بخش ۱
هوش مصنوعی: این متن حاوی هشدارهایی است درباره خطرات غرور و تکبر، به ویژه در موقعیتهای مهم و فاحش مانند خدمت به پادشاه. شاعر تاکید میکند که فرد نباید به دانش و هنرش مغرور شود، زیرا در دربار، عیوب او به چشم میآید. همچنین، او به اهمیت تواضع و عدم خودخواهی در برابر قدرت اشاره کرده و بر این نکته تاکید دارد که بزرگترین خطاها از خودبینی و عجب نشأت میگیرد.
شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که هنر و دانش نباید به منبعی برای فخر کردن تبدیل شوند، و در صورت لزوم، افراد باید از خدمات خود بدون افتخار و تظاهر یاد کنند. او به خطرات نادیدهگرفتن نصیحت و اعتماد به نفس بیش از حد در مسائل اجتماعی و سیاسی اشاره کرده و افراد را به قناعت و رازدار بودن تشویق میکند.
در کل، متن به معنای احترام به قدرت، احتیاط در رفتار و عدم غفلت از عواقب ناشی از غرور و خودبینی اشاره دارد.
مکن تکیه بر دانش و عقل و رایبه دعوی منه در هنر پیش پای
هوش مصنوعی: به دانش و عقل خود بیش از حد تکیه نکن و در ادعای هنرت خود را به دیگران نرسان.
مشو غرّه گر خدمتی کردهایوگر در تنم جهان خوردهای
هوش مصنوعی: به خود نبال که اگر خدمت یا لطفی کردهای، نگو من از دیگران برترم، زیرا در دل من جهان را تجربه کردهای.
مگو دارم از راه خدمت حقوقنیالودهام استخوان و عروق
هوش مصنوعی: نَگو که من به خاطر خدمت به دیگران از حق و حقوق خودم دست کشیدهام و جانی خستگی ندارم.
بر آن اعتماد ای برادر که شاهبه حق ها زمن بگذراند گناه
هوش مصنوعی: به برادرانم بگو که به آنچه میگویم اعتماد کنند، زیرا پادشاه حق را نادیده نمیگیرد و از گناهان من خواهد گذشت.
دلیری مکن خویشتندار باشبرون از همه کار و در کار باش
هوش مصنوعی: جسارت نکن و خودت را کنترل کن، از همه چیز دور باش ولی در کارهایت فعال و حاضر باش.
یقین دان که صد عیب بر یک هنربچربد چو شه برگمارد نظر
هوش مصنوعی: بدان که اگر هزار عیب در یک هنر وجود داشته باشد، باز هم وقتی یک شاه بر آن توجه کند، همهی آن عیبها نادیده گرفته میشود و اهمیت هنر بیشتر از عیبها خواهد بود.
جهانی هنر گر بر آری ز جَیبسبک تر نهد دست بر حرف عَیب
هوش مصنوعی: اگر در هنر دنیا چیزی را از جیب خود بیرون بیاوری، آن وقت دستت به عیبها و نقصهای کلام خواهد رسید.
مؤثرتر آید خطا و گناهز طاعت بسی بر دل پادشاه
هوش مصنوعی: خطا و گناه بیشتر بر دل پادشاه تأثیر میگذارد تا اطاعت و فرمانبرداری.
به دانش مشو معجب ای نیکبختکه عجب از خردمند عیبی است سخت
هوش مصنوعی: به خودت مغرور نشو به خاطر دانش و آگاهیات، زیرا این نوع خودستایی نشانهی ناتوانی در خردمندی است.
به دانش مکن عیب بر پادشاهبه باد تکبر مَبر آبِ جاه
هوش مصنوعی: به پادشاه به خاطر دانشش ایراد نگیر و به سبب بزرگی و مقام او به او تکبر نورز.
اگر چند داری هنر بی قیاسچو آنجا رسی خویش ناقصشناس
هوش مصنوعی: اگر هنری بینظیر داری، وقتی به آنجا میرسی، خودت را ناقص بشناس.
اگر در سفر با تو همخانه شدچو با مستقر رفت بیگانه شد
هوش مصنوعی: اگر در سفر همراه تو شوم، مثل کسی که به دیاری جدید می رود، از عادات و شخصیت قبلی خود فاصله میگیرم و تغییر میکنم.
