بخش ۲ - حکایت
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف سفر خود به روستای رستاق میپردازد. او و همراهانش با عجله از عراق به آنجا میآیند و در حاشیه آبی روان استراحت میکنند. چشمانداز روستا پر از نعمت است، اما مردم آن زرد و نحیف به نظر میرسند. یکی از همراهان به زمین میرود تا میوهای برداشت کند، اما با دیدن دقت خداوند رز، متوجه میشود که گرفتن بیش از اندازه میوه درست نیست و بهتر است هر کس به اندازه خود از نعمتها بهره ببرد. در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که انسان باید در مصرف نعمتها احتیاط کند و به اندازه نیاز خود و دیگران میوه برداشت کند.
رسیدیم وقتی به رستاق ریدهی بود از عرصه هر کوی (؟)
هوش مصنوعی: وقتی به روستای ری رسیدیم، از هر گوشه و کناری مردم مشاهده میشدند.
به تعجیل می آمدیم از عراقبه اسبان عنان داده همچون براق
هوش مصنوعی: ما با شتاب و سرعت از عراق حرکت میکردیم و سوار بر اسبهایمان به گونهای میتاختیم که مثل اسب سریعالسیر براق بود.
گروهی مصاحب فرود آمدیمبر آب روان سایه بان ها زدیم
هوش مصنوعی: گروهی همراه هم بر کنار آب روان آمدیم و سایهبانهایی برپا کردیم.
جهانی پر از نعمت بی قیاسولی هر که زو خورد رأسا به راس
هوش مصنوعی: دنیا پر از نعمتهای فراوان و بینظیر است، اما تنها کسی میتواند از آنها به درستی بهرهمند شود که با آگاهی و بصیرت به سراغ این نعمتها برود.
زن و مردشان زرد و زار و نحیفرز و باغ پر میوه های لطیف
هوش مصنوعی: زن و مرد در حالی که نزار و رنجور به نظر میرسند، گویی مانند گل رزی در باغی پر از میوههای خوشمزه و لطیف قرار دارند.
یکی رفت تا میوه ای آوردوزان میوه خود کم کسی جان برد
هوش مصنوعی: یک نفر رفت تا میوهای بیاورد و از آن میوه، تنها یک نفر جان سالم به در برد.
در افتاد و می چید انگورهاخداوند رز گفت از دورها
هوش مصنوعی: در حال نزاع و چیدن انگورها، خداوند به آرامی سخن گفت و از دوردستها به ما نگریست.
به تعجیل در خود چه افتاده ایبخور گر به مردن رضا داده ای
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که اگر در حالتی هستی که نمیتوانی از زندگی لذت ببری یا دچار نگرانی هستی، چرا سریعاً به فکر مرگ هستی؟ اگر به مرگ راضی هستی، پس چرا از زندگی خود به درستی استفاده نمیکنی و از آن بهرهمند نمیشوی؟
بس است این که چیدی مچین بیش ازیننکرد این دلیری کسی پیش ازین
هوش مصنوعی: این کافی است که تو گردن بیفکنی، دیگر از این نتوانم تحمل کرد. هیچ کس پیش از این چنین دلیرانه عمل نکرده است.
غلام از خداوند رز شد بتابندانست خاصیت خاک و آب
هوش مصنوعی: به وجود آمدن یک بنده از خاک و آب، نشاندهندهی قدرت خداوند است، گرچه او نمیداند که این مایهها چه ویژگیهایی دارند.
بله مرد گفت ای خداوند دهبه هر مرد یک خوشه انگور ده
هوش مصنوعی: مرد گفت: ای خدا، به هر مردی یک خوشه انگور بده.
بدو گفت چندین مکوش ای غلامکه یک خوشه زین ده نفر را تمام
هوش مصنوعی: به او گفت: ای غلام، اینقدر تلاش نکن که یک خوشه از این ده نفر را به تنهایی به پایان برسانی.
نگویم ز بهر کمابیش خویشگرت جان بکارست مستیز بیش
هوش مصنوعی: نمیگویم که به خاطر خودم است، اگر جانت در خطر باشد، بیشتر از آنچه که لازم است، از خودت محافظت کن.