شمارهٔ ۳۵۰
هوش مصنوعی: این شعر توصیف زیباییها و ویژگیهای محبوبی است که شاعر به او خطاب قرار داده است. شاعر از زیباییهای ظاهری مانند زلف، چهره و قامت محبوب صحبت میکند و اظهار میدارد که این زیباییها چقدر شگفتانگیز و دلربا هستند. او همچنین رابطه عاطفی خود را با محبوبش چنان توصیف میکند که جدایی و وصال او هر دو حس درد و شادی را به او میدهد.
شاعر در ادامه به ستایش شخصیتی بزرگ و قدرتمند میپردازد که با احسان و عدل خود، سرزمین را آباد کرده و در تاریخ به عنوان یک پادشاه بزرگ شناخته میشود. او از نعمتها و بخششهای این پادشاه میگوید و معتقد است که او به سبب صفات نیکش، در دل مردم جای دارد. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید میکند که چنین شخصیتی باید از عدالت و خرد خود پیروی کند تا نور و آرامش در عالم باقی بماند.
ای شکفته سنبل و شمشاد تو بر ارغوانای نهفته آهن و پولاد تو در پرنیان
هوش مصنوعی: ای گل سنبل و درخت شمشاد، زیبایی تو بر روی رنگ ارغوانی است. تو مانند آهن و فولاد در جنس نرم و لطیف پرنیان پنهان شدهای.
گه زسنبل زلف تو خرمن نهد بر لالهزارگه ز عنبر جعد تو پرچین نهد بر گلستان
هوش مصنوعی: گاهی پیچ و تاب زلف تو، مانند سنبل، بر دلنوشتههای باغ لاله میافزاید و گاهی عطر عنبر جعد تو، گلستان را خوشبو و زیبا میکند.
لالهٔ سیراب داری زیر مشک اندر پدیدلؤلؤ خوشاب داری زیر لعل اندر نهان
هوش مصنوعی: گل لالهای که به خوبی آبیاری شده، در زیر مشک آشکار است و مروارید زیبایی در آغوش لعل نهفته است.
تیر بالا و کمان ابرو تویی و جز تورامن ندیدستم ز سیم و غالیه تیر و کمان
هوش مصنوعی: تو مانند تیر و کمان زیبا و جذابی هستی و من هیچ کس دیگری را در زرق و برق و زیباییات مانند تو ندیدهام.
چهرهٔ تو هست باغ و قامت تو هست سروباغ خندان طرفه باشد بر سر سرو روان
هوش مصنوعی: چهرهٔ تو مانند باغی زیباست و قامتت مانند سروهایی است که در آن باغ روییدهاند. نگاه کردن به تو مرا شاداب میکند و خوشحالیام را به اوج میرساند.
ای میانت لاغر و چشمت سیاه از چه قِبَلروز من چون چشم داری و تن من چون میان
هوش مصنوعی: ای کمر باریک و چشمان سیاهت، چطور ممکن است روز من اینگونه باشد در حالی که تو چشمی داری و من بدنی دارم که تنها به میانت میسازد؟
ای دهانت تنگ و زلفت چَفته از بهر چراپشت من چون زلف داری و دل من چون دهان
هوش مصنوعی: ای دهانت کوچک و زلفت در هم پیچیده، چرا پشت من مانند زلفت کلافه و دل من مانند دهان است؟
هرکجا باشم ز وصل و هجر تو پیدا شوددر خزان من بهار و در بهار من خزان
هوش مصنوعی: هر جا که باشم، وجود تو باعث میشود که در فصل پاییزم بهاری حس کنم و در فصل بهارم خزان و دلتنگی را تجربه کنم.
هست هجر تو به وصل اندر چو بیم اندر امیدهست وصل تو به هجر اندر چو سود اندر زیان
هوش مصنوعی: فراق تو مانند وصالی است که در دل آن ترس وجود دارد و وصال تو مانند فراق است که در آن سود و زیانی نهفته است.
روی تو ماه زمین است و نباشد بس عجبگر ز نور او خورد تشویر ماه آسمان
هوش مصنوعی: در چهره تو زیبایی همچون ماه بر زمین است و این جای شگفتی دارد اگر ماه آسمان از نور تو روشن شود.
فرخ آن کس کز دل صافی بود مانند منفتنهٔ ماه زمین و بنده شاه زمان
هوش مصنوعی: سعادت برای کسی است که دلش پاک و صاف باشد، مانند من که تحت تأثیر زیباییهای دنیا و جاذبههای زمانه قرار نگرفتهام.
سایهٔ یزدان معزالدین والدنیا که هستدین و دنیا را از او تایید و عز جاودان
هوش مصنوعی: سایهٔ خداوند معزالدین، یعنی او که دین و دنیا به واسطهٔ وجودش تأیید و با عزت پایدار میشود.
تا به گردون در کواکب را قران باشد همیاو بود در دین و دنیا بیقرین صاحبقران
هوش مصنوعی: تا زمانی که در آسمانها، ستارهها همراه با یکدیگر چرخش داشته باشند، او در دین و دنیا بیهمتا و همپای یکی از بزرگترین شخصیتهاست.
تا قیامت روشنی از دولت او باقی استگوهر طغرل بک و جغری بک و الب ارسلان
هوش مصنوعی: تا همیشه روشنی و نیکی از حکومت او باقی خواهد ماند، همچون جواهر طغرل و بزرگی جغری و الب ارسلان.
