
هوش مصنوعی: در زمان حیات، شاه سنجر، خاتون و صدر دین قدر و منزلتی داشتند، اما در آخرت این مقام و منزلت به محمد، زهرا و بوالحسن تعلق دارد.
احباب تو زطالع مسعود شادمانواعدای تو زطایر منحوس ممتحن
هوش مصنوعی: دوستان تو از خوشبختی و شانس خوب شادمانند و دشمنانت از بدشانسی و نیکو نبودن سرنوشت رنج میکشند.
با تو نشسته دولت و بر تو خجسته عیدوز تو نماز و روزه پذیرفته ذوالمنن
هوش مصنوعی: با تو در کنارم خوشبختی و شادی وجود دارد و عیدها برای من خوشحال کننده هستند. از تو است که نمازم قبول میشود و روزهام پذیرفته میشود، ای که همواره بخشندهای.