به ناز و تکبر فزونی مجویمبر آب از اندازه بیرون ز جوی
هوش مصنوعی: به خاطر ناز و غروری که داری، بیشتر آن را جستجو نکن، زیرا نباید آب از حد خود فراتر رود و از جوی خارج شود.
گرانمایه تر گوهر اندر جهانبود دانش آشکار و نهان
هوش مصنوعی: در این دنیا، ارزشمندتر از هر جواهر و گوهری، علم و دانش است که هم بهصورت آشکار و هم پنهان وجود دارد.
به دانش گرت هست بر چرخ راهفزونی روا نیست بر پادشاه
هوش مصنوعی: اگر دانش داری، نباید انتظار بیشتری از آنچه که به تو داده شده، داشته باشی، حتی اگر پادشاه باشی.
چو دولت بود درنیاید مگربلی پس رو دولت آمد هنر
هوش مصنوعی: وقتی که خوشبختی و سعادت وجود دارد، تنها با "بله" به دست نمیآید؛ بنابراین هنر و مهارت به دنبال خوشبختی و سعادت میآید.
اگر چند دولت ز دانش نخاستکه دولت به دانش کند پشت راست
هوش مصنوعی: اگرچه چندین بار از دانش بهره نمیبرند، اما بهراستی، دانش است که پایه و مبنای قدرت و موفقیت را تشکیل میدهد.
ولی شاخ دولت که برخاستستبه بار و بر دانش آراستست
هوش مصنوعی: اما شاخ قدرت که به اوج رسیده، به دانش و علم آراسته شده است.
چو دولت ندارد ز دانش فروغبود راست اما نماید دروغ
هوش مصنوعی: اگر دانش و آگاهی در زندگی انسان وجود نداشته باشد، در حقیقت واقعیت روشنایی نخواهد داشت و تنها نمایی از دروغ را به نمایش میگذارد.
چو اسباب دولت مهیا شودعجب نَبْوَد ار کبر پیدا شود
هوش مصنوعی: وقتی شرایط و امکانات برای موفقیت فراهم شود، جای تعجب نیست اگر کسی به خودبزرگبینی و تکبر دچار شود.
خطایی بزرگ است و کاری عظیمکه از پادشا نَبْوَد امید و بیم
هوش مصنوعی: این یک اشتباه بزرگ و کار بسیار مهم است که از پادشاه هیچ امید و هراسی وجود ندارد.
به عُجب ار نپیچی سر از رسم شاهبه منت کنی خدمت پادشاه
هوش مصنوعی: اگر به خودبزرگبینی و خودپسندی مشغول شوی و از رسم و رفتار شاه دور شوی، بهتر است که به جای این کار، با احترام و خدمتگزاری به پادشاه بپردازی.
چو کاری برآید ز دستت پسندسبک برکشی سر به چرخ بلند
هوش مصنوعی: هرگاه کاری از دست تو برآید، با شادی و افتخار سر خود را به آسمان بلند کن.
تن آسانی و بی غمی خو کنینکو بشنو از من نه نیکو کنی
هوش مصنوعی: اگر راحتطلبی و به بیدردی عادت کنی، کار خوبی نمیکنی. بهتر است از من بشنوی که این کار نیکو نیست.
خرد بر چنین کار دستور نیستز دیوانگی این خطا دور نیست
هوش مصنوعی: عقل و خرد در این کار جایی ندارد و به خاطر دیوانگی، این اشتباه به سادگی ممکن است پیش بیاید.
براندیش کاین دولت و عزّ و نازکجا یافتی خویشتن بر مساز
هوش مصنوعی: فکر کن که این نعمت و شکوه و زیبایی از کجا به دست آمده و خودت را بزرگ نکن، زیرا این ها همیشگی نیستند.
نه این چاه ز اقبال شَه یافتیاز آن صدر و آن پیشگه یافتی
هوش مصنوعی: این چاه ناشی از بخت و اقبال تو نیست، بلکه به خاطر آن مقام و جایگاه بلندت به وجود آمده است.
ندانی که عِزّ زادۀ خواری استتن آسانی از عین دشواری است
هوش مصنوعی: نمیدانی که افتخار، نتیجهی ذلت است و راحت طلبی از دیدگاه سختیها و چالشها به وجود میآید.
