بخش ۱
هوش مصنوعی: در این شعر، نویسنده به اهمیت خدمت به پادشاه و ویژگیهای لازم برای یک خدمتگزار خوب اشاره میکند. او چهار ارکان اصلی عالم را (آتش، باد، آب و خاک) به عنوان نمادهای صفات انسانی معرفی میکند و میگوید که خدمت به پادشاه به وجود صفات نیکو در فرد بستگی دارد.
نویسنده تأکید میکند که خدمتکار باید شکرگزار باشد و در عذر تقصیر کوشیده و تلاش کند تا همیشه در حد و اندازه خود عمل کند. او هشدار میدهد که هر گونه طمع و حرص میتواند منجر به عدم رضایت و خشم پادشاه شود.
شاعر همچنین به پیچیدگیهای خدمت و معایب آن اشاره میکند، از جمله ترس و نگرانی از عواقب. او میگوید که خدمت باید با صداقت و بدون انتظار پاداش انجام شود و هر فرد باید مراقب رفتار و کردار خود باشد.
در نهایت، نویسنده تجربیات ناگوار را به عنوان نشانههایی از خطر در خدمت ذکر میکند و بر اهمیت زیرکی و احتیاط در این زمینه تأکید دارد. در کل، پیام شعر درباره دشواریهای خدمت به پادشاه و ضرورت ویژگیهای اخلاقی و رفتاری مناسب برای موفقیت در این عرصه است.
در ابداع، قسّام لیل ونهارنهادست ارکان عالم چهار
هوش مصنوعی: در خلاقیت و نوآوری، تقسیم کنندۀ شب و روز به چهار عنصر اصلی جهان شکل داده است.
برین چار هر یک سه معنی دهدکه شرحش زبان قلم می دهد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که هر یک از چهار حالت یا موضوع، سه تفسیر متفاوت دارد، و برای توضیح آن، قلم و زبان به مدد میآیند.
بود آتشش سرکش و تند و تیزچو بادش لطیف و سبک، زود خیز
هوش مصنوعی: آتشی که در وجود او شعلهور است، خشمگین و تند و تیز میباشد، اما در عین حال مانند باد، نرم و سبک و سریعالحرکت است.
چو آبش شتابنده و نرم و پاکامین خویشتن دار ساکن چو خاک
هوش مصنوعی: اگر مانند آب سریع، نرم و پاک باشی، باید خود را مانند خاک ثابت و آرام نگهداری.
کسی خدمت پادشا را نکوستکه این چند اخلاق در نفس اوست
هوش مصنوعی: کسی که به پادشاه خدمت میکند، باید دارای چند ویژگی خوب در درون خود باشد.
سرای دو در در همه روزگاربدین چار ارکان بود استوار
هوش مصنوعی: خانهای با دو در در تمامی زمانها بر چهار پایه استوار است.
کسی کو به خدمت ببندد میانتقرّب نماید به صدر کیان
هوش مصنوعی: کسی که در خدمت دیگران باشد، در حقیقت به مقام و جایگاه بلندی نزد پادشاهان و فرمانروایان نزدیک میشود.
اگر دارد این چند خصلت نخستکند آنگه ارکان خدمت درست
هوش مصنوعی: اگر کسی دارای این چند ویژگی باشد، آنگاه میتواند پایههای خدمت را به درستی بنا نهد.
طمع جز به ناکامی و رنج و غممکن چون نهادی به خدمت قدم
هوش مصنوعی: نیازی به امیدواری به نتیجهای که ممکن است ناکام بماند و باعث درد و غم شود نداریم، زیرا وقتی به چیزی وابسته شویم، فقط خود را در خدمت آن قرار دادهایم.
که چون دل نهادی به آسودگیتناور نباشی به فرسودگی
هوش مصنوعی: اگر دلت را به آرامش بسپاری، دیگر در سختی و ناملایمات فرسوده نمیشوی.
به آسانی و راحت خویشتنبه جور طمع در مده بیش، تن
هوش مصنوعی: به سادگی و آرامش خود را به دام طمع نیانداز.
چه دانی مگر پیشت آید غمیکه با خویشتن برنیایی همی
هوش مصنوعی: تنها زمانی متوجه غم و اندوهی میشویم که آن غم به سراغ خودمان بیاید و به تجربهاش کنیم.
