شمارهٔ ۳۸۷
هوش مصنوعی: این شعر به مدح و ستایش یک پادشاه میپردازد که از او به عنوان "شه شرق" و "ارسلان ارغو" یاد میشود. شاعر خواهان دوری چشم بد و حسادت از این دولت میمون است و بیان میکند که پادشاه به خوبی و کامیابی اسکندر و به پیروزی افریدون دست یافته است.
سپس، شاعر به فتح و پیروزیهای پادشاه در میادین نبرد اشاره میکند و به شجاعت و دلیرانی که در سپاه او هستند، افتخار میکند. او تصاویر زیبا و شاعرانهای از پیروزیها و شکست دشمنان ترسیم میکند، به طوری که زمین و هوا تحت تأثیر قدرت و اقتدار سپاه پادشاه قرار گرفته است.
شاعر در ادامه به قدرت و استقامت پادشاه اشاره کرده و از وی به عنوان یک رهبری حقطلب یاد میکند که دشمنان خود را ذلیل و ناامید ساخته است. او از امیدوار بودن به آینده و پیروزیهای بیشتر در دوران سلطنت این پادشاه سخن میگوید و در نهایت خواستار ادامه موفقیتهای او برای همیشه است.
خدایا دور کن چشم بد از این دولت میمونوزین شاه مبارک رای ملک آرای روزافزون
هوش مصنوعی: خدایا، چشمهای حسد و بدخواهی را از این دولت خوشیمن و با شکوه دور کن، و برکت و موفقیتهای روزافزون را برای این شاه بزرگ و پادشاهی بختیار و نیکو کار حفظ فرما.
شهشرق ارسلان ارغو که هست اندر جهانداریبه بهروزی چو اسکندر به بیروزی چو افریدون
هوش مصنوعی: آرتور ارسلان، که در دنیا فرمانروایی میکند، مانند اسکندر در خوشبختی و مانند افریدون در پیروزی است.
به هر ماهی که نوگردد نصیب او ز هفت اختریکی ملک است دیگر سان یکی فتح است دیگرگون
هوش مصنوعی: هر بار که ماه جدیدی آغاز میشود، شانس آن فرد از میان هفت سیاره یکی به عنوان دولتی نو یا بخشی دیگر از زندگیاش پدیدار میشود و همچنین یک پیروزی تازهای در انتظار او است.
خردمندان دولت را به تاریخ فتوح اندرشگفتیها زیادت گشت ازین معنی که رفت اکنون
هوش مصنوعی: افراد خردمند از موفقیتها و پیروزیهای گذشته شگفتزده میشوند و این احساس در آنها بیشتر میشود زیرا که این پیروزیها دیگر متعلق به گذشته هستند و اکنون به یادآوری میآیند.
ملک چون سوی مرو آمد سپه را داد دستوریبه قهر و غارتِ گردنکشانِ مفسد و ملعون
هوش مصنوعی: زمانی که پادشاه به مرو آمد، فرمانی صادر کرد تا به طور قهرآمیز به غارت و نابودی کسانی که گردنکش و مفسد بودند، بپردازند.
سپاه او همه بودند شیران و جهانگیرانظفر بر تیغشان عاشق هنر بر طبعشان مفتون
هوش مصنوعی: تمامی سربازان او مانند شیران دلیر و پیروزمند بودند. مهارت و هنر بر شمشیرهایشان جلوهگر و بر روحشان تاثیر داشت.
زدوده تیغها اندر کف ایشان چو نیلوفرشده نیلوفر از خون بداندیشان چو آذریون
هوش مصنوعی: تیغها در دستان آنها به مانند نیلوفر پاک شده است، و نیلوفر از خون بداندیشان، همانند آذریون، پدید آمده است.
زمین از عکس خنجرشان شده مانند بیجادههوا از رنگ مِطرَدشان شده مانند بوقلمون
هوش مصنوعی: زمین به خاطر زخمهای خنجر دشمنان به شدت آسیب دیده و حالتی بیراه و آشفته پیدا کرده است، مثل اینکه آسمان به دلیل تغییر رنگ به حالت ناهنجار و غیرعادی درآمده، همچون بوقلمون که به خاطر تغییر رنگش نمایان میشود.
غریو و نعرهٔ ایشان به سوی مه شد از ماهیتبه شد بدسگالان را طلسم و تَنبُل و افسون
هوش مصنوعی: صدای بلند و نعرههای آنها به سمت ماه رفت و بهواسطهٔ آن، طلسم و جادوگری بدخواهان از بین رفت.
