شمارهٔ ۴۴
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عواطف عمیق یک عاشق نسبت به معشوق است. شاعر از وفاداری و دیانت خود نسبت به معشوق صحبت میکند و میگوید که هرگز به او جفا نکرده و تمام درد و رنجهایش از جانب معشوق است. او تأکید میکند که حتی اگر معشوق جز جفا نکند، او همواره به او وفا خواهد کرد. همچنین به اهمیت وجود معشوق اشاره میکند و میگوید که جان خود را نیز تنها برای او میخواهد و بیرضایت او هیچ لذتی برایش معنا ندارد. در نهایت، شاعر ابراز میکند که هر روز برای زیبایی معشوق سجده میکند و تنها در حضور او احساس آرامش میکند.
جانا جفا نکردم هرگز به جای توکارم به جان رسید زجور و جفای تو
هوش مصنوعی: ای محبوب، من هرگز به تو بیوفایی نکردم، اما کار من به جایی رسیده است که از درد و جفای تو به جانم رسیدهام.
هرچند جز جفا نکنی تو به جای منحقا که جز وفا نکنم من به جای تو
هوش مصنوعی: اگرچه تو به من هیچ آسیب و جفایی نمیزنی، اما من هم به خاطر تو وفاداری جز وفا را از خود نشان نخواهم داد.
دل بردهای اگر ببری جان روا بودزیرا که جان نخواهم جز از برای تو
هوش مصنوعی: اگر دل مرا ببری، گرفتن جانم جایز است، چون من جز برای تو از جانم چیزی نمیخواهم.
ور صد هزار جان بود ای دوست مرمرامن وقف کردهام به دعا و ثنای تو
هوش مصنوعی: اگرچه عمرم به اندازه صد هزار جان باشد، ای دوست، من تمام وجودم را صرف دعا و ستایش تو کردهام.
من بیرضای تو نکنم عیش در بهشتحاشا که دوزخ است مرا بیرضای تو
هوش مصنوعی: من بدون رضایت تو هیچ لذتی از بهشت نمیبرم، زیرا اگر تو راضی نباشی، حتی بهشت هم برای من جهنمی خواهد بود.
هر روز بر امید جمالت هزار بارسجدهکنم به پیش سریر و سرای تو
هوش مصنوعی: هر روز به خاطر زیبایی تو هزار بار در برابر تخت و خانهات سجده میکنم.