چو با دل بدادی به اوّل قراردر آن غم دلت کم کند اضطرار
هوش مصنوعی: وقتی که دل خود را به او دادید و در آغاز رابطه قرار گذاشتید، این عشق کم کم میتواند اضطراب و نگرانیتان را کاهش دهد.
و گر پادشا از سر کبر خویششود طیره روزی ز اندازه بیش
هوش مصنوعی: اگر پادشاه به خاطر تکبر و غرورش برکسی تعدی کند، ممکن است روزی خود به اندازهای دچار مشکل و پریشانی شود که نتواند تحمل کند.
نگویی که این طیرگی از کجاستکه از خوف سلطان دری در رجاست
هوش مصنوعی: نگو که این پرنده از کجا آمده است، چرا که از ترس سلطانی در این جا فرود آمده است.
ملک از سر نخوت و خیرگیکند بی سبب گه گهی طیرگی
هوش مصنوعی: پادشاه از روی خودخواهی و سرمستی، گاهی بدون دلیل، اقداماتی عجیب و غریب میکند.
وگر با تو کرد از درشتی خطابچنان دان که با غیر تست آن عتاب
هوش مصنوعی: اگر کسی با تو به تندی صحبت کند، بدان که او همان گونه با دیگران هم رفتار میکند.
تو خود را غلط گیر و حجّت منهکراھیتی زان به دل ره مده
هوش مصنوعی: به خودت نگاه کن و اشتباهاتت را بررسی کن، و دلیلی برای سختی پیش نیار.
به خدمت بود آن سزاوارترکه هر دم کند شکر بسیارتر
هوش مصنوعی: کسی که به خدمت مشغول است، سزاوارتر است که هر روز بیشتر و بیشتر قدردانی کند.
اگر چه مقصّر نباشی ولیکبه جدّ کوش در عذر تقصیر نیک
هوش مصنوعی: هرچند که ممکن است مقصر نباشی، اما به جدیت تلاش کن تا عذر و برائت خود را به خوبی ارائه دهی.
به فعل و عمل پای برجای دارکه قول مجرّد نباید بکار
هوش مصنوعی: در کارها و اعمالت ثابت قدم باش، زیرا فقط گفتن بدون عمل فایدهای ندارد.
حریصی به خدمت سعادت شناسکه بدبخت دائم بود ناسپاس
هوش مصنوعی: کسی که در پی سعادت و خوشبختی است، باید با دقت و حوصله به آن خدمت کند، زیرا افراد بدبختی که همیشه نارضایتی دارند، هیچ وقت قدر خوبیها و نعمتها را نمیدانند.
چو راحت طمع می کنی از معاشمشقّت کش و خویشتن بین مباش
هوش مصنوعی: وقتی به آرامش و آسایش فکر میکنی، بدان که برای به دست آوردن آن باید سختیها را تحمل کنی و مراقب خودت باشی.
بهش باش و خود را فرامش مکنبر اندیش از روزگار کهن
هوش مصنوعی: با خداوند لحظهای زندگی کن و خودت را فراموش نکن، به یاد گذشتههای دور باش و از آن درس بگیر.
شنیدی که در عزّ و اقبال و نازفرامش نشد پوستین بر ایاز
هوش مصنوعی: شنیدی که با وجود شرافت و مقام و زیبایی، ایاز همچنان پوستینش را فراموش نکرد.
تو هم چون ز آثار اقبال شاهگرامی شدی باز خواری مخواه
هوش مصنوعی: تو هم مانند آثار خوشی و اقبال پادشاه گرامی و محترم شدهای، پس هرگز به دنبال ذلت و پستی نباش.
به دولت رسیدی و بر بست مالبه اندک مذلّت که دیدی منال
هوش مصنوعی: به ثروت و مقام رسیدی، اما با کمی خفت و ذلت که مشاهده کردی، راضی نبودی.
به یک ساله خدمت چنین بر منازبه زودی برندت به سر رشته باز
هوش مصنوعی: در یک سال خدمت، به زودی تو را به جایگاه اصلیات باز میگردانند.
خردمند نیک اختر نیکخواهبرغبت کند خدمت پادشاه
هوش مصنوعی: حکیم و نیکسرشت، با دلسوزی و میل، به خدمت پادشاه میشتابد.
به صدق و ارادت به خدمت گرایز بهر رعونت تکلّف نمای
هوش مصنوعی: با صداقت و نیت خالصانه به خدمت دیگران بپرداز و از روی خودنمایی و تظاهر این کار را انجام نده.