برو هر چه فرمایدت پیش گیرنه دنبال آسایش خویش گیر
هوش مصنوعی: به هر کاری که به تو گفته میشود عمل کن و به دنبال راحتی و آسایش خودت نرو.
به جایی رسد مرد از عجب خویشکه بیگانه را فرق ننهد ز خویش
هوش مصنوعی: انسان به جایی میرسد که از غرور و خودخواهیاش آنقدر غرق میشود که نمیتواند تفاوت بین خود و دیگران را درک کند.
شود بر قبول نصیحت ستوهنهاد رای خود فوق رای گروه
هوش مصنوعی: انسانی که به نصیحت دیگران توجه نمیکند و بر نظر خود اصرار میورزد، در نهایت به نقطهای خواهد رسید که از پذیرش مشاورههای دیگران خسته و ناامید میشود.
گمانش فتد کز عقول و جهولچو او کس نداند خروج و دخول
هوش مصنوعی: او گمان میکند که هیچکس مانند او از عقل و نادانی بیبهره است و از ورود و خروجهای زندگی چیزی نمیداند.
ستوده تر است از همه رای اوصواب است فکر سخن زای او
هوش مصنوعی: اندیشه او از هر نظر برتر و درست است و طرز فکرش موجب پیدایش سخنان ارزشمند میشود.
نکوهیده تر زین مدان از خصالمکن با خداوند عُجب اتّصال
هوش مصنوعی: بیاحترامی به خداوند و خودپسندی را نپسند، زیرا این صفات از زشتترین ویژگیها هستند.
چو معجب بود شاه و محکم ستیزنداری رهی دیگر الا گریز
هوش مصنوعی: وقتی شاه متعجب و ناتوان در جنگ باشد، راه دیگری جز فرار برایت باقی نمیماند.
ازو تا میسر شود دور باشاز آتش بپرهیز و معذور باش
هوش مصنوعی: از او دوری کن تا به خواستهات برسی. از آتش دور باش و خود را موجه بدان.
ولی گر ضرورت بود پایبندنگه دار خود را نکو از گزند
هوش مصنوعی: اگر شرایط ایجاب کند، باید خودت را طوری محافظت کنی که از آسیبها در امان بمانی.
مشو در میان وقت تدبیر و رایگره بند بر طبع مشکل گشای
هوش مصنوعی: در زمان برنامهریزی و تصمیمگیری، اجازه نده که مشکلات و موانع بر روی طبیعت تو اثر بگذارد و مانع پیشرفت تو شود.
که گر صد صلاحش نمایی به خیرچه حق از تو بیند چه باطل ز غیر
هوش مصنوعی: اگر به کسی صدها نیکی نشان بدهی، او چه خیری از تو خواهد دید و چه بدی از دیگران.
میفزای اعجاب او دم مزنبه بوی نمک لقمه برهم مزن
هوش مصنوعی: شگفتی او را بیشتر نکن و دربارهی بوی نمک حرف نزن، لقمه را به هم نزن.
صوابی که در ضمن آن صد خطاستدر اظهار آن گر نکوشی رواست
هوش مصنوعی: اگر در موضوعی نیکوکاری وجود داشته باشد که در آن اشتباهات زیادی وجود دارد، بیان کردن آن بهگونهای که تلاش زیادی برای نشان دادن آن نداشته باشی، جایز است.
نماند همی گردش روزگاربه نیک و بد و خیر و شر برقرار
هوش مصنوعی: چرخ روزگار نه به خوبیها و نه به بدیها دائمی میماند و همیشه ثابت نمیماند.
اگر مدت دَور گردد درازشود با سر نقطه پرگار باز
هوش مصنوعی: اگر زمان طولانی شود، مثل این میماند که با پرگار دایرهای میکشیم و هر چقدر که بیشتر بچرخیم، دایره بزرگتر میشود.
چو نیکو شد احوالت از مال و جاهمَبَر ظن که آخر نگردد تباه
هوش مصنوعی: زمانی که وضعیت تو در زندگی به خاطر ثروت و مقام خوب شده است، به خودت شک نکن که این خوبیها همیشه پایدار نخواهند ماند.
