شمارهٔ ۳۰
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به فتح غزنین اشاره میکند و از فضل و ثروت پادشاه، یعنی محمود غزنوی، سخن میگوید. او از سخاوت پادشاه یاد میکند که به او هدایایی چون زر و دیبا و جواهرات بخشیده است. شاعر همچنین بیان میکند که در کنار او، زیباييهایی چون فیروزه و لعل وجود دارد و او از لباسهای گرانبها و مجلل برخوردار است. در پایان، شاعر برتری بخششهای محمود را بر دیگر شاعران مشهور مانند زینبی و فرخی تأکید میکند و میگوید که سخاوت او در مقایسه با دیگران بینظیر است.
کردم اندر فتح غزنین ساحری در شاعریکرد پرگوهر دهانم پادشاه گوهری
هوش مصنوعی: در پی موفقیت در غزنین، توانستم با هنر شاعری و سخنوری خود، به اندازهای ارزشمند و گرانبها صحبت کنم که مانند یک پادشاه با جواهرات گرانبها به نظر میرسید.
دست رادش در دهانم درّ دریایی نهادچون ببارید از زبانم پیش او درّ دری
هوش مصنوعی: دست رادش چیزی باارزش و گرانبها را در دهان من گذاشت، و وقتی آن را بیان کردم، مانند جواهرات درخشان از زبانم بیرون آمد.
پادشا بخشد به شاعر زرّ و دیبا و قصباو مرا این هر سه بخشید و جواهر بر سری
هوش مصنوعی: پادشاه به شاعر طلا و پارچههای نرم و زیبا و چیزهای گرانبها عطا میکند. او به من هم از این سه مورد بخشیده و جواهرات با ارزشی بر سرم گذاشته است.
درکنارم درّ و فیروزه است و لعل از جود اودر وثاقم جامهٔ رومی و زرّ جعفری
هوش مصنوعی: کنار من سنگهای قیمتی و زیبا وجود دارد و این هدیهای از سوی اوست که مرا در آغوش گرفته است. لباس رومی و زر جنیفر هم بر تنم است.
هرگز از محمود غازی این عطا کی یافتندزینبی و عسجدی و فرخی و عنصری
هوش مصنوعی: هرگز عطا و بخشش محمود غازی مانند چیزی که زینبی، عسجدی، فرخی و عنصری دریافت کردند، پیدا نشد.
گر زند از جود محمودی به گیتی داستانگشت باطل جود محمودی ز جود سنجری
هوش مصنوعی: اگر داستان بخشندگی محمود در دنیا مشهور شود، این بخشندگی به سبب بخشندگی سنجر به تذکر نمیماند.