شمارهٔ ۳۶۰
هوش مصنوعی: این متن به ستایش و مدح وزیری میپردازد که در دوران پادشاهی خود به عدالت و خیرخواهی مشغول است. شاعر از بزرگی و صفات نیکوی او حرف میزند و بیان میکند که جوانان و پیران به او مدح میگویند. او مانند کمانی است که در برابر مخالفانش میایستد و نیکی و فضیلت او را به زبان میآورد. در شعر اعلام میشود که زندگی و روزگار بهتر در زیر سایهسار عدالت او خواهد بود و همه افراد باید از او راضی باشند. علاوه بر این، شاعر بر این نکته تأکید دارد که هیچکس در زمان او زیان نخواهد دید، چرا که وی به همه جهانیان امنیت و برکت میبخشد. در پایان، شاعر آرزوی تداوم خوشی و سعادت برای او و دورانش دارد.
جهان و هرچه در اوست آشکار و نهانمسلم است به عدل وزیر شاه جهان
هوش مصنوعی: در این جهان، همه چیز، چه آشکار و چه پنهان، به تساوی و عدل وزیر شاه بزرگ بستگی دارد.
جوان و پیر همی مدح و شکر او گویندکه هست همت او کارساز پیر و جوان
هوش مصنوعی: جوانان و پیران همه به ستایش و قدردانی از او میپردازند، زیرا تلاش و ارادهاش برای آنها مؤثر و سودمند است.
میان او کمری دارد از سعادت و فخربدین سبب همه کس پیش اوست بسته میان
هوش مصنوعی: او به خاطر خوشبختی و افتخاری که دارد، کمر باریکی دارد و به همین دلیل همه افراد نزد او هستند و به او احترام میگذارند.
دهان دهر دهد بوسه بر بنان و کَفَشکجا شود قلم اندر کفش گشادهزبان
هوش مصنوعی: زمانه میتواند بر روی دست و دستان تو بوسه بزند، اما چگونه ممکن است قلم در دستان کسی باشد که زبانش آزاد و گویاست؟
کمانگر است مگر کلک تیر پیکر اوکه ساختهاست ز قد مخالفانش کمان
هوش مصنوعی: آیا او کمانگری نیست که تیرکهایش از قامت دشمنانش ساخته شده است؟
روان به خدمت او تازه شد چون دل به خردخرد به طاعت او تازه شد چون تن به روان
هوش مصنوعی: روان انسان وقتی به خدمت او مشغول میشود تازه و شاداب میگردد، همانطور که وقتی دل به خرد و اندیشه میسپارد، خرد هم با پیروی از او تازه و سرزنده میشود، مانند زمانی که تن با روح در ارتباط است.
بیان نبود معالی و جاه را زین پیشکنون ز سیرت او یافتند هر دو بیان
هوش مصنوعی: از قبل، جایگاه و مقام او به وضوح بیان نمیشد، اما اکنون با دیدن رفتار و اخلاق او، هر دو جنبه (مقام و سیرت) مشخص گشتهاند.
به جان خرند بزرگان رضای او و سزدکه نیک بختی و تأیید را خرند به جان
هوش مصنوعی: بزرگان به خاطر رضایت او سختیها را تحمل میکنند و شایسته است که خوشبختی و موفقیت را نیز با جان و دل بپذیرند.
نهان و غیب شدست آشکار خاطر اوز بهر آن که یکی دارد آشکار و نهان
هوش مصنوعی: دل او به گونهای است که هم رازهای پنهان خود را دارد و هم آنچه را که نمایان کرده است، اما این آشکاری فقط به خاطر وجود یک اصل مشترک است.
هَوان ندیده کس اندر هوای دولت اوهمی ز بهر چه گویند در هوی است هوان
هوش مصنوعی: هیچکس در عالم آرزوهایش تا به حال مانند او را ندیده است، پس دیگران از روی حسادت یا شادی، صحبتهای بیاساسی دربارهاش میکنند.
فغان کنند همی دشمنان ز کینهٔ اوبلیکند همهکس از هلاک خویش فغان
هوش مصنوعی: دشمنان از دشمنی و کینهورزی او فریاد میزنند و همه از خطر نابودی خود شکایت دارند.
سنان نیزه او خصم را بسوزد دلمگرکه نیزهٔ او را ز صاعقه است سنان
هوش مصنوعی: نیزه او مانند آتشی است که دشمن را میسوزاند، مگر اینکه نیزهاش به قدرت صاعقه است و این قدرت او را از آسیب حفظ میکند.
جنان شود ز خیال خلاف او چو سَقَرسقر شود ز نسیم رضای او چون جنان
هوش مصنوعی: بهشت از خیال غیر او به وجود میآید، مانند اینکه باده در مستی به وجود میآید و بهشت میشود از نسیم خشنودی او، مانند بهشت واقعی.
بخوان به نامش یک مدح و بعد از آن هر روزهزار نامهٔ دولت به نام خویش بخوان
هوش مصنوعی: با نام او یک مدح زیبا بخوان و پس از آن هر روز هزاران نامهٔ دولتی را به نام خودت قرائت کن.