چو از نعمت شاه گردی غنیطمع دار محنت ز چرخ دنی
هوش مصنوعی: اگر به نعمت و ثروت پادشاهی دست یابی، دیگر نباید به رنج و سختیهای زندگی دنیا فکر کنی.
دهد نکبتت عاقبت گوشمالبپاشد پراکنده مجموع مال
هوش مصنوعی: در نهایت، بدیهای تو باعث خواهد شد که دچار عذاب و تنبیه شوی و تمام اموالت از بین برود و پراکنده شود.
نعیمی که نامحکم است اصل اوشود عاقبت منقطع وصل او
هوش مصنوعی: نعیمی که از پایه و اساس محکم نیست، در نهایت به جدایی و قطع ارتباط منجر میشود.
گیا را نبینی که چون آفتاببرویانَد و برکشد از تُراب
هوش مصنوعی: این گیاه را نبین که چگونه مانند خورشید میروید و از خاک جدا میشود.
به مهرش چنان پروراند نخستکه پنداری از باغ جنت برست
هوش مصنوعی: او را چنان با عشق و محبت تربیت کردهاند که گویی از باغ بهشت به وجود آمده است.
به آخر نگه کن که هم آفتابچه سانش بسوزاند از تفت و تاب
هوش مصنوعی: به انتهای کار توجه کن که چگونه آفتاب او را تحت تاثیر خود قرار میدهد و داغ و سوزان میسازد.
به بادش دهد تا شود خاک راهچه سرو اندرین بوستان چه گیاه
هوش مصنوعی: باد به درخت سرو میگوید که خوب است در این بوستان به خاک تبدیل شود، زیرا در اینجا هیچ چیز ارزشمندتری از یک درخت وجود ندارد.
ز نزدیکْ باشان در گاه شاهبود هر کسی را دگر رسم و راه
هوش مصنوعی: هر کس در نزد شاه، راه و رسم خاصی دارد و بر اساس نزدیکیاش به او، رفتار و آدابش متفاوت است.
کسانی که از فرط کبر و غروربه اندک مسافت ز دار الغرور
هوش مصنوعی: افرادی که به خاطر خودپسندی و خودبرتربینی، فاصله کمی از دنیا و واقعیتها میگیرند، در واقع از حقیقت دور شدهاند.
تجاوز نمایند از احکام شاهندارند تعظیم انعام شاه
هوش مصنوعی: آنهایی که از قوانین پادشاه تخطی میکنند، احترامی برای هدایای او قائل نیستند.
کنند اعتراض و نهند اعتبارکه ما را به جایی رسیدست کار
هوش مصنوعی: اعتراض میکنند و اعتبار ما را زیر سوال میبرند، در حالی که ما به جایگاه مهمی دست یافتهایم.
که در امر و نهیش تصرف کنیمبه جای رعیت تلطف کنیم
هوش مصنوعی: در کارهای مردم دخالت میکنیم و به جای این که فقط حکم کنیم، باید با مهربانی و لطافت برخورد کنیم.
نمایند خود را به خاص و به عامکه از ماست این مملکت را نظام
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که باید خود را به طور مناسب به دیگران معرفی کنیم، چه به افراد خاص و چه به عموم، زیرا این کشور به ما اختصاص دارد و به ما وابسته است.
نباشد به نزدیک کار آگهانخطایی ازین صعب تر در جهان
هوش مصنوعی: اگر کسی به کار اهل دانش نزدیک باشد، هیچ خطایی بدتر از این در جهان وجود ندارد.
ندانند کایشان ز فرمان شاهگرفتند در مملکت آب و جاه
هوش مصنوعی: آنها نمیدانند که چگونه از دستور شاه در کشور و در زمینه ثروت و مقام برخوردار شدند.
وگر نه چه ایشان چه کمتر کسیفروتر نبینند ازو خود کسی
هوش مصنوعی: اگر نه این باشد که خودشان یا دیگران کسی را پایینتر از خود نمیبینند، پس چه درسی برای ما خواهد داشت؟
نه او پادشاه و تو هستی رهیپس انگشت بر حرف او چون نهی
هوش مصنوعی: تو نه پادشاه هستی و نه او، پس زمانی که انگشتت را بر روی کلام او میگذاری، بدان که ملاحظه کن او چه میگوید.