یکی شد مرده در بیشه یکی شد کشته در وادییکی شد خسته بر بالا یکی شد بسته بر هامون
هوش مصنوعی: شخصی در جنگل مرده است، دیگری در بیابان کشته شده، یکی دیگر خسته و ناتوان در قلهای نشسته و فردی هم به دروازهای بسته شده در کنار دریا.
یکی را باد در حنجر ز تلخی گشت چون حَنظلیکی را مغز در تارک زسردی گشت چون افیون
هوش مصنوعی: یکی به سبب تلخی، گلویش به باد درآمد، مثل میوهی تلخی که حنظل نام دارد. دیگری به خاطر سردی، مغز سرش دچار مشکل شد، مانند اثرات سردی افیون.
یکی را شد به طبع اندر ز فکرت شادمانی غمیکی را شد به چشم اندر زحیرت روشنایی خون
هوش مصنوعی: یک نفر از دیدن شادی و خوشحالی درونش احساس خوشبختی میکند، اما دیگری به خاطر حیرت و تعجبی که دارد، از دیدن واقعیت دچار غم و اندوه میشود.
برفتند از میانشان چندکس آشفته و حیرانبجستند از میانشان چند تن بیچاره و محزون
هوش مصنوعی: چند نفر از آنها گیج و سردرگم رفتند و تعدادی نیز به شدت ناراحت و بیچاره از بینشان دور شدند.
زهی رای سر شاهان زهی عزم شه ایرانمدار دولت عالی دلیل طالع میمون
هوش مصنوعی: ایده و فکر والای پادشاهان، و اراده و عزم پادشاه ایران، که برتری و عظمت حکومت را نشان میدهد، به وسیلهٔ شانس و بخت خوب تحت حمایت قرار دارد.
دلیران را بهکردار زبونان خسته جان و تنامیران را به کردار اسیران کرده خوار و دون
هوش مصنوعی: بزرگان و دلیران با رفتار و کردار ضعیفان خسته میشوند، و جان و تن امیران بهگونهای است که مانند اسیران کوچک و بیپشتوانه جلوه میکنند.
اگر لشکرکشد زایدر شه مشرق به ترکستانخطر جفت ختاگردد بلا جفت بلاساغون
هوش مصنوعی: اگر پادشاهش از جانب مشرق به ترکستان لشکرکشی کند، خطر بزرگی در انتظار خواهد بود که مصیبتهای زیادی به وجود خواهد آورد.
سپاهش در خراسان است و سَهمش بر لب دجلهرکابش در نشابورست و بیمش بر لبِ جیحون
هوش مصنوعی: سپاه او در خراسان مستقر است و سهم او در کنار دجله قرار دارد. همچنین زین او در نشابور است و او از خطر در کنار جیحون میترسد.
تف تیغ و دم خشمش همیشه بر بد اندیشانبهسان دعوت موسی است بر هامان و بر قارون
هوش مصنوعی: تیغ و دمی که خشم او دارد، مانند دعوت موسی به هامان و قارون، همواره بر بد اندیشان فرود میآید.
یکی را تیغ او در آب با هامان کند همبریکی را خشم او در خاک با قارون کند مقرون
هوش مصنوعی: یکی با شمشیرش در آب به هامان ضربه میزند و دیگری با خشمش در خاک قرین با قارون میشود.
همیشه روزگارِ خسروِ مشرق چنین خواهمسعادت را شده تاریخ و دولت را شده قانون
هوش مصنوعی: من همیشه آرزو دارم که روزگار خسرو مشرق همین گونه باشد، که سعادت و خوشبختی به تاریخ و قوانین تعلق داشته باشد.
خدایش ناصر و رهبر سپهرش بنده و چاکرحسودش هر زمانکمتر فتوحش هر زمان افزون
هوش مصنوعی: خدای او حمایتکننده و راهنمای اوست و او خود بنده و خدمتگزار کسانی است که حسود او هستند. هر زمان موفقیتهای او کمتر میشود، بر افتخاراتش افزوده میشود.
ولی در حفظ فرمانش عزیز از طالع فرخعدو در بند و زندانش ذلیل از اختر وارون
هوش مصنوعی: در حالی که او به خوبی از فرمانش محافظت میکند، دشمنش که خوش شانس است در بند و زندانی است و از ستارههای بداقبالی رنج میبرد.