شمارهٔ ۴۵
هوش مصنوعی: شاعر از دوری یار محبوبش احساس ناراحتی و بیقراری میکند. با رفتن او، آرامش و قرار از دلش رفته و چشمانش پر از اشک شده است. او میگوید هر چیزی که از دلش برود، از نگاهش نیز محو خواهد شد.
تا از برم آن یار پسندیده برفتآرام و قرار از دل شوریده برفت
هوش مصنوعی: پس از آنکه آن دوست زیبا و دلنشین از کنارم رفت، آرامش و آسودگی از دل آشفتۀ من ناپدید شد.
خون دلم از دیده رواست از آنکاز دل برود هر آنچه از دیده برفت
هوش مصنوعی: اندوه عمیق من از چشمانم جاری است، زیرا هر چیزی که از نظر دور شود، از دل نیز فراموش میشود.