مکن خدمت از بهر امّید و بیمخرد کار مشکل نگیر سلیم
هوش مصنوعی: هرگز برای جلب رضایت دیگران یا به خاطر ترس و امید خدمات خود را ارائه نده. در کارهای دشوار با قلبی آرام و سلیم وارد شو.
چو بی بیم کردی ببرّی امیدشود خدمتت پوده چون مغز بید
هوش مصنوعی: وقتی که بدون ترس به سراغ هدفی بروی، امید برای دستیابی به آن بیشتر میشود و مانند مغز درخت بید، برای خدمت به تو آماده است.
مباش از بقای خود امّیدواربقا در بقای وی امّید دار
هوش مصنوعی: به خاطر بقای خود، به بقا و دوام دیگران دلخوش نباش. امید به ماندگاری خودت را فراموش نکن.
ز بیم عقوبت به خدمت مکوشنکرده گنه روی تهمت مپوش
هوش مصنوعی: از ترس مجازات، خود را به خدمت نرسان و گناه خود را با تهمت پوشش نده.
ز حرص طمع هم مکن بندگیکه باشد ز خجلت سرافکندگی
هوش مصنوعی: برای خواستههای خود طمع نکن و خودت را تحت فشار قرار نده، زیرا این کار باعث شرمساری و خواریات خواهد شد.
طمع چون ببّرید و انکار کردنیاید دگر خدمت از دست مرد
هوش مصنوعی: اگر طمع و امید را کنار بگذاری و منکر آن شوی، دیگر هیچ خدمتی از دست کسی نخواهی دید.
بود خدمت پادشا هولناککه خوف است و ترس است و بیم است و باک
هوش مصنوعی: خدمت به پادشاه کاری دشوار و ترسناک است، زیرا همیشه نگرانی و بیم وجود دارد.
نه هر کس تواند سر افراشتنمقامات خدمت نگه داشتن
هوش مصنوعی: هر کسی نمیتواند به مقامهای بلند دستیابی یابد و در مقام خدمت، با عزت و احترام باقی بماند.
درو گه مذلّت بود گه خطرنه امن از سفر نه فراغ از حضر
هوش مصنوعی: زندگی گاهی انسان را به ذلت میکشاند و گاهی با خطر روبهرو میکند؛ در هیچیک از حالات، نه سفر کردن امن است و نه در حضور دیگران آسایش وجود دارد.
امید سلامت درو کمترستدرختی است خدمت که رنجش براست
هوش مصنوعی: امید به بهبودی در اینجا کمتر است، زیرا خدمت و کمک کردن مانند درختی است که زحمتش بیشتر از میوهاش است.
شود بر دلش باب راحت فرازدر افتد به اندیشه های دراز
هوش مصنوعی: بر دل او آرامش وارد میشود و در افکار عمیقش فرود میآید.
پدید آید از هر طرف دشمنشنکرده گنه بارکش کردنش
هوش مصنوعی: از هر سو دشمنانی پیدا میشوند که با او هیچ گناهی نکردهاند و او را به بار کشیدهاند.
بود روز و شب در عذاب و زحیرنباشد مگر خدمتش دستگیر
هوش مصنوعی: انسان در طول روز و شب در سختی و عذاب است و تنها چیزی که میتواند به او کمک کند، خدمت به اوست.
دل و جان به عجز و سرافکندگیکند وقف بر خدمت و بندگی
هوش مصنوعی: دل و جان خود را با خضوع و ناتوانی برای خدمت به دیگران و عبادت اختصاص میدهد.
و گریابد آسایشی بیش و کمنفس برنیارد زد از بیش و کم
هوش مصنوعی: و آن زمان که خوشی و آسایش فراوانی به دست آورد، هیچ فشاری از کمبود و نقصان بر او وارد نخواهد شد.
وگر خسته دل باشد و ریش تنشود با سر خدمت خویشتن
هوش مصنوعی: اگر کسی دلزده باشد و دچار رنج و زحمت، باز هم باید به خدمت و خدمتگزاری خود ادامه دهد.
زوایا و اطراف خدمت بجویبه پای تغافل در آن ره مپوی
هوش مصنوعی: به دور و بر خود توجه کن و به دنبال خدمت باش، اما به خاطر بیتفاوتی و نادیده گرفتن مسایل، در آن مسیر قدم نگذار.