مگذر از فرمان او کاندر خط فرمان اوستقاف تا قاف زمین و شرق تا غرب جهان
هوش مصنوعی: از دستورات و خواستههای او عبور نکن، چون همه چیز از قاف تا قاف زمین و از شرق تا غرب جهان تحت فرمان اوست.
طاعت او در خرد بایسته چون در دل خردخدمت او در روان شایسته چون در تن روان
هوش مصنوعی: پیروی از او در خرد و اندیشه لازم است، همانطور که عشق و خدمت به او در دل و روان انسان شایسته و پسندیده است.
هر که سربی طاعتش دارد نهد بر خاک سرهرکه جان بیخدمتش دارد دهد بر باد جان
هوش مصنوعی: هر کسی که از روی بندگی و اطاعت به کسی احترام میگذارد، سر خود را به خاک میگذارد. اما کسی که جانش را در خدمت او قرار نمیدهد، جانش به هدر میرود.
ای جوان دولت شهی کز همت و احسان توستنعمت خرد و بزرگ و حشمت پیر و جوان
هوش مصنوعی: ای جوان، تو نعمت و شان و منزلت را به همت و kindness خود بخشیدهای و این نعمتها شامل خرد و بزرگی برای همه، پیر و جوان است.
نیست از مهر تو در آفاق فارغ یک ضمیرنیست از شکر تو در اسلام خالی یک زبان
هوش مصنوعی: هیچ دلی در دنیا از محبت تو خالی نیست و هیچ زبانی در اسلام از سپاسگزاری تو تهی نیست.
آنگروهی کز بزرگان فتحها آرند یادخواندهاند از هر دری تاریخهای باستان
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که افرادی که به یاد بزرگانی که فتحها و پیروزیهای مهم را کسب کردهاند، میپردازند، تاریخهای باستان را از منابع و حوزههای مختلف مطالعه و بررسی کردهاند.
سربهسر دستان شناسند آن همه تاریخهاچون بخوانند ازکتاب فتح تو یک داستان
هوش مصنوعی: همهٔ داستانهای تاریخ، وقتی که از کتاب پیروزی تو یک روایت را بخوانند، به خوبی شناخته میشوند.
تا به شهر اصفهان در ساختی تو دار ملکتوتیای چشم شاهان است خاک اصفهان
هوش مصنوعی: ای کاش شهری به زیبایی اصفهان بسازی، زیرا خاک اصفهان، به مانند توتیای چشم، درخشش و زیبایی خاصی دارد که نظر شاهان را به خود جلب میکند.
ایدری توشاد و خرم وز نهیب تیغ توستهم به مصر اندر خروش و هم به روم اندر فغان
هوش مصنوعی: تو شاداب و سرزندهای و به خاطر قدرت و تاثیر تو، هم در مصر جست و خیز و شادی وجود دارد و هم در روم ناله و فریاد به گوش میرسد.
خلق را معلوم شد کاندر جهان هرگز نبودچون تو شاهی ملک بخش و خسروی گیتی ستان
هوش مصنوعی: مردم فهمیدند که در این دنیا هرگز کسی مانند تو وجود نداشته است. تو پادشاهی هستی که ملک را میبخشی و فرمانروایی بر جهان را در دست داری.
زان دل صافیت چون خورشید ناپیدا زوالزان کف کافیت چون دریای ناپیدا کران
هوش مصنوعی: از دل پاک و صافی تو، مانند خورشید که ناپیداست، زوال و افول فاصله دارد. و از دستهای تو، مانند دریای نامشخص و بیکران است.
نعمت اندر نعمت است و نصرت اندر نصرت استجنت اندر جنت است و بوستان در بوستان
هوش مصنوعی: خوشیها و برکات پشت سر هم هستند و یاری و کمک نیز به دنبال هم میآید. نعمتها به گونهای هستند که یکی پس از دیگری بر زندگی ما میافزایند و زیبایی و سرسبزی در زندگیامان به وفور پیدا میشود.
ملک فی ضمنالسلامه خلق فی دارالسلاممال فی حصنالامانه دهر فی ظلالامان
هوش مصنوعی: پادشاه در امنیت و آرامش زندگی میکند، مردم در سرزمین صلح و دوستی هستند، اموال در پناه امانتداری محفوظ است و زمان در سایهای از امنیت سپری میشود.
خسروا پیرایهٔ شاهی بود احسان و عدلسیرت تو هست این و عادت تو هست آن
هوش مصنوعی: خسرو، زینت و نمایندهٔ پادشاهی، احسان و عدل هستند و رفتار تو همین است و این سنت تو است.
تا بپاید نور و ظلمت هم برین سیرت بپایتا بماند آب و آتش هم بر این عادت بمان
هوش مصنوعی: تا زمانی که نور و تاریکی به همین شکل ادامه داشته باشد، باید پایدار بمانند تا آب و آتش نیز به این عادت ادامه دهند.
همچنین فرخنده رای و شاد طبع و شادخوارهمچنین پیروزبخت و کامکار و کامران
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف افرادی میپردازد که از نظر روحیه، خوشحال و شاداب هستند و در زندگی خود موفقیتهای زیادی را تجربه کردهاند. این افراد با خوشحالی و سرزندگی زندگی میکنند و در راههای مختلف به پیروزی میرسند.