شمارهٔ ۳۹
هوش مصنوعی: این شعر به موضوعاتی چون جوانی، لذت زندگی، و زیباییهای طبیعت میپردازد. شاعر از می نوشیدنی سخن میگوید که نماد حیات و شادی است و به اهمیت لذت بردن از زندگی تأکید میکند. او همچنین به زیبایی باغها و گلها اشاره میکند و میخواهد سلامی به باغبان برساند تا اجازه تفرج در این زیباییها را بگیرد. همچنین، شاعر به تضاد بین رعد و برق و دل نازک خود اشاره میکند که از هول و وحشت میزند. او با بیتوجهی به اعتراضات دیگران، بر لزوم توجه به واقعیتهای زندگی و لذتهای آن تأکید دارد. در نهایت، شاعر نقش قدرت و آگاهی را در زندگی انسانها متذکر میشود و دعوت به سکوت و مراقبت برای حفظ ارزشها را مطرح میکند.
زمانه باز جوان کرد پیرزالِ جهان رابیار می که حیات از می است پیرو جوان را
هوش مصنوعی: زمانه دوباره به پیرمردان جوانی بخشیده است. بیا می بخور که زندگی از شراب است و جوانی را به پیروانش هدیه میکند.
مگر تتبّعِ من می کند سحاب به نیسانکه وقفِ طرفِ چمن کرد چشم ژاله فشان را
هوش مصنوعی: آیا ابرها در بهار، با باران خود به من میرسند و چشمان براق و روشن را که در کنار چمن ایستادهاند، میدرخشند؟
ببین بساطِ بساتین ز گونه گونه ریاحینبه چشم تجربه اعجوبهٔ زمین و زمان را
هوش مصنوعی: نگاهی به زیباییهای طبیعت بینداز، جایی که انواع مختلف گلها و گیاهان در کنار هم قرار گرفتهاند. با دیدن این منظرههای شگفتانگیز، میتوان زیباییهای جهان را که همواره در حال تغییر و تحول است، به وضوح مشاهده کرد.
به چشم بر سرِ گل می کند نثار لآلیصباح از آن صدفِ غنچه باز کرد دهان را
هوش مصنوعی: به چشمان گل، مرواریدهای صبح نثار میشود، چون صدف غنچهای، دهانش را باز کرده است.
شکیب چند کند بلبل اختیار ندارداگر ز بی خبری فاش کرد رازِ نهان را
هوش مصنوعی: بلبل چقدر میتواند صبر کند وقتی که نمیتواند خود را کنترل کند و از روی نادانی راز پنهانی را فاش کند.
به باغبان که رساند سلامِ من که اجازتنمی دهی که تفرّج کنند سرو روان را
هوش مصنوعی: به باغبان بسلام برسان که چرا اجازه نمیدهی سروهای سرسبز در باغ به تفرج بپردازند؟
دل ضعیف من از هول بانگ رعد بترسدبیار و بر سر من کش سبک شراب گران را
هوش مصنوعی: دل ضعیف من از صدای ترسناک رعد میترسد. بیا و با احتیاط، یک لیوان از شراب خوش طعم و تند را برای من بیاور.
حکیم می کده از بهر اعتبار اطبّابه جام باده مداوا کند چنین خفقان را
هوش مصنوعی: حکیم در میخانه برای نشان دادن اعتبار پزشکان، با نوشیدن جامی از شراب، این نوع خفقان و فشار را تسکین میدهد.
ز دست حور وشی حالیا به نقد خوش آیدمی و مشاهده ما را و نسیه اهل جنان را
هوش مصنوعی: در حال حاضر، مزه خوش شراب و دیدن ما به مراتب از زیباییهای بهشتی ارزش بیشتری دارد.
ز تیر طعنه چه ترسم چرا سجود نیارمکشیده تا بنِ گوش ابروانِ هم چو کمان را
هوش مصنوعی: من از طعنهها و تیرهایی که به سوی من پرتاب میشود، نمیترسم. چرا باید به زمین بیفتم و سجده کنم، در حالی که ابروان کسی که به زیبایی همچون کمان است به من نزدیک است؟
من التفات ندارم به اعتراضِ مقلّدکه اعتبار نباشد مزخرفاتِ چنان را
هوش مصنوعی: من به اعتراضهای کسانی که فقط از روی تقلید مینالند توجهی ندارم، چون اعتباری برای حرفهای بیاساس آنها قائل نیستم.
نزاریا سر دار آمده ست افسر مرداناگر نداری ای سر نگاه دار زبان را
هوش مصنوعی: نزدیک است که بزرگمردان به میدان بیایند، پس اگر توانایی مقابله نداری، بهتر است حرفی نزن و خاموش بمان.