ز ارکان خدمت تحاشی مکنتکاسل کنی خوار باشی، مکن
هوش مصنوعی: در خدمت و وظیفهات سستی نکن، زیرا اگر چنین کنی به مقام و ارزش خود ضربه میزنی.
چو پیش آید اندک شکالی به جهلازو در گذشتن مپندار سهل
هوش مصنوعی: وقتی شکلی کوچک و ناتوان به سراغت میآید، نباید فکر کنی که کنار گذاشتنش کار آسانی است.
ز خود کرده تقصیر سر پیش باشملامتگر خویش هم خویش باش
هوش مصنوعی: اگر به خودت اشتباهی کردهای، سر را به خاطر ملامت دیگران پایین بیاور و به خودت انتقاد کن. خود را همواره در نظر بگیر و مسئولیت اعمالت را بپذیر.
مپوش از سر جهل بر خود خطاعقوبت برابر مکن با عطا
هوش مصنوعی: از روی نادانی خطاهای خود را پنهان نکن و نباید مجازات را با بخشش برابر بدانی.
مبر ظن چو کردی خطا و گناهکه باشد مگر بی خبر پادشاه
هوش مصنوعی: اگر گمان کنی که خطا و گناهی وجود دارد، در حقیقت چه چیزی غیر از بیخبر بودن پادشاه است؟
چه دانی که داند و گر دشمنیبه قصد از ملک سازد اهرمنی
هوش مصنوعی: نمیدانی چه کسی آگاه است و اگر کسی به عمد بخواهد از سر دشمنی به کشوری آسیب بزند.
کند عرضه سهو تو بر شهریاربمانی سرافکنده و شرمسار
هوش مصنوعی: اگر به روشهای نادرست خود اعتراف کنی، نزد فرمانروا به ذلت و شرمندگی خواهی افتاد.
هر آنکس که آسایش نفس خواستبه راحت در افزود و از رنج کاست
هوش مصنوعی: هر کسی که به دنبال آرامش و راحتی روح خود باشد، باید در تلاش برای افزایش آسایش و کاهش رنج و زحمت باشد.
اگر بنده بینی گر آزاد راهمین است طبع آدمیزاد را
هوش مصنوعی: اگر کسی را ببینی که آزاد است و مثل یک بنده رفتار میکند، بدان که این خاصیت طبیعی انسانهاست.
ایا قابل حضرت پادشاهبه رنج اندر افزای و راحت بکاه
هوش مصنوعی: آیا شایسته است که مقام بلند پادشاه را به زحمت بیندازیم و آسایش را از او بگیریم؟
ز لذّات و شهوات بر خود شکندرخت تن آسایی از بن بکن
هوش مصنوعی: از لذتها و خواستههای نفسانی دوری کن و ریشهی راحتطلبی را از خود بزن.
دلی چون به دست آوری چاره گرکه هر دم بگردد به نوع دگر
هوش مصنوعی: اگر دل کسی را به دست آوردی، بدان که چارهای ندارد، چون دل هر لحظه ممکن است تغییر کند و به حالتی دیگر درآید.
بترک مراد دل خویش گیرمراد دل دیگری پیش گیر
هوش مصنوعی: خواسته و آرزوی خودت را برآورده کن و به دنبال آرزوهای دیگران نرو.
نشاید نگهداشتن طبع شاهکه نوعی دگر باشد از هر پگاه
هوش مصنوعی: نگه داشتن روحیه و طبع شاه مناسب نیست، زیرا این طبع با هر بار صبحگاه به نوعی دیگر تغییر میکند.
دلی همچو آیینه صورت پذیرمراعات او کردن آسان مگیر
هوش مصنوعی: دل انسان باید همچون آینهای باشد که زیباییها و حقیقت را به خوبی منعکس کند، اما نباید انتظار داشته باشیم که همیشه درک و مشاهدهی این زیباییها ساده باشد.
درین شیوه خدمت مگر زیرکیبه واجب کند آن هم از صد یکی
هوش مصنوعی: در این روش خدمت، تنها کسی میتواند به خوبی عمل کند که از بین صد نفر، زحمت و زیرکی داشته باشد.
کمر هر که بر عزم خدمت ببستبه بازار گانی به دریا نشست
هوش مصنوعی: هر کسی که با اراده و جدیت تصمیم به خدمت گرفت، باید آماده باشد که در مواجهه با چالشها و دشواریها قرار بگیرد.