چو او را نبردی به تعظیم نامترا کس چه خواند به جز ناتمام
هوش مصنوعی: اگر او را برای بزرگداشت و احترام نبری، کسی جز ناتمام، نام تو را چگونه خواهد خواند؟
بپرهیز ازین ورطه ای هوشیارره و رسم صاحب خرد گوش دار
هوش مصنوعی: از این خطر دوری کن و هوشیار باش. راه و روش افرادی که عقل و آگاهی دارند را به دقت گوش کن.
ندانی که چون عیب سلطان خویشنپوشی نپوشیدهای زان خویش
هوش مصنوعی: تو نمیدانی که اگر عیب سلطان خود را پنهان نکنی، در واقع عیب خودت را هم آشکار کردهای.
هنرهای او چون نمایی به جمعنه آخر تو پروانه ای شاه شمع
هوش مصنوعی: مهارتهای او مانند جلوهای است که در میان جمع میدرخشد. تو نیز مانند پروانهای هستی که به سوی شمع میآید.
چو خواهی هنر عرض بر شاه کردبه پیرامن لاف و دعوی مگرد
هوش مصنوعی: اگر میخواهی هنرت را به پادشاه نشان بدهی، در اطرافش از بزرگمنشی و ادعاهای تو خالی صحبت نکن.
هنرها چنان باز باید نمودکه مقصود ازین خدمت شاه بود
هوش مصنوعی: هنرها باید به گونهای نمایش داده شوند که هدف اصلی از این تلاش، خدمت به پادشاه باشد.
چو فرمان دهد شهریار کیانببندم کمر وار جان بر میان
هوش مصنوعی: وقتی فرمان دهد پادشاه بزرگ، کمربند بستم و جانم را در وسط آماده میکنم.
چو فرصت نگهداری و وقت کارغرض حاصل آید ز فرمان گزار
هوش مصنوعی: زمانی که فرصتی برای نگهداری وجود دارد و زمان کار فرارسیده است، هدف به دست میآید از پیروی از دستورات.
هنر عیب گردد چو فخر آوریکه من می کنم در هنر داوری
هوش مصنوعی: وقتی که به هنر خود افتخار کنی و خود را برتر از دیگران بدانی، هنر تو دیگر زیبا نخواهد بود و عیب پیدا میکند.
نه بر پادشا خشم شاید گرفتنه با وی به تندی توان کرد گفت
هوش مصنوعی: شاید نتوان بر رنجش پادشاه خشم گرفت و به سختی با او صحبت کرد.
نه زو کینه هرگز توانی کشیدنه راه تعنُّت توانی بُرید
هوش مصنوعی: نه از او میتوانی کینهای به دل داشته باشی و نه میتوانی راهی برای ناسازگاری پیدا کنی.
مده راه در مغز ماخولیامنه آتش از پهلوی بوریا
هوش مصنوعی: از مسیر خود منحرف نشو و اجازه نده که آتش خشم یا ناراحتی تو را بسوزاند.
اگر کینه در سینه داری نهانچو روزت نماید به خلق جهان
هوش مصنوعی: اگر در دل خود کینهای پنهان کردهای، زمانی که روز به تو نمایان میشود، آن کینه را به دیگران نشان میدهد.
زبانت گر از گفت قاصر شوددر افعال و اعمال ظاهر شود
هوش مصنوعی: اگر زبان تو نتواند در گفتار بیانگر باشد، رفتار و اعمالت حقیقت درونت را نمایان میکند.
کسی شربت زهر قاتل نخورددرونش پراکنده تأثیر کرد
هوش مصنوعی: هیچکس زهر کشنده را نمینوشد، اما تأثیر آن در وجودش پراکنده میشود.
ازین سو و آن سو شود چاره جوینباشد به جز مردنش هیچ روی
هوش مصنوعی: از این طرف و آن طرف به دنبال راه حلی میگردد، اما جز مرگ هیچ نتیجهای ندارد.
نکوهیده تر نیست نزد خردازین چند خصلت که می بشمرد
هوش مصنوعی: خردمندی نمیتواند ویژگیهایی را که در اینجا برشمرده میشود، بیشتر از اینها نکوهش کند.
گرین هفت مجموع شد در یکیبتر زو مدان از بدان بیشکی
هوش مصنوعی: اگر هفت چیز در یک جا جمع شوند، نسبت به بدیهای آن، نگران نباش.
