شمارهٔ ۱۸
هوش مصنوعی: این شعر در مورد عشق و بندگی است. شاعر میگوید که بندگی برای محبوب (یار) سزاوار است و هیچ چیز در جهان مانند حضور او مهم نیست. او تاکید میکند که فقط بندگی محبوب ارزشمند است و در غیر این صورت خطا است. همچنین اشاره میکند که تا زمانی که محبوب در کنار او باشد، زندگی و فعالیتها معنادار و با نشاط خواهد بود. در نهایت، عشق واقعی به گونهای است که حتی فاصلهای کوچک هم میتواند دردسرساز باشد و عشق را زخم میزند.
بنده بودن تورا سزا باشدچون تو اندر جهان کجا باشد
هوش مصنوعی: بنده بودن تو شایسته است، زیرا در دنیا هیچکس به اندازه تو ارزشمند نیست.
گرکنم بندگیت هست صوابجز تو را بندگی خطا باشد
هوش مصنوعی: اگر انجام دادن بندگی تو کار درستی باشد، پس هر نوع بندگی دیگری اشتباه خواهد بود.
تا تو در شهر یار ما باشیکار در شهر کار ما باشد
هوش مصنوعی: تا زمانی که تو در شهر محبوب ما هستی، همه چیز در شهر به نفع ما خواهد بود.
نشود با نشاط بیگانههر که با وصلت آشنا باشد
هوش مصنوعی: هر کسی که طعم عشق را چشیده باشد، نمیتواند از شادی و سرور دور شود.
عاشقت را نفسگسسته شودگر ز تو یک نفس جدا باشد
هوش مصنوعی: محبوب تو اگر یک لحظه از تو دور شود، جان عاشقت به تنگ میآید و بینفس میشود.