نجات و هلاک است و امّید و بیمکه نفعش بزرگ است و خوفش عظیم
هوش مصنوعی: در زندگی همواره امید و ترس وجود دارد. در عین حال که میتوان از موقعیتهای خوب و نجاتدهنده بهرهمند شد، خطرات و تهدیدها نیز وجود دارند که باید از آنها احتیاط کرد. در نهایت، مزایای این وضعیت بسیار بزرگ است، اما نگرانیها و خطرات نیز نباید نادیده گرفته شوند.
به دریای شوریده کشتی مرانکه گرداب ژرف است و کشتی گران
هوش مصنوعی: به دریاهای پرنوسان نزدیک نشو و کشتی نران، چون آنجا عمق خطرناک و بحرانی وجود دارد که میتواند کشتی بزرگ را غرق کند.
چو دریا بود رام و کشتی درستتوانی به اندازه توقیر جست
هوش مصنوعی: اگر دریا آرام باشد و کشتی به درستی آماده شده باشد، میتوانی به اندازه کافی از خطرات عبور کنی.
به طبع و به خو عادت پادشاهچو دریاست گه قاهر و گه پناه
هوش مصنوعی: روحیات و رفتار پادشاه مانند دریا هستند؛ گاهی قدرت و سلطهاش بر دیگران حاکم میشود و گاهی نقش پناهدهنده را ایفا میکند.
کدام است کشتی، هنرهای مردکه هر جا تواند بدان کار کرد
هوش مصنوعی: کدام هنر مردی است که مانند کشتی، بتواند در هر شرایطی و هر جایی از آن استفاده کند؟
چو کشتی سلامت بود در بحاربود همگنان را به جان زینهار
هوش مصنوعی: وقتی که کشتی نجات در دریاهای طوفانی وجود دارد، همگان باید با تمام وجود از آن مراقبت کنند و از آن حراست نمایند.
هر آن کو به خدمت قدم در نهادضرورت بباید بر آن ایستاد
هوش مصنوعی: هر کسی که برای خدمت و کمک قدم بردارد، باید در برابر ضرورتها به آن کار ادامه دهد و با جدیت در آن بماند.
از اندازه بیرون نباید گذشتبساط خرد در نباید نوشت
هوش مصنوعی: نباید از حد و اندازه خود فراتر رفت، زیرا خرد و عقل را نمیتوان به راحتی در جایی که شایسته نیست، به کار برد.
اگر در مسالک ز ره بازماندزمانه بر او آیت عجز خواند
هوش مصنوعی: اگر در راهها و مسیرهای زندگی عنصری از زمانه به عقب بر گردد، نشانهای از ناتوانی بر او ظاهر میشود.
و گر بر گذشت از طریق صوابکند روزگار از دلیری خراب
هوش مصنوعی: اگر کسی از راه درست منحرف شود، زمان او را به خاطر جرات و شجاعتش خراب و ویران خواهد کرد.
ز فرموده شاه بیرون مشوبه جهل از پی بخت وارون مشو
هوش مصنوعی: از دستورات پادشاه خارج نشو و به جهالت نرو، از زندگی بد شانس و نامساعد دوری کن.
که افتد که بالاتر از پایگاهبه کاری فرا داردت پادشاه
هوش مصنوعی: آدمی ممکن است به مقام و جایگاهی دست یابد که از آن بالاتر برود و در کارهای بزرگتری مشغول شود، همچنین ممکن است تحت تاثیر قدرت و نفوذ یک پادشاه قرار گیرد.
چو تقدیم کردی به تکلیف خویشاعادت کن آنگه منه پای پیش
هوش مصنوعی: اگر وظیفهات را به درستی انجام دادی، دوباره آن را بررسی کن و سپس قدم بردار.
الا تا سلامت بود بیشتربه منصب شود هر زمان پیشتر
هوش مصنوعی: مراقب باش که تا زمانی که سلامت هستی، میتوانی به مقامات و مقامهای بالاتر دست پیدا کنی و هر چه بیشتر در این مسیر پیش میری.
گرت هر زمان قربتی می دهدچنان دان که وقعت فرو می نهد
هوش مصنوعی: اگر هر بار تو را به نزدیکی خود فرا میخواند، بدان که موقعیت تو را به زمین میزند.