نشان طبعش و حلمش یکی ز من بشنوگر از گران و سبک بایدت دلیل و نشان
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بدانید که او چقدر انسان باهوش و با خویشتنداری است، خودم به تو میگویم. اگر به دلایل گرانقدر و یا سبکی نیاز داری، این را در وجود او میتوانی مشاهده کنی.
گران نماید با طبع او هوای سبکسبک نماید با حلم او زمینگران
هوش مصنوعی: با خلق و خوی او، فضا سنگین و جدی میشود، اما با صبر و حلم او، زمین و دنیای پیرامون، سبک و آسان میگردد.
اماندهِ همه عالم تویی خداوندابه عالم از قلم توست فتح باب امان
هوش مصنوعی: ای پروردگار، تو پناه و رحمت همه موجودات هستی. این جهان از فضل و قلم توست که به روی همه باز شده است و به ما امید و امنیت میبخشد.
به نان و نام بود قصد هر کسی و همیز خدمت تو رسد هر کسی به نام و به نان
هوش مصنوعی: هر کسی به دنبال نان و نام است و همه به خاطر خدمت به تو به این اهداف دست مییابند.
زیان نکرد کسی کاو رضا و مهر تو جستکسی که مهر و رضایت نجست کرد زیان
هوش مصنوعی: هیچکس که به دنبال رضایت و محبت تو بود، ضرر نکرد؛ اما کسی که به دنبال محبت و رضایت نرفت، ضرر کرد.
زمان زمام به دست تو داد تا محشربلی به دست تو بهتر بود زمام زمان
هوش مصنوعی: زمان به تو اختیار داد تا در روز قیامت، به خوبی امور را در دست بگیری و مدیریت کنی، زیرا به دست تو بهتر مدیریت میشود.
عنان مرکب بخت تو از مجرّه سزدچو مرکب از فلک آید بود مَجّره عنان
هوش مصنوعی: سرنوشت و خوشبختی تو بهطور طبیعی تحت تأثیر قدرتی بزرگ و فراگیر قرار دارد، بهگونهای که مانند حرکت یک اسب که از آسمان تأثیر میپذیرد، سرنوشت تو نیز تحت تأثیر نیروهای بالاتر شکل میگیرد.
عیان تویی به سخا و همه جهان خبر استخبر جه باید جایی که حاضرست عیان
هوش مصنوعی: تو نمایانِ سخاوتی و همه جهان از این موضوع مطلع هستند. چه نیازی به خبر است وقتی که آنچه باید گفته شود، خودت به وضوح جلوهگر هستی؟
از آن دو دست تو دارم عجب که گویی هستنظام مشرق از این و قوام مغرب از آن
هوش مصنوعی: من از دستان تو شگفتزدهام، چون به نظر میرسد که نظام دنیا در طرف شرق وابسته به یکی از آن دستان است و استقامت عالم در طرف غرب به دست دیگر تو بستگی دارد.
دخان کلک تو نوری است چشم عالم راشگفت و نادر باشد به فعل نور دخان
هوش مصنوعی: دخان قلم تو مانند نوری است که چشمهای جهان را شگفتزده و شگفتانگیز میکند. این عمل، مثل نور، نادر و عجیب است.
ضمان دادن روزی تو کردی از همه کسمبارک است بر ایام تو خجسته ضمان
هوش مصنوعی: این عبارت به معنای این است که وقتی کسی ضمانت میکند که روزی و روزگار خوبی خواهی داشت، این ضمانت میتواند مایه خوشحالی و خوشبختی در زندگیات باشد. از این رو، این مژده و نوید برای روزهای آیندهات خوشایند و فرخنده است.
مکان ندید کسی عقل را مگر آن کسکه دید شخص مکین تو را گرفته مکان
هوش مصنوعی: هیچکس نتوانسته عقل را درک کند، مگر آن کسی که وجود تو را به عنوان یک موجود واقعی درک کرده باشد.
گران ندید کسی روزگار عدل تو راسعادت ابدی را کسی ندید گران
هوش مصنوعی: هیچکس فراوانی روزگار عدل و انصاف تو را ندیده است و سعادت ابدی را نیز کسی به قدر کافی درک نکرده است.
زبان من چو ستایش کند صفات تو راهمه تنم شود اندر ستایش تو زبان
هوش مصنوعی: وقتی زبانم به ستایش ویژگیهای تو میپردازد، تمام وجودم در مسیر ستایش تو قرار میگیرد.
قِران مشتری و زهره تا همیباشدبرون ز دولت تو هر دو را مباد قران
هوش مصنوعی: تا وقتی که ستارههای مشتری و زهره در کنار هم هستند، نباید از دولت تو خارج شوند یا دور شوند.
بمان به شادی و خوشی هزار سال تمامهزار بس نبود صد هزار سال بمان
هوش مصنوعی: به خوشی و شادی زندگی کن و هزار سال بمان، که فقط هزار سال کافی نیست و بهتر است صد هزار سال زندگی کنی.
خزان و جشن خزان هر دو حاضر اند به همهمیگذار به شادی خزان و جشن خزان
هوش مصنوعی: هر دو، یعنی فصل پاییز و جشن آن، به هم نزدیک شدهاند. بنابراین، بیایید این جشن و زیباییهای پاییز را با شادی جشن بگیریم.