دروغ است و کین است و عجب است و غدرکه بفزاید و کم کند از تو قدر
هوش مصنوعی: این جمله بیانگر این است که حسادت، دروغ، خودپسندی و خیانت باعث کاهش ارزش و جایگاه انسان میشود. این ویژگیهای منفی انسان را کوچکتر و بیارزشتر میکند.
تکاسل حریصی سخن چینی استکه سرمایۀ شرک و خودبینی است
هوش مصنوعی: تنبلی و طمع، نوعی رفتار را به تصویر میکشد که ریشه در گردآوری منافع شخصی و خودمحوری دارد.
نشاید اگر چاکر پادشاهازین هفت خود را ندارد نگاه
هوش مصنوعی: اگر خدمتگزار پادشاه نتواند خود را از این هفت مورد (غرور، شهوت، خشم، و ...) حفظ کند، سزاور نیست که در خدمت او باشد.
بکوشد که اضداد این هفت چیزفرا پیش گیرد به عقل و تمیز
هوش مصنوعی: انسان باید تلاش کند که تفاوتها و نقاط متضاد این هفت چیز را با استفاده از فهم و درک خود شناسایی کند.
وقار و تحرک کزین هر دو جنسنیارند بیرون شدن جن و انس
هوش مصنوعی: وقار و جنبش از هر دو نوع، نه از جن است و نه از انسان.
دو گنج است خاموشی و راستیکه حاصل شود هر چه زان خواستی
هوش مصنوعی: خاموشی و راستگویی دو دارایی بزرگ هستند که وقتی به آنها پایبند باشی، هر آنچه که بخواهی به دست میآوری.
اگر خودشناسی و نیکودلیتو داری کلید در مشکلی
هوش مصنوعی: اگر خودت را بشناسی و دل نیکو داشته باشی، میتوانی به راحتی مشکلات را حل کنی.
جهان را به ملک قناعت بدهکه یک جزوش از هفت اقلیم به
هوش مصنوعی: جهان را با چیزهای اندکی که داری راضی نگهدار، زیرا که یک قسمت از آن به اندازهی تمام هفت اقلیم ارزش دارد.
به نیکی ز بدها بباید گذشتکه بد نیک شد، نیک بد چون بگشت
هوش مصنوعی: باید از بدیها با نیکی عبور کرد، زیرا گاهی چیزهای بد به خوبی تبدیل میشوند و چیزهای خوب نیز ممکن است به بدی تغییر یابند.
نداند بد اختر که با خود کندکه بر پادشا نیت بد کند
هوش مصنوعی: بداقبال نمیداند که با تصمیمات نادرستش چه بلایی بر سر خود و دیگران میآورد و چگونه به پادشاه آسیب میزند.
چو خواهد که نقصان کند قدر اوبدو باز عاید شود غدر او
هوش مصنوعی: وقتی کسی بخواهد که ارزش خود را کاهش دهد، خیانت و بیوفایی او به خودش بازمیگردد.
و بال بداندیش عاید شودسرش در سر آن مکاید شود
هوش مصنوعی: اگر کسی با اندیشههای نادرست و منفی به سراغ دیگران برود، در نهایت خود او هم دچار مشکلات و سختیهایی خواهد شد.
فزونی کسی جست بر پادشاهکه برد از مسیحا به مالک پناه
هوش مصنوعی: کسی که به دنبال افزایش مقام و رتبه است، به سراغ پادشاه میرود، همانطور که حضرت مسیح به مالک پناه برد.
مددکار نقصان خود شد به جهلکه گیرد چنین مشکلی سخت، سهل
هوش مصنوعی: به دلیل نادانی، کسی که باید کمککننده باشد، خودش دچار مشکل میشود. در واقع، او در نظر دارد کار دشوار را آسان جلوه دهد، اما در حقیقت، از جهالت خود در این مسیر دچاری میشود.
گر از پادشا حقّ خود یافتستفضول دِماغش مدد یافتست
هوش مصنوعی: اگر پادشاه حق خود را به دست آورده است، ادامهی تفکر و عقلش نیز به کمک او آمده است.