چو نزدیکتر خواندت پادشاهچو رفتی فرامش مکن جایگاه
هوش مصنوعی: هر چه به پادشاه نزدیکتر شوی، باید توجه داشته باشی که هیچگاه مقام و جایگاه او را فراموش نکنی.
ازو محترز باش و پرهیز کنبه ترتیب نی قدرت آمیز کن
هوش مصنوعی: از او دوری کن و از او فاصله بگیر؛ به تدریج قدرتها را با هم ترکیب کن.
محلّ توهر چند برتر بردچنان کز ره بندگی در خورد
هوش مصنوعی: هرچند که جایگاه تو بالاتر و برتر است، اما در مسیر بندگی و خدمت به دیگران، باید تواضع و فروتنی را مد نظر داشته باشی.
نیفتی از آن منزلت در غرورتو زو دور نزدیک و نزدیک دور
هوش مصنوعی: به هیچ عنوان از جایگاه خود غافل نشو و در غرورت فرو نرو، چرا که ممکن است چیزهایی که به نظر نزدیک میآیند، در واقع دور باشند و بالعکس.
چو شیرین دهد از حرارت مجوشوگر تلخ دادت برغبت بنوش
هوش مصنوعی: اگر شیرین باشد، با حرارت از آن بنوش و اگر تلخ باشد، با میل و رغبت از آن بیاشام.
که گر در تو اکراه پیدا شودملک بر تو از خشم شیدا شود
هوش مصنوعی: اگر در وجود تو نارضایتی یا کراهتی پیدا شود، ملائکه هم از خشم بر تو ناراحت و عصبانی میشوند.
بمالد به دست ادب گوش توکه هرگز نگردد فراموش تو
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که ادب و احترام را به گوش تو میمالند تا هیچگاه فراموشش نکنی. به عبارتی، تأکید بر اهمیت یادآوری و حفظ آداب و رسوم در ذهن انسان دارد.
و گر ندهد از دست قدرت زمامکند نقش بر سینه چون بر رخام
هوش مصنوعی: اگر قدرتی از دست نرود، میتواند بر سینه انسان همچون نقشی روی سنگ قرار گیرد.
به چیزی عقوبت کند پادشاهکه طاعت نماید به جنس گناه
هوش مصنوعی: پادشاه به چیزی مجازات میکند که انسان به خاطر گناهاتی که کرده، از او اطاعت کند.
بود واجب از صاحب صدر شاهکه آرایش جامه دارد نگاه
هوش مصنوعی: بر کسی که مقام والایی دارد، لازم است که ظاهرش آراسته و زیبا باشد.
بزینت در آید میان گروهکه زینت کند مرد را باشکوه
هوش مصنوعی: جالب است که در جمع افراد، زیبایی و زینت تو میتواند مرد را با ظاهری باشکوه و دلربا نشان دهد.
تکلّف اثرها کند در عوامزیادت بکوشند در احترام
هوش مصنوعی: تظاهر به بزرگی و احترام در میان مردم باعث میشود که عدهای بیشتر تلاش کنند تا در نظر دیگران متین و محترم جلوه کنند.
که نه هر کسی را خرد حاصل استندانی خرد چیست، نور دل است
هوش مصنوعی: همه افراد دانش و خرد ندارند و نمیدانند که خرد چیست؛ زیرا خرد در واقع روشنی و روشنگری دل است.
بدان نور بینند عیب و هنرمحک خود بگوید که چون است زر
هوش مصنوعی: با روشنایی، عیبها و هنرها دیده میشوند و محک میزند که طلا چگونه است.
ز اجناس مردم در ابداع خودبود بیشتر عامه و کم خرد
هوش مصنوعی: بیشتر مردم عادی و کمهوش در ابداع و خلق چیزهای نو، از ویژگیهای دیگران الهام میگیرند و از خود ابتکار کمتری دارند.
ممیّز از آن روی اندک تر استکه نه در همه سنگ ها گوهر است
هوش مصنوعی: متمایز بودن و ارزشمندی چیزی به این معنا نیست که در همه جا وجود دارد. همانطور که در سنگها، تنها برخی ارزشمند و حاوی جواهر هستند، در زندگی نیز برتری و خاص بودن به تعداد بیشتری نیست.
