شمارهٔ ۴۲۶
هوش مصنوعی: این شعر به تعریف و تمجید از یک شخصیت برجسته یا شاه اختصاص دارد و به ویژگیهای ایشان چون عدالت، فضل و قدرت میپردازد. شاعر میگوید که این شخصیت به عنوان شهریار و خسرو زمانه، کارهای خوبی برای جامعه انجام داده و در نظر مردم جایگاه والایی دارد. او به عنوان منبع رحمت و حمایت از خلق، در مقایسه با شخصیتهای تاریخی مانند داود و علی، ارجمند و قابل احترام است. همچنین از قدرت و عظمت این شخصیت در مقابل سایر پادشاهان و حتی عناصر طبیعی مانند دریا و آفتاب سخن میگوید و نقش او را در دین و شریعت به عنوان حلال و در خور توجه میداند. در نهایت، شاعر تأکید میکند که این شخصیت همواره در خدمت بندگان و در ارتباط با خداوند است و مورد حمایت و احترام است.
ای روزگار ساخته آموزگار توروز جهان برآمده در روزگار تو
هوش مصنوعی: ای ایام، تو همچون معلمی هستی که روزگار را شکل دادهای؛ روزی که جهان آغاز شده، اکنون در زمان تو به وقوع پیوسته است.
تو شهریار و خسرو خلق زمانهایواندر زمانه نیست کسی شهریار تو
هوش مصنوعی: تو پادشاه و بزرگترین شخصیت مردم زمانهای و در این زمان هیچ کسی به اندازه تو بزرگ نیست.
کار زمانه ساخته کردی به عدل خویشوایزد به فضل ساخته کردست کار تو
هوش مصنوعی: تو با عدالت خود، کارهای زمانه را سامان دادهای و خداوند به فضل و رحمت خویش، کارهای تو را به انجام رسانده است.
در زینهار خالق هفت آسمان توییخلق زمین به عدل تو در زینهار تو
هوش مصنوعی: ای خالق هفت آسمان، تویی که زمین را به عدل خود خلق کردهای. من از تو سپاسگزارم و به تو پناه میآورم.
صاحبقران ملک تویی در تبار خویشداود همچنان بود اندر تبار تو
هوش مصنوعی: ای پادشاه قران، تو در اصل و نسب خود شبیه داود هستی و ویژگیهای او در نسل تو نیز وجود دارد.
سعدین را مقابله بوده است بر فلکروزیکه آفرید تورا کردگار تو
هوش مصنوعی: سعدی و سعدین در آن روز که خدا تو را آفرید، با هم در برابر آسمان قرار گرفتند.
فغفور چین پیاده به خدمت دوان شودگر بگذرد بهکشور چین یک سوار تو
هوش مصنوعی: اگر یک سوار از کشور تو به چین برود، حتی فغفور چین (پادشاه چین) هم به خدمت او خواهد آمد و خویشتن را در پیش او به زحمت خواهد انداخت.
ای چون علی و تیغ تو مانند ذوالفقاردشمن به باد داده سر از ذوالفقار تو
هوش مصنوعی: ای کسی که مانند علی هستی و شمشیر تو همچون ذوالفقار، دشمنان را به باد میکنی، سر آنها را با قدرت شمشیر تو از تن جدا میکنی.
هرگه که آفتاب تو را بیند ای ملکخواهد که اوفتد ز فلک درکنار تو
هوش مصنوعی: هر بار که آفتاب تو را ببیند، ای پادشاه، آرزو میکند که از آسمان پایین بیفتد و در کنار تو قرار گیرد.
گر بگذری به جانب دریا شهنشهادریا خجل شود زکف بَدره بار تو
هوش مصنوعی: اگر به سمت دریا بروی، دریا از زیبایی و جلال تو شرمنده میشود و به خاطر بار و گنجی که با خود داری، خجالت خواهد کشید.
در ملت و شریعت پیغمبر خداینخجیر شد حلال زبهر شکار تو
هوش مصنوعی: در میان مردم و قوانین دین پیامبر، خداوند شکار را برای تو حلال قرار داده است.
شاهان بر انتظار شکارند خسرواباشد شکار تو همه بر انتظار تو
هوش مصنوعی: پادشاهان منتظر شکار هستند، اما تو تنها شکار آنان هستی که همه منتظر تو هستند.
از آرزوی آنکه یکی را کنی شکارنخجیر برکشد رده بر رهگذار تو
هوش مصنوعی: از آرزوی این که کسی را شکار کنی، خودت به دام میافتی و باعث میشوی که در مسیرت مانع ایجاد شود.
از روزه آنچه رفت تو را بود حقگزارباقی بود موافق و خدمتگزار تو
هوش مصنوعی: از روزهایی که سپری شده، تنها وظیفهای که بر عهدهات بود را انجام دادی و باقیمانده زمان نیز به نفع تو و خدمت به تو پیش رفته است.
زانجا که دین توست ز هر مه که نو شودپیوسته ماه روزه بود اختیار تو
هوش مصنوعی: از آنجایی که دین تو است، هر گاه که ماه جدیدی ظهور کند، همواره این ماه به تو مرتبط خواهد بود و انتخاب با توست.
تا چرخ را همیشه مدار است بر مدرجز بر سریر ملک مبادا مدار تو
هوش مصنوعی: تا زمانی که حرکت دنیا ادامه دارد، مبادا که تو از فرمانروایی و قدرت خود خارج شوی.
مداح تو معزّی و راوی شکر لبانتو یار بندگان و خداوند یار تو
هوش مصنوعی: مداح تو کسی است که در مقام تسلی دادن به others است و راوی شیرینی سخنان تو نیز همراه بندگان و خداوند، یاور توست.