که بیشی طلب می کند کم خردبه باد هوس آب خود می برد
هوش مصنوعی: کسی که عقل کمی دارد، به دنبال چیزهایی میدود که بیشتر از نیازش است و با آرزوهایش، فرصتهای مناسب را از دست میدهد.
دو شغل ای پسر تا نخواهی ز شاهوگر خواستی هر دو گردد تباه
هوش مصنوعی: دو شغل، پسر، داشته باش که به شاه نیازی نداشته باشی، و اگر بخواهی که هر دو شغل را داشته باشی، هر دو از بین میروند.
معطل بماند هم این و هم آنوگر شاه فرمود گو الامان
هوش مصنوعی: نه این و نه آن، هر دو در بلاتکلیفی خواهند ماند، مگر اینکه پادشاه فرمان دهد که در امان باشید.
محال است نزدیک صاحب خرداگر نیک در نیک و بد ننگرد
هوش مصنوعی: اگر انسان دانا و عاقل باشد، بعید است که در رفتار و کردار دیگران بیتوجهی کند و به خوب و بد آنها اهمیت ندهد.
به یک کس دو بد هست برداشتندو سندان به یک دست برداشتن
هوش مصنوعی: برداشتن دو مسئولیت یا کار دشوار به صورت همزمان برای یک نفر امکانپذیر نیست و باید از عهده یکی برآید.
نزاری بنه سر به شکر و سپاسز اِنعام شاه حقایق شناس
هوش مصنوعی: ای نزار، سر به شکر و سپاس بگذار به خاطر نعمتهای پادشاهی که حقایق را میشناسد.
نهالی بدی ناشده بهره مندبپرورد، سر بر کشیدی بلند
هوش مصنوعی: درختی که هنوز نرسیده و بزرگ نشده، به خوبی تربیت میشود و به این ترتیب بالا میرود و قد میکشد.
چو مخصوص گشتی به انعام شاهبه انعام او کن به عزت نگاه
هوش مصنوعی: وقتی که به خاطر لطف و توجه شاه مورد توجه ویژهای قرار گرفتی، باید به خاطر این محبت با احترام و عظمت برخورد کنی.
ز مردم مکن آن کرامت نهانمباهات کن زان عطا بر جهان
هوش مصنوعی: از مردم چیزی را که به خدایی خود دادهای، پنهان نکن و از آن هدیهای که به تو رسیده است، با افتخار در جهان بگو.
از آثار نعمت که پیدا کنیدل دشمن از غصه شیدا کنی
هوش مصنوعی: اگر به نعمتهایی که داری دقت کنی، میتوانی دل دشمن را از غم و حسرت پر کنی.
چو پنهان کنی نعمت پادشاهمزاج عنایت بگردد ز راه
هوش مصنوعی: وقتی نعمتهای پادشاه را پنهان کنی، عنایت و محبت او از تو دور میشود.
به کفران نعمت تصور کنددماغش ز نخوت تهور کند
هوش مصنوعی: آدمی که نعمتها و خوبیها را نادیده میگیرد و به خاطر خودبزرگبینی و غرور، جسارت میکند، در واقع از درک ارزشهای زندگی بازمانده است.
به بیالتفاتی شوی متهمدلالت کند بر غرور تو هم
هوش مصنوعی: اگر به چیزی توجه نکنید، این ممکن است نشاندهندهی خودبزرگبینی و غرور شما باشد.
لقب بی مروت نهندت کرامکه کردست بر خویش نعمت حرام
هوش مصنوعی: لقب بیرحم و بیاحساس به تو میدهند، چون خود را از نعمتها محروم کردهای.
چو خود را به ظاهر بیاراستیگواه است بر باطنت راستی
هوش مصنوعی: اگر خود را به زیبایی و ظاهری آراستهای، این نشانهای است از درونت که راست و درست است.
چو ظاهر کنی بر خود انعام شاهزیادت شود بر تو اکرام شاه شود
هوش مصنوعی: اگر بر خود زیبایی و زیبندهگی را آشکار کنی، مورد توجه و احترام بیشتری از جانب شاه قرار خواهی گرفت.
وگر باز پوشی به بیچارگیبر تو در بسته یکبارگی
هوش مصنوعی: اگر دوباره در برابر مشکلات و بیچارگیها دست به خودداری بزنید، ممکن است همهچیز ناگهان بر شما بسته و ناتمام بماند.