به نزدیک نادان چه گوهر چه سنگبه ظاهر نظر بر لباس است و رنگ
هوش مصنوعی: به افراد نادان نباید چیزی از ارزشها و زیباییها گفت، زیرا آنها تنها به ظواهر و جلوهها توجه میکنند و درک عمیقتری از محتوا ندارند.
به مقدار نادان و دانا درستبر عامه یکسان نماید نخست
هوش مصنوعی: افراد نادان و دانا باید به طور یکسان و برابر در سطح عمومی دیده شوند.
بود در نظرشان کسی را شکوهکه با کوکه و نخ رود در گروه
هوش مصنوعی: در نظر آنها فردی وجود داشت که با طراوت و جذابیتش، جمع را تحت تأثیر قرار میداد و همچون جوی باریک و دلکش، در میان دیگران میدرخشید.
نماندست بر حال خود کم خردخردمند ازین رنگ و بوکی خرد
هوش مصنوعی: کسی که خرد بالایی دارد، نباید به وضعیت خود در دنیای مادی و ظاهری توجه کند، زیرا این دنیا با رنگ و بوی خود فریبنده است و ممکن است انسان را از حقیقت وجودیاش دور کند.
گرت نیست نفس و خرد دستیارمکن خدمت پادشا اختیار
هوش مصنوعی: اگر نفس و عقل کمکی به تو نمیکنند، از خدمت به پادشاه خودداری کن و اختیار نکن.
به فرهنگ و دانش توان کار کردگرت نیست گرد فضولی مگرد
هوش مصنوعی: اگر فرهنگ و دانش داشته باشی، میتوانی به کار بپردازی، اما اگر نه، بیجهت فضولی نکن.
چو بی مایه بیند ترا پادشاهمزاج محلّ تو گردد تباه
هوش مصنوعی: زمانی که شخص بدون توانایی و مهارت از سوی پادشاه دیده شود، حال و وضع او به خطر خواهد افتاد و دچار مشکل میشود.
وگر خدمتی کرده باشی پسندبه جز ناپسندیده صورت مبند
هوش مصنوعی: اگر خدماتی کردهای، جز خوبی و پسند، نیاور.
نباید ملک را ملامت کنیدکه نا آزموده ترا برگزید
هوش مصنوعی: نباید پادشاه را سرزنش کنید که بیتجربهتان انتخاب کرده است.
و گر خود در آید به سهو و زللبه رکنی بملک از تو اندک خلل
هوش مصنوعی: اگر به طور ناخواسته و به خاطر اشتباهاتی به چیزی آسیب برسانی، باید بدانی که این آسیب جزئی از سمت تو است.
بگرداند از تو از رخ اعتمادبه جدّ سودمند آیدت نه جهاد
هوش مصنوعی: اگر از چهرهات دور شوی و اعتماد را ترک کنی، هیچ چیزی جز جهاد به تو سود نخواهد رساند.
کسی را که شه در نظر جای کردبه تمکین و تشریف او رای کرد
هوش مصنوعی: هر کس که در نظر برایش مقام و منزلت تعیین کردند، به خاطر اطاعت و احترام به او، رأی دادند و او را مورد احترام قرار دادند.
بلی بی هنر را هنرور کندچو خورشید کز سنگ گوهر کند
هوش مصنوعی: بله، فرد بیهنر نیز به وسیله هنر میتواند توانمند شود، مانند خورشید که میتواند از سنگ، گوهر بسازد.
ولی روزگاری بباید درازکه گوهر شود سنگ در کان راز
هوش مصنوعی: روزگاری طولانی لازم است تا حقیقت و ارزش واقعی چیزی نمایان شود و آنچه که در ابتدا بهنظر بیارزش است، در نهایت به جوهر و ارزش معنوی دست یابد.
عذاب است سرمایه چاکریاگر خواجه تاشی وگر لشکری
هوش مصنوعی: اگر کسی به خدمتگذاری پرداخته باشد، اگرچه در مقام و موقعیت بالایی باشد، باز هم باید تحمل سختیها و مشکلات را داشته باشد.
به نزدیک شاه آن بود پیشترکه او رنج و سختی کشد بیشتر
هوش مصنوعی: قبل از اینکه به درگاه پادشاه نزدیک شوید، باید سختیها و زحمات بیشتری را تحمل کنید.
