شمارهٔ ۴۴۶
هوش مصنوعی: این شعر به شادی و افتخار در مورد تولد پسری از یک پادشاه اشاره دارد که نشانهای از برکت و سعادت است. شاعر از زیباییهای باغی که نمایانگر مملکت و پادشاهی است صحبت میکند و آن پسر را ثمرهای تازه و خوشیمن میداند. در ادامه، از ویژگیهای این پادشاه جدید مانند عدل و انصاف او یاد میکند و به جشنها و سرورهایی که در سرزمین او برپا شده، اشاره مینماید. همچنین، شاعر تأکید میکند که این پسر به دلیل صفات خوب پدر خود انتخاب شده و در مملکتش به خوبی عمل خواهد کرد. در نهایت، او فضای بزم و شادی را توصیف کرده و از زیباییها و نعمتهایی که در طبخ و بزم این پادشاه دیده میشود، یاد میکند.
گشت تابنده ز گردون معالی قَمَریگشت تابنده ز دریای معانی گهری
هوش مصنوعی: از آسمانها، ماهی درخشان و زیبا به وجود آمده که همچون جواهر در دریاهای معانی میدرخشد.
سال تو فرخ و فرخنده شد از شادی آنکملکالعرش عطا داد ملک را پسری
هوش مصنوعی: سال تو خوش و مبارک شد به خاطر شادی که پروردگار، فرمانروای عرش، پسر را به پادشاهی عطا کرد.
ملک باغ است و در آن باغ ملک سنجر هستشجری تازه که آورد نو آیین ثمری
هوش مصنوعی: در این باغی که به عنوان ملک شناخته میشود، ملک سنجر به تصویر کشیده شده است. در اینجا درختی تازه و نو ظهور دارد که میوههای جدید و خاصی را به ارمغان آورده است.
همه آرایش باغ از شجر و از ثمرستاینتْ میمون ثمری وینتْ همایون شجری
هوش مصنوعی: تمام زیباییهای باغ به درختان و میوههایی است که دارد. تو میوهای خوشمزه و ارزشمند هستی و آن درختی که تو را پرورانده، درختی گرانقدر و باارزش است.
دیرگاه است که تا گوش بزرگان جهاننشنیدست از این بهتر و خوشتر خبری
هوش مصنوعی: مدت زیادی است که بزرگان جهان خبری بهتر و خوشتر از این نشنیدهاند.
آنکه در ملک بدین سور همی مژده دهدهستگویی سخن اندر دهن او شکری
هوش مصنوعی: شخصی که در این جشن و سرور از خوشحالی و شادی خبر میدهد، گویی که در دهانش شیرینی وجود دارد.
از ثری تا به ثریا همه جشن است اکنونوز ثریا همه سورست کنون تا به ثری
هوش مصنوعی: از زمین تا آسمان، همه جا جشن و شادی است و از آسمان تا زمین، حالا همه جا پر از سرور و نشاط است.
گر ملک شاه زدنیا بهسوی عقبی شدآنک آمد بهسعادت سوی دنیا دگری
هوش مصنوعی: اگر پادشاه از دنیا به سمت عقب برود، به سوی سعادت دنیای دیگری خواهد آمد.
آمد آن پاکنژادی که سوی طالع اوهست سعدین فلک را به سعادت نظری
هوش مصنوعی: شخصی پاکنژاد و خوشبخت به دنیا آمده است که بخت و اقبال خوب به همراه دارد و به سعادت و خوشی چشم دوخته است.
آمد آن خسرو عادلکه به انصاف و به عدلاز جهاندار بشیرست سوی هر بشری
هوش مصنوعی: آن پادشاه عادل و نیکوکار که به انصاف و عدالت شناخته شده، به سوی همه مردم به عنوان مژدهدهندهای از جانب پروردگار میآید.
آمد آن شاه که در دولت دین خواهد بودهمجو جد و پدر خویش به حق دادگری
هوش مصنوعی: شاهی آمد که در زمان حکومتش به دین و دیانت اهمیت خواهد داد و به راستی به جد و پدر خود احترام خواهد گذاشت.
مملکت گیرد و لشکر کشد و گنج نهدهست در طالع او زین همه معنی اثری
هوش مصنوعی: کشور به دست میآورد، سپاهی فراهم میکند و ثروت جمع میسازد، همه اینها در سرنوشت او نوشته شده است و از اینهمه معنا و مفهوم هیچ اثری نمیبیند.
شهریارا، تو درختی و بر توست پسراینت شایسته و بایسته درختی و بری
هوش مصنوعی: شهریارا، تو همانند درختی هستی و فرزند تو باید همچون درختی دیگر، شایسته و بایسته باشد.
نه عجبگر پسری چون پسر تو نبودکه نبود از ملکان چون پدر تو پدری
هوش مصنوعی: جای تعجب نیست اگر پسری مثل تو در میان پسران نباشد، چون از میان پدران، پدری مانند تو وجود ندارد.
