شمارهٔ ۴۳۹
هوش مصنوعی: غزلی دربارهٔ عشق و زیبایی زندگی و بندگی است که در آن شاعر به وصف سلمیٰ و تاثیر او بر زندگی انسانها میپردازد. او از ورود سلمیٰ به حله و خوشحالیاش از این دیدار میگوید و نعمتهای الهی را در زندگیاش میستاید. شاعر از غم و رنجهای خود صحبت میکند که با آمدن سلمیٰ به مسرت تبدیل میشود. در ادامه، به مدح سلطانی میپردازد که برکات و سعادت را برای مردم به ارمغان آورده و اشاره میکند که بندگان به او روی میآورند تا حاجاتشان را برآورده کند. در نهایت، شعر به تمجید از جایگاه شاه و نعمتهایی که در دنیا و آخرت برای بندگان فراهم آورده میپردازد.
تا به سلامت به حِلّه آمد سَلْمیٰخُلد شد از خرّمی چو جنّت ماوی
هوش مصنوعی: وقتی سلامتی به حله رسید، زندگی از شادی همچون بهشت زیبا شد.
آب گرفت از لبش حلاوت کوثرخاک گرفت از رخش طراوت طوبی
هوش مصنوعی: آب میوهای شیرین از لبانش جاری شد و خاک از زیبایی چهرهاش خرم و سرزنده گردید.
باد چو بر زلف او وزید جهان راداد به بیروزی و سعادت بُشری
هوش مصنوعی: زمانی که باد در موهای او وزید، جهان را به حالت پیروزی و خوشبختی سوق داد.
این دل غمگین خلاص یافت ز حیرتوین تن مسکین نجات یافت زبلوی
هوش مصنوعی: این دل غمگین از حیرت رهایی پیدا کرد و این جسم بینوا از ظاهر نجات یافت.
باز به لیلی رسیده دلشده مجنونباز به مجنون رسیده دلشده لیلی
هوش مصنوعی: مجنون دوباره به عشق لیلی رسیده و لیلی هم دوباره به یاد مجنون آمده است.
سلمی با ما سلام کرد به خوشیباد همه شادی و سلامت سلمی
هوش مصنوعی: سلمی با ما به خوبی سلام کرد و این سلامی خوشایند است. امیدوارم که همه شاد و سالم باشند.
رحمت ایزد بر آن نگار که رویشکرد معطر نگارخانهٔ مانی
هوش مصنوعی: رحمت خداوند بر آن معشوقی که چهرهاش عطرآگین کرده است گالری آثار مانی.
شکر خداوند را که بار غم اوبر دل بدگوی هست و بر دل ما نی
هوش مصنوعی: خدا را شکر که بار غم و ناراحتی بر دل کسانی که بد میگویند سنگینی میکند، ولی بر دل ما این بار وجود ندارد.
دل نکشد بار غم چو باز ببیندبارگه مجْد ملک سید دنیی
هوش مصنوعی: دل نمیتواند بار سنگین غم را تحمل کند وقتی که دوباره نیکی و عظمت مقام سید دنیا را مشاهده کند.
بدر زمین، شمس دین، موید دولتصدر زمان اسعد محمد موسی
هوش مصنوعی: در این متن به ستارهای درخشان اشاره شده که نماد روشنی و هدایت است. این ستاره به فردی بزرگ و ممتاز نسبت داده شده که در زمان خود به عنوان یک پیشوای دینی و اجتماعی شناخته میشود. او نقش مهمی در هدایت مردم و پیشبرد امور جامعه دارد و به عنوان شخصی با فضیلت و مقام والای انسانی و معنوی معرفی شده است.
بار خدایی که از سعادت او یافتهرچه همی از زمانه کرد تمنی
هوش مصنوعی: خدای من، همه چیزهایی که از خوشبختی او به دست آوردم و هر خواستهای که از زمانه داشتم، به خاطر لطف او بوده است.
دولت او سعد اکبر است جهان راهست ز تاثیر او سعادت کبری
هوش مصنوعی: نعمت و خوشبختی او بسیار بزرگ است و بر جهان اثر مثبت میگذارد، به طوری که همه در سایه وجود او به سعادت و خوشحالی دست مییابند.
مجلس او را ز بس جلالت و رفعتمهر سزد مسند و سپهر مُصَّلی
هوش مصنوعی: به خاطر بزرگی و عظمت او، مجلسش به مانند عرش آسمان، مناسب و شایسته است.
از قِبَل خدمتش ز عالم ارواحمیل بود روح را به قالب موتی
هوش مصنوعی: از جانب او، روح به سمت زمین کشش دارد و به جسم مادی متمایل میشود.
نیست به مُنهیش حاجت از قبل آنکهرچه رود آسمان بدو کند اَنْهی
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که نیازی به پیشگویی یا احتیاط نیست، چرا که هر چیزی که در آسمان اتفاق بیفتد، به سوی او خواهد رفت و به سرانجام خود خواهد رسید.