عبید و ممالیک را سال و ماهز بهر چه میپرورد پادشاه
هوش مصنوعی: چرا پادشاه بندهها و بردهها را به مدت یک سال و یک ماه نگهداری میکند؟
نه از بهر ناز و تن آسانی استبلی از پی مملکت بانی است
هوش مصنوعی: این عمل به خاطر راحتطلبی یا ناز کردن نیست، بلکه به خاطر ساختن و آبادانی کشور است.
ز چاکر نگویم تنعّم رواستکه این درد را رنج و محنت دواست
هوش مصنوعی: نگو که از خادم خوب بودن استفاده میبرم، چرا که این درد را تنها تلاش و زحمت درمان میکند.
تنعّم به جز در خور شاه نیستکش از آرزو دست کوتاه نیست
هوش مصنوعی: تنعم و لذت بردن تنها در خور شاهان است، زیرا از آرزوها چیزی برای دیگران نمیماند.
عذاب است و رنج و غنا و تعبکه خدمت نهادند آن را لقب
هوش مصنوعی: خدمت به دیگران همراه با درد و زحمت، نامش را غنا و برکت گذاشتهاند.
به خدمت بکوش و فزونی مجویهمیشه ز انعام شه شکر گوی
هوش مصنوعی: به تلاش خود ادامه بده و هرگز به دنبال زیادتر از آنچه که به تو داده شده نیستی، بلکه همیشه از لطف و نعمتهایی که داری، سپاسگزار باش.
فزونی نه در خدمت چاکر استدر انعام شاه خدم پرور است
هوش مصنوعی: افزایش و رونق در خدمت دیگران نیست، بلکه در محبت و توجهی است که شاه به خدمتگزاران خود میکند.
تو خود جهد می کن به وسع و توانکه پیوسته باشی به خدمت دوان
هوش مصنوعی: شما تلاش میکنید با تمام توان و ظرفیت خود، همیشه در خدمت و همراهی باشید.
چو با خود مقرّر کنی سال و ماهنیفتی به کفران نعمت ز راه
هوش مصنوعی: وقتی که خودت زمان و برنامهریزی صحیحی داشته باشی، از قدردانی و شکرگذاری نعمتها غافل نمیشوی.
نزاری یکی پند بشنو ز مننباشی دژم پیش شاه زمن
هوش مصنوعی: ای نزار، از من یک نصیحت را بشنو: اگر غمگین و دلشکسته نباشی، در برابر شاه از من نخواهم بود.
در اوقات آسایش آن دم شُمَرکه در حضرت شاه داری مقر
هوش مصنوعی: در زمانهای راحتی و آرامش، به یاد داشته باش که در حضور پادشاه چه جایگاهی داری.
مپندار کز هیبت و صدمتشبه بیچارگی می کنی خدمتش
هوش مصنوعی: به خیال نرسید که به خاطر قدرت و عظمت او، شما را در موقعیت ضعف و نیاز قرار داده است تا به او خدمت کنید.
چو در دل کراهیّتت جا کندعلامات آن بر تو پیدا کند
هوش مصنوعی: اگر در دل چیزی ناپسند داشته باشی، نشانههای آن برافراشته میشود و بر تو آشکار خواهد شد.
مؤثّر شود در دل پادشاهعقوبت کند بعد از آن بر گناه
هوش مصنوعی: در دل پادشاه تأثیر میگذارد و پس از آن به خاطر گناه مجازات میکند.
و گر شاه برخیزد از جای خویشو گر تو برون رفته باشی ز پیش
هوش مصنوعی: اگر پادشاه از جا برخیزد و تو در زمانی که او بیرون رفتهای، از پیش او بروی، هیچ مسألهای وجود ندارد.
ز رنج نشستن به راه ادبچو آسوده گشتی فروبند لب
هوش مصنوعی: اگر از سختی و مشکلاتی که به خاطر حفظ ادب متحمل شدهای آسوده خاطر شدی، اکنون خاموشی اختیار کن و سکوت کن.
به کس باز منمای و بر خود بپوشکه عیب آوران چشم دارند و گوش
هوش مصنوعی: به دیگران چیزی را نشان نده و سعی کن خودت را بپوشانی، زیرا کسانی که عیبجو هستند، همیشه حواسشان به کارهای دیگران هست.
اگر بر تو صد زحمت آمد ولیکبهش باش و پاس سخن دار نیک
هوش مصنوعی: اگر با مشکلات زیادی روبهرو شدی، اما به خوشرفتاری ادامه بده و به صحبتهای خوب احترام بگذار.