هست در بزم تو هر روز دگرسان طربیهست در رزم تو هر سال دگرگون ظفری
هوش مصنوعی: در مهمانی تو هر روز حال و هوای جدیدی وجود دارد و در میدان جنگ تو هر سال پیروزیها متفاوت است.
بارها عزم سفر کردهای از بهر ظفرو آمدستی به حضر با ظفر از هر سفری
هوش مصنوعی: تو بارها تصمیم به سفر گرفتهای تا به پیروزی برسی، اما همیشه به خاطر پیروزی، به نزد ما بازگشتهای.
گر به فغفور فرستی ز غلامان سپهیور به چپیال فرستی زسواران نفری
هوش مصنوعی: اگر به فغفور (سلطانی بزرگ) بفرستی، باید از میان غلامان سپاهی انتخاب کنی و اگر به چپیال (نظامی دربار) بفرستی، باید از میان سواران یک نفر را بفرستی.
هر دو آیند میان کرده به کردار کمانپیش تو بسته به خدمت به میان بر کمری
هوش مصنوعی: هر دو نفر به سوی تو میآیند و مانند کمان در حالتی خمیده بهسوی تو نزدیک میشوند تا به تو خدمت کنند، گویی که بر کمری خاص ایستادهاند.
ندهد دل به خلاف تو مگر تیره دلینکشد سر ز وفاق تو مگر خیرهسری
هوش مصنوعی: دل به تو خلاف نمیورزد مگر اینکه دلش تاریک و اندوهگین باشد و بر سر سازگاریات نرود، مگر اینکه کسی بیخود و ناپخته باشد.
در مصافت فَزَع و مشغلهٔ حَشر بدیدآنکه آورد به رزم تو ز توران حشری
هوش مصنوعی: در مسیر جنگ و در میان هیاهو و مشغلههای روز قیامت، آن کسی را دیدی که از سرزمین توران برای نبرد با تو آمده بود.
گاه پیکار برآید زدل اعدا دودگر رسد ز آتش تیغ تو به اعدا شرری
هوش مصنوعی: گاهی جنگ و نبرد از دل دشمنان برمیخیزد، اما اگر شعلهی آتش شمشیر تو به آنها برسد، آتش و شرر از آن به پا میشود.
هرکه یکشب به خلاف توکند دیده فرازنبود تا به قیامت شب او را سحری
هوش مصنوعی: هر کسی که یک شب بر خلاف تو عمل کند، همچون کسی است که تا قیامت، سحرگاهش در ظلمات خواهد ماند و هیچگاه نمیتواند روشنایی ببیند.
تیغ تو خلق جهان را زبلاها سپرستدر جهان جز تو که کردست ز تیغی سپری
هوش مصنوعی: تیغ تو به عنوان سلاحی قوی، مدافع خلقت جهان است و هیچکس جز تو نیست که بتواند از این سلاح برای محافظت استفاده کند.
چشم بر جود تو دارند همه خلق جهانکه جهان جمله به چشم تو ندارد خطری
هوش مصنوعی: همه موجودات عالم به لطف و بخشش تو نگاه میکنند، زیرا جهان بدون توجه به نگاه تو هیچ تهدیدی ندارد.
گرچه اندیشه زهر چیز همی برگذردچون به قدر تو رسد نیز نیابد گذری
هوش مصنوعی: هرچند تفکر و اندیشه میتواند از هر موضوعی عبور کند، اما وقتی به اندازه تو برسد، دیگر نمیتواند از آن عبور کند.
نیست ممکن که به فرّ تو بود هر ملکینیست ممکن که چو یاقوت بود هر حجری
هوش مصنوعی: امکان ندارد که همه موجودات به مانند تو بزرگ و بافرّ شوند، و نمیتوان هر سنگی را به مانند یاقوت باارزش و زیبا دانست.
دانشت هست و جوانی و جوانمردی هستبیشتر زین نبود در همه عالم هنری
هوش مصنوعی: تو دانش و جوانی و جوانمردی داری و این ویژگیها در هیچ هنر دیگری به اندازهی این سه چیز ارزشمند نیست.
تا جهان است تو باشی مَلِک تاجورانبر رکاب تو به خدمت سر هر تاجوری
هوش مصنوعی: تا زمانی که دنیا برپاست، تو سلطنت کنی و همه خدمتگزاران و افراد درخت به تو خدمت کنند و در کنار تو باشند.
شادمان از تو به فردوس برین جان پدربخت بر بزم تو بگشاده ز فردوس دری
هوش مصنوعی: از خوشحالی تو، جان پدر به بهشت شاد است و بخت تو در میخانهات درهای بهشت را به روی خود گشوده است.
جام زرّین تو پر گشته ز یاقوت روانساقی بزم تو یاقوتلبی، سیمبری
هوش مصنوعی: جام طلایی تو پر از یاقوت شده است. ساقی در میانه جشن، یاقوت لب و نقرهای مینوشد.