مملکت شاه را ز خصم تهیکردهمچو نبی کعبه را ز لات و ز عُزّی
هوش مصنوعی: شاه کشورش را از دشمنان پاک کرد، مانند اینکه پیامبر کعبه را از بتهای لات و عزی پاک ساخت.
خصم نگیرد قرار پیش ضمیرشطور نگیرد قرار پیش تجلی
هوش مصنوعی: دشمن نمیتواند در برابر ضمیر خود آرام بگیرد و نمیتواند در مقابل تجلی وجود خود استراحت کند.
نور ضمیرش کند به دیدهٔ خصمانآنجه زمرّد کند به دیدهٔ افعی
هوش مصنوعی: نور وجودش باعث میشود که دشمنانش نیز او را ببینند، همانطور که زمرّد در چشمان افعی قرار میگیرد.
بر ره دنیا نهاد مایه ز احسانبر ره عقبی نهاد توشه زتقوی
هوش مصنوعی: در مسیر زندگی، بخششها و کارهای نیک را به عنوان سرمایه بگذار و برای آن جهان آخرت، توشهای از تقوا و پرهیزگاری فراهم کن.
مایه و توشه چنین نهد به همه حالآنکه به دنیی بود عزیز و به عقبی
هوش مصنوعی: این فرد در هر وضعیتی، توشه و سرمایهای برای خود جمعآوری میکند، حتی اگر در دنیا انسان باارزشی باشد و در آخرت نیز مورد توجه قرار گیرد.
جان به تن اندر شدست منشی مدحشجان کند انشاد چون غزل کند انشی
هوش مصنوعی: روح من در جسم قرار گرفته و در وصف او، جانم میرود. وقتی او غزل میسراید، حتی کلمات نیز چنان دلانگیز میشوند که جان میدهند.
دهر نویسندهٔ مناقب او شددهر نویسد چو آسمانکند املی
هوش مصنوعی: زمان، داستاننویس فضائل او شد. چنانکه آسمان، نوشتهها را مینویسد.
ای به سزا صاحبی که هر که به رغبتپیش تو آید زدیگران کند ابری
هوش مصنوعی: ای صاحب برحق که هر کسی با میل و رغبت به سمت تو بیاید، در نظر دیگران به مانند ابر میباشد و در قدرت توست که او را از دیگران جدا کنی.
چون تویی اندر جهان سزای تقدمخلق جهان را چه حاجت است بهشوری
هوش مصنوعی: وقتی تو در این دنیا وجود داری، دیگر نیازی به بررسی و تحلیل جهان و خلقت آن نیست.
مفتی دولت تویی و هست همیشهقصهٔ حاجات خلق پیش تو فتوی
هوش مصنوعی: تو مفتی کشور هستی و همیشه در مورد نیازهای مردم، سوالات و درخواستهای آنها را پیش خودت بررسی میکنی.
حل کند اندر زمان سعادت کلیمشکل آن را که بشنود ز تو آری
هوش مصنوعی: هر کسی که از تو بشنود، میتواند مشکلات کلید سعادت را در زمان خود حل کند.
آنکه به یک شب محمد قرشی رابرد ز بیتالحرم بهمسجد اقصی
هوش مصنوعی: کسی که در یک شب محمد (ص) را از خانه کعبه به مسجد الاقصی برد.
داد تو را حلم و علم خضر و براهیمحکم سلیمان و پارسایی یحیی
هوش مصنوعی: تو دارای صبر و دانش خضر، توانایی قضاوت سلیمان و پاکدامنی یحیی هستی.
چون رود اندیشه در ضمیر تو گوییدرکف موسی همی رود دم عیسی
هوش مصنوعی: وقتی که اندیشه و فکر در وجود تو جریان دارد، گویی که مانند عصای موسی قدرت و انرژی را به همراه دارد و زندگی را به حرکت درمیآورد، یا مانند روح عیسی که سلامتی و حیات را به ارمغان میآورد.
قاعدهٔ ملک شد به رای تو محکمرای تو چون حجت است و ملک چو دعوی
هوش مصنوعی: میگوید که قدرت و سلطه بر اساس نظر و نظر تو است؛ به این معنا که نظر تو مانند حجت و دلیل محکم است و سلطنت نیز همچون ادعایی است که بر مبنای آن تأسیس شده است.
خامهٔ تو سست و لاغرست ولیکنملک و خزانه به توست محکم و فربی
هوش مصنوعی: دست تو شاید نازک و ضعیف باشد، اما قدرت و ثروت در اختیار تو است و به استحکام و فراوانی میرسد.
آرزو آید همی نجوم فلک راکز تو شناسند بر زمین خط اجری
هوش مصنوعی: آرزو میکند که ستارههای آسمان تو را بشناسند و نشانهای از نیکوییهایت بر زمین بیابند.
بار خدایا پس از مدایح سلطانهست همه مدحها به نام تو اولی
هوش مصنوعی: خداوندا، بعد از ستایشهای پادشاه، همهی تعریفها و مدحها سزاوار تو هستند و شایسته است که ابتدا به تو اختصاص یابند.
در صفت تو سخنوران جهان رانثر به نثره رسید و شعر به شِعْری
هوش مصنوعی: در وصف تو، بلاغتسازان دنیا به جایی رسیدند که نثر آنها به همدیگر شباهت پیدا کرد و شعرهایشان نیز به یکدیگر شباهت یافت.
هست معزی به دولت تو عجم راهمچو عرب را جریر و اخطل و اعشی
هوش مصنوعی: معزی با نعمت و فضل تو برای عجم مانند جریر، اخطل و اعشی برای عرب است.
کرد ز خانه به خدمت تو تَقَرُّببنده تَقَرُّب کند به خدمت مولی
هوش مصنوعی: بنده برای نزدیک شدن به معشوق از خانه بیرون آمده است.
گر دل او کرد آرزوی روی تو نشکفتآرزوی عافیت کند دل مرضی
هوش مصنوعی: اگر دل او خواستار چهره تو باشد، آرزوی آرامش برایش ممکن نیست، چون دل بیمار است.
از جهت آن رسید دیر به خدمتکز خطر راه بود با غم و شکوی
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه مسیر پرخطر و دشواری داشتم، به خدمت شما دیر رسیدم و این موضوع باعث ناراحتی و گلایهام شد.
صعب رهی کاندرو نصیب نیابدآدمی از زاد وگوسفند زمرعی
هوش مصنوعی: راهی دشوار است که در آن انسان از دارایی و ثروت بهرهای نمیبرد.
خار درو تیزتر ز نشتر و سوزنآب درو تلختر ز حنظل و دفلی
هوش مصنوعی: خاری که درو میکنی، تیزتر از تیغ و سوزن است و آبی که از آن میگیری، تلختر از میوهای تلخ و زهرآگین است.
ساده همه دشتها چو تارک اقرعخشک همه حوضها چو دیدهٔ اعمی
هوش مصنوعی: دشتها به سادگی و بیژرفایی میمانند مثل سرِ کچل، و حوضها همچون دیدههای کور، بی آب و زندگی هستند.
آفت و بلوی کشیده بنده ولیکنبود دل و گوش او به آیت نجوی
هوش مصنوعی: بنده درگیر مشکلات و سختیهاست، اما دل و گوشش به پیامهای پنهانی و الهامات معنوی گوش فرا میدهد.
گرچه مرض داشت از سموم بیابانکرد علاجش نسیم درگه اعلی
هوش مصنوعی: با وجود اینکه او از بیماریهای ناشی از سمیات بیابانی رنج میبرد، نسیم خوشی که از درگاه عالی میوزید، به درمان او کمک کرد.
عروه وثقی قبول توست رهی راهست تمسک همه به عروه وثقی
هوش مصنوعی: عروه وثقی، پیوند محکم و قابل اعتمادی است که همه به آن چنگ میزنند و پناه میبرند. به همین دلیل، راهی برای دست یافتن به این پیوند باید وجود داشته باشد.
تاکه بود در زمین به قدرت باریآب و هوا را همیشه منفذ و مجری
هوش مصنوعی: تا زمانی که قدرت الهی در زمین وجود دارد، آب و هوا همیشه به عنوان وسیله و مجری عمل میکند.
تا که بود در خریف برگ چنارانراست چو دست خضاب کرده به حنی
هوش مصنوعی: در زمان پاییز، برگهای چنار به رنگی شبیه به حنایی و زیبا در میآیند و در این حالت به نظر میرسد که مانند دستانی که با رنگ خضاب شدهاند، شگفتانگیز و جذاب هستند.
زیر مراد تو باد گنبد گردونزیر نگین تو باد عالم صغری
هوش مصنوعی: به تو خوش بگذرد، همچنان که آسمان بالای سر تو ادامه دارد و جهان کوچک به خاطر تو در آرامش باشد.
حق به تو افروخته چو عقل به ایماندین به تو آراسته چو لفظ به معنی
هوش مصنوعی: خداوند نیکی را در وجود تو قرار داده است، همانطور که عقل، ایمان را در خود جای داده است. دین نیز در تو تجلی یافته است، مانند این که کلمات معنا پیدا میکنند.
چاوش ایوان تو به هیبت بهمنحاجب درگاه تو به حشمت کسری
هوش مصنوعی: دربان ایوان تو با شکوهی چون بهمن و سواری تو با عظمت و جلالی مانند کسری است.
آمده شادی به بارگاه تو هر روزچون به مِنی حاجیان به موسم اضحی
هوش مصنوعی: هر روز شادی و خوشحالی به حضور تو میآید، مانند حجاجی که در روزهای خاص مراسم قربانی، به مِنا میروند.